لوپین که متوجه گمراهی من شده بود جلو امد و گفت.
_ به به سلام شما باید سال اولی باشی درست می گم؟
نگاهی به رو به رویم کردم که مردی نسبتا میان سال رو دیدم و گفتم
_ ب.. بله درسته می خواستم برم کوچه دیاگون
لوپین لبخندی زد و گفت
_ می تونم کمکت کنم، کمک لازم داری؟
نگاهی به او انداختم و گفتم
_ بله خوشحال می شم
لوپین با چوبدستی اش ضربه ای به دیوار زد و دیوار از هم شکافت، آجر ها یکی پس از دیگری کنار می رفتند تا بالاخره خیابان شلوغی جلویم نمایان شد.
با خوشحالی گفتم
_ اوه ممنونم
لوپین لبخندی زد و گفت
_ موفق باشی
در هنگام رفتن از او پرسیدم
_ راستی شما کی هستید؟
لوپین لبخندی زد و گفت
_ ریموس لوپین هستم
و رفت.
من هم با تعجب نگاه به آن خیابان شلوغ کردم از دیوار رد شدم و دیوار پشت سرم بسته شد.
---
شروع رولت به همراه توصیفاتی که قبل از هر دیالوگ آوردی رو دوست داشتم. ولی یکم سریع ماجرا رو پیش بردی. میتونی همین رول رو دوباره بنویسی، اما لطفا یکم بیشتر از ارتباطی که با لوپین برقرار میکنی بنویس. مثلا تا رسیدن به دیوار مکالمه بیشتری بینشون شکل بده یا توصیفات بیشتری از اون چه که شخصیتت برای اولین بار تو پاتیل درزدار میبینه و با لوپین در میون بذاره بنویس، یا هرجور دیگهای که خلاقیت خودت صلاح میدونه. نمیخوام خیلی طولانیش کنی، همین که یه ذره بیشتر از لوپین بنویسی کافیه.
این دو نکته رو هم لطفا توی پستت رعایت کن. هیچ جملهای رو بدون علائم نگارشی رها نکن. بنابراین مثلا بعد از "گفت" باید دو نقطه (:) بذاری. بعد از "پرسید" علامت سوال (؟) و به همین شکل برای باقی جملات از نقطه، علامت تعجب و... استفاده کن. همچنین دیالوگ با خط تیره (-) شروع میشه. یعنی به این شکل:
نقل قول:
لوپین لبخندی زد و گفت
_ ریموس لوپین هستم
لوپین لبخندی زد و گفت:
- ریموس لوپین هستم!
فعلا تایید نشد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


.




