جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (2 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
9 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

جایی به نام هیچ جا

جايي به نام هيچ جا - فصل 9

جايي به نام هيچ جا_فصل نهم شايد چيزي فراتر از سكوت بود كه فضاي كلبه را پر كرده بود نوعي حالت خلسه به من دست داده بود با شنيدن اين حرف تمام خاطرات من مانند فيلم كوتاهي روبروي چشمانم به نمايش درآمده بود,صداي گريه ي پسرك برايم معني نداشت,بيشتر از يك عمر گذشت تا سرم را به سمت پسرك برگرداندم او هم به...

920  19 نظر  11 تیر 1385 1:46 بعد از ظهر سدريك ديگوري
جایی به نام هیچ جا

جايي به نام هيچ جا - فصل 6

(جايي به نام هيچ جا_فصل ششم) _به گذرگاه حمله كردن ناخودآگاه نگاهم به سمت جولي برگشت,حال جولي هيچ بهتر از سپاستين نبود هردو طوري به يك ديگر خيره شده بودند گويي دنيا به آخر رسيده است. بعد از گذشت چند دقيقه جولي شروع به صحبت كرد:منظورت چيه يعني چي كه به گذرگاه حمله كردن؟مگه تو 1 ساعت پيش با جان صحبت...

888  5 نظر  04 آذر 1384 2:11 بعد از ظهر سدريك ديگوري
جایی به نام هیچ جا

جایی به نام هیچ جا - فصل 5

(جایی به نام هیچ جا)قسمت پنجم _من گشنمه. سپاستین با صدایی خشم آلود پاسخ داد:دهنت رو ببند نارول آشغال. این چندمین بار بود كه سپاستین منو با این اسم خطاب میكرد.خیلی دوست داشتم معنی این اسم رو بدونم ولی میدونستم اگه بپرسم جوابم چیه...الان حدود 10 ساعت بود كه داشتیم یه ضرب راه میرفتیم.نمیدونستم ساعت...

628  5 نظر  31 تیر 1384 2:35 قبل از ظهر سدريك ديگوري
جایی به نام هیچ جا

جایی به نام هیچ جا - فصل 4

جایی به نام هیچ جا(قسمت چهارم) سعی كردم خودمو آروم نگه دارم.اما نمیشد.سپاستین شروع كرد به گشتن اتاق.خیلی آروم در اتاقم شروع به قدم زدن كرد.همه چیز خوب پیش میرفت اما همونطور كه حدس میزدم بالاخره چشمش به لباسای گری افتاد.مطمین بودم كه اون مشخصات لباسهای گری رو داره. به راحتی میتونستم صدای قلبمو...

673  8 نظر  28 تیر 1384 2:14 قبل از ظهر سدريك ديگوري
جایی به نام هیچ جا

جایی به نام هیچ جا - فصل 3

جایی به نام هیچ جا(قسمت سوم) تو بد وضعیتی گیر افتاده بودم.نمیدونستم اون دو نفر كی هستند اما میدونستم تو بد وضعی گرفتار شدم.نمیتونستم حركت كنم.اما ایندفعه فقط به خاطر هیجانی كه داشتم.توی این وضیت بودم كه مادرم شروع به حرف زدن كرد: _بله.ببخشید میشه بگید كه شما كی هستید و با پسر من چیكار...

578  6 نظر  20 تیر 1384 8:12 قبل از ظهر سدريك ديگوري
جایی به نام هیچ جا

جایی به نام هیچ جا - فصل 2

جایی به نام هیچ جا(قسمت دوم) در اون وضیعت نمیدونستم چی كار كنم؟همه جا درون سكوت وحشتناكی فرو رفته بود و تنها صدایی كه ماند پتك در گوشم شنیده...

690  8 نظر  15 تیر 1384 4:18 بعد از ظهر سدريك ديگوري
جایی به نام هیچ جا

جایی به نام هیچ جا - فصل 1

(جایی به نام هیچ جا) بهش نزدیكتر میشدم.دست خودم نبود.انگار كسی كنترل منو به دست گرفته بود.پاهام دستام هیچ كدوم به فرمان من نبودد همین طور كه راه میرفتم به دورو برمم نگاه میكردم.همه چیز عجیب بود مناظر كه به طور خوفناكی تاریك و تیره بودند و صداهای عجیبی كه به گوش میرسید. از وزوز حشرات ناشناخته...

1158  17 نظر  14 تیر 1384 3:08 قبل از ظهر سدريك ديگوري
خوراک RSS