آنلاینها
76 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
75
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
کتابها
اشكالات همه كتابها
اينجا ميخوايم مشكلات كلي كتابو بررسي كنيم اينجا يه سري از مشكلاتي كه من پيدا كردم رو ميبينيد:
1-يكي از خصوصيات اسليترينيها با توجه به آواز كلاه گروه بندي اصيل بودنه.ما ميدونيم كه ولدمورت دورگه است پس چطور تو اسليترين بوده؟
2-مگه گودريك گريفيندور جادوگر نبود و چوبدستي نداشت؟پس اون شمشير به چه دردش ميخورد؟
3-وقتي كه دم باريك ميخواست سدريكو بكشه جاي زخم هري درد گرفته بود و اون از شدت درد چشاشو بسته بود در نتيجه مرگ سدريكو نديد پس چطور تسترالهارو ميبينه؟
4-در جلد پنجم مالفوي گفته كه ارشدها نميتونن امتياز كم كنن ولي تو جلد دوم پرسي 5 امتياز كم كرده و 50 امتياز هم اضافه كرده
5-پسر كراوچ در محاكمه اي كه هري در قدح انديشه ديده بود مرتب مادرشو صدا ميكرد و ازش ميخواست كه نذاره اونو به آزكابان ببرن ولي تنها زني كه ما اونجا ديديم بلاتريكس لسترنج بود.
6-تو كتاب چهارم وقتي جام هري و سدريكو به قبرستون برد تو هزارتو بود ولي وقتي هريو برگردوند اونو به بيرون هزارتو برد
7-نيك تقريبا بي سر گفته بود كه جادوگرا بايد نشانه اي از خودشون رو زمين بذارن تا بتونن روح بشن با توجه به اين موضوع ميرتل چطور روح شد؟
8-هري در فصل اول جلد پنجم بدون در دست گرفتن چوبدستي آن را روشن كرده بود.
و دو نكته جالب:
1-هميشه هروقت اتفاقي براي هرميون ميفته رون از همه بيشتر ناراحت ميشه و هروقت اتفاقي براي رون بيفته هرميون از همه كمتر ناراحت ميشه!
2-روزي كه نيك تقريبا بي سر مرده با روزي كه پدر و مادر هري مردن يكيه!هرسه در روز هالووين مردن.
1-يكي از خصوصيات اسليترينيها با توجه به آواز كلاه گروه بندي اصيل بودنه.ما ميدونيم كه ولدمورت دورگه است پس چطور تو اسليترين بوده؟
2-مگه گودريك گريفيندور جادوگر نبود و چوبدستي نداشت؟پس اون شمشير به چه دردش ميخورد؟
3-وقتي كه دم باريك ميخواست سدريكو بكشه جاي زخم هري درد گرفته بود و اون از شدت درد چشاشو بسته بود در نتيجه مرگ سدريكو نديد پس چطور تسترالهارو ميبينه؟
4-در جلد پنجم مالفوي گفته كه ارشدها نميتونن امتياز كم كنن ولي تو جلد دوم پرسي 5 امتياز كم كرده و 50 امتياز هم اضافه كرده
5-پسر كراوچ در محاكمه اي كه هري در قدح انديشه ديده بود مرتب مادرشو صدا ميكرد و ازش ميخواست كه نذاره اونو به آزكابان ببرن ولي تنها زني كه ما اونجا ديديم بلاتريكس لسترنج بود.
6-تو كتاب چهارم وقتي جام هري و سدريكو به قبرستون برد تو هزارتو بود ولي وقتي هريو برگردوند اونو به بيرون هزارتو برد
7-نيك تقريبا بي سر گفته بود كه جادوگرا بايد نشانه اي از خودشون رو زمين بذارن تا بتونن روح بشن با توجه به اين موضوع ميرتل چطور روح شد؟
8-هري در فصل اول جلد پنجم بدون در دست گرفتن چوبدستي آن را روشن كرده بود.
و دو نكته جالب:
1-هميشه هروقت اتفاقي براي هرميون ميفته رون از همه بيشتر ناراحت ميشه و هروقت اتفاقي براي رون بيفته هرميون از همه كمتر ناراحت ميشه!
2-روزي كه نيك تقريبا بي سر مرده با روزي كه پدر و مادر هري مردن يكيه!هرسه در روز هالووين مردن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر
ولی رولینگ باید حواسش رو جمع کنه!!
به امید این که تو کتاب 7 این مشکلات نباشه!!
در هر حال کارتون جای تقدیر وتشکر داره
1- رولینگ هیچجا از کتابا نگفته که این اتفاقا تو چه سالی افتاده و هری چه سالی بدنیا اومده؟
2-در کتاب پنجم، وقتی بچه ها دارن امتحان ستاره شناسی میدن، رو برجن و برجم گرده. پس چرا رولینگ گفته که مسئول امتحانا بین بچه ها قدم میزد؟ د حالی که باید می ایستاد. تو کتاب شیشم هم رولینگ هیچ تصویری از اونجا رسم نکرده
(تو نسخه ی اصلیشم همینطوریه.)
راستی نظرتون در باره ی انجمن های هری پاتر چیه؟
اشکالات دیگه ای هم هستن که مو لای درزشون نمیره
پري دريايي رولينگگ خودش گفته كه هري مرگ ننه باباشو نديده
هري مرگ پدر رو مادرشو ديده بوده نيازي نبوده كه مرگ سدريكو هم ببينه
دروغ ميگم؟؟؟؟؟
- يه جا گفته هري يه صدايي شنيد و احساس كرد يه پرنده از كنارش رد شده
- سايت www.irankade.com/Mistakes.htm كه كار نميكنه .
- هري كه نميدونست توي بسته هه آينه ست ولي خنگ بازي در آورد كه بازش نكرد . در ضمن سيريوس براي كريسمس به هري كتاب داد (مشترك با لوپين )
- مارا وينسون جان ! پرسي اون موقع سال ششم وارشد بود . سال هفتم سرپرست شد .
- اريكاي عزيز يه سوال دارم . كجا گفته بود جادوي مودي تقلبي باطل شد ؟
مي كنه در حالي كه هنوز اسنيپ اين مدل جادو رو يادشون نداده .
2-حالا مثلا اون قاب آويز و فنجون هافلپاف هم براي هلگا هافلپاف و سالازار اسليترين بوده در صورتي كه اونها هم جادوگر بوده ن تمام اينها هر كدومشون يه مشخصه ي بارز و يه وسيله ي با ارزش داشته ن كه براي گودريك گريفندور هم يه شمشير بوده .
3- من كه يادم نمياد توي كتاب 4 خونده باشم دقيقا هري موقعي كه سدريك مرد چشماش بسته بوده .
6- از اول هم قرار بود وقتي قهرمان ها به جام مي رسن دوباره برگردن هاگوارتز . من فكر مي كنم كه بعد از اينكه جادوي مودي قلابي انجام شد و اثرش از بين رفت دوباره همون رمزتاز اصلي شده باشه كه قرار بود فرد قهرمان رو به هاگوارتز برگردونه.
دو نكته جالب
1- شايد به خاطر اينكه رون تعصبش روي هرميون فوق العاده ست و هرميون خيلي احساسات رون رو درك نمي كنههمون حالت رئيس مآبانه
من یک مطلب در مورده اینکه چرا روح میشن خوندم
نوشته بود که
"کسانی روح میشن که در هنگام مرگ ناراحت بوده.."
برای مثال نیک بی سر ناراحت بود که سرش کاملا کنده نشده بود.
میترل داشت گریه میکرد که مرد.
در مورده بلادی بارون فقط می تونم حدس بزنم
شاید تنها بوده...
1.یعنی میگید تنها نواده ی اسلیثرین رو به اونجا راه ندن!!!!
نظر در مورد پنج
5.من که فکر میکنم اونجا بود و گریه و زاری میکرد در ضمن اگه جای دقیقشو هم خواستین پیش کراوچ پدر نشسته بود.
با اینکه بقیه هم مشکوکند ولی من نظریه قابل تاییدی ندارم
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دابی هق هق کنان گفته است:هری پاتر خیلی بزرگوارتراز اونه که دابی فکر می کرد!بدرود هری پاتر!
سرانجام صدای شترق بلندی به گوش رسید ودابی غیب شد.
سوال:مگه در هاگوارتز کسی می تواند غیب و ظاهر شود؟
lopin گرگینه ast .
امتحانات هري ششم ژوئن تمام شد زيرا آن روز بود كه آنها به كلبه هاگريد رفتند. در نامه ذكر شده بود ، كج منقار روز ششم ژوئن اعدام خواهد شد و رون گفته بود كه امتحانات ما در همان روز تمام مي شود. بعد از آنكه آنها كلبه هاگريد را ترك كردند، به طرف بيد كتك زن رفتند. وقتي كه بيرون آمدند، ماه كامل نمايان شد وقتي كه ابري از جلو آن كنار رفت و لوپين تبديل به گرگينه گرديد. مشكل اينجاست كه در سال 1993 ، قرص كامل ماه در چهارم ژوئن پديدار مي شد نه در ششم ژوئن. بنابراين لوپين نبايد به گرگينه تبديل مي شد وقتي كه ماه كامل نبود
اگه به اینجا برید صد ها اشکال میبینید که آدمی بیکار آنهارا بیرون کشیده است
در مورد 50 امتیاز هم بعد از هر مسابقه ی کوویدیچ گروه برنده 50 امتیاز میگیره
جلد 3 صفحه 494 ترجمه ويدا اسلاميه:
كج پا برگه سفارش آذرخشو برام به اداره پست جغدي برد
ولي چطور؟اونجا نپرسيدن چرا يه نيزل اومده برگه سفارش ميده؟؟؟؟
جلد 5 فصل 27 ترجمه ويدا اسلاميه:
وقتي هري و امبريج وارد ميشن هيچ چيزي درباره حضور فاوكس در اتاق گفته نميشه ولي بعد فاوكس اونجاست!!!!
حالا اشكالهاي تازه:
1-دم باريك سدريكو كشته بود ولي بازتابش از چوبدستي ولدمورت در اومد(البته ممكنه كه دم باريك با چوبدستي ولدمورت اينكارو كرده باشه)
<hr>
2-دامبلدور از كجا فهميد كه مودي قلابي بارتي كراوچ هست و مودي واقعي تو چمدونه؟؟؟
<hr>
3-اسنيپ تو محاكمه پسر كراوچ نبود پس از كجا اونو شناخت؟(تا جايي كه من ميدونم هيچ جاي كتاب نوشته نشده كه اين پدر و پسر به هم شباهت دارن)
<hr>
4-رمز دفتر دامبلدور قورباغه شكلاتي بود و خودش هم گفته بود كه تا عكسشو از روي قورباغه هاي شكلاتي حذف نكنند ناراحت نميشه شايد با اين كارتها از مردم اطلاعات كسب ميكرده
<hr>
و يه سوال:
اون سوالهايي كه رولينگ تو f.a.q بهشون جواب ميده مردم از كجا بهش ميگن؟
4-همين الان
5-اينم به چشم
6-ولي اگه هري توي هزارتو بود بقيه از كجا ديدنش؟
7-خوب فكر كن
8-نظري درباره نظرتون ندارم
10-من كاملا مطمئنم طبق گفته هاگريد تو جلد اول گفته كه تو روز هالووين ولدين هري مردن تو جلد دو هم كه روز جشن هالووين نيك اونارو دعوت كرد:«البته فكر ميكنم ترجيح ميدين به جشن برين»
2.ممکنه در زمان های قدرم فقط از چوبدستی خالی استفاده نمی کردند و به شمشیر هم احتیاج داشتن...مطمئن نیستم...
3.هری از شدت چشم هاشو بست ولی موقعی که اونا رو باز کرد جسم بی جان سدریک رو دید بنابراین مرگ رو دیده و قادر به دیدن تسترال ها میشه
4.لطفا به مقاله بررسی سایت اختصاصی رولینگ یا ترجمه ی پرسش های فراوان سایت رولینگ مراحعه کنید.
5.پیشنهاد می کنم که دوباره اون قسمت را با دقت بخونید چون در اون قسمت مادر بارتی کرواچ پسر، کنار آقای کراوچ نشسته بود
6.هوم...فکر نمی کنم رولینگ دقیقا گفته باشه که اون تو بیرون از هزار تو ظاهر میشه...ولی به هر حال شاید تا اون موقع هزار تو رو ناپدید کرده بودن...با جادو که مشکلی نیست
7.تا حالا روش فکر نکردم
8.قضیه ی لوموس مشکوکه...بعضی ها می گن این اصلا ورد نیست! البته با کارای خارق العاده ای که هری کرده این امر اون قدر ها هم تعجب انگیز نیست...یکی از اون کارهاش ناپدید کردن شیشه در کتاب اول بود
9.خب این نشانه عشق یک طرفه ی رون به هرماینی هست
10.مطمئنی؟! میشه سند بیاری