پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

28
نفر همین الان آنلاین‌اند 3 نفر در «دنیای جادوگری»
3 عضو 25 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

56 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

اطلس هری پاتر: شخصیت های اصلی

لونا لاوگود

ادوارد بونز 21 شهریور 1385 7:36 بعد از ظهر 1841
لـــونا لاوگود
تقريباً مقدمه:
لونا لاوگود يکی از دانش آموزان مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز است که در گروه ريونکلا درس می خواند. او هم سن و سال جينی است.او ناگهانی در کتاب پنج سروکله اش پيدا می شود و نقش مهمی را در کتاب به عهده می گيرد همراه با هری به سازمان اسرار می رود و می جنگد صداهايي را که از پشت طاق نمای فرسوده می آمد را می شنيد از بين گروه سه نفره ی رون جينی و لونا فقط او سالم و بدون کوچکترين خراشی از دست مرگ خوارها بيرون آمد و در گروه ديگر هم فقط هری سالم بيرون می آيد ازگروه الف دال تنها او به همراه هری می جنگد (البته نويل جينی رون و هرميون را جزء دوستان هری حساب کرده ام )لونا ناگهانی وارد می شود و مهم می شود .
جي.کي و لونا:
با کمـــال تعجب بايد بگويم که رولــينگ نويسنده ی کتاب گفته که لونا جزء شخصيت ها يی که آن ها را دوست دارد. رولــينگ حتی يک فصل از کتاب پنج را به نام لونا لاوگود زده است در صورتی که هرگز برای يکی از شخصيت های ديگراز جمله : هرميون ، رون ، آلبوس دامبلدور و.... که به مراتب از لونا - البته به نظرما - مهم تر بودند ؛ اين کار را نکرده يعنی لونا اين قدر مهمه که رولينگ برای او اين همه ارزش قـــائل شده است! ولی برخلاف خصوصيات طبيــعی گروه ريونـــکلا او خيلی مسخره به نظر می ياد و ماننـد خل و چل ها است. نمي دانم کلاه دسته بندی چی توی سرش ديده که انداختتش تو ريونکلا!!! رولينگ او را اين جوری توصـيف می کنه:
دختری که کنار پنجره نشسته بود سرش را بلند کرد موهای آشـفته بور و کدرش تا کمـرش می رسيد ابروهای بسيـار کم رنگ و کم پشتی داشت و چشم های بر آمده اش طوری بود که انگار هميشه در حال تعجب است. هری بلافاصله متوجه شد که چرا نويل می خواست از خير آن کوپه بگذرد . ظاهرا دختـرک مثل خل و چل ها بود. شايد برای اين بود که چوبدســتی اش را پشت گوش چپش گذاشته بود تا محفوظ بماند يا برای اين که گردن بندی از تشتک نوشـيدنی کره ای به گردن داشت يا شايد برای اين که مجله ای را سرو ته نگه داشته بود و می خواند......
خانواده ی لونا :
پدر لونا سردبير مجله ی طفره زن است که به قول هرميون آشغاله !!!ا مادر لونا يک ساحره ی عاقل و دانشمند و بزرگ بوده که طبق گفته ی خود لونا خيلی علاقه داشته که آزمايش کنه و يک دفعه يکی از آزمايشهايش بدجوری اشتباه درآمد و اون از بين رفت ولی صدايش از پشت پرده ی طاق نما می آمد !! لونا هم عقيده دارد که مادرش زنده است و برمی گردد! اگر به گفته ی لونا اون زنده است چرا لونا می تواند تسترال ها را ببيند؟ يعنی امکان دارد لونا مرگ کس ديگری جز مادرش را هم ديده باشد؟
راز و رمز لونا :
لونا به خل و چل ها شباهت دارد و نظر اکثريت درباره ی او اينه تا حدی که او را لونی به معنای خل و چل می نامند ولی به نظر من نظر عوام مردم آنچنان اهميتی ندارد آن هم عوام مردم جادوگر که از اهل کوفه هم بد ترند مردمی که يک سال تمام می گفتند که دامبلدور پير و خرفته و هری هم يک درغگوی خودنما است مردمی که اوايل می گفتند دامبلدور يک ذره خل و چله!!!ولی همه ی اينها غلط بود پس نظر آنها درباره ی لونا هم يقينا غلطه لونا ناگهان در محفل ققنوس سرو کله اش پيدا می شه سالی که پر از نظرهای غلطه اون توی گروه ريونکلاست گروهی که جايگاه انسانهای عاقله امکان نداره که کلاه گروهبندی اشتباه کنه حتما لونا توی داستان نقش مهمی داره!
گاهگداری لونا خيلی حرفهای عجيب و چرت و پرت می زند که هيچ ربطی به موضوع صحبت آن موقع ندارد ... حرفهايي در مورد اسنورکک شاخ چروکيده ، جلبک سرگردان و خيلی چيزهای ديگر چرا هميشه اي چيزها تو ذهن اونه؟ اين کارهای لونا من را بيشتر ياد سيبل تريلانی می اندازد که هميشه حرف از چيزهای عجيب می زنه وجود طالع های بد را حس می کند و...لونا هميشه نظرهايي غير معمول می دهد و باعث می شود که بقيه بگويند که ديوانه است، اصلا لونا اين حرفها را از کجا مياره حرفهايي که هيچ عقل سالمی قبول نمی کنه و هيچ جادوگری نشنيده ( جز پدرش چون من فکر می کنم که همه ی اين حرفها از پدرش و طفره زن داره)..... چرا رولينگ شخصيت عجيبی را برای لونايي که بهش عشق می ورزد انتخاب کرده است؟ از طرفی امکان دارد که اين رفتار ناشی از شوک روحی و عاطفی اي که در اثر مرگ مادرش بهش وارد شده است ! اگر اين حرف را قبول کنيم در مورد پدرش چی می توانيم بگوييم چون او هم قدری خله!!!!!!!!!
حدس عجیب:این امکان وجود داره که پدر لونا فقط در رویاهاش باشه و مثل مادرش مرده باشه ولی خودم هم به این حدسم اطمینان ندارم!!!
سوالها درباره ی لونا :
1- چيزی که خيلی عجيبه اين است که هيچ کس به جز هری و لونا نمی توانست صداهای پشت پرده ی طاق نما را بشنود حتی نويل هم که مرگ را ديده بود چيزی نمی شنيد ! چه شباهتی بين هری و لونا بود که باعث می شد فقط و فقط آن دو صداهای پشت پرده را بشنوند ؟
2- چرا رولينگ لونا را ناگهانی وارد داستان کرده است؟
3- مادر لونا درباره ی چی آزمايش و تحقيق می کرد و چه چيزی اشتباه شد که از دست رفت ؟ امکان داره که مادر لونا درباره آن طاق نما تحقيق می کرده در واقع جزء همان دانشمندانی بود که نيک می گفت در سازمان اسرار در باره ی مرگ تحقيق می کنند چرايش را هم از حرف لونا فهيدم او بعد از اينکه درباره ی مادرش و آزمايش ها و اختراعات او تمام کرد گفت امکان داره او ن برگرده خودت که شنيدی صداش از پشت پرده می آمد!
4- اصلا چرا لونا در گروه ريونکلا افتاد ؟
نتيجه و پيش بينی :
يک بار گفتم بازم می گويم لونا لاوگود در داستان بايد نقش مهمی را بازی کند. در هر صورت فعلا اطلاعات زيادی از لونا در دست نداريم و همچنان شخصيت لونا در هاله ای از ابهامه و تا کتاب هفتم نمی نوانيم راز لونا لاوگود را کشف کنيم ( مگر نابغه باشيم يا از علم غيب برخوردار باشيم !!!) احتمالا در کتاب هفتم هری رون و هرميون برای بدست آوردن اطلاعات درباره ی گنجينه ی رونا ريونکلا به خانه ی لاوگودها می روند تا لاوگود ها و فک وفاميل ريونکلاييشان در اين رابطه به آنها کمک کنند و اطلاعات بيشتری در باره ی لونا بدست می آوريم .....
وسلام
تهيه شده توسط ادوارد بونز(رئیس سازمان سوابق جادوگری)

نظرات متعلق به نویسنده است. ما مسئول محتوای آنها نیستیم.
 لونا رو ببین!
این که لونا شخصیت مهمیه یه امر کاملا مشخصه.
مطمان باش تو کتاب هفتم هم مثل کتاب پنجم و ششم نقش مهمی خواهد داشت.
در ضمن رولینگ اعتراف کرده که لونا رو بیشتر از همه دوست داره و اون رو بیشتر از همه ی شخصیت های دیگر به خودش شبیه می دونه.
1386/01/14 2:46
 Re: لونا لاوگود
دسست درد نکنه.ولی همه ی شماهایی که نظر دادید به یه چیزی توجه نکردید اونم اینکه اگه لونا گفته مادرش برمیگرده پس شاید سیریوس هم برگرده. به امید روزی که سیریوس برگرده
1385/12/03 17:53
 Re: لونا لاوگود
مرسی دستون درد نکنه!!!!!!!!!
1385/12/03 15:42
 Re: لونا لاوگود
مر30 ... مر30 ... بابا يعني شوما تا حالا نميدونستين من اين قدر مهمم؟! ... اين رولينگ واقعا آدم قدر شناسيه جواب اون همه زحمتي رو كه براش كشيدم داده ... من الكي بيخودي تو كتاب كسي كه نميرم آخه! ...

ولي كلا معلومه كه شخصيت جدي ايه ( جدا از خودم ) منظورم از جدي اينه كه نقش مهمي توي كتاب داره و مطمئنم توي كتاب هفت ( قديسان مرگبار ) نقشش پر رنگ ترم ميشه ... روي موهام شرط ميبندم!
1385/11/10 19:46
 ناموس!
آقا این یارو چطور جرات کرده راجع به ناموس من مقاله بنویسه ؟! ... بزار برم به گیلدی عکس زنشو بدم !
خارج از جدی ، مقاله واقعا جالبی بود و به نکات خوبی هم اشاره کرده بود ... البته به نظر من حضور ناگهانی لونا کاملا دور از انتظار نیست و ممکنه مثل خیلی کارای دیگه ای که رولینگ کرده ، اینم با مقصود خاصی نبوده باشه .
ولی به هر حال به نظر نویسنده احترام می زاریم و به انتظار می شینیم تا کتاب هفت !!!
1385/07/12 13:40
 لونا؟؟؟
ونا مرسي..
شخصيت اين لاوگود منو خيلي جذب ميكنه..
1385/06/26 21:45
 لونا ...............
خوب بود. من که خیلی استفاده بردم.
1385/06/25 23:33
 لونا لاوگود
خوب بود دستت درد نکنه
به نظر من هم لونا آخر سر یه کار مهمی میکنه
1385/06/25 19:26
 طاق نما
آره کسی به جز هری و لونا در مورد صدا چیزی نگفت و فقط هرمیون گفت که خیلی مشکوکه !!!! از همه تشکر می کنم که تعریف کردن
1385/06/24 17:00
 اوه
خوبه بچه جان
1385/06/24 16:34
 مرسي
مقاله ي جالبي بود . به خصوص از اين جهت كه تا به حال در مورد لونا لاوگود مقاله اي بر روي سايت قرار نگرفته بود . اون هم با اين شرح و تفصيل
1385/06/24 14:48
 لاوگود شناسي
خيلي جالب بود ممنون از نويسنده به نظر منم لونا نقش مهمي داره اينو بر اساس يك قانون كه بيشتر نويسنده ها وفيلم نامه نويس ها در نوشته هاشون به كار ميبرن ميگم البته شايد اونا به اين شيوه به چشم قانون نگاه نميكنند ولي بگذريم چون ميخواهم خود قانون رو بگم ما هميشه شاهد بوديم كه قاتل يا هر كس ديگه كه خيلي توي داستان ها مهمه خيلي كم بهش اشاره ميشه از كنار همه رد ميشه همه ميبيننش ولي هيچكس بهش اونطوري نگاه نميكنه يا اصلا نگاه نميكنه حالا لونا فقط توي كتاب پنج يك نقش پررنگ داشت اونم چون كتاب سري بود ولي توي كتاب شش اشاره ي زيادي به حضورش نشد يعني شد ولي نه خيلي نمي دونم منظورم و فهميديد يا نه؟
1385/06/24 14:05
 لونا
مقاله جالبی بود من که خیلی لذت بردم
1385/06/24 13:39
 Re: خوب بود !!!!!
بابا ايول خيلي باحال بوى بازم از اين كارا بكن. دستت درد نكنه... :proctor:
1385/06/24 11:49
 خوب بود !!!!!
باحال بود
مقاله ی جالبی بودمرسی از زحمتی که کشیدی باز هم از این کارا بکن :proctor:
1385/06/24 8:11
 خوفففففففففففففف
بابا این کاره
خیلی جالب بود دستت درد نکنه باز هم از این ها بنویس
پیشنهاد: در مورد مونتاگ بنویس
1385/06/23 22:08
 بماند
عالی بود. چیزی رو گفتی که من درست چن روزی بود مشغولش بودم و می خواستم در مورد تاپیک یزنم خدا وکیلی کارت درسته.
ایلیا
1385/06/23 20:41
 لونا
من عاشق شخصيت لونا هستم..
مقاله جالبي بود..
به نظرم نقش لونا تو كتاب هفت خيلي مهم هست
1385/06/23 20:41
 .
مقاله ي جابي بود دستت درد نكنه ولي در مودر تاق نما فكر نمي كنم كسي گفته باشه كه صداي اونو نمي شنوه .
1385/06/23 20:03
 من اولم!
1-من اولم!
2-اومدم همینو بگم!!
3-هنوز نخوندمش!!!
4-ولی باید باحال باشه!!!!
1385/06/23 19:26

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.