جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
تازه های انجمن ها
ورود به حساب کاربری
اینستاگرام
آنلاینها
14 کاربر(ها) آنلاین هستند (2 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
فن فیکشنها
فن فیشکن چیست؟
فن فیکشن (فن فیک، داستان پردازی طرفداران. به انگلیسی: Fan fiction)، داستان هایی تخیّلی که توسّط طرفداران یک کتاب، مجموعۀ تلویزیونی، فیلم یا گروه موسیقی نگاشته میشوند. نویسندگان این داستانها با الهام از شخصیتها و ساختار داستانهای نویسندگان اصلی، حکایت جدیدی را در قالبی نو پیریزی میکنند. این مجموعهها معمولاً بطور رسمی منتشر نمیشوند و در ابتدا تنها در مجلّات طرفداران جای میگرفتند. امّا امروزه همچون دیگر فعّالیتهای هواداران به سادگی قابل دستیابی در اینترنت اند.
فن فیکشن نویسی هری پاتر محبوب ترین نوع هواداری آنلاین و قلم محور طی یک دهه اخیر به شمار می رود. علیرغم پایان انتشار مجموعه کتاب های هری پاتر در سال ۲۰۰۷، طرفداران دنیای خیالی جی.کی.رولینگ همچنان با شوق خاصی به این نوع از فعالیت ادامه می دهند. طی تاریخ هفده ساله سایت، فن فیکشن نویسی همواره از فعالیت های پرطرفدار میان اعضا بوده است. دوران اوج فن فیکشن نویسی هری پاتر در سایت ما مربوط به پیش از انتشار کتاب های ششم و هفتم بود که از طریق مولفه هایی همچون خیال پردازی، خلاقیت و دقت، اعضا را با شوق خاصی به سوی پیش بینی قلم محور پایان هری پاتر سوق می داد.
روبيوس هاگريد
- تاریخ عضویت: 1393/06/28 22:55
- آخرین ورود: 1404/11/20 17:30
- تاریخ گرفتن نقش: 1393/06/30 11:00
نام خانوادگی: هاگرید. (گلاب به روتون.)
گروه: گریفیندور تا ابد.شاید...

شغل: شیکاربان. موعلم.
چوب دستی: چتر سر صورتی.
پاترونوس: پیپ هوریس هس. همونو میریمش.
جارو: سایزم نی. موتور سیریوس بلک جوابه.
مشخصات ظاهری: قدِ بولند و استخون بندی درشتی دارم.
علاقهمندیها: حیوانات، رفقا، تشکیل خانواده، ماکسیم، تشکیل خانواده با ماکسیم، کیک و آشپزی(این یه قلم در حد همو علاقهست و بس. هنو نطلبیده تبدیل به مهارت بشه.)
توضیحات بیشتر: نمیفهمم! منظورتو...
بیوگرافی کوتاه:
به همت سازمان لولهکشی لندن از پدری انسان و مادری غول به دونیا اومدم. کودکی خودم رو در حالی که مادرم من و پدرم را تنها گوذاشته بود، به نحو احسن به پایان رسوندم طوری که برخلاف انتظار ها، نامه هاگوارتز برایم فرستادند و من هم رفتم و طبق انتظار ها اخراج شودم. سپس پروفسور دامبلدور کلبهای در حوالی هاگوارتز به من داد و من رو به عنوان شکاربان، به استخدام هاگوارتز در آورد. همون موقع بود که فهمیدم همه چی موزخرفه. به ما گوفتن درس بخون شاگرد اول شی کار گیرت بیاد ما اخراج شدیم درجا استخدام شدیم.
کلبه من به «کلبه دوستان» معروف شد و روشنفکران و فرهیختگان دنیای جادویی اعم از هوریس در هنگام عقب افتادن اجاره خونش و رودولف در هنگامی که زنش بیرونش میکنه و خودم در همه هنگام، در آن به مشغول به روشن فکر کردن شودیم. البته چون من فکر کردن بلد نیستم مشغول به روشن خالی شدم.
«کلبه دوستان» خیلی زود مورد نظر موساعد پرسیوال دامبلدور بزرگ قرار گرفت و بیان داشت: “هاهاهاها! مساعد؟ «کلبه دوستان» یه چیزی بیشتر از مساعده.” نمایش بیشتر
شخصی
اجتماعی

«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینهت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگینتر بیا روی سطح برای روز بهتر...»
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج


1400/4/20 21:08:29