جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  76 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  192 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  210 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  303 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  205 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: نامه‌های زندانیان
ارسال شده در: پنجشنبه 22 آبان 1404 14:56
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین

آلبوس عزیز

امیدوارم وقتی این نامه را می‌خوانی اوضاعت در الف دال خوب باشد و توانسته باشی اعضای بیشتری را دور خودت جمع کنی.

در اینجا شرایط آرام است و من فرصت زیادی برای فکر کردن پیدا کرده ام. خانم لسترنج با حساسیت و شیوه خاص خودش همه چیز را مدیریت میکند و واقعا باید اعتراف کنم که در کار خودش مهارت دارد.

باید اعتراف کنم که وزارت جدید عملکرد خیلی خوبی در سازماندهی اوضاع آزکابان داشته و روند کار خیلی بهتر شده است. هوا کمی سردتر از حد معمول است، اما در عوض یاد میگیری که در هر شرایطی باید محکم بمانی. هرچند همانطور که می‌دانی من هم خیلی علاقه‌ای به هوای گرم ندارم و اگر به جای سرمای زیاد، گرمای طاقت‌فرسا داشتیم قطعاً می‌گفتم افتضاح است!

سکوت طولانی و آرامشی که در سلولی که برای من انتخاب شده، دارم باعث می‌شود تا به عملکرد خودم بیشتر فکر کنم. حالا می‌فهمم که وزیر و البته معاونش، نقشی در اتفاقات بین مرگخواران و محفلی‌ها نداشته‌اند و فقط تلاش می‌کردند قبل از آنکه دیر شود، شرایط را از حالت جنگی خارج کنند.

در صحبت‌های طولانی که با خانم لسترنج داشتم موارد زیادی نمانده که برایم روشن نشده باشند و حالا مطمئنم که دیگر نباید نگرانی خاصی از طرف ایشان داشته باشیم.

از آنجایی که زمان در آزکابان شکل عجیبی دارد، نمی‌دانم دقیقا چه ساعتی است. ای کاش ساعت جیبی‌ام را به همراه داشتم تا کمکم می کرد از گذر روزها اطلاعات بیشتری به دست بیاورم.

در نهایت امیدوارم به زودی همه چیز ختم به خیر شود و به من هم گفته شده که به زودی آزاد خواهم شد. پس شما هم تا آن موقع از خودتان مراقبت کنید!

با احترام
آلستور مودی

پاسخ: نامه‌های زندانیان
ارسال شده در: چهارشنبه 21 آبان 1404 17:56
نمایش جزئیات
آفلاین
پرنلِ عزیز،
سلام از اتاق سرد شماره‌ ی ۲۳.
اینجا یه چیز هایی دارن که حتی منِ کیمیاگرم نتونستم فرمولش رو در بیارم. مثلا بوی ترکیبی از جوراب خیس، جادوگر ناامید، و شاید کمی مرگ؟ به‌ هرحال، یه عطر خاصه.

دمنتور ها اینجا نقش تهویه هوا رو دارن. هر وقت زیادی خوشحال میشی، میان تا مطمئن شن حالت دوباره طبیعیه. من دیشب خندیدم؛ فقط چون یکی از نگهبان‌ ها زمین خورد. پنج دقیقه بعد، یه دمنتور اومد و تا صبح حسرت اون خنده رو خوردم.

راستش پرنل، جاودانگی بدون چای داغ و تو هیچ ارزشی نداره. فهمیدم سنگ جادو، فقط یه سنگه اگه کسی نباشه که بگه "چایی ات یخ کرد، نیکلاس".
اینجا وقت زیادی دارم برای فکر کردن. مثلا اینکه اگه همه‌چیز ارتعاشه، پس این سر درد من دقیقا با چی هماهنگه؟

پس فردا دمنتورا میرن مرخصی، اون موقع می‌ خوام امتحان کنم ببینم هنوز می‌ تونم با یه تیکه صابون و یه قاشق چایی‌ خوری طلا درست کنم یا نه. اگه تونستم، اسمش رو می‌ذارم "طلای افسرده" و باهاش برمی‌گردم پیشت. اگه نشد هم خب، حداقل صابون دارم.
به گربه‌ مون بگو نگران نباشه. من بالاخره یه راهی برای فرار پیدا می‌کنم. شاید از دیوار، شاید از ذهن، شاید هم از شوخی با خود مرگ.
تا اون موقع، نذار کسی جای من چای درست کنه. هیچ‌ کس به اندازه‌ ی من اندازه‌ ی فنجون تو رو بلد نیست.

با عشق و کمی قارچ روی دیوار،
نیکلاس
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
نامه‌های زندانیان
ارسال شده در: چهارشنبه 21 آبان 1404 15:07
نمایش جزئیات
آفلاین
زندانیان آزکابان با دل‌های شکسته یا امید‌ی که در دل خویش دارند، نامه‌ای برای چند لحظه فرار از افسردگی یا فراموشی‌ دردهای وجودشان یا شاید گرم نگه‌داشتن ایمان قلبشان می‌نویسند.

اینجا نامه‌های افراد طرد شده‌ای را می‌خوانید به عزیزانشان.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:30:05