اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
تءوری ها و استدلال حوادث بر اساس چند مرجع معتبر
1- رولینگ گفته یکی از دانش آموزان در کتاب های بعدی یکی از درس ها را تدریس خواهد کرددر این باره چند نظریه مطرح شده:
1-1 شاید این شخص نویل باشد (برای درس هربولوژی)
1-2 درس دفاع در مقابل جادوی سیاه معلم ندارد و به دلایل زیر ممکن است این درس را هری تدریس کند: الف) دامبلدور در کتاب 5 نتوانست کسی را برای این درس انتخاب کند پس در کتاب 6 هم این امکان هست. کسی این درس را نمی خواهد. ب) لوپین را حذف کنید چون او اگر می خواست همان موقع ادامه می داد ج) عملکرد هری در جلسات اد خیلی خوب بود و خیلی از بچه ها توانستند طلسمهایی را که تا به حال انجام نداده بودند یاد بگیرند. شاید هم اسنیپ به آرزوی دیرینه اش برسد و دامبلدور او را انتخاب کند!!! در کتاب 6 ممکن است جلسات اد به عنوان یکی از باشگاه های مدرسه ادامه پیدا کند. بچه ها از اسنیپ متنفرند و ترجیح می دهند یکی از خود شان به آنها درس دهد.چیز جدیدی که ممکن است در جلسات رویش تمرین کنند آنیماگوس است.
2- داستان اینکه چرا دامبلدور به اسنیپ اعتماد کرد همچنان ادامه خواهد یافت
3-دامبلدور در کتاب 5 گفته تا عکس او را از شکلات های قور باغه ای حذف نکنند ناراحت نمی شود پس شاید شکلاتهای قور باغه ای وسیلهای برای کسب اطلاعات برای او باشد یعنی مثل پورتره های مدیران سابق هگوارتز.
4-هری و والدرمور نمی توانند به وسیله چوب با هم دویل کنند چون پر فاکس که در هر دو چوب هست مانع تاثیر طلسم میشود پس مبارزه آنها با چوب نخواهد بود و هری یا والدرمور باید راه دیگری برای کشتن طرف مقابل پیدا کنند.همچنین هری قبلا هم جادوهایی را بدون استفاده از چوب انجام داده مثل ناپدید کردن شیشه در کتاب 1.
5-در ابتدای کتاب 5 دادلی پسری 10 ساله به اسم مارک اوانز را کتک میزند از تمام فرضیه های ممکن این از همه محتمل تر است که او برادر لیلی و پتونیا باشد و دایی هری.
6-بعد از مرگ سیریوس وارث اموال او هری است چون سیریوس بازمانده دیگری ندارد پس مالک گریمولد و ارباب کریچر هری خواهد بود.و برخورد هری با کریچرپس از خیانت کریچردیدنی است
7-خیلی ها فکرمی کنند در اینکه پرسی در جبهه مخالف محفل است شکی وجود ندارد.ولی ممکن است همه اینها یک پوشش باشد. اگرنامه ای که پرسی به رون نوشت را از دید دیگری بررسی کنیم اطلاعات ارزشمندی راجع به کار های آینده وزارت سحر و جادو در آن وجود دارد از جمله ، به دست گرفتن کنترل هاگوارتز توسط آمبریج ، امکان اخراج شدن دامبلدور از سمت مدیر هاگوارتز، تلاش وزیر سحر وجادو برای دیوانه نشان دادن هری ، و چیزهایی از این قبیل.شاید پرسی به عنوان یک جاسوس در وزارت برای محفل فعالیت میکند و دعوای او با خانواده و به خصوص ارتور ویزلی هم یک نمایش باشد!!!
8-پرده ای که سیریوس پشت آن افتاد هم خیلی جای بحث دارد.تا حالا در کتاب ها راجع به دفن هیچ جادوگری چیزی گفته نشده با وجودی که موقعیت آن پیش آمده (مرگ سدریک) پس ممکن است جادوگر ها پس از مرگ به پشت پرده منتقل میشوند یعنی پرده نقش یک دروازه یا حایل بین دنیای مرگ و زندگی عمل میکند.هری ممکن است به آنجا برگردد تا بتواند با سیریوس حرف بزند. در این مورد جای بحث وجود دارد.
9-به دو دلیل ممکن است آرتور ویزلی در کتاب بعدی وزیر سحر و جادو شود: الف) فاج به دلیل اینکه برگشتن والدرموررا باور نکرد و به مردم اطلاعات غلط داد از سمت خود بر کنار خواهد شد و مردم به حرف چه کسی بیشتر از دامبلدور اعتماد دارند و برای دامبلدور چه کسی بیشتر از آرتور برای این پست قابل اعتماد است؟ ب) رون در جایی از کتاب 5 میگوید:" ما همان قدر برای بردن جام شانس داریم که پدربرای اینکه وزیر سحر و جادو شود شانس دارد" و طبق سابقه قبلی که از رون داریم حرفهایی که از این دست می زند اغلب درست از آب در می آید.
10-در پایان کتاب 4 که والدرمور بدن خودش را به دست می آورد وقتی هری جریان بدن دار شدن والدرمور را برای دامبلدور تعریف میکند دامبلدورنگاهی پیروزمندانه به هری میاندازد آیا این نشانه این نیست که حالا که والدرمور بدن خودش را بدست آورده میتوان او را از بین برد
11-احتمال دارد مالفوی برای نجات دادن پدرش از زندان دست به اقداماتی بزند و در هر صورت اختلاف او و هری وارد مرحله جدی تری خواهد شد.
12-ممکن است گراپ برای بسیج کردن غولها به کمک دامبلدور بیاید.
13-به خاطر هشدار مودی در این تابستان احتمالا هری آزادی بیشتری خواهد داشت حتی شاید بتواند از تلفن استفاده کند یادرسلی ها چیزهای دیگری که مربوط به پدر و مادرش است را به او نشان دهند.
14-لوپین به هری نزدیکتر خواهد شد چون هری سیریوس را از دست داده و لوپین به عنوان جایگزین از همه مناسبتر است.
--------------------------------------------------------------------------------
مراجع:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر
فحش نديد!
همينطوري داشتم مقاله ها رو بررسي ميكردم... ديدم حالا كه كتاب هفت رو هم خونديم و همه چيز مشخص شده. چقدر خوندن بعضي مقالات جالبه!
خيلي حس قشنگي به من دست داد يكي دو تا مقاله از اين دست رو كه خوندم. واسه همين اينجا نظر دادم كه اين حسم ثبت شه!
خب این را که توی کتاب 6 فهمیدیم.
بازم مرثی
عالی
نمایشنامه بدی نبود....
خوب خوب هم نبود...
اما می شد کامل تر هم نوشت...
در مورد آقای ویزلی هم باید بگم تا زمانی که بحث اصیل بودن جادوگرا مطرحه امکان نداره یه مشنگ شیفته وزیر بشه.اصلا ممکنه خود فاج وزیر بمونه ولی از دامبلدور کمک بیش تری بگیره.ولی این فرضیه هم احتمالا رد می شه(امکان داره جادوگرا نخوان کسی وزیرشون بمونه که وجود بزرگ ترین دشمنشونو مخفی کرده.مخصوصا حالا که بازگشت ولدمورت برای همه روشن شده دیگه دلیلی وجود نداره که اون بخواد کارهاشو مخفیانه انجام بده یا حودشو مخفی کنه)
همه این بحث ها کمابیش تا انتشار کتاب های بعدی بی نتیجه ست.نهایت نهایتش تا یه ماه دیگه می فهمیم.
به نظر من که مقاله ی خیلی خوبی بود
به نظر من که مقاله ی خیلی خوبی بود
در مورد وزیر جادو بگم که از خود خانم رولینگ که پرسیدن گفته کاشکی آرتور وزیر می شد پس یعنی نشده حالا یک چیز دیگه و نظر احمقانه خودم از کجا معلوم پرسی وزیر آینده نشه اگه بشه واقعا من دیگه هری پاتر نمی خونم !!!!!!!!!! دروغ گفتم
در مورد شماره ی چهار: هری احتمالا با نیرویی مثل عشق ولرمورت رو میکشه....و فکر کنم پتی گرو هم بهش کمک کنه چون اون از روی ترس به سمت ولدمورت رفته بود و مدیون هری بود.
در مورد شماره ی شش: کریچر از کسانی که اسمشان در اون فرشینه ی خاندان بلک باشه پیروی میکنه.همونطور که سیریوس گفت کریچر حرف تانکس رو گوش نمی داده...
در مورد شماره ی نه : منطقی به نظر میرسه...چون یه بار هم آمبریج گفت اگه دامبلدور به مدرسه برگرده هری کاراگاه میشه و این قبیل جمله ها معمولا درست در میان.
در مورد شماره ی ده :...خب آخه هری فکر کرده که اشتباه کرده! شاید اشتباه نکرده باشه! احتمالا چون خونشون یکی شده بوده اگه هری رو بکشه به خودش آسیب میرسه...
در مورد شماره ی سیزده : احتمالش زیاده چون توی جلد پنج خاله پتونیا راجع به دیوانه ساز ها چیزی گفت...
در مورد شماره ی چهارده: ولی فکر نکنم به اون اندازه باشه...مثلا هری اونو ریموس صدا می زنه؟!
1- نمیشه لوپین رو حذف کرد چون وزیر عوض خواهد شد و تا اونجایی من فهمیدم زنیکه آمبریج قانون ضد گرگ نما ها رو ارئه کرده بود.
2- نمیشه دفاع در مقابل هنرهای تاریکی رو به هری سپرد چون مثل اینه که یک درس تخصصی رو به یه دانش آموز همون دوره سپردی.
3- بیل یا چارلی، برادرای بزرگتر رون، می تونند گزینه ی خوبی برای تدریس باشند.
4-این چطوره: هرمایونی به جای اسنیپ؛ اسنیپ برای دفاع در مقابل هنرهای تاریکی.
5-در مورد اعتماد دامبلدور به اسنیپ؛ به نظر من هم این قصه سری دراز دارد.
6-نجات اسنیپ توسط پدر هری و نجات ورم تیل توسط خود هری داستان سازه
7- اول مي پرسم که چرا دامبلدور نمي تونه ولدمورت رو بکشه؟ چرا بايد هري اون رو بکشه(سبب کشته شدن بهتره)؟
نکته***به نظر من احتمال کشته شدن هري به دست ولدمورت خيلي خيلي کمه چون گويا پاپ از سري کتاب هاي هري پاتر انتقاد کرده - حتي ميگن تحريم کرده - و گفته که جادو گري رو ترويج ميکنه در مقابل رولينگ يه سري شر و ور بافته که هري آخره معرفته و کتاباش آخره اخلاقيات. پس اگه آدم خوبه رو بميره و ادم بده بمونه حرف خودش رو زير پا ميزاره. فکر نکنم اين هم قابل قبول باشه که هري بميره و ولدمورت توبه کنه. در ضمن مردن هر دو هم منتفيه؛ متن کتاب دقيقا يادم نيست اما گويا تو کتاب پيشگويي اين طوريه که مرگ يکي ضامن بقايه ديگريه.
ياد آوري***تو کتاب چهارم بعد بازگشت لرد تاريکي, وقتي هري به مدرسه بر مي گرده و ماجرا رو واسه دامبلدور تعريف ميکنه و اين که از خون هري براي اين امر استفاده کرده؛ هري يک لحظه فکر مي کنه که برق پيروزي رو تو چشماي دامبلدور ديده اما بعد مي فهمه اشتباه کرده.
به نظر من ولدمورت از همون قسمت ضربه خواهد خورد البته با يک فداکاريه بزرگ از طرف هري و شايد همين جريان فدا کاري برق پيروزي رو از چشمهاي دامبلدور برده.
( بعد از نوشتن سطر های زیرین به این جا برگشتم -این رو قبلا تو بعد هفتم نوشته بودم بدون اینکه جایی دیده باشم. الان هم سعی داشتم با ترتیب عشق مدرن نظر هام رو بگم که به سطر مشابه همین رسیدم. چون دلم نیومد پاک کنم پس از عشق مدرن معدزت می خوام)
8- آشنا به نظر اومدن صاحب هوگزمید مشکوکه.
9-قرمز بودن مو های مادر هری و ویزلی ها مشکوکه.
10- در مورد پرسی فکر نکنم جاسوس باشه چون اگه این طور بود همون نامه رو به محفل می نوشت نه به رون.
11- تانکس استعداد جاسوس بودن رو داره. تازه وارده، بیش از حد دست و پا چلفتیه (کوئیریل رو به یاد بیارین)، توانایی تغییر چهره خوبی داره ( xmen رو بیاد بیارین و اون زنه که تو جبهه ی آدم بداست)
12- آینه های سیریوس و هری هم می تونند مورد خوبی باشند مثل واکی تاکی
فعلا همین...