ترجمه سایت رسمی رولینگ - خاطرات روزانه
ترجمه سایت رسمی رولینگ - خاطرات روزانه
ترجمه سایت رسمی رولینگ - خاطرات روزانه
هري پاتر و جدال مرگ خواران فصل 2: (خودم مي تونم خيلي خيلي بد نوشتم پس خودتان منو ببخشيد.) چشمانش را باز كرد كمي تاري ديد دوباره پلك زد صورتي را بالاي سرش ديد لوپين را ديد! كمي اطرافش را نگاه كرد و ديد كه در بيمارستان است . لوپين گفت : اوه هري خوشحالم كه به هوش اومدي. حالت خوبه ؟ هري : بله. اما...
24سپتامبر2006...اما واتسون نقش هرمیون گرنجر 16ساله را بازی میکند.یار و همراه دختر هری پاتر (دانیل ردکلیف)و رون ویزلی(روپرت گرینت) در مجموعه فیلمهای هری پاتر را بازی میکند.او در مجموعه پنجم(هری پاتر و محفل ققنوس) با نیوز ویک در استودیو لیوزدن شمال لندن نشستی داشته است.
رویاهای باور نکردنی...
تئوري در مورد كتاب معجون سازي و نحوه رسيدنش به دست هري در كتاب 6
در ابتدا ذکر ميکنم که همه ی مطالب اين مقاله از سايت veritaserum.com گرفته شده و عده ای از شما که به اين سايت مراجعه کرده ايد مطلب تازه ای نخواهيد ديد. در اين مقاله ليستی از اتفاقاتی که احتمالاً در کتاب هفت رخ خواهد داد نوشته شده(همگی طبق گفته های رولينگ هستند) که بسياری از آنها در قسمت اخبار و...
چون مديران قسمت مرگ دامبلدور رو قفل كرده بودند من مطلبم را به صورت مقاله ارائه ميدهم. با اين كه رولينگ در مصاحبه اي با سايتي به نام دامبلدور نمرده است اعلام كرده بود كه دامبلدور مرده اما اين سايت جوابيه اي براي رولينگ صادر كرد.من اول ترجمه شده ي آن را ميگذارم و بعد خودم هم يك سري دلايل...
معمای جاودانه سازهای لرد ولدمورت همه ی ما می دانیم که نقش اول گروه شر داستان لرد ولدمورت جاودانه سازهایی ( جانپیچ) برای خود ساخته است تا به وسیله ی آنها از چنگ مرگ فرار کند و برای ساختن آنها از گنجینه های چهار بنیان گذاران هاگوارتز استفاده کرده است که عبارتند از: سالازار اسلایترین: انگشتر...
نامه های هری پاتری ( نیو ورژن ) ------------------------------------------------------------ دخترکی زیبا با موهایی حنایی رنگ روی میز مقابل پنجره نشسته و گونه اش را به شیشه چسبانده است. 11 سال بیشتر ندارد و چشمان آب رنگش و لبهای برجسته و چهره خوش ترکیبش نشان از غمی بزرگ دارد که در دل مخفی کرده است....
هري پاتر و آغاز پايان فصل 27 اسنيپ به ساعد دستش نگاهي انداخت. جاييکه ولدمورت چنديدن سال پيش آن را سوزانده بود . گاهي اوقات با خودش فکر مي کرد که چرا دامبلدور او را انتخاب کرد . از پله هاي دفتر دامبلدور بالا رفت و به نقشه ي غارتگر نگاهي انداخت تا مطمئن شود کسي در آن دوروبر نيست. کلمه ي رمز را گفت:...
هري پاتر و آغاز پايان فصل26 هري رو به روي قاب آويز معلق ايستاده بود و سعي مي كرد حواسش را روي آن متمركز كند. اسنيپ هم ظاهرا حال خوشي نداشت چون دستي كه چوب دستي اش را گرفته بود مي لرزيد. او به هري نگاهي انداخت و گفت: اميدوارم هوس قهرمان بازي بهت دست نده...چون ممكنه منو از دست تو خلاص كنه. البته اون...
این ها خاطرات لوسیوس مالفوی هستش