پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

167
نفر همین الان آنلاین‌اند 2 نفر در «دنیای جادوگری»
0 عضو 167 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

  • دنیای جادوگری
کارگاه داستان‌نویسی

هري پاتر و اولين جان پيچ

چند روزي بود كه هري خانه دورسلي ها ترك كرده بود. اكنون او در كنار رون و هرميون در پناهگاه به سر ميبرد. هرميون ديروز خودش را ظاهر كرده بود. اكنون هر سه در اتاق رون نشسته بودند. هري مي دانست كه ارامش فعليش به خاطر بودن در كنار رون و هرميون است و گرنه با اوضاعي كه پيش امده بود مشنگ هايي كه دسته...

124  5 نظر  23 آذر 1385 8:55 بعد از ظهر Hermione Granger21
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 4

.............................................................. گرداب فصل چهارم مدرسه ی شگفت انگیز از امدن کاردنیا یه هفته ای میشد که میگذشت و دیگه مثل اعضای خانواده ی انها شده بود .در طی اون یه هفته جاهای دیدنی زیادی رفته بود .ولی این دفعه مثل دفعه های قبل نبود .کاردنیا خیلی هیجان زده...

260  3 نظر  19 آذر 1385 3:28 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 3

گرداب فصل سوم یک جزیره استثنایی چهره زیبای خورشیدکم کم داشت پشت ابر ها پنهان می شد و کاردنیا وآنا بر روی ارشه کشتی در حال تماشای غروب خورشید بودند . _انا کاردنیا زود باشین تا بیست دقیقه ی دیگه میرسیم نمیخواین حاضر بشین.این صدای عمه تالیا بود که از ان ور کشتی داشت می اومد . _شمایین عمه جان...

240  2 نظر  15 آذر 1385 2:47 بعد از ظهر پتونیا دورسلی
کارگاه داستان‌نویسی

داستان های هری پاتری ( SP1 )

داستان های هری پاتری هرچند وقت یکبار در سایت قرار می گیرند. ***************** نام داستان اما حیف... بخش اول: بار دیگر در دره رویاهای من بی انتها شده اند. گاهی اوقات از نگاه کردن به گذشته ام هراس دارم. گاهی می ترسم گذشته بار دیگر مرا در آتش خشم بسوزاند. 20 سال زجر آور. که 10 سال آن کمی آرام تر...

508  9 نظر  15 آذر 1385 1:48 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
کتاب‌ها

گرداب فصل 2

گرداب فصل دوم کشتی هوا کمی گرمتر از قبل شده بود حدود نیم ساعتی میشد که از مدرسه اومده بودم و هیچ کس هم خونمون نبود مامانم دبیر فیزیک والانم در مدرسس و پدرمم در ادارست و منم از این فرصت هایی که در خانه هستم استفاده میکنم و کتاب میخونم . احساس میکونم این کتاب مثل اونای دیگه نیست یه چیزی به...

399  4 نظر  10 آذر 1385 6:44 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
هری پاتر و جدال مرگبار

هری پاتر و جدال مرگبار(فصل6)

فصل ششم "سن قانونی" هری نیمی از شب پیش را بیدار بود اصلا خوابش نمی برد و هنگامی که خود را با افکار شیرین گذشته (که اکنون با این وضعی که پیش آمده بود و ترس و وحشتی که همه جا را فرا گرفته بود، بسیار دور و غیرواقعی به نظر می رسیدند) خواباند زود از خواب بیدار شد. اما متوجه شد که به جز خودش همه ی...

415  5 نظر  08 آذر 1385 6:30 بعد از ظهر الادورا بلک
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل دهم

پرورشگاه روزها و هفته­ها می­گذشتند و هری يک­بار ديگر اين احساس را تجربه می­کرد که هرگاه به وقت بيشتری نياز دارد زمان نيز با سرعت بيشتری می­گذرد.اکنون ماه نوامبر فرا رسيده بود و همزمان با يخ بستن سطح درياچه وجود هری نيز از نااميدی منجمد می­شد.او و رون در زمينه­ی درس­ها به طرز قابل ملاحظه­ای پيشرفت...

819  22 نظر  04 آذر 1385 10:11 بعد از ظهر اما دابزold
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین2 فصل19

حقیقت یا رویا سخت تریم مرحله ی متقائد کردن پروفسور مک گاناگل در اون جایی بود که بهش ثابت کنی که خوابی که بچه ها دیده بودن بی معنی نبود. مک گاناگل که همیشه به چیزهایی که با چشم خودش ندیده بود باور نداشت نمی خواست بپذیره که ولدمورت تونسته بفهمه که اونها جانور نما شدن. - ببینین بچه ها! خوابی که در...

549  8 نظر  02 آذر 1385 3:14 بعد از ظهر pensy
جادوگر یا خون آشام؟

جادوگر یا خون آشام-فصل 14

قلب اهریمن...(1) دو ساعتی به همین وضع گذشت.تنفس دنی نظم پیدا کرده بود ولی بدنش به زمین عادت کرده بود.داگراس با سوز و صدا نفس می کشید و دستها و پاهایش کاملا بی حس شده بود.به شدت عرق کرده بود.داگراس با صدای بی نوایی دنی را صدا می زد.دنیستون می شنید اما رمق حرکت نداشت... داگراس بیشتر تلاش...

530  6 نظر  27 آبان 1385 11:50 بعد از ظهر آرموك ايتسو
داستان‌های تکمیل‌شده

يكي از همين روزها

خورشيد روز دوشنبه‌ طلوع‌ كرد. روز نسبتاً گرم‌ و خشكي‌ بود. آقاي‌ ائورليواسكوبار، دندان‌ پزشك‌ بدون‌ مدرك‌ و مرد سحرخيز، ساعت‌ شش‌ صبح‌ در مطبش‌ را باز كرد. يك‌ دندان‌ مصنوعي‌ را كه‌ روي‌ يك‌ قالب‌ گچي‌ سوار شده‌ بود از قفسه‌ شيشه‌اي‌ بيرون‌ آورد. تعدادي‌ از ادوات‌ و وسايل‌ كارش‌ را به‌ ترتيب‌ از...

409  9 نظر  27 آبان 1385 8:57 بعد از ظهر ایگور کارکاروف
داستان‌های تکمیل‌شده

بازی

در ازدحام يك‌نواخت و جاري كافه، راحت صندلي‌اش را در عمق كافه پيدا كرد و رويش نشست. به زودي يكي ميآمد و به او مي‌رسيد. همين‌طور هم شد. صداي لخ و لخ آشنايي شنيد و بعد بوي خوش گوشت سرخ شده كه پشت بندش سلامي هم به دنبال داشت. -- سلام. امروز چه‌طوري؟ صداي هر روزه بود و به عادت هر روزه جواب داد: -- سلام....

408  4 نظر  25 آبان 1385 9:41 بعد از ظهر ایگور کارکاروف
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.