آنلاینها
70 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
70
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
کتابها
قسمتهاي حذف شده كتابها
در اين قسمت ميخوايم قسمتهاي حذف شده كتابها در ترجمه هاي مختلف بررسي كنيم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد اول با ترجمه ويدا اسلاميه و سايه هومن در آخرهاي فصل اول (پسري كه زنده ماند)اين قسمت كلا حذف شده:
او نميدانست كه اكنون در سرتاسر دنيا مردم جامهايشان را به هم ميزنند و مي گويند:براي هري پاتر پسري كه زنده ماند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد دوم با ترجمه ويدا اسلاميه در فصل آخر جيني گفته كه پرسي يه دوست دختر پيداكرده و بعد گفته كه يه بار تو يكي از كلاسهاي خالي اون دوتارو باهم ديدم. در حالي كه در اصل متن به اين صورت بوده:
يه بار تو يكي از كلاسهاي خالي اون دوتارو در حال بوسيدن هم ديدم
راستي تو ترجمه طوبي يكتايي اين قسمت كلا حذف شده و جيني در اين جا هيچي نگفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد پنجم با ترجمه ويدا اسلاميه جايي كه هري و چو بعد از كلاس الف دال با هم حرف ميزنن و بعد از اينكه هري به برج گريفيندور برميگرده هرميون ميپرسه :با هم صميمي شدين؟ در يه جاي ديگه رون ميگه :صميميت باتو اينقدر وحشتناكه؟ و يه جاي ديگه هم باز رون ميگه :به نظرتو يه ذره صميميت حالشو جامياره در حالي كه اين جمله ها در اصل اينطوري بودن:
هرميون:همديگه رو بوسيدين؟
رون:بوسيدن تو اينقدر وحشتناكه؟
رون:به نظر تو بوسيدن اون حالشو جا مياره؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد پنجم با ترجمه ويدا اسلاميه وقتي هري و چو باهم به كافه مادام پاديفوت رفته بودند نوشته شده كه راجر ديويس و دوست دخترش سرگرم حركات زننده اي شدن در حالي كه در اصل به اين صورت بوده:
راجر ديويس و دوست دخترش سرگرم بوسيدن هم شدن
اين قسمت هم نسبتا حذف شده:
سر هر ميز يك دختر و يك پسر نشسته و دست همديگر را گرفته بودند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من اين قسمتهاي خذف شده و عوض شده رو از خودم درنياوردم كتابهاي 1 و 2 و 5 رو من دارم(انگليسي)و از اونا نوشتم
اگه كسي از قسمتهاي حذف شده ديگه اي در كتابها خبر داره لطفا بنويسه
این قسمت توسط کاربر عزیز بیگانه تهیه شده است
توجه صفحاتی که میگویم از ترجمه ی ویدا است
توی کتاب سوم :
-----فصل نهم-شکست شوم-صفحه ی 217
خط پنجم
وود که از خوشحالی داشت بال در می آورد پشت سر هرمیون که در جمعیت ناپدید شد ....
++++وود که از خوشحالی داشت بال در می آورد توانست هرمیون را ببوسد
توی کتاب سه زیاد نگشتم
بنابر این :
کتاب چهار
جلد اول یا چیزی نداشت یا من پیدا نکردم
------در جلد دوم فصل بیست و سوم-جشن کریسمس
صفحه ی 488- انتهای پارگراف دوم:
پروتی آهسته پچ پچ کرد:
پاشو . باید جشنو افتتاح کنیم !
+++ پروتی آهسته پچ پچ کرد :
پاشو باید جشن رو افتتاح کنیم ما وظیفه داریم برقصیم.
-----در ادامه پارگراف بعدی که این طور شروع میشه:
هری هنگام بلند شدن پایش به پاین ردایش گیر کرد
+++که باید اینطور باشه:
پروتی دست هری را کشید ودور کمرش قرار داد وهری هنگام بلند شدن.....
-----پارگراف بعدی که اینطور شروع میشه:
آنقدر ها که هری تصور میکرد کار ....
انتهای خط ششم :
دامبلدور با خانم ماکسیم صحبت میکرد.
+++دامبلدور با خانم ماکسیم می رقصید
-----همین پارگراف
خط نهم:
حرکات مودی چشم بابا قوری که با پر فسور سینیسترا قدم میزد وصحبت میکرد بسیار بد قواره و ناموزون بود
+++حرکات مودی چشم بابا قوری که با پر فسور سینیسترا قدم میزد و می رقصید بسیار بد قواره و ناموزون بود
----صفحه ی 489- هشتم از آخر صفحه پارگرا فی اینطور شروع میشود:
هری او را بدنبال خود کشید .آنها از کنار فرد و انجلینا گذشتندآندو چنان با شور و حرارت صحبت میکردن و دست هایشان را تکان می دادند...
+++ هری او را بدنبال خود کشید .آنها از کنار فرد و انجلینا گذشتندآندو چنان با شور و حرارت می رقصیدند و دست هایشان را تکان می دادند...
---انتهای همین صفحه یعنی 489 :
رون جوب نداد و به هرمیون و کرام که در نزدیکی آن ها ایستاده بودند چپ چپ نگاه می کرد .
+++ رون جوب نداد و به هرمیون و کرام که در نزدیکی آن ها می رقصیدند چپ چپ نگاه می کرد
---صفحه ی 490 وسط صفحه پارگراف اینطور آغاز می شود:
او همراه دانش آموزان بوباتونی به جایگاه رفت و پس از اتمام آهنگ باز نگشت هر میون جلو آمد وسر جای پروتی نشست صورتش سرخ وبر افروخته شده بود
+++او همراه دانش آموزان بوباتونی به جایگاه رفت و پس از اتمام آهنگ باز نگشت هر میون جلو آمد وسر جای پروتی نشست صورتش از رقصیدن سرخ وبر افروخته شده بود
---صفحه ی 493- انتهای خط دوم:
پادما از او پرسید:
تو خیال نداری با من حرف بزنی ؟
+++ پادما از او پرسید:
تو خیال نداری با من برقصی ؟
---انتهای همین صفحه 493- پارگراف آخر خط آخر:
پروفسور دامبلدور با پروفسور اسپراوت صحبت می کرد لودو بگمن و پروفسور مکگونگال با هم گپ میزدند
+++پروفسور دامبلدور با پروفسور اسپراوت می رقصید لودو بگمن و پروفسور مکگونگال با هم می رقصیدند.
---صفحه ی 494- پارگراف اول خط سوم :
هری لودو بگمن را دید که از پرفسور مک گونگال دور شد و بر گشت...
+++هری لودو بگمن را دید که پرفسور مک گونگال را بوسید و بر گشت...
این فصل تمام شد حالا از اول فصل را با غییرات بخوانید خیلی جذاب تر میشود
--- فصل بیست و ششم --- مرحله ی دوم صفحه ی 586- خط هفتم از آخر:
فلور چندین بار صمیمانه از هری تشکر کرد . سپس رو به رون کرد وگفت :
-تو آم کمکش کردی.
رون که به خود امید وار شده بود گفت:
-آره یک ذره کمکش کردم.
فلور از رون نیز صمیمانه تشکر کرد .هرمیون دلخور شده بود اما در همین وقت...
+++فلور خم شدو هر گونه ی هری را دو بار بوسید (هری گرمایی در صورتش احساس کرد). سپس رو به رون کرد وگفت :
-تو آم کمکش کردی.
رون که به خود امید وار شده بود گفت:
-آره یک ذره کمکش کردم.
فلور شیرجه رفت و رون را هم بوسید .هرمیون دلخور شده بود اما در همین وقت...
کتاب چهار تمام شد البته این چیز هایی بود که من پیدا کردم و بنابراین به کتاب 5 می رویم:
جلد اول من چیزی پیدا نکردم باز هم تاکید می کنم "من"
---در جلد دوم فصل 19 شیر و افعی صفحه ی 143 خط دهم از آخر:
رون با قیافه ای دلسرد و سردر گم به سویشان می آمد. هرمیون روی پنجه ی پا ایستاد و با محبت در گوش او گفت :
-موفق باشی. رون.
سپس رو به هری کرد و به او نیز گفت :
-تو هم موفق باشی . هری
وقتی در سر سرای بزرگ بر می گشتند رون اندکی به خود آمده بود . با قیافه ای گیج و سردر گم دستش را به صورتش کشید و به دستش نگاه کرد گویی آنچه را اتفاق افتاده بود باور نمی کرد ...
+++رون با قیافه ای دلسرد و سردر گم به سویشان می آمد. هرمیون روی پنجه ی پا ایستاد و گونه اش را بوسید و د رگوشش گفت :
-موفق باشی. رون.
سپس رو به هری کرد و به او نیز گفت :
-تو هم موفق باشی . هری
وقتی در سر سرای بزرگ بر می گشتند رون اندکی به خود آمده بود . با قیافه ای گیج و سر در گم دستش را به قسمتی از صورتش که هرمیون بوسیده بود کشید و به دستش نگاه کرد گویی آنچه را اتفاق افتاده بود باور نمی کرد ...
(در این قسمت با اینکه خانم اسلامیه استادانه سانسور کردند ولی متاسفانه خیانت بزرگی به همه ی ما کردند چون از این اتفاق میتوان فهمید رسیدن رون و هرمیون به هم قطعی است )
در جلد دوم فصل چشم مار همان هایی است که دوشیزه چانگ اشاره کردند بنا بر این دوباره نم آورمم بجز قسمتی که ایشون ترجمه کردند :
"یعنی بوسیدن تو اینقدر وحشتناکه؟ "
که بهتر است ترجمه شود :
"اینکه تو کسی را ببوسی اینقدر وحشتناکه ؟"
چون جمله ی اول معنی بو سیده شدن میدهد
صفحه ی 216 هم که چو می گوید "من خیلی تو رو دوست دارم .هری"
در متن I really like you ,harry
است که همه فرق like و love را میدانند ولی یکسان تر جمه میشوند
چون مطالب حذفی را میگویم این هم باید گفت که :
در صفحه ی 224 جلد دوم فصل 21 بین پارگراف اول و دوم جمله ی "رویا تغییر کرد.." جا افتاده
و فصل معروف 25 - سوسک در مخمصه را هم که همه می دانند و چو چانگ خودمان هم اشاره کردند
--- صفحه ی 388 فصل بیست و ششم -دیده ها ونا دیده ها- خط سوم پارگرافی این طور شروع می گردد:
اما انچه بیشتر از همه هری را خوشحال کرد این بود که فردای آن روز وقتی با عجله به سمت کلاس تغییر شکل می رفت چو با عجله خود را به او رساند. پیش از انکه هری بفهمد چه اتفاقی افتاده است دست او را گرفته بود و در گوشش می گفت:
من خیلی خیلی متاسفم. مصاحبه ات واقعا شجاعانه بود ....
+++اما انچه بیشتر از همه هری را خوشحال کرد این بود که فردای آن روز وقتی با عجله به سمت کلاس تغییر شکل می رفت چو با عجله خود را به او رساند. پیش از انکه هری بفهمد چه اتفاقی افتاده است او را یک بوسه ی سریع داده بود و در گوشش گفت:
من خیلی خیلی متاسفم. مصاحبه ات واقعا شجاعانه بود ....
(دلیل اینکه بوسه ی سریع تر جمه کردم آوردن کلمه ای خاص در متن اصلی است توسط رولینگ
منظورم را وقتی می فهمید که فرق بین ماچ و بوسه را بدانید (از نظر شدت) شا ید اگر بازی The sims را بازی کرده باشید بهتر بفهمید برای همین نیز از لفظ بوسه دادن استفاده کردم در واقع این نوع رسمی ترین بوسه است )
همون طور که دیدید حذف شده های بسیاری وجود داشت و من به چند نمونه اشاره کردم که این ها را از نسخه انگلیسی همین سایت دریافتم.
مطمئنا باز هم هست ولی خوب من حوسله ی گشتن ندارم
با تشکر بیگانه ای از دور دست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد اول با ترجمه ويدا اسلاميه و سايه هومن در آخرهاي فصل اول (پسري كه زنده ماند)اين قسمت كلا حذف شده:
او نميدانست كه اكنون در سرتاسر دنيا مردم جامهايشان را به هم ميزنند و مي گويند:براي هري پاتر پسري كه زنده ماند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد دوم با ترجمه ويدا اسلاميه در فصل آخر جيني گفته كه پرسي يه دوست دختر پيداكرده و بعد گفته كه يه بار تو يكي از كلاسهاي خالي اون دوتارو باهم ديدم. در حالي كه در اصل متن به اين صورت بوده:
يه بار تو يكي از كلاسهاي خالي اون دوتارو در حال بوسيدن هم ديدم
راستي تو ترجمه طوبي يكتايي اين قسمت كلا حذف شده و جيني در اين جا هيچي نگفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد پنجم با ترجمه ويدا اسلاميه جايي كه هري و چو بعد از كلاس الف دال با هم حرف ميزنن و بعد از اينكه هري به برج گريفيندور برميگرده هرميون ميپرسه :با هم صميمي شدين؟ در يه جاي ديگه رون ميگه :صميميت باتو اينقدر وحشتناكه؟ و يه جاي ديگه هم باز رون ميگه :به نظرتو يه ذره صميميت حالشو جامياره در حالي كه اين جمله ها در اصل اينطوري بودن:
هرميون:همديگه رو بوسيدين؟
رون:بوسيدن تو اينقدر وحشتناكه؟
رون:به نظر تو بوسيدن اون حالشو جا مياره؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جلد پنجم با ترجمه ويدا اسلاميه وقتي هري و چو باهم به كافه مادام پاديفوت رفته بودند نوشته شده كه راجر ديويس و دوست دخترش سرگرم حركات زننده اي شدن در حالي كه در اصل به اين صورت بوده:
راجر ديويس و دوست دخترش سرگرم بوسيدن هم شدن
اين قسمت هم نسبتا حذف شده:
سر هر ميز يك دختر و يك پسر نشسته و دست همديگر را گرفته بودند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من اين قسمتهاي خذف شده و عوض شده رو از خودم درنياوردم كتابهاي 1 و 2 و 5 رو من دارم(انگليسي)و از اونا نوشتم
اگه كسي از قسمتهاي حذف شده ديگه اي در كتابها خبر داره لطفا بنويسه
این قسمت توسط کاربر عزیز بیگانه تهیه شده است
توجه صفحاتی که میگویم از ترجمه ی ویدا است
توی کتاب سوم :
-----فصل نهم-شکست شوم-صفحه ی 217
خط پنجم
وود که از خوشحالی داشت بال در می آورد پشت سر هرمیون که در جمعیت ناپدید شد ....
++++وود که از خوشحالی داشت بال در می آورد توانست هرمیون را ببوسد
توی کتاب سه زیاد نگشتم
بنابر این :
کتاب چهار
جلد اول یا چیزی نداشت یا من پیدا نکردم
------در جلد دوم فصل بیست و سوم-جشن کریسمس
صفحه ی 488- انتهای پارگراف دوم:
پروتی آهسته پچ پچ کرد:
پاشو . باید جشنو افتتاح کنیم !
+++ پروتی آهسته پچ پچ کرد :
پاشو باید جشن رو افتتاح کنیم ما وظیفه داریم برقصیم.
-----در ادامه پارگراف بعدی که این طور شروع میشه:
هری هنگام بلند شدن پایش به پاین ردایش گیر کرد
+++که باید اینطور باشه:
پروتی دست هری را کشید ودور کمرش قرار داد وهری هنگام بلند شدن.....
-----پارگراف بعدی که اینطور شروع میشه:
آنقدر ها که هری تصور میکرد کار ....
انتهای خط ششم :
دامبلدور با خانم ماکسیم صحبت میکرد.
+++دامبلدور با خانم ماکسیم می رقصید
-----همین پارگراف
خط نهم:
حرکات مودی چشم بابا قوری که با پر فسور سینیسترا قدم میزد وصحبت میکرد بسیار بد قواره و ناموزون بود
+++حرکات مودی چشم بابا قوری که با پر فسور سینیسترا قدم میزد و می رقصید بسیار بد قواره و ناموزون بود
----صفحه ی 489- هشتم از آخر صفحه پارگرا فی اینطور شروع میشود:
هری او را بدنبال خود کشید .آنها از کنار فرد و انجلینا گذشتندآندو چنان با شور و حرارت صحبت میکردن و دست هایشان را تکان می دادند...
+++ هری او را بدنبال خود کشید .آنها از کنار فرد و انجلینا گذشتندآندو چنان با شور و حرارت می رقصیدند و دست هایشان را تکان می دادند...
---انتهای همین صفحه یعنی 489 :
رون جوب نداد و به هرمیون و کرام که در نزدیکی آن ها ایستاده بودند چپ چپ نگاه می کرد .
+++ رون جوب نداد و به هرمیون و کرام که در نزدیکی آن ها می رقصیدند چپ چپ نگاه می کرد
---صفحه ی 490 وسط صفحه پارگراف اینطور آغاز می شود:
او همراه دانش آموزان بوباتونی به جایگاه رفت و پس از اتمام آهنگ باز نگشت هر میون جلو آمد وسر جای پروتی نشست صورتش سرخ وبر افروخته شده بود
+++او همراه دانش آموزان بوباتونی به جایگاه رفت و پس از اتمام آهنگ باز نگشت هر میون جلو آمد وسر جای پروتی نشست صورتش از رقصیدن سرخ وبر افروخته شده بود
---صفحه ی 493- انتهای خط دوم:
پادما از او پرسید:
تو خیال نداری با من حرف بزنی ؟
+++ پادما از او پرسید:
تو خیال نداری با من برقصی ؟
---انتهای همین صفحه 493- پارگراف آخر خط آخر:
پروفسور دامبلدور با پروفسور اسپراوت صحبت می کرد لودو بگمن و پروفسور مکگونگال با هم گپ میزدند
+++پروفسور دامبلدور با پروفسور اسپراوت می رقصید لودو بگمن و پروفسور مکگونگال با هم می رقصیدند.
---صفحه ی 494- پارگراف اول خط سوم :
هری لودو بگمن را دید که از پرفسور مک گونگال دور شد و بر گشت...
+++هری لودو بگمن را دید که پرفسور مک گونگال را بوسید و بر گشت...
این فصل تمام شد حالا از اول فصل را با غییرات بخوانید خیلی جذاب تر میشود
--- فصل بیست و ششم --- مرحله ی دوم صفحه ی 586- خط هفتم از آخر:
فلور چندین بار صمیمانه از هری تشکر کرد . سپس رو به رون کرد وگفت :
-تو آم کمکش کردی.
رون که به خود امید وار شده بود گفت:
-آره یک ذره کمکش کردم.
فلور از رون نیز صمیمانه تشکر کرد .هرمیون دلخور شده بود اما در همین وقت...
+++فلور خم شدو هر گونه ی هری را دو بار بوسید (هری گرمایی در صورتش احساس کرد). سپس رو به رون کرد وگفت :
-تو آم کمکش کردی.
رون که به خود امید وار شده بود گفت:
-آره یک ذره کمکش کردم.
فلور شیرجه رفت و رون را هم بوسید .هرمیون دلخور شده بود اما در همین وقت...
کتاب چهار تمام شد البته این چیز هایی بود که من پیدا کردم و بنابراین به کتاب 5 می رویم:
جلد اول من چیزی پیدا نکردم باز هم تاکید می کنم "من"
---در جلد دوم فصل 19 شیر و افعی صفحه ی 143 خط دهم از آخر:
رون با قیافه ای دلسرد و سردر گم به سویشان می آمد. هرمیون روی پنجه ی پا ایستاد و با محبت در گوش او گفت :
-موفق باشی. رون.
سپس رو به هری کرد و به او نیز گفت :
-تو هم موفق باشی . هری
وقتی در سر سرای بزرگ بر می گشتند رون اندکی به خود آمده بود . با قیافه ای گیج و سردر گم دستش را به صورتش کشید و به دستش نگاه کرد گویی آنچه را اتفاق افتاده بود باور نمی کرد ...
+++رون با قیافه ای دلسرد و سردر گم به سویشان می آمد. هرمیون روی پنجه ی پا ایستاد و گونه اش را بوسید و د رگوشش گفت :
-موفق باشی. رون.
سپس رو به هری کرد و به او نیز گفت :
-تو هم موفق باشی . هری
وقتی در سر سرای بزرگ بر می گشتند رون اندکی به خود آمده بود . با قیافه ای گیج و سر در گم دستش را به قسمتی از صورتش که هرمیون بوسیده بود کشید و به دستش نگاه کرد گویی آنچه را اتفاق افتاده بود باور نمی کرد ...
(در این قسمت با اینکه خانم اسلامیه استادانه سانسور کردند ولی متاسفانه خیانت بزرگی به همه ی ما کردند چون از این اتفاق میتوان فهمید رسیدن رون و هرمیون به هم قطعی است )
در جلد دوم فصل چشم مار همان هایی است که دوشیزه چانگ اشاره کردند بنا بر این دوباره نم آورمم بجز قسمتی که ایشون ترجمه کردند :
"یعنی بوسیدن تو اینقدر وحشتناکه؟ "
که بهتر است ترجمه شود :
"اینکه تو کسی را ببوسی اینقدر وحشتناکه ؟"
چون جمله ی اول معنی بو سیده شدن میدهد
صفحه ی 216 هم که چو می گوید "من خیلی تو رو دوست دارم .هری"
در متن I really like you ,harry
است که همه فرق like و love را میدانند ولی یکسان تر جمه میشوند
چون مطالب حذفی را میگویم این هم باید گفت که :
در صفحه ی 224 جلد دوم فصل 21 بین پارگراف اول و دوم جمله ی "رویا تغییر کرد.." جا افتاده
و فصل معروف 25 - سوسک در مخمصه را هم که همه می دانند و چو چانگ خودمان هم اشاره کردند
--- صفحه ی 388 فصل بیست و ششم -دیده ها ونا دیده ها- خط سوم پارگرافی این طور شروع می گردد:
اما انچه بیشتر از همه هری را خوشحال کرد این بود که فردای آن روز وقتی با عجله به سمت کلاس تغییر شکل می رفت چو با عجله خود را به او رساند. پیش از انکه هری بفهمد چه اتفاقی افتاده است دست او را گرفته بود و در گوشش می گفت:
من خیلی خیلی متاسفم. مصاحبه ات واقعا شجاعانه بود ....
+++اما انچه بیشتر از همه هری را خوشحال کرد این بود که فردای آن روز وقتی با عجله به سمت کلاس تغییر شکل می رفت چو با عجله خود را به او رساند. پیش از انکه هری بفهمد چه اتفاقی افتاده است او را یک بوسه ی سریع داده بود و در گوشش گفت:
من خیلی خیلی متاسفم. مصاحبه ات واقعا شجاعانه بود ....
(دلیل اینکه بوسه ی سریع تر جمه کردم آوردن کلمه ای خاص در متن اصلی است توسط رولینگ
منظورم را وقتی می فهمید که فرق بین ماچ و بوسه را بدانید (از نظر شدت) شا ید اگر بازی The sims را بازی کرده باشید بهتر بفهمید برای همین نیز از لفظ بوسه دادن استفاده کردم در واقع این نوع رسمی ترین بوسه است )
همون طور که دیدید حذف شده های بسیاری وجود داشت و من به چند نمونه اشاره کردم که این ها را از نسخه انگلیسی همین سایت دریافتم.
مطمئنا باز هم هست ولی خوب من حوسله ی گشتن ندارم
با تشکر بیگانه ای از دور دست.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر
(توصيه مي كنم اين كتابو افراد مجرد نخوننچون موضوش به عشق و عاشقي ختم نمي شه)
من که با خوندن اینا از کتاب یه کم بدم اومد شما چطور؟
(صورتکی در مورد حرفم پیدا نکردم)
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
خاك عالم تو سر ما رمان هم سانسور ميكنن ديگه
بابا ترکوندی که
نظرات/؟
مرسي
كامل نبودها
چرا باید در این کتابها این چنین موضوع هایی اورده شود
افرین بر ایرانی ها که غیرت دارند واینا رو سانسور میکنند
هر ادمي ميفهمه كلمه ي صميميت براي ما ايراني ها ميشه تنفس مصنوعي
اما اون بوس هرميون كه رون رو بوس كرده خيلي نامردي
اين روابط كتاب 6 رو ضايع ميكرد
از چو و بيگانه به خاطر مقاله بي نهايت ممنون
باز هم از اين كارا بكنين
تازه سانسور کردن مطالب هم توهین به ماست هم توهین به رولینگ.
عجیبه که کتابا رو سانسور کنن.
خوب، یکم با فرنگ ما آدمای گرمائی بدبخت بیچاره سازشی نداره، اما انگلیسیا هم اینجوری نیستن.
عجیبه!!!!!!!!!!!
این ها همه نشان می دهد که رولینگ هیچ وقت خالصانه و صادقانه برای بچه های این دوره کتاب نمی نویسد. او فقط و فقط به فکر منافع شخصی خودش است که شاید با آوردن عشق در کتاب های هری پاتر این کتاب را به نهایت شهرت برساند! در آخر واقعا برای رولینگ متاسفم به خاطر سبک کلیشه ای داستان هایش.تنها عیده ی این کتاب این کتاب را معروف کرده است و نه نوع نوشتاری اش.
راستي يادم رفت............از هر دو تون ممنون
راستی اگه سانسورای کتاب 6روهم بذارین ممنون میشم
هيچي از كتاب بدبخت نموند
ممنون....
ولی حوصله با ((س)) نیست!!
دوباره غلط گیری من گل کرد!!
که میگین سانسور شده رو داره
رولینگ وقتی اجازه ی چاپ میده رو ترجمه ها نظارت نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟
سانسورهاش زیاد بود ولی ما به همینش هم قانع هستیم بابا
راستی یه قسمت توی شاهزاده حذف شده که خیلی هم مهمه(درباره دروغین بودن مرگ دامبلدور) که متاسفانه حال تایپشو که طولانی هم هست ندارم!!
یک موردی که پش میاد یک سوال راجع به کتاب 4 داشتم میگم اگه مشکل کلمات رقص بود چرا نگذاشت حرکات موزون ؟
ولي واقعآ براي اين مترجمان متاسفم كه سعي ميكنند از مطالب كتاب حذف كنند
همه چیز رو سانسور می کنن می خوان زورشون رو به این هم برسونن!!!
dastet dard nakone zahmat keshidi cho
amma fekr konam hameie inha tooie arjomeie parto eshragh oomade
ولی خدایش این مترجما دارن با این ترجمه سانسور شدشون در حق همه خواننده ها ظلم میکنند این بی احترامی به کتابم هست سایه مرگ
خیلی خفنگ بود...دستت درد نکنه...لرد به شما افتخار می کنه lord voldemoort
میرم میگردم برات پیدا میکنم .ولی به هر حال زحمت کشیدی و خوب بود !!!
help
منم وقتی کتاب ها رو میخوندم مطمئن بودم همچین بلایی سر متن اومده . از روشنگری تو صمیمانه متشکرم
اگه ميتونين همين قسمتي رو كه هيپوکمپوس بهش اشاره كرده رو به طور كامل ترجمه كنيد.
خيلي خيلي ممنون!
مرسی چوی عزیز زحمت کشیدی
اگه وقت کردم اونها رو جمع آوری کرده مینویسم.
کار همچین سختی هم نیست
حالمونو گرفتن با اين همه سانسور...
البته از اونجايي كه من بچه مثبتي هستم بايد اين
چيزا رو بخونم تا بفهمم
عالی بود
واقعا کتابهای بعدیش رو میخوان چه کار کنن البته من کتاب جام آتش رو از ترجمهی پرتو اشراق هم خوندم که تو جشن رقص(یول بال) به رقصیدن ها اشاره کرده بود که مثلا دامبلدور با مادام ماکسیم میرقصه ولی به بوسه ها نه
در هر حال مرسی از تلاش....
بیگانه
نزده! پس چرا همه از چو تشکر می کنن؟
یه کتابایی تو بازارهست آدم شرمش میگیره بخونه!!!
در كتاب چهار قسمت آخر جوابت نصفه مثبته فقط يگ گونه ي هري رو و :bigkiss:
در چند قسمت ديگه من چيزايي پيدا كردم كه شما اشره نكرده بودين.
*** كتاب 5 : فصل آخر رو قسمت آخر هري ورون خدا حافظي ميكنن :bigkiss: . يك بار ديكه بخون
-------------------------------------------------------------
*** كتاب 4 : جواب در مورد اسنيپ منفي است.
-------------------------------------------------------------
***فيلم 4 : قسمتي كه كرام و هرميون :bigkiss: در كتاب ويدا حذف شده.
-------------------------------------------------------------
باز هست اگه مي خواين بگين
در قطار هاگوارتز در ترجمه ويدا اسلاميه لونا ميگه:
تو با پادما پاتيل به جشن كريسمس رفته بودي. به اون اصلا خوش نگذشته بود چون ميگفت تو باهاش زياد حرف نزدي.اگه من بودم زياد ناراحت نميشدم چون من زياد از پرچونگي خوشم نمياد.
اصل متن:
تو با پادما پاتيل به جشن كريسمس رفته بودي.به اون اصلا خوش نگذشته بود چون ميگفت تو باهاش زياد نرقصيدي.اگه من بودم زياد ناراحت نميشدم چون من زياد از پرچونگي خوشم نمياد.
در ضمن ترجمه پرتو اشراق جلد 4 اخرش فلور رون و هري رو ميبوسه اين قسمت رو من تو ترجمهاي ديگه نديدم و نميدونم واقعا هست يا نه كسي اطلاع داره بگه.
با تشکر Mr.Harry¶otter
---------
فكر كنم اين يكي اما بود نه؟
در هر حال رفتن به كلاس بالاتر به بيشتر شدن پست بستگي داره...البته پستهاي بيخودي رو نميگيم!
--------
و اون يكي دوست عزيز...من هيچي نتونستم بخونم لطفا فارسي بنويسيد
- يكي اينكه اونجا بود كه توي كافه مادام پاديفوت نوشته بود باترجمه اسلاميه كه اون دو تا دارن كارهاي مبتذل ميكنن و توي انگليسيش اين بود كه دارن هم ديگه رو ميبوسن ..... هوب از اينجا ما ميتونيم يه نتيجه بگيريم . اينكه اسلاميه با ترجمش اصلا لحن گفتار كتاب رو خوض كرده . يعني اسلاميه با اين ترجمش به ما گفته كه كار اون دو تا خيلي زشت بود در صورتي كه رولينگ بي طرف نوشته .... نوشته دارن همديگرو ميبوسن حالا چه اين كار بد باشه چه خوب .
- يكي ديگه از مطالبي كه دستگيرمون شد ترجمه طوبي يكتاييه .. كه همه ميگن بيسانسور ترين و بهترين و ماهترينه . اگه بي سانسور ترينه پس چرا يه قسمتو كه اسلاميم نوشته ولي باسانسور حذف كرده ؟ ميدونم كه حالا همتون ميگين متن بهتره حذف بشه تا سانسور ولي خوب بالاخره يكتاييم به اندازه اسلاميه شريك جرمه !
- و آخرين مطلبي كه به نظر من ميگيرين اينهكه ...... هاگوارتز قبلا ديسكو يا رقاص خونه بوده چونكه تماميه اساتيدش رقاصن !
- با تشكر اگه ميشه به اين نوشته نظر بدين !
جطوري ارتقا ييدا ميكنه؟ مثلا سال اول-سال دوم-
و...........
توي قسمت جشن و رقص و اينا
يه جا هست كه هري و رون بيكارن و از ساختمون ميرن بيرون بعدش يه دفعه اسنيپ رو با كاركاروف ميبينن بعد ميرن دنبالشون بعد پرچين ها تكون مي خوره اسنيپ اونجارو نگا ميكنه و دو نفر فرار ميكنن و اسنيپ ميگه ازتون امتياز كم ميكنم
مي خواستم ببينم كه ميتوني يه نگا بندازي ببيني سانسور داره يا نه؟
البته ببخشيد كه به تو ميگم چون خودم متن انگليسي رو پيدا نكردم اگه ميشه لينك متن اانگليسي رو برام بزار مرسي
__________
عمو ماندانگاس
کلآ
مرسی
خوب بود
لطفآ از این کارا به بقیه که فقط بیخود حرف می زنند هم یاد بده
خیلی باحال بود
ثانیا اسلامیه این طوری ترجمه کرده که کودکان نیز بتوانند از آن کتاب استفاده کنند
ثالثا مملکت ما اسلامی اگر والدینت ببینند تو کتاب این جوری نوشته کتاب بی کتاب
ثالثا هم متن زیلد بود و هم پاسخ من زیاد شد
++++وود که از خوشحالی داشت بال در می آورد توانست هرمیون را ببوسد
مال من نوشته بود وود انقدر خوشحال بود که میخواست هرمیون را ببوسد یه چیزی تو همین مایه ها
+++رون با قیافه ای دلسرد و سردر گم به سویشان می آمد. هرمیون روی پنجه ی پا ایستاد و گونه اش را بوسید و د رگوشش گفت :
-موفق باشی. رون.
سپس رو به هری کرد و به او نیز گفت :
-تو هم موفق باشی . هری
وقتی در سر سرای بزرگ بر می گشتند رون اندکی به خود آمده بود . با قیافه ای گیج و سر در گم دستش را به قسمتی از صورتش که هرمیون بوسیده بود کشید و به دستش نگاه کرد گویی آنچه را اتفاق افتاده بود باور نمی کرد ...
مال من نوشته بود هرمیون با ناخن به گونه ی رون زده بود و رون وقتی به خود امد جای ناخن هرمیون را روی گونه ی خود لمس کرد
راستی یه چیز دیگه منم بازی the sims رو دارم و منظورتو فهمیدم
و...من فقط کتاب 1 2 3 ترجمه ی ویدا اسلامیست 4 ترجمه ی مهدی قراچه داغی و شیرین لارودی(با جلد اصلی) و کتاب پنجم ترجمه ی بهارک ریاحی پوره (چون عجله داشتم صبر نکردم ترجمه ی اسلامیه بیاد
++++وود که از خوشحالی داشت بال در می آورد توانست هرمیون را ببوسد
مال من نوشته بود وود انقدر خوشحال بود که میخواست هرمیون را ببوسد یه چیزی تو همین مایه ها
+++رون با قیافه ای دلسرد و سردر گم به سویشان می آمد. هرمیون روی پنجه ی پا ایستاد و گونه اش را بوسید و د رگوشش گفت :
-موفق باشی. رون.
سپس رو به هری کرد و به او نیز گفت :
-تو هم موفق باشی . هری
وقتی در سر سرای بزرگ بر می گشتند رون اندکی به خود آمده بود . با قیافه ای گیج و سر در گم دستش را به قسمتی از صورتش که هرمیون بوسیده بود کشید و به دستش نگاه کرد گویی آنچه را اتفاق افتاده بود باور نمی کرد ...
مال من نوشته بود هرمیون با ناخن به گونه ی رون زده بود و رون وقتی به خود امد جای ناخن هرمیون را روی گونه ی خود لمس کرد
راستی یه چیز دیگه منم بازی the sims رو دارم و منظورتو فهمیدم
و...من فقط کتاب 1 2 3 ترجمه ی ویدا اسلامیست 4 ترجمه ی مهدی قراچه داغی و شیرین لارودی(با جلد اصلی) و کتاب پنجم ترجمه ی بهارک ریاحی پوره (چون عجله داشتم صبر نکردم ترجمه ی اسلامیه بیاد
فقط آخر كتاب دو كه جيني گفت پرسي رو ديده نگفت كه داشت از پنلوپ لب ميگرفت فقط نوشت:
ديدم تو يكي از كلاسا... داشت يه كاري ميكرد...
يه چي تو همين مايهها بود
صفحهي 362 خط هشتم فصل 19:
Harry looked questioningly at her, but she shook her head warn.ingly; Ron had
just ambled over to them, looking lost and desperate.
'Good luck, Ron,' said Hermione, standing on tiptoe and kissing him on the
cheek. 'And you, Harry .'
Ron seemed to come to himself slightly as they walked back across the Great
Hall. He touched the spot on his face where Hermione had kissed him, looking
puzzled, as though he was not quite sure what had just happened.
فصل 26 صفحهي 520و 521:
He was sorry to hear she had shed even more tears over it, but very glad they
were on speaking terms again, and even more pleased when she gave him a
swift kiss on the cheek and hurried off again. And unbelievably, no sooner had
he arrived outside Transfiguration than something just as good happened:
Seamus stepped out of the queue to face him.
'I just wanted to say,' he mumbled, squinting at Harry's left knee, '1 believe you.
And I've sent a copy of that magazine to me mam.'
فصل 23 صفحهي 275:
To Harry's displeasure, Percy now took Padma's vacated seat. The top table was
now empty; Professor Dumbledore was dancing with Professor Sprout, Ludo
Bagman with Professor McGonagall; Madame Maxime and Hagrid were cutting a
wide path around the dance floor as they waltzed through the students, and
Karkaroff was nowhere to be seen. When the next song ended, everybody
applauded once more, and Harry saw Ludo Bagman kiss Professor McGonagall's
hand and make his way back through the crowds, at which point Fred and George
accosted him.
فصل 26 صفحهي 327:
"Yeah," said Harry, who was now heartily wishing he'd left all three girls tied to
the statue.
Fleur bent down, kissed Harry twice on each cheek (he felt his face burn and
wouldn't have been surprised if steam was coming out of his ears again), then said
to Ron, "And you too-you 'elped -"
"Yeah," said Ron, looking extremely hopeful, "yeah, a bit -"
Fleur swooped down on him too and kissed him. Hermione looked simply furious,
but just then, Ludo Bagman's magically magnified voice boomed out beside them,
making them all jump, and causing the crowd in the stands to go very quiet.
فصل 37 صفحهي 473:
See you. Harry," said Ron, clapping him on the back.
"'Bye, Harry!" said Hermione, and she did something she had never done before,
and kissed him on the cheek.
"Harry - thanks," George muttered, while Fred nodded fervently at his side.
سانسور شده های کتاب 5 رو هم دارم یعنی:
همون دو قسمت که چو اشاره کرده که هر کودوم 5 یا 6 صفحه با پسوند pdf(اگه اشتبا نکنم)
هست که با برنامه ی آکروبات ریدر باز میشه
اگه بخاید می تونم برای سایت بفرستم .
که شاید دیدنش خالی از لف نباشه.