هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مقاله‌ها :: فیلم‌ها :: فیلم 4

مقایسه فیلم 4 و کتاب ـ قسمت اول


در مورد فیلم 4 بحث‌‌های زیادی شده. یک گروه فیلم 4 هری پاتر را یک شاهکار در بین سری فیلم‌های هری پاتری ساخته شده تا به حال ذکر می‌کنند که تعدادشان انگشت‌شماره و گروهی هم از این فیلم به عنوان یک
قسمت اول
ویراستار: هری پاتر

در مورد فیلم 4 بحث‌‌های زیادی شده. یک گروه فیلم 4 هری پاتر را یک شاهکار در بین سری فیلم‌های هری پاتری ساخته شده تا به حال ذکر می‌کنند که تعدادشان انگشت‌شماره و گروهی هم از این فیلم به عنوان یک افتضاح در تمامی موارد و عوامل مختلف تهیه و تولید فیلم صحبت می‌کنند.
البته من بدلیل وجود مثال‌ بارزی همچون سری سه‌گانه ارباب حلقه‌ها، که برگرفته از کتاب‌های تالکین است؛ جزء گروه دوم هستم.

فیلم های زیادی با اقتباس از اثار ادبی ساخته شده و میشوند که یا به طور کامل وفادار به کتاب بوده اند ( نمونه جدید: الیور تویست – رومن پولانسکی) و یا اقتباس کارگردان و فیلمنامه‌نویس از یک داستان یا قطعه ( نمونه جدید: من روبات – ایزاک آسیموف) بوده‌اند که البته میزان این برداشت و تغییر در داستان اصلی بسیار متفاوت خواهد بود. ولی نکته مهم این است که فضای فیلمنامه می‌بایست بر روی اصول مشخص مورد نظر فیلمنامه‌نویس برقرار شده باشد. به زبان دیگر فیلم کردن یک کتاب بدون تفکر درباره چگونگی انجام آن به یک ملغمه بی سر و ته خواهد انجامید.

در فیلم هری پاتر و جام آتش مخاطب به هیچ عنوان ارتباطی با کتاب رولینگ، به جز نام آن پیدا نمی‌کند و هر چقدر در این باره تلاش بیشتری انجام بدهد متوجه خواهد شد که عوامل فیلم بخصوص، کارگردان و فیلمنامه‌نویس به هیچ عنوان به اصل وفاداری به کتاب پایبند نبوده و با حذف کردن بسیاری از داستان‌ها و شخصیت‌های فرعی و حتی اصلی کتاب سعی در کوتاه نمودن و سَمبل کردن فیلم داشته‌اند.

فیلم بازهم با حرکت دوربین بر روی یک فضای تاریک رو به بالا و ثابت ماندن آن روی نوشته Harry Potter با فونت خاص خودش و نوشته شدن نام اصلی کتاب که دقیقاً برای نام خود فیلم انتخاب شده شروع می‌شود. شروع فیلم همراه با همان ریتم مخصوص هری‌پاتر ممکن است خوب باشد اما اصرار زیاد برای نمایش این صحنه‌های تکراری (بدون هیچ گونه تغییر) آغاز سه نسخه اول حس خوبی را به تماشاگر القا نمی‌کند. بطور مثال در سه‌گانه‌ی ماتریکس در صحنه شروع فیلم 3 با تغییرات در نمایش کدهای نشانگر ماتریکس که در ایتدای هر یک از فیلم‌ها به نمایش درمی‌آیمدند روبرو هستیم که از تکرار شدن صحنه جلوگیری کرده است.

فیلم با روشن شدن چراغ کلبه‌ی باغبان ریدل‌ها در یک فضای تاریکِ تاریک شروع میشود که نشان‌دهنده‌ی تنها بودن فرانک و متروکه بودن خانه است. اما بعد از نشان دادن سکانس‌های مربوط به رفتن فرانک به پشت در اتاق و شنیدن حرف‌های ولدمورت و دم‌باریک تفاوت‌های اساسی فیلم با کتاب مشخص می‌شود.
تنها بعد از گذشتن دو دقیقه از فیلم تفاوت‌های زیر به چشم می‌خورد.
بارزترین مثال وجود 3 نفر ( ولدومورت ـ دم باریک و کراوچ ) در اتاقی که فرانک به آنجا می‌رود و سپس توسط ولدمورت کشته می‌شود، هدف کارگردان از نشان دادن کراوچ پسر در این صحنه بسیار غیرقابل توجیه است. در کتاب خواننده بعد از کش و قوس‌های فراوان و ایجاد داستان‌های متفاوت به وجود شخصیت کراوچ پسر پی می‌برد. اما در فیلم کارگردان وی را در دقیقه سوم به داخل فیلم میآورد.

حذفیات فیلم که در حد عدد گوگل قرار دارد و مشخص نیست که چگونه کمپانی وانربرادرز چنین پول هنگفتی را هزینه کرده (اگر حقیقت داشته باشد!) و سپس فیلمنامه‌نویس و کارگردانی را برای فیلم انتخاب می‌کند که این چنین فیلمی روانه بازار می‌کنند. در این صورت این سوال به ذهن خطور می‌کند که آیا در کمپانی مشهوری مانند وارنربرادرز که فیلم‌هایی مانند سه‌گانه ماتریکس را تولید کرده هیچ مدیریتی بر روی کار عوامل تهیه فیلم‌ها وجود ندارد؟

در زیر به اختصار به حذفیات و تغییرات فیلم نسبت به کتاب تا حدود دقیقه چهارده فیلم و فصل یازدهم کتاب می‌پردازم.
برای شروع، تمامی قسمت‌های مربوط به هری در پریوت درایو حذف شده است.

1 ـ حذفیات خانه‌ی دورسلی‌ها:
1-1: خانواده‌ی دورسلی ( شخصیت‌های: دادلی ـ خاله پتونیا ـ عمو ورنون )
1ـ2: نامه‌هایی که هری در طول تابستان در پریوت درایو از سیریوس دریافت می‌کند و همچنین نامه‌ای که هری بعد از دیدن صحنه‌های اتاق خانه‌ی ریدل‌ها و درد زخمش برای او می‌نویسد.
1ـ3: رژیم دادلی که باعث خوردن تافی زبان درازکن دوقلوها می‌شود. (آنچنان که در مقاله می‌خوانید، چون قسمت (1ـ5) هم حذف شده این قسمت نیز به نوبه‌ی خود باید حذف می‌شد.)
1ـ4: نامه‌ی خانم ویزلی به عمو ورنون ـ گفتگوی بین هری و عمو ورنون برای دعوت خانواده ویزلی از هری برای رفتن به بارو و جام‌جهانی کوئیدیچ ـ اتفاقات جالبِ مربوط به آمدن آقای ویزلی، رون، فرد و جورج به دنبال هری و گیر کردن آنها در دودکش و بقیه ماجراهای رفتن هری به بارو.
1ـ5: تافی‌ زبان درازکن دوقلوهای ویزلی که از اینجا به بعد پایه‌ی افتتاح مغازه‌ی شوخی‌های ویزلی در کتاب 6 می‌باشد. رولینگ هم اسم فصل پنجم رو « ویز ویز جادویی ویزلی‌ها » گذاشته تا مقدمه‌ای برای مغازه‌ی شوخی دوقلوها باشد.

2 ـ بارو:
در این قسمت هم به بعضی از حذفیات که البته در فیلم کل قسمت بارو را شامل می‌شود می‌پردازم.
2ـ1: ورود هری به بارو و آشنایی‌اش با بیل و چارلی که همین آشنایی بظاهر کوچک بسیاری از خصوصیات برادران رون و ارتباطات بین خانواده‌ای ویزلی‌ها را به ما نشان می‌دهد. و درست همین قضیه در مورد پرسی، که البته چون شخصیت پرسی کلاً در فیلم (به دستور چه کسی؛ معلوم نیست) حذف شده به قسمت‌های دیگری که پرسی در کتاب هست کمتر اشاره می‌کنم.
2ـ2: جر و بحث خانم ویزلی از همان لحظه ورود فرد و جورج با هری به بارو، بر سر وسایل شوخی‌ای که دوقلوها ساخته‌اند و این قسمت و بقیه‌ی قسمت‌های مربوط به وسایلی که دوقلوها اختراع کردند مانند قسمت 1ـ5 باعث می‌شود که در ادامه‌ی فیلم‌ها، کارگردان‌ها با مشکل عدم وجود سابقه‌ی فرد و جورج در رابطه با وسایل شوخی در فیلم‌های قبلی روبرو شوند. معلوم نیست کارگردان فیلم 6 چطور می‌خواهد از عهده‌ی این همه حذفیات بربیاد.
2ـ3: اطلاعاتی که به ما در مورد جادوگرهایی که در مناطق مسکونی اطراف بارو در مکالمه‌ی بین آقای ویزلی و پدر سدریک داده می‌شود.

3 ـ پورت‌کی:
در قسمت رفتن هری و بقیه با پورت‌کی به جام جهانی، به نکات زیر توجه کنید:
3 ـ 1: حرکت با پورت‌کی مثل پرواز یا استفاه از تونل زمان (فیلم بازگشت به آینده) نیست که در فیلم نشان میدهند.
3 ـ 2 : در فیلم برای پیاده شدن ( اگر اصطلاح درستی باشد ) از پورت‌کی، آرتور ویزلی به هری و بقیه می‌گوید که «حالا برید». در صورتی که پورت‌کی طوری تنظیم شده که عده‌ای رو از یک جا، در یک زمان خاص به جای دیگری که از قبل مشخص شده ببرد( آقای ویزلی در پاسخ سوال هری راجع به پورت‌کی در چند صفحه باقی مانده به پایان فصل6 می‌گوید: «پورت‌کی وسیله‌ایه که در یک زمان از پیش تعیین شده جادوگرهارو از محلی به محل دیگه جابه‌جا می‌کنه.» توضیح بیشتر درباره‌ی پورت‌کی رو می‌تونید در فصل 6 کتاب پیدا کنید) و نیازی به رها کردن دست نیست. حالا بگذریم از راه رفتن آقای ویزلی و سدریک و پدرش در هوا بعد از رها کردن پورت‌کی مثل پرواز دوچرخه‌ها در فیلم ئی‌تی.
3 ـ 3 : پورت‌کی بعد از استفاده کجا غیب شد؟ مأمور وزارت‌خانه، باسیل و همکارش که پورت‌کی‌ها رو تحویل میگیرن کجا هستند؟

4 ـ جام‌جهانی:
قسمت جام‌جهانی فیلم از آن قسمت‌هایی در فیلم است که فیلمنامه‌نویس بسیار پر کار بوده، چون که از لحظه‌ی اولی که خانواده‌ی ویزلی و هری و خانواده سدریک پا به کمپ می‌گذارند تا موقع رفتن به استادیوم تنها یک دقیقه و 12 ثانیه طول می‌کشد. این در حالیکه در کتاب این موضوع یک فصل کامل در حدود 20 الی 25 صفحه از کتاب رو شامل میشه.
4ـ1: حذف مأموران وزارت‌خانه مسئول ثبت ورود جادوگرها توسط پورت‌کی. (قسمت 3ـ3)
4ـ2: حذف ماگل‌هایی که مسئول رسیدگی به امور کمپ هستند.
4ـ3: حذف قانون رازداری جادوگرها در برابر ماگل‌ها که حتی پرواز جاروی پرنده را هم در روز ممنوع می‌کرد (بخاطر حذف مأمورین وزارت) در حالیکه در فیلم همه جادوگرها در هوا در حال ویراژ دادن بودند. حذف بخش‌هایی که هری، رون و هرمیون برای آوردن آب از میان چادرها عبور می‌کنند و صحنه‌های جالبی مانند بچه‌های خردسال جادوگر (که برای هری و البته بینندگان تازگی دارد)، جادوگرهای مختلف از کشورهای مختلف (که این بخش در فیلم تبدیل به عبور چند فرد سیاه‌پوست با کلاه‌های عجیب و غریب از پله‌های فکستنی ورزشگاه برای رفتن به لژ مخصوص کاهش یافته).
4ـ4: حذف داستان شرط‌بندی لودو بگمن و داستان‌های مربوط به گذشته‌ و حال او. حذف شخصیت برتا جورکینز؛ که باید در اول مقاله اونو می‌نوشتم.

استادیوم
5ـ4: استادیوم کوئیدیچ به خوبی ساخته شده و صحنه‌های داخل استادیوم هم خیلی خوب دیده می‌شوند؛ البته شکوه تصاویرِ استادیوم به هیچ عنوان هماهنگی‌ای با پله‌های مفروش ارغوانی رنگ در کتاب؛ در فیلم، پله‌های فکستنی نردبان مانند و داربست‌هایی که برای گزارشگر بازی نصب شده ندارند.
از لژ مخصوص خبری نیست و لژ مخصوصِ کتاب، در فیلم تبدیل به خرپشته‌ی استادیوم شده. در نتیجه کارگردان به فیلمنامه‌نویس گفته: هوووم بیا شخصیت وینکی ، نارسیسا بلک و بقیه افرادی که در کتاب توی لژ هستند رو حذف کنیم چون برای اونها خوب نیست که مثل ویزلی‌ها و هری و هرمیون برن روی خرپشته استادیوم.
6ـ4: تبدیل نمادهای نمایشی دو تیم به چیزهایی که به نظر کارگردان بهتر بوده.
شبدر به یک کوتوله. چون نشون دادن کوتوله‌هایی که بعد از بهم خوردن شبدر، طلای لپرکانی روی سر تماشاچی‌ها می‌ریزن خرج داره!
پریزاد به ویکتور کرام! این یکی احتمالاً به خاطر جلوگیری از تأثیرات آهنگ پریزادها روی بینندگان بوده!!!
کارگردان هم مثل رون عاشق ویکتور کرام، و بالانس زدن اون روی جاروشه. اما اگه به رون دقت کنین تنها کاری که رون در طول ورود بازیکنان و نمایش نمادها و یا حتی موقع دیدن کرام در فیلم انجام میده چسبوندن دوربین به چشمش؛ برداشتن اون و تکون دادن سرش به علامت وای!‌وای!‌وایه!.

کات کردن فیلم موجود بر روی VCD، از ورزشگاه در حالی که بازی هنوز شروع نشده؛ به کمپ هم کار غیرمنتظرای است. من نسخه DVD فیلم رو ندیدم اما یکی از دوستانم که اونو دیده میگه که در نسخه DVD ‌فیلم قسمت‌هایی از بازی وجود داره.

شورش در کمپ:
این قسمت فیلم هم از نبوغ کارگردان و نویسنده در حذف و تغییر کتاب در امان نمانده.
7ـ4: به غیر از تغییرات جزئی شامل وجود فقط یک چادر به جای دوتا (که این مربوط به قسمت کمپ میشه)، عدم وجود برادران رون (چون اونها قبلاً حذف شدن)، حرکت بسیار تماشایی آستین بالا زدن پدر رون جهت حمله به عوامل آشوب (یا شاید هم زدن سر یه گوسفند) و ... ما شاهد تغییرات بسیار زیاد دیگری هم هستیم. مانند:
جدا افتادن هری از بقیه و وارد شدن ضربه به سرش و بیهوش شدن اون. در کتاب تنها گفته میشود که افرادی که هری نمی‌تونست چهره‌شون رو به خاطر تاریکی هوا تشخیص بده به اون تنه می‌زدند. این در حالی بوده که هری، رون و هرمیون با هم بودن.

بلافاصله بعد از بیهوش شدن هری کسی پیدا میشه که به چند تا سطل ضربه میزنه و اینجوری عصبانیت خودش را از مرگ‌خوارهایی که فقط واسه‌ی تفریح، اون شورش رو براه انداختن و در واقع از برگشتن ولدمورت وحشت دارن نشان میدهد.

نشان دادن شخصی که ورد ظاهر شدن نشان مرگ رو با یه چوبدستی، که از غیب بدستش رسیده اجرا می‌کند.
اگر دقت کرده باشید کراوچ پسر بعد از دیدن نشان مرگ صدای هیس مانندی از خودش درمی‌آورد. این یعنی اینکه کارگردان یا مسئول صدای فیلم تشخیص دادن که کراوچ یه مارزبونه.

نشان مرگ به خوبی ساخته شده است.

کراوچ بعد از درست کردن نشان مرگ متوجه هری میشود و دنبال او میکند؟!! یا من در فیلم اشتباهی دیدم.
خسته نکردن بازیگران ارزشی شخصیت‌های هری، رون و هرمیون برای نینداختن خودشان بر روی زمین پس از حمله مأمورین وزارت (که اینها هم از عالم غیب در فیلم ظاهر میشن) و نشستن توأم با در آغوش گرفتن همدیگه برای ایجاد صفا و صمیمیت.

به راستی! (ادیبانه بخوانید) من دیگر کم آوردم و درباره‌ی اتفاقات بعدی، حذفیات و هزار جور تغییر اساسی در کتاب نمی‌توانم بنگارم. « 9 فصل از کتاب؛ حدود 170 صفحه، در دوازده دقیقه و سه ثانیه؟!!! »


5 ـ فصل دهم کتاب
1ـ5: خوب از کجا شروع کنم؟!
خوب. اگه خودتون یه سری به کتاب بزنین می‌بینین که تمام روابط خانوادگی ـ عاطفی که بین خانواده ویزلی وجود دارد حذف شده. این روابط برای هری که از اول زندگی‌اش هیچ کدام از این روابط را در خانه دورسلی‌ها لمس نکرده است تازگی دارد و او را به سمت فهمیدن روابط عاطفی مابین یک خانواده سوق میدهد.
نمونه‌ی این عمل بازگشت دوقلوها به بارو و در آغوش گرفتن آنها توسط مادرشان است که با لباس خواب و دمپایی به استقبال اونها در جاده می‌آید. بعد از اینکه با اونها در قسمت 2ـ2 قبل از رفتن به استادیوم دعوا کرده بود). یا درگیری پرسی با خانوادش.
در کل فیلم روابط انسانی مابین شخصیت‌ها حذف شده و به حد مینیمم نزدیک شده و معلوم هم نیست که این روابط که از نقاط قوت کتاب محسوب میشوند به جای کدام یک از سکانس‌های فیلم فدا شده‌اند.

6 ـ فصل یازدهم (مودی)
همانطوریکه با توجه به روند تعریف داستان فیلم تا دقیقه 12 مشخص است. فصل یازده و توضیحات مربوط به حمله‌ به خانه‌ی مودی قبل از اینکه به هاگوارتز برود نیز شامل حذفیات کتاب شده است.
صحبت‌های داخل قطار درباره‌ی مدرسه دورمشترانگ که به بدگمانی بیننده به کرام و کارکاروف مدیر مدرسه دورمشترانگ منجر میشود. جایی که هرمیون میگه: « ـ آره. مدرسه‌ی بدنامیه. بر طبق کتاب ارزیابی آموزش جادوگری در اروپا این مدرسه تأکید زیادی روی آموزش جاودی سیاه داره. »
حذف جروبحث مالفوی با رون درباره‌ی مسابقه قهرمانی سه‌جادوگر که مقدمه فصل دوازدهم به همین نام است.
برخورد چو با هری در دقیقه سیزدهم فیلم در راهروی قطار که این بخش هم اضافه شده به دست کارگردان است.
در اینجا بد نیست به انتخاب این بازیگر برای نقش چو هم یه حرفی گفته بشود.
این چویی که در فیلم نشون داده میشه نه قیافه‌اش قشنگه و نه به یه دختر، مثلاً ژاپنی می‌خوره. بلکه صددرصد با یک دختر که از کشور دوست و همسایه‌ی خودمان یعنی افغانستان باشه مو نمی‌زنه. قضیه‌ی دیو و دلبره. البته اینجا چو تبدیل به دیو شده و هری به دلبر. البته وقتی هرمیونی که در کتاب معمولی و بعضی جاها زشت توصیف شده است در فیلم تبدیل به سوپر مدل میشود و در عوض جینی که بعدا ( در کتاب 6) باید دل از کلی پسر ببرد با آن قیافه امل که انگار تازه از دوشیدن گاو ها فارغ شده است نشان داده میشود حضور این چوی زیبا و پری پیکر !!! هم اصلا چیز عجیبی نیست.
حرکات بسیار ظریف (قر و قمزه‌ی) و زیبای هرمیون در هنگام صحبت با هری در کوپه‌ی قطار هم بسیار دیدنی است. خصوصاً حرکت ابروانش که باعث میشود هری ( یا کارگردان) بیادش بیفتد که این اتفاقات را برای سیریوس هم بنویسد. البته خدا را 100 هزار مرتبه شکر که هرمیون ( بخوانید اما واتسون) کاملا خواهرانه ( اما واتسون: دنیل و روپرت برای من مثل برادرند) این حرکات را انجام داده است، وگرنه در غیر این صورت درجه فیلم را باید به R یا چیزی در این مایه ها تغییر میدادند.

کل یازده فصل کتاب در سیزده دقیقه و سی ثانیه از فیلم فشرده شده و به خورد تماشاگر داده میشود. تماشاگر مجبور است تمام این فصل‌ها را قبلاً از کتاب خوانده باشد!!! وگرنه غیرممکن است کسی بتواند با نخواندن کتاب چیزی از این فیلم سر در بیاورد. البته شاید چیزهایی از شکمش سر درآورده باشد.
عده‌ای فکر می‌کنند که فروش 800 میلیونی فیلم تنها بخاطر صحنه‌های جذاب فیلم بوده است. این فکر واقعاً اشتباه است. فروش فیلم‌های هری پاتر فقط و فقط بخاطر فروش میلیونی نسخه‌های کتاب آن‌ است و بس. نه مثل فیلمی مانند ارباب حلقه‌ها که فروش فیلم تنها به علت ساخت اسکاری فیلم می‌باشد و نه فروش کتاب‌های نویسنده‌ای قوی مثل تالکین.

برای یک نمونه از جلوه‌های ویژه فیلم که بعضی‌ها آن را با فیلم‌های قبلی هری پاتر یا حتی ارباب حلقه‌ها مقایسه می‌کنند. کافی است به قسمتی از فیلم دقت کنید که هری قبل از شروع قسمت اول مسابقه (حدود دقیقه‌ی پنجاه و پنجم فیلم) عروسک اژدهای دم‌شاخ مجارستانی رو از داخل کیسه درمی‌آورد و اژدها روی کف دست هری حرکت میکند. به دم اژدها و سایه‌ای که باید روی دست هری وجود داشته باشد؛ ولی وجود ندارد توجه کنید.
یا چطور میشد اگرکارگردان بجای اینکه فقط اژدهای هری را نشان بدهد حداقل اژدهاهای عروسکی بقیه را هم نشان میداد. البته در این‌جا به یکباره کارگردان به یاد وفاداری به کتاب افتاده و صحنه های نبرد بقیه با اژدهاها را که خارج از دید هری هستند حذف نموده است.

در پایان قسمت اول مقاله‌ باید این سوال هم برای شما پیش آمده باشد.
فیلمی که نه بازیگری دارد که حقوق چندین میلیون دلاری بگیرد؛ نه کارگردانی دارد که آدم حسابی باشد؛ نه هیچ چیز بدیع و تازه‌ای را بیان میکند (البته صحبت من بر روی فیلم است و نه کتاب)؛ چطور 400 میلیون دلار صرف هزینه تولید، اکران و تبلیغات میکند؟؟؟؟
برای نمونه فیلم بازگشت پادشاه (ارباب حلقه‌ها 3) که نامزد یازده اسکار شد و 7 تا از این اسکارها رو به نام خودش ثبت کرد در حدود 300 میلیون دلار برای کمپانی سازنده‌اش خرج داشت. که فقط لوازم جانبی فیلم مثل عروسک و نقشه و غیره که در کنار فیلم عرضه می‌شد بالغ بر یک میلیارد دلار فروش رو عاید کمپانی کرد.

نکته: کلیه مطالب نوشته شده در این مقاله همان گونه که در متن هم اشاره شده است بر گرفته از نسخه VCD فیلم موجود در بازار است.










قبلی « اسنيپ، خائن يا سمبل وفاداري و شجاعت؟ هری پاتر و انتقام نهایی - فصل 19 » بعدی
API: RSS | RDF | ATOM
جادوگران®
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه
pendar mohajeri
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۶/۱۷ ۱۲:۰۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۶/۱۷ ۱۲:۰۶
عضویت از: ۱۳۸۵/۶/۱۴
از: دارقوز آباد !
پیام: 916
 baba eival
kheily alli bood behtarin naghdi bood ke dide boodam cho vaghan zeshteh va ginny mesle pirezana mimooneh kheily khosham oomad
SHAGGY_MEISAM
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۱۶ ۳:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۱۶ ۳:۳۳
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۲۰
از: bestwizards.com
پیام: 403
 كاملا موافقم
من كاملا با نظر شما موافقم و فيلمها را اثاري بسا بد تر از فيلمهاي ايراني ميدانم چون من كه كتاب ها را خوانده ام وقتي كه داشتم فيلم چهار را مي خواندم از شدت خشم مي خواستم لگدي نصاره تلويزيون كنم در كل مقاله عالي نوشتي كه حرف دل من را زدي ممنونم ازت
role
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۱۰ ۱۵:۰۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۱۰ ۱۵:۰۷
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۲۴
از:
پیام: 486
 فیلم4
عالی بود.
Rana
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۳ ۱۶:۱۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۳ ۱۶:۲۲
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۰/۴
از: یه جای خوب!
پیام: 17
 Tafavot...
ba oon jaee ke gofti vared camp mishavan va... ke
rowring an ra dar 20_25 safhe tozih dadeh bood mokhalefam.chon az oon 25 safhe,hadaghal 10_15 safheash tosife anja bood.

ba in hal,rooye ham rafte karet maskhare,bihoode va eftezah bood. :
alialiali
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۳ ۱۱:۳۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۳ ۱۱:۳۵
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۲۳
از: چون اسمشو نبر دنبالمه ، نمیتونم بگم!!
پیام: 99
 ...
تبریک میگم . بد جوری نظر منو جلب کرد!!
hsara
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۲ ۲:۲۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۲ ۲:۲۷
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۲۶
از: در اعماق اقیانوس جادو
پیام: 3
 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
فیلم 4 اصلا خوب نبود . برای این که از دو کتاب یک کتاب هم فیلم نشده بود .خیلی از صحنه ها حتا بعضی از صحنه های مهم کتاب در فیلم نبود . خلاصه امیدوارم در فیلم محفل ققنوس این کار را نکنند . در هر حال از زحمتی که کشیدی متشکرم
samuel black
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۱ ۲۲:۱۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۲/۱ ۲۲:۱۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۲۲
از: از اعماق سایه های شب
پیام: 98
 خیلی باحالی
این بهترین نقد از هری پاتر بود که تا حالا شنیده بودم
بقیه اون احمق های که تا حالا هری پاترو نقد کرده بودند
انگار عقده اینو داشتن که کتاب هری پاتر همیشه همه
جا باید اول باشه
پسر عالی نقد میکنی
البته این فیلم به عنوان یه فیلم جدا از داستان هری پاتر
فیلم قشنگی بود
ent
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۹ ۱۸:۲۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۹ ۱۸:۲۵
عضویت از: ۱۳۸۴/۴/۲۶
از: هاگوارتز
پیام: 3
 بابا نکته سنج
خیلی زیاد بود ولی خیلی خوب بود خسته نباشی
آذر
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۸ ۱۳:۳۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۸ ۱۳:۳۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۸
از: کانادا
پیام: 19
 مقايسه فيلم 4 و کتاب
تصویر کوچک شده
مرسي ......عالي بووووووووووددددد
parsa3
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۷ ۱۷:۱۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۷ ۱۷:۱۸
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۲۲
از: The city of Sun - La ciudad del So - BCN
پیام: 24
 Re: خوب بود ممنون(مقایسه فیلم و ک...
آره منم موافقم که اگر کتاب رو نخونده باشید عمرا از روی فیلم بشه قصه رو دنبال کرد.
آقای رینکله اگر اشتباه نکنم اون دوستی که به شما گفته DVD فیلم رو دیده اشتباه کرده. چون کمپانی اعلام کرده اوایل ماه مارس دی وی دی هری پاتر میاد به بازار و من هم که در اسپانیا هستم در تاریخ 26 مارس دی وی دی فیلم میرسه اینجا بعد از آمریکا و بعد از دوبله به زبان اسپانیایی. دی وی دی موجود در بازار نسخه گپی غیر قانونی از نسخه روی پرده است. به محض رسیدن دی وی دی به همه اطلاع میدم چون همیشه بین فیلم و نسخه دی وی دی تفاوت هست.
parsa3
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۷ ۱۷:۱۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۷ ۱۷:۱۷
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۲۲
از: The city of Sun - La ciudad del So - BCN
پیام: 24
 it's right
آره منم موافقم که اگر کتاب رو نخونده باشید عمرا از روی فیلم بشه قصه رو دنبال کرد.
آقای رینکله اگر اشتباه نکنم اون دوستی که به شما گفته DVD فیلم رو دیده اشتباه کرده. چون کمپانی اعلام کرده اوایل ماه مارس دی وی دی هری پاتر میاد به بازار و من هم که در اسپانیا هستم در تاریخ 26 مارس دی وی دی فیلم میرسه اینجا بعد از آمریکا و بعد از دوبله به زبان اسپانیایی. دی وی دی موجود در بازار نسخه گپی غیر قانونی از نسخه روی پرده است. به محض رسیدن دی وی دی به همه اطلاع میدم چون همیشه بین فیلم و نسخه دی وی دی تفاوت هست.
mohseni
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۶ ۲۱:۴۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۶ ۲۱:۴۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۹
از:
پیام: 12
 ممنون
خيلي ممنون عالي بود.بازم از اين كارات بكن.
Dexter
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۶ ۱۵:۱۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۶ ۱۵:۱۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۰/۲۶
از: خونه ي والدمورت ( جاسوسي مي كنم )
پیام: 122
 بسيار نكته سنجانه
جالب بود . خيلي ممنون


هومان پاتر
AAAAA
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۵ ۱۹:۳۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۵ ۱۹:۳۱
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۰/۲۲
از:
پیام: 13
 Re: مقایسه فیلم 4 و کتاب ـ قسمت او...
kamelan bahat movafegham.
kheyli filme 4 maskharas...
zzpater
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۴ ۱۵:۵۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۴ ۱۵:۵۱
عضویت از: ۱۳۸۴/۲/۲۴
از: در آغوش سلنا
پیام: 254
 خوبه
ممنونم . عالی بود
پدرت در اومده تا اینو بنویسی
مگه نه ؟؟؟
علي
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۴ ۲:۴۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۴ ۲:۴۳
عضویت از: ۱۳۸۳/۸/۲۵
از:
پیام: 12
 حق كپي رايت!!!!
با سلام
نقد منصفانه و خوبي بود .
به نظر من رولينگ هم با گرفتن مقداري رشوه(حق كپي رايت!)با اين تغيرات كنار آمده!
با تشكر
farina
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۸:۵۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۸:۵۸
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۱
از: turkey
پیام: 14
 Re: يك نظر
جدا باهات موافقم :slap:
farina
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۸:۵۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۸:۵۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۱
از: turkey
پیام: 14
 Re: عالي بود
خودت باهاش سنگاتو وابکن
این طوری بهتره
farina
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۸:۴۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۳ ۱۸:۵۱
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۱
از: turkey
پیام: 14
 عالی بود
خوب بود باز هم بنویس
مخصوصا صحبت ها شون غلط داشت
مثل اینکه ما از اونا بهتر انگلیسی بلدیم
هوركراكس
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۰ ۹:۵۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۰ ۹:۵۳
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۰/۲۸
از: در سرزمين ميانه
پیام: 10
 عالي بود
خوب بود . فيلم اشكالات زيادي داشت اما از فيلم هاي قبلي بهتر بود.
راستي دلم ميخواد بدونم چرا كوئنتين تريمبل كه مال شيرازه از اسم و شناسه اي مثل اسم و شناسه ي من استفاده كرده؟
خودش سريعتر جواب بده .
Sako
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۹ ۱۹:۰۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۲۰ ۲۳:۳۴
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۱۸
از: كوه تنها
پیام: 9
 يك نظر
به نظر من به نكته هاي جالبي اشاره كردي و درزمن
درباره ي فيلم باهاطت موافقم
وقتي فيلم 3 رو ديدم اعصابم خورد شد ولي وقتي فيلم 4 رو
ديدم ميخواستم كيسو از پنجره بندازم بيرون

جدا" افتضاح بود
harry_h_r_d
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۹ ۱۶:۴۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۹ ۱۶:۴۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۶/۶
از:
پیام: 1
 عالی
دستت درد نکند!!! :bigkiss:
bradpitt
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۹ ۱۴:۱۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۹ ۱۴:۱۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۴/۲۵
از: هر جا فلور باشه!!!
پیام: 153
 فیلم 4
واقعا عالی بود ...من هم با تمام حرفات موافقم و برای منم عجیبه که رولینگ چه طوری می تونه بذاره چنین توهین بزرگی به کتاب هاش بشه!من کتاب جام آتش رو از بقیه کتاب ها بیشتر دوست داشتم و دلم هم میخواست فیلمش عالی بشه اما متاسفانه بر خلاف تصور من و بقیه به هیج وجه این طوری نشد که هیچ بلکه از 3 تا فیلم قبلی هم افتضاح تر شد...واقعا وقتی فیلم رو دیدم حالم بد شد وجود خیلی چیزها تو فیلم خالی بود که باعث می شدن بیننده نفهمه قضیه چی بوده.
MerryPotter
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۸ ۱۶:۴۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۸ ۱۶:۴۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۱۳
از: سوری، لیتل ونیگینگ،ویستریاواک،شماره 12
پیام: 283
 خوب بود ممنون(مقایسه فیلم و کتاب 4)
ببین در مورد این که خیلی از صحنه های کتاب حذف شده باهات موافقم ولی میدونی کتابی که قرار بود دو تا فیلم بشه رو یک فیلم کردن کار ساده ای نیست تازه این رو هم از قلم انداختی که دانش آموزان بوباتون همه دخترن و دورمشترانگ همه پسر که البته توی کتاب دقیقا به یک پسر بوباتونی اشاره شده البته شاید بعدا این رو بنویسی.
اگر هم میگی که خوب بهتر بود دو تا فیلم میکردنش من که دیگه تحمل ندارم بازیگرای فیلم رو این قدر بزرگتر از سن شخصیت ها ببینم مخصوصا رون رو.
به هر حال خیلی ممنون
منتظر بعدی هستم
Arious
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۶ ۵:۱۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۶ ۵:۱۳
عضویت از: ۱۳۸۴/۷/۲۰
از: دفتر پيام امروز
پیام: 111
 مقايسه
خيلي خيلي خوب بود. دستت درد نكنه.
onisss
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۵ ۱۵:۳۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۵ ۱۵:۳۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۲۴
از:
پیام: 33
 film 4
تبريک ميگم ... عالي بود عالي عالي... به غير از چند تاچيز(من به اندازه ي شما ريزبين و نکته سنج نيستم) همه ي چيزيايي که اشاره کرديد همونايي بود که منم موقع ديدن فيلم بهشون فکر ميکردم... براي مني که همه ي کتابها رو حداقل 8-9 بار خوندم و جام آتش رو به دليل جذاب بودنش بيشتر از بقيه خوندم و تقريباً کل کتاب- سرفصل ها و اتفاقاتي که در روند داستانيه کتاب ميوفته رو مو به مو از حفظم يه همچين فيلمي توهيني بود به شعور من و همه ي کساني که مثل من انقدر با دقت کتاب رو ميخونن و براشون مهمه! از بعضي دکورها و افکت هاي مسخره و بچه گانه .. ديالوگ ها بعضاً مسخره و غير مفيد ... اتفاقات اضافه شده و بيهوده و رابطه هاي واقعاً مهم حذف شده که خط سير داستان رو مشخص ميکردن(مثل برتاجورکينز-وينکي و ... ) - از حال و هواي جشن رقص که اصلاً اوني نبود که فکرشو ميکرديم... نه دکوراسيون نه طراحي لباسها و نه حرکات... که بگذريم انتخاب بازيگرهاي جديد هم واسه خودش شاهکاري بود... از دو بازيگر قديمي تري هم که شما انتقاد کردي باهاتون موافقم... اين دامبلدور با اون دامبلدوري که من در ذهن دارم - کسي که تمام حرکات و رفتارش سمبل آرامش و خردمنديه - فرسنگها فاصله داره... اين دامبلدور هول و عجول اصلاً به اون پير فرزانه اي که ما از کتابها در ذهن داريم شبيه نيست و همينطور جيني که البته مقصر فکر ميکنم کلمبوس بوده که بايدم بهش حق داد چون نميدونسته اين جيني 6 تا فيلم بعد بايد از همه ي پسرها دل ببره... ولي به هر حال شخصيت جيني چيزي بود که اگه عوض ميشد چندان تاثيري بر روي ببيننده نميذاشت همونطور که با رفتن ريچارد هريس مجبور شدن کس ديگه اي رو بجاي دامبلدور بذارن... به غير از دنيل رادکليف که من هميشه گفتم همون هريه تو ذهن منه و فقط بايد بازيش رو بهتر ميکرد که از فيلم سوم هم بهتر شده و کمتر سرتکون دادن هاي مصنوعي و احمقانه اش رو انجام ميده و اما و روپرت با يکمي تفاوت تقريبا به نقش نزديکن انتخاب چو گند زدن به تمام تفکرات ما بود... من چو رو دختري با چشمهاي کشيده و مشکي براق و بيني زيبايي که فقط مخصوص عده ي خاصي از مردم ژاپنه و با تيغه ي کوتاه و سر بالا و لبهاي خوش حالت سرخ که توي يه صورت خيلي خيلي سفيد کاملاً مشخصه تصور ميکردم... دختري که عشوه و ظرافت از تمام حرکاتش بباره نه اين مادر فولاد زره ... کلاً از اون ژاپني ها خوشگلي که وقتي تلويزيون نشون ميده آدم ضعف ميکنه نه اين دخترک افغان که اگه کرواچ هم عاشقش ميشد از سرش زياد بود چه برسه به هري و سدريک! از کلمنس پوزي و مادام ماکسيم هم چيزي نگم بهتره چون دقيقا برعکس همه تعريفهاي کتابه مخصوصا فلور که به نظرم اگه خانوم هاويشام رو بخوان فيلم کنن واقعاً مناسب نقش اصليه!
چقدر حرف زدم خودش شد يه مقاله به هر حال بي صبرانه منتظر قسمت دوم اين مقاله هستم اميدوارم که زود زود بدي تا منم بتونم بدون خجالت از زياد شدن حرفام نظر بدم... بازم ممنون و ميگم که کارت بسيار عالي بود چون من حتي توي روزنامه ها و مجلات خارجي که تمام نقدهاي مرتبط به اين فيلم رو که توسط منتقدان بزرگ نوشته شده رو خوندم هيچکدوم به اين ظرافت به فيلم و کتاب توجه نگرده بودن به غير از دو-سه نفر!

موفق باشي دوست گلم
shima_korn
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۲۲:۵۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۲۲:۵۲
عضویت از: ۱۳۸۴/۸/۲۹
از: جایی که در ذهن نمی گنجد!
پیام: 111
 مقایسه فیلم 4 و کتاب ـ قسمت اول
عالی بود ممنون!
Arsess
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۲۱:۳۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۲۱:۵۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۴
از:
پیام: 16
 مقایسه فیلم 4 و کتاب
ممنون از مقاله خوب شما خیلی ها میگن که فیلم چهارم بهترین فیلم بود ولی اینطور نیست یا حد اقل به نظر من اینجوری نیست چون فیلم چهارم فقط یه پوسته از کتاب رو داشته اکثر جاهای کتاب حذف شده بود مقدارش هم بیش از حد انتظار بود . اون مقداری هم که بود تغییر داده شده بود .فکر میکنم کسی که سناریو این قسمت رونوشته اصلا" کتاب رو نخونده یا سرسری خونده (یا یکی خونده بعد براش تعریف کرده و اون هم بر هرچی که یادش مونده تو سناریو نوشته ) . من که قبلش کتابو خونده بودم درست فیلم رو متوجه نمیشدم.چه برسه به کسانی که تا حالا کتابهای هری پاتر رو نخوندن . نمیدونم جی .کی رولینگ چطور اجازه میده تا این حد دخل و تصرف در داستانش انجام بدن . فقط امیدوارم کسی که سناریو قسمت 4 رو نوشته برای قسمت پنجم انتخاب نشده باشه . "ريكله" عزیز dvd که من دیدم هم بازی جام جهانی رونداشت. (راستی تا یادم نرفته کتاب چهارمی که در سایت وجود داره ناقصه اگه میشه کامل شو بذارین تا اونایی که تا حالا نخوندنش بفهمن چقدر فیلم حذفی داشته )
kajpa_bazigoosh
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۱۵:۰۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۱۵:۰۷
عضویت از: ۱۳۸۴/۲/۳۰
از: اخترك ب 612
پیام: 6
 thanks
نكته سنجي بسيار دقيقي بود
voltan
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۱۴:۲۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۴/۱۱/۱۴ ۱۴:۲۸
عضویت از: ۱۳۸۳/۶/۷
از: 127.0.0.1
پیام: 1391
 سلام
ممنون منم با هات موافقم

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.