اینستاگرام
آنلاینها
194 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
192
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مقالهها
چرا هری پاتر رو دوست داری؟
راستش همینطوری با خودم نشسته بودم داشتم تو سایت میچرخیدم که به این مطلب به فکرم اومد که چرا اینهمه کاربر همه طرفدار هری پاتر اند و براش وقتهای زیادی رو صرف می کنند.
خودم هنوز به دلیل اصلی نرسیدم ولی شاید یکی از عوامل زیر باشه.
1.اکثر ما در دوران کودکی دلمان میخواست تا نیروهای خارق العاده در اختیار داشته باشیم؛ شاید هری پاتر را کودکی مثل خودمان دیدیم که این نیروها را بدست آورده و در مقابل با بدی از آن استفاده میکند، کودکی که جادوگر بود و سرپرستانش می گفتند که جادو وجود ندارد مثل اکثر ما.
2.شاید به دلیل اینکه قهرمان ما یک سوپر هیومن نیست و تمام داستان با قهرمان بازیهایش به پایان نمیرسد مثل اسپایدرمن و یا مثل سوپرمن و .... یک تنه تمام داستان بر روی دوش هری نیست.
3. بدی خیلی زیاد قدرتمند است و کار نابودی آن به سادگی نیست جان پیچها قدرت زیاد لرد و پیروانش و اینکه اونها آدم میکشند ولی محفلی ها آدم نمیکشند.
4. هاگوارتز جایی برای یادگیری جادوگری مدرسهای بزرگ که در اون جادوگر آماده میشود. مکانی که اغلب ما آرزو میکنیم در آن باشیم تا جادوگری را یاد بگیریم.(من که آرزوم شما رو نمیدونم.)
5. وسایل جادویی موجودات جادویی ققنوس چوب جادوگری مغازه ی شوخی ویزلیها ، گالیونها و مواد و گیاهان جادویی، معجونها و تمام وسایلش
6.دنیایی که مانند دنیا ما است ولی افراد موجود در آن ماگل یا بقول بعضیها غیرجادویی نیستند جادوگران و ساحرههايی در آن با جادو زندگی می کنند: زندگی جادویی
7.مکانهاش کوچه ی دیاگون هاگزمید وزارتخانه و تمام جاهای که یکجور به جادو ربط پیدا میکنند مثل ایستگاه قطار و جنگل ممنوعه
8. زیبایی قلم رولینگ و ربط دادن تمام ماجراهای به هم و پیچ در پیچ بودن داستان ماجرایی از نوعی که بشود باور کرد؛ در داستان، خود قهرمان هم به سادگی از موضوعات سر درنمیآورد.
9.افرادی که در داستان وجود دارند شخصیتهای دوست داشتنی و یا افرادی که بعضی ازشون خوششون میاد مثل ولدمورت.
10.شاید به خاطر درسهایی که وجود دارند جادوي سياه یا تغییر معجونها و شاید افسونها، هربالوژی و ...
11.شایدم رولیگ نویسنده ی خوبی هست که ما رو طرفدار هری کرده. منظورم ذهن خلاقش نیست،سبک نوشتنش هست.
دیگه دلیلی ندارم ولی دلیلهای که به ذهنم خورد رو نوشتم شاید شما هم دلایلی داشته باشید؟؟
ممنون که مقالم رو خوندید. خوشحال میشم نظراتتان رو بخونم.
قربانتان محسن
خودم هنوز به دلیل اصلی نرسیدم ولی شاید یکی از عوامل زیر باشه.
1.اکثر ما در دوران کودکی دلمان میخواست تا نیروهای خارق العاده در اختیار داشته باشیم؛ شاید هری پاتر را کودکی مثل خودمان دیدیم که این نیروها را بدست آورده و در مقابل با بدی از آن استفاده میکند، کودکی که جادوگر بود و سرپرستانش می گفتند که جادو وجود ندارد مثل اکثر ما.
2.شاید به دلیل اینکه قهرمان ما یک سوپر هیومن نیست و تمام داستان با قهرمان بازیهایش به پایان نمیرسد مثل اسپایدرمن و یا مثل سوپرمن و .... یک تنه تمام داستان بر روی دوش هری نیست.
3. بدی خیلی زیاد قدرتمند است و کار نابودی آن به سادگی نیست جان پیچها قدرت زیاد لرد و پیروانش و اینکه اونها آدم میکشند ولی محفلی ها آدم نمیکشند.
4. هاگوارتز جایی برای یادگیری جادوگری مدرسهای بزرگ که در اون جادوگر آماده میشود. مکانی که اغلب ما آرزو میکنیم در آن باشیم تا جادوگری را یاد بگیریم.(من که آرزوم شما رو نمیدونم.)
5. وسایل جادویی موجودات جادویی ققنوس چوب جادوگری مغازه ی شوخی ویزلیها ، گالیونها و مواد و گیاهان جادویی، معجونها و تمام وسایلش
6.دنیایی که مانند دنیا ما است ولی افراد موجود در آن ماگل یا بقول بعضیها غیرجادویی نیستند جادوگران و ساحرههايی در آن با جادو زندگی می کنند: زندگی جادویی
7.مکانهاش کوچه ی دیاگون هاگزمید وزارتخانه و تمام جاهای که یکجور به جادو ربط پیدا میکنند مثل ایستگاه قطار و جنگل ممنوعه
8. زیبایی قلم رولینگ و ربط دادن تمام ماجراهای به هم و پیچ در پیچ بودن داستان ماجرایی از نوعی که بشود باور کرد؛ در داستان، خود قهرمان هم به سادگی از موضوعات سر درنمیآورد.
9.افرادی که در داستان وجود دارند شخصیتهای دوست داشتنی و یا افرادی که بعضی ازشون خوششون میاد مثل ولدمورت.
10.شاید به خاطر درسهایی که وجود دارند جادوي سياه یا تغییر معجونها و شاید افسونها، هربالوژی و ...
11.شایدم رولیگ نویسنده ی خوبی هست که ما رو طرفدار هری کرده. منظورم ذهن خلاقش نیست،سبک نوشتنش هست.
دیگه دلیلی ندارم ولی دلیلهای که به ذهنم خورد رو نوشتم شاید شما هم دلایلی داشته باشید؟؟
ممنون که مقالم رو خوندید. خوشحال میشم نظراتتان رو بخونم.
قربانتان محسن
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر
ما در واقع در پی همزاد پنداری با شخصیت اول این سری کتاب ها خیال می کنیم که اونو دوست داریم اما در حقیقت داریم به خودمون اضحار عشق می کنیم!
دوست داشتم خیلی چیزای دیگه هم بگم اما چون می دونم در دنیای سیاه سفید خیلی از ما ها جایی برای انتقاد از خود و دیگری وجود نداره ترجیه می دم که مثل شما بگم:
من هری پاتر رو دوست دارم.
man khodam har vagt bi hosele basham tanha kari ke mikonam harry potter mikhonam adam
dar zemn to majale khondam ke to amrica doctora bara afsordeha harry potter tajviz mikonana
خوب معلومه چون که ما رو از این دنیای کسل کننده ی بی هیجان دور میکنه می بره یه جای دور ولی اون جای دور شاید وجود داشته باشه و کسایی که از وجود اون با خبرن مثل هری پاتر و امثال اون باشن
مهمترین نکات رو گفته بودی
ممنون
مخصوصا اینکه هری همیشه شجاع نیست و نمیتونه همیشه کمک کنه بلکه به کمک هم نیاز داره
ولی به نظر من هری وجود خارجی داره البته نه در یک نفر بلکه در چندین نفر وجود داره که اگه به هم برسند یک هری پاتر رو تشکیل میدن
اينکه هری هميشه يه آدم شجاع نيست که همه رو از دردسر نجات بده خيلی باحاله يعنی به قول خودت SuperHuman نيست و به کمک بقيه هم نياز داره
و مهمتر از اون سبک نوشتن رولينگه...ما اگه دقت کنيم هری پاتر جزء معدود کتابهايي که تمام سبکها توش هست:کمدی،ماجراجويي،رمانتيک و بعضی وقتها وحشت انگيز...رولينگ همه جای کتاب احساساتو خوب منتقل ميکنه و تو ميتونی همه چيزو جلوی چشمات ببيني و اين خيلی باحاله
يه چيز ديگه که من باهاش خيلی حال ميکنم اينه که رولينگ هيچ جای کتاب ننوشته که مثلاً هری نشست و گريه کرد،همه جا به طور غيرمستقيم گفته و اين خيلی روی من تاثير ميذاره
ولي ميدونستي خيتي تو روياهات گم شدي؟
البته قبول دارم.به قول سهراب:
چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد