اینستاگرام
آنلاینها
31 کاربر(ها) آنلاین هستند (2 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
30
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
تلما هلمز
مدیر خزانه دیوان جادوگران
جادوگر
مرگخوار
شـاغـل
جادو آموخته
بانکدار گرینگوتز
گریفیندور
نام: تلما هلمز
ردهی خونی: اصیلزاده
گروه هاگوارتز: تلما بهخاطر جسارت مثالزدنیش، به گروه گریفیندور فرستاده شد!
جبهه: مرگخوار
حیوان خانگی: یه روباه نارنجی به اسم میرا که از بچگیش پیش تلماست.
پاترونوس: خیلی به روی خودش نمیاره ولی پاترونوسش یه روباه برفی زیباست.
بوگارت: بزرگ ترین ترسی که تلما توی زندگیش داره اینه که دیگه اونی که الان هست نباشه؛ بوگارتش یه تلما ترسوی نادونه که متوجه خطرات اطرافش نیست و به محفل ققنوس ملحق شده.
ویژگیهای ظاهری: تلما یه دختر به نسبت قد بلنده؛ موهای خرماییش بیشتر اوقات بازه و روی شونههاش ریخته. چشمهای قهوهای سوختهای داره و اگه به صورتش دقت کنی، کک و مک های ریزی روی گونههاش میبینی.
ویژگی خاص: تلما جانورنمای روباهه؛ هر وقت احسلساتش از کنترل خارج میشن، تبدیل به یه روباه نارنجی میشه.
زندگینامه: تلما بعد مرگ ناگهانی پدرش توی پنج سالگی، به همراه مادرش به یه کلبهی کوچیک توی جنگل نقل مکان میکنن. اما مدت زیادی از اقامتشون نمیگذره که مردم روستای نزدیکشون که اونها رو نحس و بد یمن میدونستن، شبونه کلبهشون رو به آتیش میکشن. اون شب تلما نجات پیدا میکنه، اما مادرش توی اون آتیشسوزی میمیره.
وقتی که توی شیش سالگی والدینش رو از دست میده، پدربزرگ و مادربزرگ پدریش، سرپرستی اون رو به عهده میگیرن. با اینکه مادربزرگ تموم تلاشش رو برای محافظت از اون میکنه، اما رفتارهای سرد و آموزههای پدربزرگش، باعث بهوجود اومدن شخصیت امروزهی تلما میشه.
تلما که بهخاطر سختگیریها هیچ دوستی بهجز میرا نداشت، وابستگی شدیدی به روباهش پیدا میکنه و روز به روز، شباهتش به اون بیشتر میشه. با گذشت زمان، تلما تحت فشارها و... اعتماد خودش رو نسبت به همه از دست میده؛ و پارانویاش از همونجا شروع میشه.
تلما که تازه وارد بیستوهشت سالگی شده، نه تنها پارانویاش رو درمان نکرده، بلکه بدتر هم شده!
حالا همه اون رو به شکاک بودن میشناسن و خودش هم هیچ مشکلی با این مسئله نداره. اهمیتی هم به نظر اطرافیانش درباره این اخلاقش نمیده. همیشه یه ذرهبین بزرگ همراه داره تا اگه لازم بود، برای پیدا کردن سرنخ ها ازش استفاده کنه. توی اوقات فراغتش هم به حل پرونده های ماگلها که به شکل نامعلومی به دستشون میاره، میپردازه. با اینکه بیشتر وقت ها به چیزای الکی مشکوک میشه و دردسر میسازه، هیچوقت قصد نداره این خصوصیتش رو ترک کنه. گاهی اوقات اونقدر مشکل به بار میاره که مجبور شده به انواع تراپیست های جادویی و غیرجادویی مراجعه کنه که درنهایت با یه کلمه مواجه بشه:
البته خیلی براش مهم نیست. اکثرا وقتی داره از اتاق دکتر میاد بیرون، تموم نسخه هارو توی سطل زباله میریزه و درحالی که نگاه مشکوکی بهمنشی مطب میندازه، از اونجا خارج میشه.
اما طوری که به نظر میاد انگار آخر سر این پارانویا کار دستش میده و از عمارت ریدل میندازنش بیرون! نمایش بیشتر
ردهی خونی: اصیلزاده
گروه هاگوارتز: تلما بهخاطر جسارت مثالزدنیش، به گروه گریفیندور فرستاده شد!
جبهه: مرگخوار
حیوان خانگی: یه روباه نارنجی به اسم میرا که از بچگیش پیش تلماست.
پاترونوس: خیلی به روی خودش نمیاره ولی پاترونوسش یه روباه برفی زیباست.
بوگارت: بزرگ ترین ترسی که تلما توی زندگیش داره اینه که دیگه اونی که الان هست نباشه؛ بوگارتش یه تلما ترسوی نادونه که متوجه خطرات اطرافش نیست و به محفل ققنوس ملحق شده.
ویژگیهای ظاهری: تلما یه دختر به نسبت قد بلنده؛ موهای خرماییش بیشتر اوقات بازه و روی شونههاش ریخته. چشمهای قهوهای سوختهای داره و اگه به صورتش دقت کنی، کک و مک های ریزی روی گونههاش میبینی.
ویژگی خاص: تلما جانورنمای روباهه؛ هر وقت احسلساتش از کنترل خارج میشن، تبدیل به یه روباه نارنجی میشه.
زندگینامه: تلما بعد مرگ ناگهانی پدرش توی پنج سالگی، به همراه مادرش به یه کلبهی کوچیک توی جنگل نقل مکان میکنن. اما مدت زیادی از اقامتشون نمیگذره که مردم روستای نزدیکشون که اونها رو نحس و بد یمن میدونستن، شبونه کلبهشون رو به آتیش میکشن. اون شب تلما نجات پیدا میکنه، اما مادرش توی اون آتیشسوزی میمیره.
وقتی که توی شیش سالگی والدینش رو از دست میده، پدربزرگ و مادربزرگ پدریش، سرپرستی اون رو به عهده میگیرن. با اینکه مادربزرگ تموم تلاشش رو برای محافظت از اون میکنه، اما رفتارهای سرد و آموزههای پدربزرگش، باعث بهوجود اومدن شخصیت امروزهی تلما میشه.
تلما که بهخاطر سختگیریها هیچ دوستی بهجز میرا نداشت، وابستگی شدیدی به روباهش پیدا میکنه و روز به روز، شباهتش به اون بیشتر میشه. با گذشت زمان، تلما تحت فشارها و... اعتماد خودش رو نسبت به همه از دست میده؛ و پارانویاش از همونجا شروع میشه.
تلما که تازه وارد بیستوهشت سالگی شده، نه تنها پارانویاش رو درمان نکرده، بلکه بدتر هم شده!
حالا همه اون رو به شکاک بودن میشناسن و خودش هم هیچ مشکلی با این مسئله نداره. اهمیتی هم به نظر اطرافیانش درباره این اخلاقش نمیده. همیشه یه ذرهبین بزرگ همراه داره تا اگه لازم بود، برای پیدا کردن سرنخ ها ازش استفاده کنه. توی اوقات فراغتش هم به حل پرونده های ماگلها که به شکل نامعلومی به دستشون میاره، میپردازه. با اینکه بیشتر وقت ها به چیزای الکی مشکوک میشه و دردسر میسازه، هیچوقت قصد نداره این خصوصیتش رو ترک کنه. گاهی اوقات اونقدر مشکل به بار میاره که مجبور شده به انواع تراپیست های جادویی و غیرجادویی مراجعه کنه که درنهایت با یه کلمه مواجه بشه:
"پارانوئید"
البته خیلی براش مهم نیست. اکثرا وقتی داره از اتاق دکتر میاد بیرون، تموم نسخه هارو توی سطل زباله میریزه و درحالی که نگاه مشکوکی بهمنشی مطب میندازه، از اونجا خارج میشه.
اما طوری که به نظر میاد انگار آخر سر این پارانویا کار دستش میده و از عمارت ریدل میندازنش بیرون! نمایش بیشتر
شخصی
محل زندگی
من دور شو! تو خیلی مشکوکی!
منطقهی زمانی
(GMT+3:30) تهران
علاقهمندیها
ارباب، روباهش، پروندههای ماگلی، ذرهبین!
نام کاربری
تلما.هلمز
اجتماعی
شغل
مدیر خزانه دیوان جادوگران، ارشد گریفیندور، کدخدای هاگزمید، بانکدار گرینگوتز
پیامها
453
امضا
Certainty is a delightful illusion
افتخارات
نشان
فعالترین عضو فصل
افتخارات
فعالترین عضو گریفیندور
ثروت
479 گالیون
چوبدستی
انرژی جادویی
70 واحد
تاریخچه تراکنشهای گالیون
در حال بارگذاری...
انجمن
پیام امروز
نظرها
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

1405/4/25 16:39:55