آلبوس عزیز
امیدوارم وقتی این نامه را میخوانی اوضاعت در الف دال خوب باشد و توانسته باشی اعضای بیشتری را دور خودت جمع کنی.
در اینجا شرایط آرام است و من فرصت زیادی برای فکر کردن پیدا کرده ام. خانم لسترنج با حساسیت و شیوه خاص خودش همه چیز را مدیریت میکند و واقعا باید اعتراف کنم که در کار خودش مهارت دارد.
باید اعتراف کنم که وزارت جدید عملکرد خیلی خوبی در سازماندهی اوضاع آزکابان داشته و روند کار خیلی بهتر شده است. هوا کمی سردتر از حد معمول است، اما در عوض یاد میگیری که در هر شرایطی باید محکم بمانی. هرچند همانطور که میدانی من هم خیلی علاقهای به هوای گرم ندارم و اگر به جای سرمای زیاد، گرمای طاقتفرسا داشتیم قطعاً میگفتم افتضاح است!
سکوت طولانی و آرامشی که در سلولی که برای من انتخاب شده، دارم باعث میشود تا به عملکرد خودم بیشتر فکر کنم. حالا میفهمم که وزیر و البته معاونش، نقشی در اتفاقات بین مرگخواران و محفلیها نداشتهاند و فقط تلاش میکردند قبل از آنکه دیر شود، شرایط را از حالت جنگی خارج کنند.
در صحبتهای طولانی که با خانم لسترنج داشتم موارد زیادی نمانده که برایم روشن نشده باشند و حالا مطمئنم که دیگر نباید نگرانی خاصی از طرف ایشان داشته باشیم.
از آنجایی که زمان در آزکابان شکل عجیبی دارد، نمیدانم دقیقا چه ساعتی است. ای کاش ساعت جیبیام را به همراه داشتم تا کمکم می کرد از گذر روزها اطلاعات بیشتری به دست بیاورم.
در نهایت امیدوارم به زودی همه چیز ختم به خیر شود و به من هم گفته شده که به زودی آزاد خواهم شد. پس شما هم تا آن موقع از خودتان مراقبت کنید!
با احترام
آلستور مودی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



