پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

69
نفر همین الان آنلاین‌اند 2 نفر در «دنیای جادوگری»
1 عضو 68 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

  • دنیای جادوگری
کارگاه داستان‌نویسی

شياطين شب - فصل 3

به نام نامي الله فصل سوم:تجربه ي مرگ باد در گوش فرشيد زوزه ميكشيد و موهايش را به عقب ميبرد و فرشيد از خوشحالي فرياد ميزد، او سوار جاروي پرنده شده بود پرواز كردن با جارو ديگر زيادي از تصورش دور بود با اين حال او داشت لذت ميبرد.مرگ خانواده اش او را بسيار غمگين كرده بود ولي فرشيد كم كم داشت ياد...

453  10 نظر  12 شهریور 1385 2:25 بعد از ظهر نظام دو برره
تـئوری‌ها و استدلال حوادث

تئوري در باره جان پيچ و راب

چندتا فرضیه داشتم که به نظرم درست اومد.امیدوارم به نظر شماهم باشه. 1-ر.ا.ب کیست؟ من مطمئنم که ریگلوس بلک نیست. چرا؟ همانطور که سیریوس در کتاب محفل ققنوس میگوید، او پسری لوس بوده که مانند پدر و مادرش افتخار جنون آمیزی به اصل و نصب خود داشته است؛ و همانطور که دیدیم ولدمورت در غاری که به قاب اویز ختم...

734  22 نظر  12 شهریور 1385 11:16 قبل از ظهر مالدبر old
كارآگاه پاتر

کارآگاه پاتر - فصل 4

فصل چهارم: در آسمان هری به دست خالی خود نگاهی انداخت. چون چوب نداشت، احساس انامنی می کرد، اما عادت کرده بود. مالفوی روی صندلی بغل دست آن دو، در هواپیما نشسته بود و بیرون را نگاه می کرد. هری هیچگاه سوار هواپیما نشده بود؛ اما با آسمان مانوس بود. با این حال، خیلی وقت بود که سوار جارو نشده بود. ترسش...

386  2 نظر  12 شهریور 1385 3:41 قبل از ظهر مالدبر old
هري پاتر و بازي مرگ

هری پاتر و بازی مرگ - فصل 12

فصل دوازدهم: نیروی شوم "می خوام جاودانه ساز رو نابود کنم" "هری تو مطمینی..؟"هرمیون با لحنی نگران این را پرسید. "آره."هری به نظر مصمم می رسید.نمی توانست حالا که جاودانه ساز را به دست آورده بیش از این معطل کند./با نابود کردن جادوی شوم درون قاب آویز یک قدم به نابودی ولدمورت نزدیک تر شده ام./این فکر...

376  6 نظر  11 شهریور 1385 6:38 بعد از ظهر تربچه
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل 4

اين فصل از نظر خودم مسخره تر از فصلهای قبليه بنابراين اگه کار و زندگی دارين وقتتونو تلف نکنين...اگر هم میخواين بخونين به بزرگی خودتون ببخشين. خـبرِ بـد صبح روز بعد وقتی هـری و رون برای صرف صبحـانه به آشـپزخانه رفتند چارلی آمده­بود.او درحال تعريف ماجرای تعقيب يک اژدها بود که به­خاطر گرفتنش صد...

551  7 نظر  11 شهریور 1385 10:41 قبل از ظهر اما دابزold
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده - فصل 4

پتونیا واقعا از جشن لذت میبرد .حالا بیش از همیشه دلش میخواست که جادوگر باشه . . لیلی حق داشت که همیشه از دنیای جادویی حرف بزنه. همه چیز جالب و باور نکردنی بود. یه عالمه بادکنک و گل توی هوا معلق بودن. لیوانهای نوشیدنی بعد از خالی شدن خود بخود پر میشدند .و سازهایی که بدون نوازنده مینواختند . از...

484  16 نظر  10 شهریور 1385 3:39 بعد از ظهر تدی اسنیپ
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده - فصل 3

لیلی دستاشو زیر چونه اش گذاشته بود و از پنجره بیرون رو نگاه می کرد... آه غمگینی کشید پتونیا از پشت سرش گفت : چرا ناراحتی؟ لیلی از جا پرید و گفت:وای.پتی....تو کی اومدی .؟.. پتونیا گفت:همین الآن....به چی فکر می کردی ؟ لیلی دوباره به پنجره خیره شد : به هاگوارتز .تا چند وقت دیگه ترم هاگوارتز شروع می...

391  8 نظر  10 شهریور 1385 3:34 بعد از ظهر تدی اسنیپ
هري پاتر و بازي مرگ

هری پاتر و بازی مرگ - فصل 11

فصل یازدهم: فرار آنها همچنان همراه با ققنوس به سمت بالا پرواز می کردند.تونل سرد و طولانی بود و به نظر پایانی نداشت.نوشته های لاتین مدتی بعد ناپدید شدند و جای خود را دیوارهای سخت و سنگی دادند.دستان هری در آن هوای سرد کاملاً کرخ شده بود و تحمل وزن خودش و مالفوی را نداشت.زخم هایی که طلسم شکنجه گر...

509  12 نظر  10 شهریور 1385 12:15 بعد از ظهر تربچه
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل 3

ظاهر شدن علامت شوم چندساعتی طول کشيد تا هری به پناهگاه رسيد.راننده­ی تاکسی با ديدن خانه متعجب­شد،احتمالاً او هم مانند خود هری وقتی دفعه­ی اول آن­جا را ديده­بود به اين مسئله فکر مي­کرد که چطور اين خانه پابرجاست زيرا شبيه يک خوکدانی بـود کـه به ­مرور زمان طبقاتی را بـه آن اضافه کرده­باشند و بسيار...

735  8 نظر  09 شهریور 1385 10:32 بعد از ظهر اما دابزold
داستان‌های غیر هری پاتری

دنياي مردگان

براي ورود به دنياي نحس و نفرين شده مردگان آماده شويد. چرا كه با هم به دنياي مردگان قدم ميگذاريم.

732  24 نظر  08 شهریور 1385 11:15 بعد از ظهر نيكلاس استبنز
هري پاتر و دروازه زمان

هري پاتر و دروازه زمان - فصل 2

فصل دوم : بی تفاوتی آفای ویزلی : هری خوب من باید برم مجبور شدم دوساعت مرخصی از وزارت خونه بگیرم اگر دیر برسم معلوم نیست با هام چی کار می کنند . الان همه تو خونه منتظر تو هستند برو که بیشتر از این علاف نشند . خوب من رفتم خداحافظ . آقای ویزلی بعد از یک لحظه ناپدید شد و هری ماند و خانه ی روبرویش ....

511  11 نظر  07 شهریور 1385 6:38 بعد از ظهر darks prince
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.