جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

35 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
32 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

  • دنیای جادوگری
کارگاه داستان‌نویسی

ر.ا.ب - فصل 5

. رزینا تقریبا نا خداگاه به طرف میز تحریر کشانده شد . در روی همه ی کاغذ ها چشمش به نقشه ای افتاد که مکانی در کنار دریایی با جوهر قرمز علامت زده شده بود . آن را برداشت تا نگاهی دقیق تر به آن بکند ولی قبل از آنکه چیزی جز منطقه ی شمالی لندن را تشخیص دهد صدای پله ها افکارش را قطع کرد. و صدای لردسیاه...

149  بدون نظر  13 تیر 1386 3:19 بعد از ظهر شاهزاده_دورگه
کارگاه داستان‌نویسی

سیاهی شب...

430 12 تیر 1386 3:37 بعد از ظهر  8 نظر 
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و زندانیان تالار ------ فصل سوم!

لرد ولدمورت نابود شده است.هری پاتر به هاگوارتز باز میگردد اما نه به عنوان یک دانش اموز بلکه به عنوان معلم دفاع در برابر جادوی سیاه. آیا گفته ی بسیاری از جادوگران مبنی بر نفرین شدن این درست درست است یا چیز دیگری پشت ماجراست؟؟؟ اگر میخواهید پاسخ آن را پیدا کنید پس این داستان را دنبال کنید

220  ۱ نظر  11 تیر 1386 6:36 بعد از ظهر ریموس لوپینold
کارگاه داستان‌نویسی

دراکو و مالفوی و راز نهفته!(فصل دوم)

دراکو مالفوی و دوستانش در هاگوارتز در تلاش هستند که راز هری پاتر و دوستانش را کشف کنند..در تهیه فصل اول،ایگور کارکاروف،تئودور نات،لوسیوس مالفوی و مورگان الکتو شرکت کرده اند!

386  ۱ نظر  09 تیر 1386 10:15 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
کارگاه داستان‌نویسی

ر.ا.ب - فصل 4

در خانه با صدای تقی باز شد و رزینا به سرعت با چوبدستی آماده وارد شد و در را بست . در خانه ی آرماندا بلک یا تونکس آثار درگیری به چشم می خورد . پنچره شکسته بود . تکه هایی از سقف ریخته بود و خورده های لوسر شکسته زمین را فرش کرده بود . .....

169  بدون نظر  09 تیر 1386 2:02 بعد از ظهر شاهزاده_دورگه
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و زندانیان تالار ------ فصل دوم!

لرد ولدمورت نابود شده است.هری پاتر به هاگوارتز باز میگردد اما نه به عنوان یک دانش اموز بلکه به عنوان معلم دفاع در برابر جادوی سیاه. آیا گفته ی بسیاری از جادوگران مبنی بر نفرین شدن این درست درست است یا چیز دیگری پشت ماجراست؟؟؟ اگر میخواهید پاسخ آن را پیدا کنید پس این داستان را دنبال کنید

277  6 نظر  05 تیر 1386 4:25 بعد از ظهر ریموس لوپینold
کارگاه داستان‌نویسی

دراکو و مالفوی و راز نهفته!(فصل اول)

دراکو مالفوی و دوستانش در هاگوارتز در تلاش هستند که راز هری پاتر و دوستانش را کشف کنند..در تهیه فصل اول،ایگور کارکاروف،آنتونین دالاهوف،لوسیوس مالفوی و سوروس اسنیپ شرکت کرده اند!

1230  5 نظر  02 تیر 1386 11:03 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و زندانیان تالار ------ فصل اول!

لرد ولدمورت نابود شده است.هری پاتر به هاگوارتز باز میگردد اما نه به عنوان یک دانش اموز بلکه به عنوان معلم دفاع در برابر جادوی سیاه. آیا گفته ی بسیاری از جادوگران مبنی بر نفرین شدن این درست درست است یا چیز دیگری پشت ماجراست؟؟؟ اگر میخواهید پاسخ آن را پیدا کنید پس این داستان را دنبال کنید

258  6 نظر  02 تیر 1386 2:59 بعد از ظهر ریموس لوپینold
اطلس هری پاتر

قاموس افسون‌ها – (B)

نام: نفرین وراجی [Babbling Curse] ورد: نامعلوم کاربرد: اثر دقیق این نفرین ذکر نشده، اما میتوان گفت که منجر به وراجی و یاوه گویی قربانی میشود. نمونه: · لاکهارت این نفرین را بر سر یک روستایی ساده ترنسیلوانیایی آورد. (ت.ا.10) *** نام: بدشانسی معکوس (بازگشت افسون به افسونگر) [Backfiring Jinx] ورد:...

686  4 نظر  31 خرداد 1386 6:03 بعد از ظهر کارادوک دیربورن
نقد ادبی، تجزيه و تحليل

روی دادهای کتاب هفتم از نظر جادوگرانی ها

همانطور که شاهد هستیم ، با نزدیک تر شدن زمان انتشار کتاب هفتم ، هری پاتر و قدیس های مرگبار ، تب و تاب هری پاتریست های جهان ، بالاخص هری پاتریست های سایت جادوگران افزایش میابد . پیام های متعدد و کامل درباره کتاب هفتم ، تاپیک های فراوان با موضوعات کتاب هفتم و نظرات این چنینی گواه بر این موضوع...

500  22 نظر  30 خرداد 1386 1:22 قبل از ظهر پرسی ویزلی
کارگاه داستان‌نویسی

نور و سایه

این یک داستان غیر واقعی و درام از دوستی یک مرگخوار و یک محفلیه که پایان تلخی هم داره.دستمال کاغذیا آماده؟3،2،1؛دِ برو که رفتیم!

313  3 نظر  27 خرداد 1386 2:09 بعد از ظهر سلسیتنا واربکold
کارگاه داستان‌نویسی

نیروی اتحاد

هری آشفته به دو همراهش گفت:زود باشید باید از هم جدا شیم.هرمیون برو تو اون کوچه و تو رون برو توی اون سمت.اینطوری نمیتونن تعقیبمون کنن . هرمیون با نگرانی گفت:ولی هری تنها با هم بودنه که نجاتمون میده . هری در حالی که دوان دوان دور میشد فریاد زد:الزاما نه همیشه.برو هرمیون . سلستینا،آنتونین و تئودور که...

267  3 نظر  23 خرداد 1386 12:50 بعد از ظهر سلسیتنا واربکold
خوراک RSS