جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

196 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
195 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

  • دنیای جادوگری
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل 5

تقلب صبح روز بعد هنگامی­که تابوت پرسی به­همراه يک­جعبه در حياط ظاهرشد،حرف هرميون به­اثبات رسيد.در داخل جعبه وسايل پرسی به­همراه نامه­ای قرار داشت که درآن قيد شده­بود پرسی را با لباس­مهمانی درحالـی پيدا­کرده­اند کـه زير شيشه­های خردشده­ی پنجره افتاده­بوده و...

584  10 نظر  14 شهریور 1385 4:08 بعد از ظهر اما دابزold
مقاله‌ها

حروف الفباي قديمي روي قدح انديشه چه هستند؟

خاطره هاي دامبلدور به قدري زياد هستند كه او بعضي از آنها را در يك قدح انديشه (كه در زبان انگليسي پنسيو-Pensieve- نوشته مي شود) نگه داري مي كند. قدح انديشه، كاسه سنگي كم حجمي است كه «حكاكي هاي عجيب و غريبي» روي لبه ي آن وجود دارد. جي.كي.رولينگ اسم قدح انديشه را از واژه فرانسوي پنسِر(Penser) به...

1493  24 نظر  13 شهریور 1385 3:12 قبل از ظهر ميترا م
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده ( قسمت آخر )

سیریوس به دیوار سرد و سنگی تکیه داده بود. ناگهان سرمای سختی در او نفوذ کرد. سیلی از خاطرات وحشتناک به ذهن او هجوم آوردند. خاطراتی که ....سیریوس فریاد کشید: نه!! *** سیریوس با ناراحتی به آرتور و جیمز نگاه کرد. دلش نمی خواست در اون لحظه از اتاق بیرون بره. اما نگاه جیمز آشکارا همین رو فریاد می...

583  19 نظر  12 شهریور 1385 3:14 بعد از ظهر تدی اسنیپ
کارگاه داستان‌نویسی

شياطين شب - فصل 3

به نام نامي الله فصل سوم:تجربه ي مرگ باد در گوش فرشيد زوزه ميكشيد و موهايش را به عقب ميبرد و فرشيد از خوشحالي فرياد ميزد، او سوار جاروي پرنده شده بود پرواز كردن با جارو ديگر زيادي از تصورش دور بود با اين حال او داشت لذت ميبرد.مرگ خانواده اش او را بسيار غمگين كرده بود ولي فرشيد كم كم داشت ياد...

435  10 نظر  12 شهریور 1385 2:25 بعد از ظهر نظام دو برره
تـئوری‌ها و استدلال حوادث

تئوري در باره جان پيچ و راب

چندتا فرضیه داشتم که به نظرم درست اومد.امیدوارم به نظر شماهم باشه. 1-ر.ا.ب کیست؟ من مطمئنم که ریگلوس بلک نیست. چرا؟ همانطور که سیریوس در کتاب محفل ققنوس میگوید، او پسری لوس بوده که مانند پدر و مادرش افتخار جنون آمیزی به اصل و نصب خود داشته است؛ و همانطور که دیدیم ولدمورت در غاری که به قاب اویز ختم...

670  22 نظر  12 شهریور 1385 11:16 قبل از ظهر مالدبر old
كارآگاه پاتر

کارآگاه پاتر - فصل 4

فصل چهارم: در آسمان هری به دست خالی خود نگاهی انداخت. چون چوب نداشت، احساس انامنی می کرد، اما عادت کرده بود. مالفوی روی صندلی بغل دست آن دو، در هواپیما نشسته بود و بیرون را نگاه می کرد. هری هیچگاه سوار هواپیما نشده بود؛ اما با آسمان مانوس بود. با این حال، خیلی وقت بود که سوار جارو نشده بود. ترسش...

375  2 نظر  12 شهریور 1385 3:41 قبل از ظهر مالدبر old
هري پاتر و بازي مرگ

هری پاتر و بازی مرگ - فصل 12

فصل دوازدهم: نیروی شوم "می خوام جاودانه ساز رو نابود کنم" "هری تو مطمینی..؟"هرمیون با لحنی نگران این را پرسید. "آره."هری به نظر مصمم می رسید.نمی توانست حالا که جاودانه ساز را به دست آورده بیش از این معطل کند./با نابود کردن جادوی شوم درون قاب آویز یک قدم به نابودی ولدمورت نزدیک تر شده ام./این فکر...

361  6 نظر  11 شهریور 1385 6:38 بعد از ظهر تربچه
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل 4

اين فصل از نظر خودم مسخره تر از فصلهای قبليه بنابراين اگه کار و زندگی دارين وقتتونو تلف نکنين...اگر هم میخواين بخونين به بزرگی خودتون ببخشين. خـبرِ بـد صبح روز بعد وقتی هـری و رون برای صرف صبحـانه به آشـپزخانه رفتند چارلی آمده­بود.او درحال تعريف ماجرای تعقيب يک اژدها بود که به­خاطر گرفتنش صد...

540  7 نظر  11 شهریور 1385 10:41 قبل از ظهر اما دابزold
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده - فصل 4

پتونیا واقعا از جشن لذت میبرد .حالا بیش از همیشه دلش میخواست که جادوگر باشه . . لیلی حق داشت که همیشه از دنیای جادویی حرف بزنه. همه چیز جالب و باور نکردنی بود. یه عالمه بادکنک و گل توی هوا معلق بودن. لیوانهای نوشیدنی بعد از خالی شدن خود بخود پر میشدند .و سازهایی که بدون نوازنده مینواختند . از...

449  16 نظر  10 شهریور 1385 3:39 بعد از ظهر تدی اسنیپ
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده - فصل 3

لیلی دستاشو زیر چونه اش گذاشته بود و از پنجره بیرون رو نگاه می کرد... آه غمگینی کشید پتونیا از پشت سرش گفت : چرا ناراحتی؟ لیلی از جا پرید و گفت:وای.پتی....تو کی اومدی .؟.. پتونیا گفت:همین الآن....به چی فکر می کردی ؟ لیلی دوباره به پنجره خیره شد : به هاگوارتز .تا چند وقت دیگه ترم هاگوارتز شروع می...

381  8 نظر  10 شهریور 1385 3:34 بعد از ظهر تدی اسنیپ
هري پاتر و بازي مرگ

هری پاتر و بازی مرگ - فصل 11

فصل یازدهم: فرار آنها همچنان همراه با ققنوس به سمت بالا پرواز می کردند.تونل سرد و طولانی بود و به نظر پایانی نداشت.نوشته های لاتین مدتی بعد ناپدید شدند و جای خود را دیوارهای سخت و سنگی دادند.دستان هری در آن هوای سرد کاملاً کرخ شده بود و تحمل وزن خودش و مالفوی را نداشت.زخم هایی که طلسم شکنجه گر...

470  12 نظر  10 شهریور 1385 12:15 بعد از ظهر تربچه
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل 3

ظاهر شدن علامت شوم چندساعتی طول کشيد تا هری به پناهگاه رسيد.راننده­ی تاکسی با ديدن خانه متعجب­شد،احتمالاً او هم مانند خود هری وقتی دفعه­ی اول آن­جا را ديده­بود به اين مسئله فکر مي­کرد که چطور اين خانه پابرجاست زيرا شبيه يک خوکدانی بـود کـه به ­مرور زمان طبقاتی را بـه آن اضافه کرده­باشند و بسيار...

721  8 نظر  09 شهریور 1385 10:32 بعد از ظهر اما دابزold
داستان‌های غیر هری پاتری

دنياي مردگان

براي ورود به دنياي نحس و نفرين شده مردگان آماده شويد. چرا كه با هم به دنياي مردگان قدم ميگذاريم.

716  24 نظر  08 شهریور 1385 11:15 بعد از ظهر نيكلاس استبنز
خوراک RSS