جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
24 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

  • دنیای جادوگری
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل ششم

فصل ششم اتاق اینده حدود سه ماهی بود که از امدن کاردنیا به ان مدرسه میگذشت و از ان روز تا حالا تنها تغیری که دیده میشد این بود که انها مجبور بودند لباس هایی شبیه به هم بپوشند و همینطور انها (سال اولی ها )را به چهارتا کلاس بیست نفره تقسیم کردن که خوشبختانه کاردنیا و انا هر دو در کلاس آ -...

172  ۱ نظر  11 دی 1385 8:52 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
داستان‌های غیر هری پاتری

پیشتازان 1 و اربابان مرگ- فصل 1

پیشتازان گروهی هستند که بسیار قدرتمندند و هری یک قدرتی منحصر به فرد دارند. آن ها بعد از آخرین نبرد خود و دومین مرگشان حالا که بازگشته اند قدرت تکلم خود را از دست داده اند و باید به دیدار اربابان مرگ بروند ...

200  2 نظر  09 دی 1385 4:21 بعد از ظهر فورتسکيو
کارگاه داستان‌نویسی

داستان هاي هري پاتري - قسمت چهارم

بخش چهارم: خوابها تعبیر می شوند. وارد شدیم. تا چشم کار میکرد تار عنکبوت بود. کتابها و شنل های مختلف در گوشه و کنار دیده می شدند. اتاقکی بود کوچک که گویی کف آن را با طلا کاشی کاری کرده باشند. کف اتاقک پر بود با سکه های طلا. نگاه جیمز با نگاه کسانی که تاکنون متوجه شده بودند پدرشان جادوگر است متفاوت...

278  8 نظر  09 دی 1385 2:57 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
کارگاه داستان‌نویسی

کتاب 8 هری پاتر

درابتدا می خواهم بگویم که این داستان برگرفته ازتخیلات من است و نظر هرکس ی به خود فرد تعلق دارد شاید که شما ( خوانندگان) تصور شما بعد از سال هفتم هری پاتر این چنین نباشد در هر صورت امیدوارم که داستان جالبی باشد --------------------------------------------------------------------------------- فصل...

444  10 نظر  08 دی 1385 3:36 بعد از ظهر ویکتور کرام
کارگاه داستان‌نویسی

عشق نافرجام - فصل دوم

فصل دوم : دعوت مهمان به شام نام من ویکتور است . ویکتورکرام ، خانم . بله او نمی خواست که آن دختر اورابشناسد به همین دلیل دروغ گفت. دخترک دوباره پرسید : من اینجا چه کار میکنم . ویکتورتمام ماجرا را برای او تعریف کرد. پس از گفتن ماجرا از او پرسید شما در جنگل چه میکنید خانم دختر زبان گشود و گفت: من به...

234  3 نظر  05 دی 1385 5:30 بعد از ظهر ویکتور کرام
مقاله‌ها

پژوهشي در انواع سحر

"پژوهشي در انواع سحر" سحر داراي انواع مختلفي است كه به اعتبار منشاء آن، دانشمندان علوم اسلامي براي هر كدام شرحي بيان نموده اند كه به آن اشاره مي شود: علّامه مجلسي در كتاب بحار الانوار بعد از آنكه سحر را تعريف نموده، براي آن هشت قسم يا نوع ذكر كرده است كه عبارت است از: # نوع اول: سحر كلدانيين اين...

970  7 نظر  03 دی 1385 9:47 بعد از ظهر دنیسold
مجله سفسطه باز

جفر

جفر چیست؟

1467  ۱ نظر  01 دی 1385 3:41 بعد از ظهر دیوید پاتر
داستان‌های تکمیل‌شده

هنر

پرستار كاپل (1) با ملايمت‌ گفت: بفرمائيد آب‌ آناناستان‌ را ميل‌ كنيد. كاليس‌ پي. اِلسورت(2) محكم‌ جواب‌ داد: نه. - اما برايتان‌ خوب‌ است‌ آقا. -نه. -تجويز دكتر است. - نه. كاپل‌ صداي‌ زنگ‌ در را شنيد و خوشحال‌ شد كه‌ مي‌تواند اتاق‌ را ترك‌ كند. او دكتر كاسوِل(3)را پايين‌ پله‌ها ديد و به‌ وي‌ گفت:...

349  6 نظر  30 آذر 1385 10:17 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
داستان‌های تکمیل‌شده

کبوتر

كبوتره‌ هيچي‌ش‌ نبود. يعني‌ بابا گفت‌ هيچي‌ش‌ نيست. گرفته‌ بود توي‌ دست‌ وارسي‌ش‌ مي‌كرد. انگار اتو يا سشوارمان‌ خراب‌ شده‌ باشد. بال‌ كبوتر را باز مي‌كرد و مي‌بست‌ و انگشت‌ ميان‌ پرهاش‌ مي‌چرخاند. نه، چيزي‌ش‌ نيست! من‌ يك‌ لحظه‌ زير بال‌ كبوتر را ديدم‌ كه‌ با رنگ‌ آبي‌ نشان‌ شده‌ بود. كبوتره‌ از...

613  15 نظر  27 آذر 1385 7:57 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
داستان‌های غیر هری پاتری

عشق نافرجام

فصل اول : شناخت در هزار سال پیش در سرزمین رومنوس پسری با پدرش زندگی میکرد این پسر "ویکتور" نام داشت. او تنها فرزند شوالیه سیاه، جیمز گریفیندور بود. ویکتور قدی نسبتاً کوتاه با اندامی ورزیده و چشمانی مشکی و موهای ریز و قهوه‌ای داشت او در سوارکاری و تیراندازی مهارت خاصی داشت و این آموزشها را زیر...

503  7 نظر  25 آذر 1385 9:37 بعد از ظهر ویکتور کرام
خوراک RSS