جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
تازه های انجمن ها
ورود به حساب کاربری
اینستاگرام
آنلاینها
110 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
فن فیکشنها
فن فیشکن چیست؟
فن فیکشن (فن فیک، داستان پردازی طرفداران. به انگلیسی: Fan fiction)، داستان هایی تخیّلی که توسّط طرفداران یک کتاب، مجموعۀ تلویزیونی، فیلم یا گروه موسیقی نگاشته میشوند. نویسندگان این داستانها با الهام از شخصیتها و ساختار داستانهای نویسندگان اصلی، حکایت جدیدی را در قالبی نو پیریزی میکنند. این مجموعهها معمولاً بطور رسمی منتشر نمیشوند و در ابتدا تنها در مجلّات طرفداران جای میگرفتند. امّا امروزه همچون دیگر فعّالیتهای هواداران به سادگی قابل دستیابی در اینترنت اند.
فن فیکشن نویسی هری پاتر محبوب ترین نوع هواداری آنلاین و قلم محور طی یک دهه اخیر به شمار می رود. علیرغم پایان انتشار مجموعه کتاب های هری پاتر در سال ۲۰۰۷، طرفداران دنیای خیالی جی.کی.رولینگ همچنان با شوق خاصی به این نوع از فعالیت ادامه می دهند. طی تاریخ هفده ساله سایت، فن فیکشن نویسی همواره از فعالیت های پرطرفدار میان اعضا بوده است. دوران اوج فن فیکشن نویسی هری پاتر در سایت ما مربوط به پیش از انتشار کتاب های ششم و هفتم بود که از طریق مولفه هایی همچون خیال پردازی، خلاقیت و دقت، اعضا را با شوق خاصی به سوی پیش بینی قلم محور پایان هری پاتر سوق می داد.
جوزفین مونتگومری
- تاریخ عضویت: 1398/02/25 17:15
- آخرین ورود: 1404/11/17 21:29
- تاریخ گرفتن نقش: 1398/03/01 18:10
گروه: ریونکلاو
پاترونوس: سینهسرخ
خصوصیات ظاهری و اخلاقی:
موهاش قرمز تیرهس و نامرتبه، قدش متوسطه و چون لاغره انگاری که ریزه میزه میزنه، ولی اینطوری نیست! چشماش بهطرز اغراقآمیزی بزرگه. انگار که میخوان در کوتاهترین زمان ممکن بیشترین فضا رو رصد کنن. از بیرون سبزه اما دور مردمکش رگههای قهوهای داره. یهجورایی جنگل رو تداعی میکنه واسه آدم.
طبیعتگراست و آدم ماجراجوییه. واسه همینم همیشه لباسی با جیب بیانتها تنشه یا یه کیف کمری یا کولهی جادویی همراهشه که داخلش خرتوپرتها جمعشون جمعه. چرا که هرچیز که خار آید، روزی به کار آید. معتقده همیشه یه عالمه احتمال وجود داره که یه عالمه اتفاق بیفته و آدم نمیدونه چی پیش بیاد، نه؟ پس آدم باید انتظار هرچیزی رو داشته باشه و فرصتهای پیش روش رو ببینه، ناچیزها رو غنیمت بدونه، ازشون بهرهببره و با آغوش باز بره سمت آنچه که پیش آید، چون که خوش آید.
یه دماغ داره برای بو کشیدن دردسر، با یه دهن که همیشه آمادهی اظهارنظرکردن در رابطه با همهکس و همهچیز و پریدن وسط بحثه. پرروئه و همیشه هم اینو میشنوه از بقیه که بلأخره یه روزی با این زبونش به باد میده سرش رو.
دست و پاش هم همیشهی خدا زخم و زیلیه. از در و دیوار و درخت زیاد بالا میره چون و عاشق اینه که تو ارتفاع باشه.
بعضی وقتها میتونید شبها بالای برج ریونکلاو درحالی که زیر نور مهتاب پاهای آویزونش رو تو هوا تاب میده و با یه صدای نخراشیده آواز میخونه یا روزها بالای یه درخت درحالی که داره خیالپردازی میکنه و سیب میخوره پیداش کنید.
گفتم بعضی وقتها، نه؟ خب آره. چون عاشق اینه که بره و جاهای جدید رو کشف کنه و از همهچیز سر در بیاره. یه جستجوگر تمامعیار و کنجکاو. اینه که در مواقع و اماکنی که هیچ انتظارش نمیره، یهو سر و کلهاش از ناکجا پیدا میشه.
دنیا برای جوزفین یه شفگتیه، هر نویی جهانی و هر جهانی نوئه. اگه چیز جدید یا جای جدیدی پیدا بشه، جوزفین اولین کسیه که میره سراغش.
دریوری زیاد میگه و آسمون ریسمون به هم زیاد میبافه، شاید سؤالات عجیبی بپرسه، شاید چیزی بگه که زندگیتون رو عوض کنه، شاید کاری کنه که به خاک سیاه بشینید، کی میدونه؟ آخه دنیا سرشار از پتانسیل و شگفتیه. نمایش بیشتر
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج


1404/9/18 17:34:49