آنلاینها
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 33
-
آرشیو گالری 12
-
پروفایلها و حساب کاربری 4
-
بخشهای دیگر 3
اعضای آنلاین
56 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
شباهت دو داستان تخیلی
من خیلی ار افراد را دیدم که سرزمین اشباح را به هری پاتر و هری پاتر را به
ارباب حلقه ها ربط می دهند چون به قول خودشان به همدیگر شباهت دارد حالا می خواهیم بررسی کنیم آیا واقعا شباهت دارد یا نه؟
من در یکی از نظرهایم که راجع به شباهت دارن شان به هری پاتر بود گفتم که ربط دادن دو داستان تخیلی از پایه غلط است به علل مختلف:
اول از همه هدف را در داستان های تخیلی مد نظر قرار می دهیم همان طور که بیش تر از شما می دانید هدف اصلی سرزمین اشباح یا همان دارن شان نابود کردن دستینی بود که با کارهای پلید خود دنیا را در دست گرفته بود در داستان هری پاتر هدف نابود کردن ولدمورت است که او هم با کارهای کثیفش دنیا را به نابودی کشانده است و در آخر هدف در کتاب ارباب حلقه ها نابود کردن سائورون یا حلقه است بنابراین هرف در تمام داستان های تخیلی نجات دنیا از افراد سیاه و پلید به عبارتی نبرد عقل بر جهل است
حالا موجوداتی که در بیش تر داستان های تخیلی دیده می شود را مورد بررسی قرار می دهیم:
در جلد 10 داستان سرزمین اشباح ازدها وجود داشت و در جلد 4 هری پاتر هم ازدها وجود داشت و باز هم در هر سه جلد کتاب ارباب حلقه ها ازدها وجود داشت
اما اگر ما بخواهیم بر مبنای این ها در واقع با تکیه کردن به این شباهت ها قضاوت کنیم خواهیم دید که تمام داستان های تخیلی چه در سطح بالا و چه در سطح پایین به یکدیگر شباهت دارند اما نه شباهتی که بخواهیم بر آن اساس بگوییم که نویسنده از آن ها کپی گرفته است
اما در کتاب ارباب حلقه ها بعضی از دوستان گاندولف را به دامبلدور شباهت دادند که این هم جزو همان علل ذکر شده در بالاست
دامبلدور شخصیتی آرام متین و تنها کسی است که می تواند واقعا به هری کمک کند و گاندولف شخصیتی مرموز و در عین حال کسی است که بیش تر از همه توانست به فرودو برای نابود کردن آن حلقه کمک کند (هر چند که افراد دیگری هم بودند )
در تمام داستان های تخیلی باید یک شخصیتی وجود داشته باشد تا بتواند در راه رسیدن به هدف قهرمان داستان به او کمک کند مثلا در داستان سرزمین اشباح لارتن بیش تر از همه به او کمک کرد در هری پاتر دامبلدور و در ارباب حلقه ها هم گاندولف پس نباید چنین قضاوت کنیم که چون این دو کتاب شخصیتی دارند که نسبتا شبیه هم است جی کی رولینگ از جی آر آر تالکین ایده گرفته است
حالا درباره انگیزه نوشتن یک داستان تخیلی بحث می کنیم:
بالاخره شخصیت ها و محور اصلی داستان یک نویسنده از یک طریقی به ذهن او خطور می کند حالا چه با خواندن نوشته دیگری یا از طرق دیگر اما اگر نویسنده ای با خواندن داستان نویسنده دیگر محور داستان در ذهنش شکل گرفته باشد نمی توانیم بگوییم او از آن نویسنده ایده گرفته است
بنابراین با توجه به تمام چیزهایی که گفته شد باید نتیجه گرفت که مقایسه دو داستان آن هم از نوع تخیلی کار درستی نیست
من این را یک بار گفته بودم و چون شعار من است دوباره تکرار می کنم هر نویسنده داستانی چه تخیلی و چه غیر از آن با نوشتن مطلب خود دنیایی برای خود می سازد و خود را متعلق به آن دنیا می داند دنیایی تخیلی که خود او شخصیت ها را آفریده و در قلبش با همه آن ها دوست است
برای مثال رولینگ برای خود دنیای جادوگری و هری پاتر دارد و دارن شان دنیای دارن شان و شبح ( هر چند که به تازگی کتابی جدید از او به چاپ رسیده است با نام lord loss با همان شیاطین ) دارد و در آخر تالکین دنیای حلقه و فرودو را دارد ( البته او کتاب های دیگری از جمله ماجراهای تام بامبادیل هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره و... را هم نوشته است)
بنابراین من از همه خواهش می کنم دیگر دو کتاب تخیلی را به همدیگر ربط ندهند

گزینههای نمایش نظر
بالاخره به اين موضوع اشاره شد كه اين قدر داستان ها به هم ربط داده نشن!
خب اول از همه باید از کسانی که نظر دادند تشکر کنم
آرمیس بارادا:
من هم همین عقیده را دارم تو مقاله ام هم همین را نوشتم
اما دابز و emma jigar:
خب این نظر شماست که هیچ کتابی به قشنگی هری پاتر نوشته نشده اما این چه ربطی به این مقاله داشت من در مورد این که کدوم کتاب بهتره مطلب ننوشتم
مایک لوری:
ما این جا درباره ی این که هری پاتر در سطح ارباب حلقه ها هست یا بالعکس بحث نمی کنیم
دنی کوریک:
مشخص است که هری پاتر در سطح ارباب حلقه ها نیست ولی هدف اصلی من مقایسه کردن دو کتاب نبود بلکه هدفم این بود که دیگران متوجه شوند مقایسه دو کتاب تخیلی از مبنا غلط است
بیل ویزلی:
نظر لطفتون است
مسعود پاترونوس:
منظور شما این است که هری پاتر از ارباب حلقه ها ایده گرفته است؟
مشکل شباهت هایی مانند شباهت در موجودات جادویی و یا شباهت در بعضی شخصیت ها و یا شباهت در هدف داستان(مبارزه با شر)نیست
مشکل در شباهت خط اصلی داستان در کتاب اینده ی هری پاتر با سه کتاب تالکین است
در جلد هفتم هری پاتر داستان متوجه از بین بردن جاودانه ساز هایی هستش که توسط لرد سیاه تهیه شده
و دوستانی که ارباب حلقه ها را خوانده اند به احتمال زیاد قبول دارند که این جاودانه ساز ها همون کار حلقه را انجام میده
(فقط تنها فرقی که بین این دو وجود داره اینه که اون حلقه ای بود از برای حکم راندن ولی با جاودانه ساز نمیشه حکمرانی کرد)
و همه قبول داریم که کتاب ارباب حلقه ها همون شکل که تو تاریخ شایر نوشته شده ماجرای حلقه و طریقه ی از بین بردن ان بود
به نظر شما این شباهت نیست
ایا فقط شباهته؟
یا تقلید هم هست؟
بله این دو کتاب از نظر ادبی قابل مقایسه نیستند ولی گاهی هم میشه ان ها رو به این شکل مقایسه کرد
در اخر هم باید اضافه کرد که مقاله ی زیبایی بود
میشه خیلی بیشتر به شباهت های اثار تخیلی با هم اشاره کرد
نکته دوم اینکه داستانهای هم-سبک معمولا شباهتهایی دارند چه در ساختار و چه در موضوع. به نظر من اما ایوانزدر این مقاله به خوبی به این موضوع پرداخته است.
نکته آخر اینکه همینی که یه نفر مطلبی به این قشنگی نوشته ــ جدا از درست یا غلط بودنش ــ خیلی ارزشمنده. دستت درد نکنه اما جان، خیلی خوب بود (با وجودیکه با بعضی جاهاش موافق نیستم).
ارباب حلقه ها موضوع جدی تر و قوی تری نسبت به هری پاتر داره اما کتاب هری پاتر جالب تره و بیشتر آدم رو جذب میکنه . این نظر منه به عنوان یک پسر 16 ساله . حالا شما رو نمیدونم
به نظر من با اینکه ارباب حلقه ها موضوع بسیار قوی داشت ولی بعضی جاهاش خیلی خسته کننده بود . مثلا تو کتاب یکدفعه فقط ده صفحه فضای جنگل رو وصف میکرد
ولی موقع خوندن هری پاتر هیچ وقت حوصلم سر نرفت
اما اونهایی قشنگترند که اخرشون معلوم نباشه مثل هری پاتر یا دارن شان
با تشکر
درمورد بحث این که ارباب حلقه ها بهتره یا هری پاتر اصلا نباید بحث بشه چون که هر کس سلیقه ای داره و هر کی می خواد نظر خودشو به بقیه غالب کنه.
هيچ داستاني به زيبايي هري پاتر تا حالا نوشته نشده. البته اين نظر شخصي منه.
ارباب حلقه ها را با هری پاتر مقایسه نکردم بلکه منظورم این بود که اصلا قابل مقایسه نیستند
البته ارباب حلقه ها به مراتب بالاتر ازهری پاتر است