ترجمه FAQ سايت رولينگ- آخرين بارگزاريها
ترجمه آخرين سوال و جواب هاي رولينگ در مورد كتابها
53 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
ترجمه آخرين سوال و جواب هاي رولينگ در مورد كتابها
او یک مرگخوار بود- فصل اول یک هفته ای از قتل زنجیره ای یکی از خانه های لیتل هانگتون می گذشت. قتلی که تمام اعضای آن خانواده در آن به قتل رسیدند و جسد آنها به طرز وحشتناکی تکه تکه شده کف آشپزخانه افتاده بود. بعد از آن قتل اندک اهالی ساکن در لیتل هانگتون هم به جای دیگری نقل مکان کردند. وزارت حر و...
خلاصه اینکه پدرم دراومد تا تمومش کردم...ولی با نظراتتون کلی حال کردم... من هر چی در توانم بود برای این گذاشتم... دیگه قضاوت با خودتونه... راستی از بروبکس سایت به خصوص بیل ویزلی متشکرم. قربون داداش!!! گرت
الستور: خداي يوناني كه درصدد انتقام ازانسانها برآمده است. البوس: در زبان لاتين به معناي سفيد (ريش سفيد) است. آراگوگ: از arachnid( كه در جانور شناسي به گروه عنكبوتيان اطلاق مي شود) اخذ شده است. آرگوس: در اسطوره هاي يوناني هيولايي است كه يك صد چشم دارد. بگمن: يعني كسي كه از راه قاچاق وشيادي...
فصل دوازدهم: رویا هری با سوزندگی پرتوهای خورسید از خواب پرید. هنوز خورشید به وسط آسمان نرسیده بود و در مشرق درحال سوزاندن صحرا بود. بالای هری بلند شد و شنهای روی ردایش را تکاند سعی کرد که جادوی نامیدی را روی خود به اجرا درآورد. اما متوجه شد که حتی اشعه ای هم از چوب بیرون نمیزند. آرام آرام خود را...
فصل پنجم:قدرت جديد فرشيد با ترس نگاهي به پشت سرش انداخت و تمام وجودش از ترس يخ زد. كسي كه جلوي او ايستاده يك اسكلت بود كه زره اي نقره اي تنش بود شمشيري از جنس طلا به دست داشت و چند سانتي متر بالاتر از زمين در هوا معلق بود. اسكلت آرام حركت ميكرد و به سمت آن ها ميامد بعد با صداي بلندي گفت:آماده ي...
چون دیگه وقت ندارم داستان رو ویرایش کنم اصل داستان رو براتون میفرستم پس اگه غلط املایی دیدید به بزرگی خودتون ببخشید فصل چهارم:مقبره روزنامه ي صداي حقيقت: دستيار اول وزير ديوانه ي آدم كش امروز خبرنگار ما پرده از حقيقتي برداشت كه نشان ميداد افراد لرد سياه تا وزارت خانه نيز پيشروي كرده اند . اخبار...
هري پاتر و آغاز پايان فصل34 هري در حاليکه سعي مي کرد بر خودش مسلط باشد ، از جايش بلند شد و روبه ولدمورت ايستاد . او با آستينش اشکهايش را پاک کرد و با خشم و نفرتي عميق نسبت به ولدمورت گفت: عالي شد ... مگه نه؟...حالا فقط من موندم و تو... که بايد از همون اول ما دوتا مي مونديم... و اين همه آدم فدا نمي...
هري پاتر و جدال مرگبار فصل سوم < جادوي ابداعي> سكوت فضاي اتاق را دربرگرفته بود و هری و جینی به هم زل زده بودند.هری برای اولین بار از دست جینی عصبانی شده بود. جینی نمی توانست اینقدر بی رحم باشد. از طبقه ی پائین صداهایی بلند شد که به صدای خانم ویزلی شباهت داشت، هرمیون در اتاق را به آرامی بازکرد...
یازدهمین فصل از فن فیکشن کارآگاه پاتر
بررسي نقش دامبلدور در وقايع سالهاي اول تا ششم هري در مدرسه هاگوارتز
هري پاتر و آغاز پايان فصل 33 با ورود اسنيپ نويل و جيني وحشت زده شدند و مات و مبهوت به هري و رون و هرميون نگاه کردند. جيني رو به هري گفت: هري ؟ پس چرا معطلي؟ هري با آرامش رو به جيني و نويل گفت: فقط مي تونم بهتون بگم که اون باماست... نويل با ناراحتي به اسنيپ نگاه کرد و به هري گفت: ولي تو خودت گفتي که اون...
فصل پنجم : مهمانی بدون فرزند بزرگ خانم ویزلی صبح خیلی زود بیدار باش داده بود . تا برای شام شب تدارک ببینند . هیچ کس نبود بهش بگوید آخه زنه حسابی تا شب کلی وقت هست حالا واسه چی همرو زابراه میکنی . هیچ کس از این که زود بیدار شده بود خوشحال نبود . سریعاً همه صبحانه را خوردند . بعد از یکی دو ساعت...