جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  103 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  244 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  160 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  191 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
گودریک کمپانی
ارسال شده در: دوشنبه 17 اردیبهشت 1403 00:46
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
در انتهای کوچه دیاگون، جایی که به ندرت کسی پا بدان جا میگذاشت، محوطه ای بزرگ با دری شکسته وجود داشت که بالای آن در، تابلویی کج و معوج و رنگ و رو رفته نصب شده بود و با خطی خرچنگ قورباغه رویش نوشته شده بود: گــودریـــک کـــمـــپـــانــــی.

داخل آن محوطه سه نفر نشسته بودند و طبق معمول مگس میپراندند.
جیم () جِیک () و جولی ().
جیم مشغول ور رفتن با کاغذ پوستی هایی بود که جلویش وجود داشت. همینطور در ذهنش مدام حساب و کتاب میکرد. کمی که گذشت، اعصابش خورد شد و کاغذ پوستی ها را از روی میز به زمین ریخت و خطاب به جِیک گفت:
- امروزم خبری نبود؟
_ نه بــابـــا! هیچ سفارشی نداشتیم!
_ یعنی ملت دیگه به خدمات دزدی و کلاهبرداری نیاز ندارن؟
_ چه میدونم!
_ جولی نظرت چیه؟

نگاه جولی به روزنامه پیام امروزی افتاد که جلویش بود، کمی مکث کرد و سپس پاسخ داد:
_ من میگم باس بزنیم تو یه کار بزرگتر! ببین اینجا چی نوشته: گفته که علاوه بر گنجینه های سابق، شمشیر گودریک گریفندور هم جدیدا منتقل کردن به گاوصندوق های زیرزمینی گرینگوتز!
_ همونا که محافظش اژدها هم هست؟
_ آره فک کنم!

در این لحظه، جِیک آب دهانش را قورت داد و گفت:
_ خطــ...هــــر...رررر...هــووووف...را.....ری...نــــی...

جیم:
_ چرا صدات درنمیاد؟ خروسک گرفتی؟

جولی:
_ بچه مون ترسیده!

جِیک:
_ بروووو... بابا... من...فقط...اژدها... یه کم....

در همین حین ناگهان صدای هوهوی جغدی از بیرون آمد و جِیک صحبتش را ناتمام گذاشت و مثل فشفشه به سمت در دوید، آن را باز کرد و بیرون رفت. جیم و جولی هم که تعجب کرده بودند به دنبالش رفتند. آن ها با تعجب مشاهده کردند که جِیک مدام بالا و پایین میپرید و سعی میکرد پای جغد را بگیرد و او را پایین بکشد، اما جغد جاخالی میداد و سعی میکرد فرار کند!

بالاخره جِیک یکی از پاهای جغد را گرفت اما او با منقار به دست جِیک زد و خود را از دست او خلاص کرد و کمی که ارتفاع گرفت بلافاصله در وسط سر جِیک، یک ریغ کوچک زد و با سرعت تمام و هوهویی که نشان از خوشحالی داشت از موقعیت گریخت.

جِیک با سر و رویی ریغی () به سمت دوستانش برگشت.
جولی:
_ خوشتیپ پسر! این چه کاری بود؟

جِیک:
_ خیال کردم زنم سوزان، نامه فرستاده. قرار بود بهم خبر بده که سریع بریم یه مسافرت یهویی!

جیم:
_ عجب! در نتیجه دیگه نمیتونستی با ما به گرینگوتز بیای و با اژدها روبرو بشی! ... حیف شد، حالا اجبارا دیگه باید بیای! تازه به اطلاعت میرسونم که میگن غیر اژدها چیزای دیگه هم داره اونجا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آکی سوگیاما در 1405/2/20 21:00:03