هری پاتر و آغاز پایان - فصل 6
هری پاتر و آغاز پایان فصل ششم دره ی گودریک صبح آن روز هری به سرعت از خواب بیدار شد. روی کاناپه رون خرو پف می کرد و هرمیون هم آنطرف اتاق خوابیده بود.هری به سرعت لباسش رو عوض کرد . - بچه ها نمی خواین بیدار شین؟به خاطر خدا! یادتون نرفته که چرا اینجایین؟ هری کوسنی که روی مبل بود را به سمت رون هدف گرفت ....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
