جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

22 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
22 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

  • دنیای جادوگری
کارگاه داستان‌نویسی

داستان های هری پاتری ( SP1 ) - قسمت سوم

بخش سوم: هراس باز هم بازگشته است. *********************** کابوس دیدن بخشی از زندگی چندین و چند ساله من شده است. چه خوابم شیرین باشد چه ناراحت کننده در انتها همه چیز به کابوس مبدل می شود. اما این اولین بار بود که کابوس دوستانم را می دیدم. کابوسی که در آن سعی بر بازگشت من به خانه است. چیزی که از آن...

459  10 نظر  25 آذر 1385 6:14 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 5

196 24 آذر 1385 7:25 قبل از ظهر  4 نظر 
مقاله‌ها

زنان فیلسوف یونان باستان

معمولا کسی باور ندارد، اما در دوران باستان زنان فیلسوف وجود داشتند. آنها همچون پریان افسانه ها، همه از زیبایی بسیار برخوردار بودند. به اقتضای شرایط اجتماعی–اقتصادی زمانه اغلب از خانواده های توانگر و نامدار بر می خاستند، خانواده هایی که می توانستند نه فقط آنان را آموزش و پرورش دهند، بلکه امکان...

1837  17 نظر  21 آذر 1385 11:50 بعد از ظهر Mohsen
کارگاه داستان‌نویسی

داستان های هری پاتری ( SP1 ) - قسمت دوم

بخش دوم: زنده ام یا مرده؟ در را پسر بچه ی 5 یا 6 ساله ی کک مکی با موهای بلوند باز کرد. با صدای شیرین پسرانه ای گفت: بفرمائین؟... با کی کار داشتین؟ در حالی که سعی میکردم صمیمی باشم گفتم: پدرت یا مادرت خونست؟ در حالی که داست می خندید در میان در ناپدید شد و بعد از چند لحظه زنی در همان جا ظاهر شد....

411  11 نظر  21 آذر 1385 3:19 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 4

.............................................................. گرداب فصل چهارم مدرسه ی شگفت انگیز از امدن کاردنیا یه هفته ای میشد که میگذشت و دیگه مثل اعضای خانواده ی انها شده بود .در طی اون یه هفته جاهای دیدنی زیادی رفته بود .ولی این دفعه مثل دفعه های قبل نبود .کاردنیا خیلی هیجان زده...

251  3 نظر  19 آذر 1385 3:28 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 3

گرداب فصل سوم یک جزیره استثنایی چهره زیبای خورشیدکم کم داشت پشت ابر ها پنهان می شد و کاردنیا وآنا بر روی ارشه کشتی در حال تماشای غروب خورشید بودند . _انا کاردنیا زود باشین تا بیست دقیقه ی دیگه میرسیم نمیخواین حاضر بشین.این صدای عمه تالیا بود که از ان ور کشتی داشت می اومد . _شمایین عمه جان...

230  2 نظر  15 آذر 1385 2:47 بعد از ظهر پتونیا دورسلی
کارگاه داستان‌نویسی

داستان های هری پاتری ( SP1 )

داستان های هری پاتری هرچند وقت یکبار در سایت قرار می گیرند. ***************** نام داستان اما حیف... بخش اول: بار دیگر در دره رویاهای من بی انتها شده اند. گاهی اوقات از نگاه کردن به گذشته ام هراس دارم. گاهی می ترسم گذشته بار دیگر مرا در آتش خشم بسوزاند. 20 سال زجر آور. که 10 سال آن کمی آرام تر...

486  9 نظر  15 آذر 1385 1:48 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
کتاب‌ها

گرداب فصل 2

گرداب فصل دوم کشتی هوا کمی گرمتر از قبل شده بود حدود نیم ساعتی میشد که از مدرسه اومده بودم و هیچ کس هم خونمون نبود مامانم دبیر فیزیک والانم در مدرسس و پدرمم در ادارست و منم از این فرصت هایی که در خانه هستم استفاده میکنم و کتاب میخونم . احساس میکونم این کتاب مثل اونای دیگه نیست یه چیزی به...

382  4 نظر  10 آذر 1385 6:44 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
هری پاتر و جدال مرگبار

هری پاتر و جدال مرگبار(فصل6)

فصل ششم "سن قانونی" هری نیمی از شب پیش را بیدار بود اصلا خوابش نمی برد و هنگامی که خود را با افکار شیرین گذشته (که اکنون با این وضعی که پیش آمده بود و ترس و وحشتی که همه جا را فرا گرفته بود، بسیار دور و غیرواقعی به نظر می رسیدند) خواباند زود از خواب بیدار شد. اما متوجه شد که به جز خودش همه ی...

406  5 نظر  08 آذر 1385 6:30 بعد از ظهر الادورا بلک
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل دهم

پرورشگاه روزها و هفته­ها می­گذشتند و هری يک­بار ديگر اين احساس را تجربه می­کرد که هرگاه به وقت بيشتری نياز دارد زمان نيز با سرعت بيشتری می­گذرد.اکنون ماه نوامبر فرا رسيده بود و همزمان با يخ بستن سطح درياچه وجود هری نيز از نااميدی منجمد می­شد.او و رون در زمينه­ی درس­ها به طرز قابل ملاحظه­ای پيشرفت...

780  22 نظر  04 آذر 1385 10:11 بعد از ظهر اما دابزold
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین2 فصل19

حقیقت یا رویا سخت تریم مرحله ی متقائد کردن پروفسور مک گاناگل در اون جایی بود که بهش ثابت کنی که خوابی که بچه ها دیده بودن بی معنی نبود. مک گاناگل که همیشه به چیزهایی که با چشم خودش ندیده بود باور نداشت نمی خواست بپذیره که ولدمورت تونسته بفهمه که اونها جانور نما شدن. - ببینین بچه ها! خوابی که در...

526  8 نظر  02 آذر 1385 3:14 بعد از ظهر pensy
جادوگر یا خون آشام؟

جادوگر یا خون آشام-فصل 14

قلب اهریمن...(1) دو ساعتی به همین وضع گذشت.تنفس دنی نظم پیدا کرده بود ولی بدنش به زمین عادت کرده بود.داگراس با سوز و صدا نفس می کشید و دستها و پاهایش کاملا بی حس شده بود.به شدت عرق کرده بود.داگراس با صدای بی نوایی دنی را صدا می زد.دنیستون می شنید اما رمق حرکت نداشت... داگراس بیشتر تلاش...

513  6 نظر  27 آبان 1385 11:50 بعد از ظهر آرموك ايتسو
داستان‌های تکمیل‌شده

يكي از همين روزها

خورشيد روز دوشنبه‌ طلوع‌ كرد. روز نسبتاً گرم‌ و خشكي‌ بود. آقاي‌ ائورليواسكوبار، دندان‌ پزشك‌ بدون‌ مدرك‌ و مرد سحرخيز، ساعت‌ شش‌ صبح‌ در مطبش‌ را باز كرد. يك‌ دندان‌ مصنوعي‌ را كه‌ روي‌ يك‌ قالب‌ گچي‌ سوار شده‌ بود از قفسه‌ شيشه‌اي‌ بيرون‌ آورد. تعدادي‌ از ادوات‌ و وسايل‌ كارش‌ را به‌ ترتيب‌ از...

398  9 نظر  27 آبان 1385 8:57 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
خوراک RSS