پيش از شروع جلسه جلسه مديريت سايت جلوي در محل اصلي و زير آفتاب داغ بدون حضور مدير موفق اصلي و فرعي سايت برگزار شد كه نتايج آن بدليل سري بودن قابل ذكر نيست. فقط از اين جلسه يك نكته عيان شد و آن اين بود كه مديران سايت البته آنها كه موفق نيستند قبل از همه و حتي مسوول جلسه به محل مي رسند.
با آمدن مسوول جلسه خانم مازامولا كه معلوم نشد از كدام در مخفي وارد شد مديران جلسه رو باز خود را تعطيل كرده و سعي در اين شد كه به نحوي جلسه در زمان مقرر آغاز گردد كه اين امر 5 دقيقه به دليل حضور يك شخصيت معلوم الحال و 5 دقيقه ديگر به دليل تغيير پوزيشن صندلي ها به تاخير افتاد.
گويا خانم مازامولا يك مثبت و منفي در دعوت ها اشتباه كرده بود و باعث شده بود بالانس بين دختران و پسران حاضر در جلسه جا به جا گردد ودر هر حال كارد كه ميزدي خون اين خانم در نمي آمد. توضيحات تكميلي را از خود ايشان سوال بفرماييد.
سپس يك معرفي در بين حضار نشسته در 4 ضلع ميز مستطيل انجام شد و بعد از اينكه گروه هاي گوش كننده و شلوغ كننده مشخص شدند و تفكيك بين آنها انجام شد نظر به اينكه يك نفر هم مي بايست در نقش حرف زننده اين وسط ظاهر ميشد مثل هميشه اين نقش را نيز به آقاي هري پاتر واگذار كردند كه آقاي هري پاتر نيز مثل هميشه بدون هيچ گونه صحبتي راجع به هري پاتر به بيان ايدئولوژي هاي خود از ايفاي نقش گرفته تا نوشتن در فروم پرداخت.
ايشان در ابتدا ضمن انتقاد شديد از تكراري شدن شخصيت ها كه به طبع آن بعضي ها رو به عوض كردن شخصيت مي آورند و لزوم عدم در جا زدن افراد در نقش هايشان مطالبي در مورد نحوه تغييرات يك شخصيت در طي حضور طولاني در سايت و چگونگي انجام آن توسط خود بيان كردند. در همين رابطه آقاي هري پاتر با دادن گيزر به وزير سحر جادو گفت: ” نميدومن چرا اين آقا دست از وزير بازي ور نميد آره و در آستانه انتخابات خودشو كانديد نميكنه ديگه همه رو خسته كرده واقعا چقدر آدم ميتونه غير دموكراتيك باشه “
وي در ادامه با گفتن اين كه ايده همينجوري از ذهن خارج نميشود توضيح داد كه بايد ايده ها را از جاهاي مختلف گرفت و وارد ذهن كرد و سپس با فكر كردن روي آنها در زمان مناسب كه جو فروم آمادگي دارد از آنها استفاده كرد همچنين اين مطلب را نيز فاش نمود كه تعدادي ايده بكر را در جاهاي مناسبي احتكار كرده تا در صورت بالا رفتن قيمت عرضه نمايد. وي در حاليكه دماغش كمي از حد معمول بلندتر شده بود گفت: ” آقا من شونصد تا ايده داشتم كه به دليل مشكلات خانوادگي نتونستم اونا رو بزنم زن كه گرفتيد ميفهميد من چي ميگم حالا هي در مورد نبودن و نداشتن و نخوردن ايده نق و نوق كنيد“
سپس آقاي هري پاتر در رابطه با هري پاتر زدگي در پاسخ به سوالي در مورد اينكه حالا كه هري پاتر از دور خارج شده و يكي دو سال بعد كه كتاب هفتمم بياد كاملا جمع خواهد شد بهتر نيست سايت رو هم جمع كنيم با نگاهي غضب آلود خطاب به شخصي كه مرتكب اين سوال شده بود گفت: ” اين هري پاتر نيست كه تموم شده بلكه اوني كه تموم شده شماييد در ضمن به جاي صحبت راجع به جمع كردن سايت اعضا بهتره خودشونو جمع كنن كه يه وقت نرن زير موتور“
وي در بين صحبت هاي خود در مورد دلايل افت كيفيت رول پلينگ سايت به توانايي هسته هاي مختلف درون سايتي در فعال سازي سايت اشاره كرد و با بيان اينكه جمع كوچكي با تشكيل يك هسته اوليه مي توانند جو فروم را عوض كنند و ايفاي نقش را به آتش بكشند هوار زد:” ما مذاكرات هسته اي را با تمام توان ادامه خواهيم داد و پروتوكل هاي الحاقي بسياري را امضا كرده و ميكنيمو تمام سعي ما در اين است كه نگذاريم در فروم هايمان غني سازي متوقف شود“
ايشان ضمن انتقاد از افرادي كه در ايفاي نقش فقط به خراب كردن و كشتن بقيه و بالا بردن خودشان ميپردازند و پست هايي ميزنند كه در آخر فقط خودشان در آنها زنده مي مانند اين قبيل پست ها را سم مهلكي براي ايفاي نقش دانستند و به ناظران خاطر نشان كردند كه با دقت و خشانت بيشتري در اين مورد عمل كنندو با شناسايي اين افراد آنها را براي حذف كاربري آماده كرده و تحويل آقاي آبر فورث دهند كه در همين لجظه آقاي آبرفورث با زبان مبارك دور دهان را ليسيدند.
سپس آقاي هري پاترضمن اينكه شناسايي افراد نويسنده و كار بر روي آنها را نيز يكي ديگر از وظايف و ناظران دانست در اين رابطه با آوردن يك مثال بي ربط ادامه داد: ” مثلا خود من فك كرديد اين سالي كه همهع ميگن بوق مجسمه چطوري مدير شد ساعت ها بحث كارشناسي روش كرديم تا شد اين“
سپس در همين بين جناب ببر پير بالاخره توانست با كشاندن بحث به ترجمه آقاي هري پاتر را كمي تا قسمتي خاموش نمايد. اين آقا در حاليكه دو نسخه پرينت شده از نمونه ترجمه را از كيف خود خارج ميكرد به صحبت در مورد ترجمه كتاب ششم و فرهنگ كتاب خواني و تخفيف قابل ملاحظه به اعضاي سايت جادوگران و رابطه عميق اين نشر با سايت پرداخت كه در اين بين نمونه ترجمه ها نيز توسط حاضرين هپلي هپو گرديد.
وي ضمن بيان اينكه اين ترجمه سانسور نخواهد شد در حاليكه دستش را روي گردنش مي زد گفت: ” اگه اين شاهرگمو بزنن براي گرفتن مجوز حاضر نخواهم شد هري رو با كسي صميمي كنم“
در خلال بحث داغ بين آقاي هري پاتر و آقاي ببر پير كه با اعتراض حضار كه اعتقاد داشتند اين دو با هم در حال دعوا هستند و توجيه اين دو كه فقط بلند حرف ميزنند تا بقيه بشنوند توام بود خانم مازامولا به همراه آقاي ايليدان به وسط پريدند و اعلام تنفس كردند. در اين بين منوهاي طول و درازي در اختيارحاضرين قرار گرفت و هر كس چيزي رو براي خوردن از بين آنها انتخاب كرد ولي چون چيز هر كس با چيز كس ديگر تفاوت داشت اين چيز ها سبب اتلاف وقت و بقيه پول و پول بقيه حاضرين و بسياري چيز هاي ديگر گرديد. در اين بين آقاي هري پاتر هم يك چيزي سفارش داد كه شك بقيه در مورد اعتياد وي به يقين نبديل شد نشان به اين نشان كه پس از آن تعدادي از حاضرين پيشنهاد كردند براي وي منقل هم آورده شود.
با توجه به اينكه صحبت هاي آقاي هري پاتر به اعتقاد خودشان در جاي حساسي قطع شده بود وي زور ميزد تا حرفش را تمام كند و اعلام كرد كه اگر حرفش را نزند حناق خواهد گرفت و در آخر با تهديد به سيم سرور موفق شد آن حرف مهمش را بزند و پس از آن گفت: ” آخيش اگه اينا رو نميگفتم ميمردما“ البته هم كنون از محتواي آن حرف هاي مهم اطلاعي در دست نيست.
پس از صرف خوردنيها با توجه به اينكه نيم ساعت از موعد مقرر براي پايان جلسه هم سپري شده بود بسياري از افراد شروع به رفتن كردند تا جا براي بقيه كه تمايل به ايجاد جلسه خصوصي تري داشتند باز شود در اين بين نكته قابل ذكر اهداي يك هديه استوانه اي شكل به ارتفاع 10 سانتي متر و قطر دو سانتي متر به خانم مازامولا و به پاس زحمت برگزاري جلسه بود خدا كند كه نمكدان نبوده باشد
با آمدن مسوول جلسه خانم مازامولا كه معلوم نشد از كدام در مخفي وارد شد مديران جلسه رو باز خود را تعطيل كرده و سعي در اين شد كه به نحوي جلسه در زمان مقرر آغاز گردد كه اين امر 5 دقيقه به دليل حضور يك شخصيت معلوم الحال و 5 دقيقه ديگر به دليل تغيير پوزيشن صندلي ها به تاخير افتاد.
گويا خانم مازامولا يك مثبت و منفي در دعوت ها اشتباه كرده بود و باعث شده بود بالانس بين دختران و پسران حاضر در جلسه جا به جا گردد ودر هر حال كارد كه ميزدي خون اين خانم در نمي آمد. توضيحات تكميلي را از خود ايشان سوال بفرماييد.
سپس يك معرفي در بين حضار نشسته در 4 ضلع ميز مستطيل انجام شد و بعد از اينكه گروه هاي گوش كننده و شلوغ كننده مشخص شدند و تفكيك بين آنها انجام شد نظر به اينكه يك نفر هم مي بايست در نقش حرف زننده اين وسط ظاهر ميشد مثل هميشه اين نقش را نيز به آقاي هري پاتر واگذار كردند كه آقاي هري پاتر نيز مثل هميشه بدون هيچ گونه صحبتي راجع به هري پاتر به بيان ايدئولوژي هاي خود از ايفاي نقش گرفته تا نوشتن در فروم پرداخت.
ايشان در ابتدا ضمن انتقاد شديد از تكراري شدن شخصيت ها كه به طبع آن بعضي ها رو به عوض كردن شخصيت مي آورند و لزوم عدم در جا زدن افراد در نقش هايشان مطالبي در مورد نحوه تغييرات يك شخصيت در طي حضور طولاني در سايت و چگونگي انجام آن توسط خود بيان كردند. در همين رابطه آقاي هري پاتر با دادن گيزر به وزير سحر جادو گفت: ” نميدومن چرا اين آقا دست از وزير بازي ور نميد آره و در آستانه انتخابات خودشو كانديد نميكنه ديگه همه رو خسته كرده واقعا چقدر آدم ميتونه غير دموكراتيك باشه “
وي در ادامه با گفتن اين كه ايده همينجوري از ذهن خارج نميشود توضيح داد كه بايد ايده ها را از جاهاي مختلف گرفت و وارد ذهن كرد و سپس با فكر كردن روي آنها در زمان مناسب كه جو فروم آمادگي دارد از آنها استفاده كرد همچنين اين مطلب را نيز فاش نمود كه تعدادي ايده بكر را در جاهاي مناسبي احتكار كرده تا در صورت بالا رفتن قيمت عرضه نمايد. وي در حاليكه دماغش كمي از حد معمول بلندتر شده بود گفت: ” آقا من شونصد تا ايده داشتم كه به دليل مشكلات خانوادگي نتونستم اونا رو بزنم زن كه گرفتيد ميفهميد من چي ميگم حالا هي در مورد نبودن و نداشتن و نخوردن ايده نق و نوق كنيد“
سپس آقاي هري پاتر در رابطه با هري پاتر زدگي در پاسخ به سوالي در مورد اينكه حالا كه هري پاتر از دور خارج شده و يكي دو سال بعد كه كتاب هفتمم بياد كاملا جمع خواهد شد بهتر نيست سايت رو هم جمع كنيم با نگاهي غضب آلود خطاب به شخصي كه مرتكب اين سوال شده بود گفت: ” اين هري پاتر نيست كه تموم شده بلكه اوني كه تموم شده شماييد در ضمن به جاي صحبت راجع به جمع كردن سايت اعضا بهتره خودشونو جمع كنن كه يه وقت نرن زير موتور“
وي در بين صحبت هاي خود در مورد دلايل افت كيفيت رول پلينگ سايت به توانايي هسته هاي مختلف درون سايتي در فعال سازي سايت اشاره كرد و با بيان اينكه جمع كوچكي با تشكيل يك هسته اوليه مي توانند جو فروم را عوض كنند و ايفاي نقش را به آتش بكشند هوار زد:” ما مذاكرات هسته اي را با تمام توان ادامه خواهيم داد و پروتوكل هاي الحاقي بسياري را امضا كرده و ميكنيمو تمام سعي ما در اين است كه نگذاريم در فروم هايمان غني سازي متوقف شود“
ايشان ضمن انتقاد از افرادي كه در ايفاي نقش فقط به خراب كردن و كشتن بقيه و بالا بردن خودشان ميپردازند و پست هايي ميزنند كه در آخر فقط خودشان در آنها زنده مي مانند اين قبيل پست ها را سم مهلكي براي ايفاي نقش دانستند و به ناظران خاطر نشان كردند كه با دقت و خشانت بيشتري در اين مورد عمل كنندو با شناسايي اين افراد آنها را براي حذف كاربري آماده كرده و تحويل آقاي آبر فورث دهند كه در همين لجظه آقاي آبرفورث با زبان مبارك دور دهان را ليسيدند.
سپس آقاي هري پاترضمن اينكه شناسايي افراد نويسنده و كار بر روي آنها را نيز يكي ديگر از وظايف و ناظران دانست در اين رابطه با آوردن يك مثال بي ربط ادامه داد: ” مثلا خود من فك كرديد اين سالي كه همهع ميگن بوق مجسمه چطوري مدير شد ساعت ها بحث كارشناسي روش كرديم تا شد اين“
سپس در همين بين جناب ببر پير بالاخره توانست با كشاندن بحث به ترجمه آقاي هري پاتر را كمي تا قسمتي خاموش نمايد. اين آقا در حاليكه دو نسخه پرينت شده از نمونه ترجمه را از كيف خود خارج ميكرد به صحبت در مورد ترجمه كتاب ششم و فرهنگ كتاب خواني و تخفيف قابل ملاحظه به اعضاي سايت جادوگران و رابطه عميق اين نشر با سايت پرداخت كه در اين بين نمونه ترجمه ها نيز توسط حاضرين هپلي هپو گرديد.
وي ضمن بيان اينكه اين ترجمه سانسور نخواهد شد در حاليكه دستش را روي گردنش مي زد گفت: ” اگه اين شاهرگمو بزنن براي گرفتن مجوز حاضر نخواهم شد هري رو با كسي صميمي كنم“
در خلال بحث داغ بين آقاي هري پاتر و آقاي ببر پير كه با اعتراض حضار كه اعتقاد داشتند اين دو با هم در حال دعوا هستند و توجيه اين دو كه فقط بلند حرف ميزنند تا بقيه بشنوند توام بود خانم مازامولا به همراه آقاي ايليدان به وسط پريدند و اعلام تنفس كردند. در اين بين منوهاي طول و درازي در اختيارحاضرين قرار گرفت و هر كس چيزي رو براي خوردن از بين آنها انتخاب كرد ولي چون چيز هر كس با چيز كس ديگر تفاوت داشت اين چيز ها سبب اتلاف وقت و بقيه پول و پول بقيه حاضرين و بسياري چيز هاي ديگر گرديد. در اين بين آقاي هري پاتر هم يك چيزي سفارش داد كه شك بقيه در مورد اعتياد وي به يقين نبديل شد نشان به اين نشان كه پس از آن تعدادي از حاضرين پيشنهاد كردند براي وي منقل هم آورده شود.
با توجه به اينكه صحبت هاي آقاي هري پاتر به اعتقاد خودشان در جاي حساسي قطع شده بود وي زور ميزد تا حرفش را تمام كند و اعلام كرد كه اگر حرفش را نزند حناق خواهد گرفت و در آخر با تهديد به سيم سرور موفق شد آن حرف مهمش را بزند و پس از آن گفت: ” آخيش اگه اينا رو نميگفتم ميمردما“ البته هم كنون از محتواي آن حرف هاي مهم اطلاعي در دست نيست.
پس از صرف خوردنيها با توجه به اينكه نيم ساعت از موعد مقرر براي پايان جلسه هم سپري شده بود بسياري از افراد شروع به رفتن كردند تا جا براي بقيه كه تمايل به ايجاد جلسه خصوصي تري داشتند باز شود در اين بين نكته قابل ذكر اهداي يك هديه استوانه اي شكل به ارتفاع 10 سانتي متر و قطر دو سانتي متر به خانم مازامولا و به پاس زحمت برگزاري جلسه بود خدا كند كه نمكدان نبوده باشد
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر
بعد رفتیم بالای سرش و لوله رو باز کردیم .
دیدم روش نوشته به فضولش ربطی نداره :
خلاصه از همین جا از اونی که خرید اون لول رو
توجه کردین چه مقدار کنجکاوید؟
heyfe oon esmi ke roo khodet
gozashti ferestandeye gozaresh
جون خودتون سری بازی در نیارید
خوب منکه فعلا نمی تونم بیام باخوندن این گزارشات فقط داغ دلم تازه میشه !!
امیدوارم حالتون خوبه خوب باشه.
من که از گزارش هیچی نفهمیدم؟
فقط اینو فهمیدم که هر کی کاره خودشو می کرده؟
و اینکه میتینگ سازمان دهی نداشته! ؟!
در هر صورت این دفعه که نشد
باشه واسه دفعه بد
دوستدار همه شما!
پانمدی
اولا كه هاي عليك!!!
دوما كه
سوما كه ديگه حال شماره زدن براي مطالب غير ضرروري رو ندارم!
چهارما كه مطالب غير ضروري عبارتند از:
الف) جلسه اصلا ارزشي نبوده و حتي ضد ارزش هاي ديني هم بوده چرا كه اولا من خودم ديدم كه موذمال جلوي اسم شيكم (اصلا رفته بود؟) علامت جنس مونثو گذاشته بود و اين خيلي سه نقطه بود! و دوما هم نداره چون دليل ديگه اي پيدا نكردم كه از خودم در كنم!!
ب) مورد ب هم نداره!!! يه مورد بيشتر نبود!!!
ج) وقتي ب نداشت ج هم نداره!!
د) ب و ج نداشت ولي د داره!!! اونم اينه كه تعدادي :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss: تقديم به علاقه مندان صنعت بي جامه پارتي!!!
ایشا ا... دفعه بعدی ما هم میاییم.
یه پیشنهاد دارم.
اگه میتینگ ها رو توی یه مکان ورزشی-باشگاهه ورزشی-(مثلا باشگاه انقلابی یا باشگاه چمران)اینجور جاها بگیرید خیلی خوبه.
در ضمن مگي جان به اندازه كافي سعي كردم فضا رو نشون بدم و خلاصه بنويسم اين همون چكيده حساب ميشه اگه ميخواستم مثلا توضيح بدم اون مثبت و منفي كه موذمال اشتب كرده بود چي بود يا اوني كه رفته بود زير موتور چه كسي بود و اينا هم از جذابيتش ميومد پايين و هم طولاني تر ميشد
خواهر مازامولا چقدر قشنگ اسمها رو نوشته بود!جلوي اسم هر نفر با استفاده از علائم بين المملي جنسيت ذكر شده...
نتيجه آسلامي ديروز:
تجمع در ميدان ونك مساوياست با شب رو تو كلانتري خوابيدن! مواظب باشين! از بيخ گوش ما كه گذشت
سعی کنید وقتی گزارش میدید در آخر، چکیده نتایج اخلاقی گرفته شده را هم به صورت جداگانه بنویسید.