پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

63
نفر همین الان آنلاین‌اند 3 نفر در «دنیای جادوگری»
4 عضو 59 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

  • دنیای جادوگری
تـئوری‌ها و استدلال حوادث

حدس هايی در مورد کتاب ۷(بخش ۱-جان پيچ ها)

لرد ولدمورت با درست کردن جان پیچ ها همان طور که خود می گوید، نزدیک ترین شخص به جاودانگی است. جان پیچ های او عبارتند از: 1(.دفترچه ی تام ریدل(نابود شده 2.حلقه ی ماروولو گونت(نابود شده) 3.فنجان هلگا هافلپاف 4.قاب آویز سالازار اسلایترین 5.نجینی 6.احتمالا چیزی از ریونکلاو یا گریفندور 7.بخشی از روح ولدمورت...

1113  42 نظر  07 شهریور 1385 11:33 قبل از ظهر آرزو
هري پاتر و بازي مرگ

هری پاتر و بازی مرگ - فصل 10

فصل دهم:جاسوس "اون قاب آویز رو بده به من پاتر" هری به سرعت برگشت. "چی؟!! تو؟؟؟" در مقابل او سوروس اسنیپ با همان ظاهر همیشگی و موهای چرب ایستاده بود.حالتش جدی می نمود ولی در صورتش نگاهی حاکی از رضایت دیده می شد. "اکسپلیارموس"چوب هری لحظاتی بعد در دست...

496  13 نظر  06 شهریور 1385 8:00 بعد از ظهر تربچه
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل اول

کارت دعوت صبح زود بود و "هري" روي تخت دراز کشيده و دستش را تکيه­گاه سرش قرار داده­بود و اتاقش را­ از نظر مي­گذراند،اتاقي­که ­محل اقامتش طـي شش سـال گذشته در خانه­ي دورسلي­ها بود...درست از همان سالي که فهميد جادوگر است. تک­تک خاطراتش در­ آن اتاق را به ياد مي­آورد:طرح­ريزي نقشه­هاي مختلف براي...

770  13 نظر  05 شهریور 1385 10:19 بعد از ظهر اما دابزold
تـئوری‌ها و استدلال حوادث

مالفوی همدست دامبلدور؟

شما رو که نمیدونم، اما خودم به اینکه اسنیپ و دامبلدور با هم دستشون تو یه کاسه ست ایمان پیدا کردم. اما حالا میخوایم بدونیم که مالفوی نیز با انان همکار بوده است؟ البته نه از اول کار. مسلما بله، اما میخوام چند تا دلیل مستحکم بیارم. 1- آنطور که در فصل دوم اومده، ولدمورت به علت اینکه اسنیپ خود را جاسوس...

724  24 نظر  05 شهریور 1385 7:43 بعد از ظهر مالدبر old
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 23

اتاق کنترل -------------------------------------------------------------------- دیوید دستش را روی شانه هری گذاشته بود و به سمت در هدایت می کرد. البته نه همان دری که از ان وارد شده بود. بلکه از دری دیگر که درست پشت صندلی خودش وجود داشت. یک کریدور طولانی که در میان راه چند راهرو دیگر نیز به آن...

536  7 نظر  04 شهریور 1385 11:15 قبل از ظهر XXX
هري پاتر و دروازه زمان

هری پاتر و دروازه زمان

HARRY POTTER دروازه زمان نویسنده : the dark prince فصل اول : رفتن برای همیشه پسری ترکه ای کمر باریک ابروکمون چشم عسلی ، ... ( اُه اُه ببخشید حواسم نبود با دختر همسایه اشتباه گرفتم). پسری لاغر اندام وطبق معمول با موهای شلخته برروی تختش در خانه شماره 4 محله پریوت درایو در منزل خانواده دورسلی ها ...

755  15 نظر  03 شهریور 1385 3:27 بعد از ظهر darks prince
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده ( 2)

جیمز وسط خیابان پرید و فریاد زد : وایستن. لیلی با عجله او را کنار کشید و گفت: این چه طرز تاکسی گرفتنه؟ جیمز با تعجب گفت: چی گرفتن؟ پتونیا دستش را برای یک تاکسی زردرنگ تکان داد . تاکسی ترمز زد. سیریوس و جیمز با تحسین به او نگاه می کردند. جیمز با چشمانی گرد شده گفت: چه طور این کارو کردی ؟ تو که...

502  14 نظر  03 شهریور 1385 2:35 بعد از ظهر تدی اسنیپ
اطلس هری پاتر

مهمترين زبان جادوگران

به نظر مي رسد مدرسه هاگوارتز، برخلاف مدارس ديگر، دست كم در سالهاي اوليه تحصيل، بر آموزش زبانهاي خارجه تأكيد نمي كند. ولي زباني وجود دارد كه حتي دانش آموزان سال اول نيز با آن روبرو مي شوند و آن زبان ، زبان لاتين است.بسياري از وردها ، افسونها و نفرينها فقط واژه هاي لاتين مربوط به اثر موردنظر...

2369  20 نظر  03 شهریور 1385 2:24 قبل از ظهر ميترا م
كارآگاه پاتر

کارآگاه پاتر-فصل 1

اولین فصل از فن فیکشن خودم میذارم. امیدوارم نظرتون مثبت باشه. فصل اول: اپارتمان عجیب زمین که رویش را به طرف خورشید برگرداند، متوجه شد لطف بزرگی به جوان مو سیاهی کرده است که در یکی از آپارتمان های کوچک لندن، روی تختی دراز شده بود و معلوم بود کم تر از 2 ساعت خوابیده است. مسلما این آپارتمان محل کار...

696  11 نظر  01 شهریور 1385 4:14 قبل از ظهر مالدبر old
کارگاه داستان‌نویسی

مادرخوانده ( 1 )

هری با بی حوصله گی ظرفهای شام رو می شست. صدای خنده های عمو ورنون و دادلی از طبقه ی بالا به گوش می رسید. خاله پتونیا پشت میز نشسته بود و داشت به هری گوشزد میکرد که ظرف سالاد رو درست بشوره.موهای هری قسمتی از صورتشو پوشونده بود و مانع دید هری می شد. به دستای کف آلودش نگاه کرد و با تکان دادن سر...

566  9 نظر  30 مرداد 1385 9:12 قبل از ظهر تدی اسنیپ
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.