پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

153
نفر همین الان آنلاین‌اند 2 نفر در «دنیای جادوگری»
2 عضو 151 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

54 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

کتاب 6

قسمت های حذف شده و سانسور شده کتاب شش

آدمی بسیار اصیل 28 تیر 1385 4:02 بعد از ظهر 5894
من در این جا می خوام به برخی از قسمت های حذف شده از کتاب 6 – ترجمه ی ویدا اسلامیه- اشاره کنم.
---------------
جلد اول – فصل 10 – صفحه 285 – خط 4
در متن اومده:
... حدس زدند که احتمالا مروپ به تام ریدل دروغ گفته و تام به این دلیل با او ازدواج کرده بوده
- ولی اون واقعا از تام بچه دار شد...
در حالی که متن اصلی این طوره:
... حدس زدند که احتمالا مروپ به تام ریدل دروغ گفته و وانمود کرده از اون بچه دار شده و اون هم به همین دلیل باهاش ازدواج کرده.
- ولی اون واقعا از تام بچه دار شد...
---------------
جلد اول – فصل 14 – صفحه 379 – خط 6
--- ... آن دو خود را در برابر دین و جینی یافتندکه سخت وشغول گفت و گو بودند.
+++ آن دو جینی و دین را دیدند که هم دیگر را محکم در آغوش گرفته بودند و حریصانه هم دیگر را می بوسیدند. مثل این که با چسب به هم چسبیده باشند.
---------------
همون صفحه – خط 19
--- هیچ دلم نمی خواد خواهرمو در حال راز و نیاز با کسی در انظار عمومی ببینم.
+++ هیچ دلم نمی خواد خواهرم رو در حال بوسیدن یه نفر در ملأ عام ببینم.
---------------
جلد اول – فصل 14 – صفحه 380 – خط 7 از آخر
--- ... هیچ وقت توی عمرش به کسی ابراز محبت نکرده و ...
+++ ... اون هیچ وقت کسی رو نبوسیده و ...
--------------
جلد اول – فصل 14 – صفحه 381 – خط 2
--- هر وقت چشمت بهش می افته می خوای یه جوری جلب توجه کنی...... اگه با چند نفر معاشرت می کردی و آداب معاشرت یاد می گرفتی این قدر از صمیمیت دیگران ناراحت نمی شدی.
+++ هر وقت اونو می بینی آرزو می کنی که گونه ات رو ببوسه. اگه تو هم یه نفرو پیدا می کردی تا ببوسیش به روابط عاشقانه ی دیگران حسودیت نمی شد.
---------------
همون صفحه – پاراگراف آخر
--- هری با چو چانگ دوست بود! هرمیون هم با ویکتور کرام صمیمی شده بود....
+++ هری چو رو می بوسید و هرمیون با ویکتور کرام روابط عاشقانه داشت...
---------------
جلد اول – فصل 14 – صفحه 382 – خط 14
--- فقط برای این که اون خواهر رونه. فقط برای این که اون خواهر رونه خوشت نمی اومد که اونو با دین ببینی...
+++ این فقط برای اینه که اون خواهر رونه. دوست نداشتب بوسه اونو با دین ببینی .......
--------------
همون صفحه - پاراگراف قبل از آخر
--- به نظر تو هرمیونبا کرام صمیمی شده بود؟
+++ تو فکر می کنی کرامو رون هم دیگه رو می بوسیدن؟
--------------
جلد اول – فصل 14 – صفحه 398 – خط 14
--- دست لاوندر براون را چنان محکم در دست گرفته بود که معلوم نبود...
+++ دستش را آن قدر سفت دو رلاوندر براون حلقه کرده بود ...
--------------
همون صفحه – پاراگراف قبل از آخر
--- جینی به آرامی به هری لبخند زد و هری هول کرد ...
+++ جینی آرام دست هری را نوازش کرد، یک حسی یک باره در شکم هری ایجاد شد...
---------------
جلد اول دیگه یا چیزی نداشت یا من پیدا نکردم.
جلد دوم – فصل 24 – صفحه 279 – خط 2
--- کاری را کرد که همیشه در رویا می دید.
+++ او را بوسید
---------------
جلد دوم – فصل 30 – صفحه 422 – خط 6
--- در چشم هایش همان نگاه آتشینی بود که هری پس از بردن جام کوییدیچ در غیبت خودش در چشم جینی دیده بود.
+++ ... همان نگاهی که هری وقتی که جینی او را بعد از پیروزی در جام کوییدیچ در آغوش گرفته بود دیده بود.
---------------
جلد دوم – فصل 30 – صفحه 424 – خط 3
--- رون را دید که هرمیون را دلداری می داد و هرمیون کنار او ایستاده یود و هق هق می گریست.
+++ هری دید که رون، هرمیون را در آغوش گرفته و موهایش را نوازش می کند و در حالی که سر بر شانه هایش گذارده بود به شدت گریه می کرد.
---------------
من که چیز دیگه ای پیدا نکردم.
نظرات متعلق به نویسنده است. ما مسئول محتوای آنها نیستیم.
 Re: قسمت های حذف شده و سانسور شده کتاب شش
بابا آخه يکم به ويدا اسلاميه ي بيچاره حق بدين!
خوب اونم چاره اي نداره. مخصوصا وقتي که بايد کتابا زود ترجمه بشن و فروخته بشن!
حالا اومديم و جلوي پخش کتابو گرفتن!
اونوقت ناشر كتاب از دست خانوم اسلاميه کلي عصباني ميشه! نه?
تازه, اگه همچين اتفاقي بيفته, خودمون کلي غر ميزنيم که چرا اينقدر طولش داده!
ولي اونم بعضي جاها همين کلماتو زير سيبيلي رد کرده!
مثلا تو کتاب پنجم, توي يک مسابقه که حالا يادم نيست کودوم بود, ميگه: هري بعد از اين که همه ي اعضاي تيم رو در آغوش کشيد, به جيني رسيد که به طور غير طبيعي اونو زودتر رها کرد!
يا يه همچين چيزي! حالا مگه اصلاً مهمه?
من ميگم مهم منظورشه که ويدا اسلاميه كاملا ميرسونه. و ميدونه که خواننده ها منظورشو ميفهمن, و احتمالا حدس ميزنن که چه اتفقي افتاده!

ولي بازم از زحمتت ممنون!
1386/07/12 21:08
 Re: قسمت های حذف شده و سانسور شده کتاب شش
ghesmatayeye bahali bood mamnoon
1386/07/12 16:28
 Re: قسمت های حذف شده و سانسور شده کتاب شش
ghesmatayeye bahali bood mamnoon
1386/07/12 16:21
 Re: بابا خيلي...
جالب بود دستت درد نكنه
1385/09/10 15:58
 یک خبر خوب
با سلام به همه ی دوستان عزیز . من وب مستر وبلاگ جادوگر مرموز هستم .
الانم می خوام که یک خبر خوب بهتون بدم :

از امروز هر کسی که بیش از پنجاه بار به وبلاگ من مراجعه کند (فاصله ی بین هر مراجعه با مراجعه ی بعدی باید حداقل پنج دقیقه باشد) ، یک اشتراک نامحدود اینترانت (کاملا مجانی) دریافت می کند .

مزایای اشتراک در این شبکه ی اینترانت :
1-شرکت در مسابقات روزانه ، هفتگی و ماهانه با جوایز ویژه (این مسابقات به گونه ای است که شما تنها با شرکت در مسابقات روزانه ی آن می توانید هر روز برنده ی یک کارت اینترنت چند ساعته شوید و در واقع با اشتراک این شبکه از خرید کارت اینترنت بی نیاز می شوید)
2-دریافت آخرین برنامه های به بازار آمده به صورت کاملا مجانی
3-ساخت ایمیل شخصی و استفاده از آن در هر زمان
4-و امکانات بسیار دیگر

برای دریافت اشتراک نامحدود این شبکه ی اینترانت به صورت کاملا مجانی کافی است بیش از پنجاه بار به وبلاگ من مراجعه کنید (فاصله ی بین هر مراجعه با مراجعه ی بعدی باید حداقل پنج دقیقه باشد) و پس از انجام این کار از طریق ایمیل من که در وبلاگم موجود است ، با من تماس بگیرید و موضوع را به اطلاع من برسانید و من هم پس از چک کردن صحت این موضوع ، اشتراک نامحدود را برایتان ارسال خواهم کرد .

در ضمن مشخص است که هر کسی که اشتراک خود را در اختیار کس دیگری قرار دهد ، در واقع آن اشتراک را برای خود باطل کرده است . (واضح است که دو نفر به طور همزمان نمی توانند از یک اشتراک استفاده کنند)

این هم آدرس وبلاگ جادوگر مرموز :http://mysteriouswizard.blogfa.com

در ضمن در صورت مراجعه ی شما به وبلاگ من ، خوشحال خواهم شد که نظرتان را در مورد وبلاگم در بخش نظرات بخوانم .

با تشکر .
وب مستر وبلاگ جادوگر مرموز
1385/06/28 13:04
 اا
مري من يه كتابي رو خوندم كه نويسندش ايرانيه درباره ي يه دختر مسيحي زيبا بود و توي ايران زندگي مي كرد. و توش هم بغل كردن بود و هم بوس كردن و ... . اسمشم تاوان عشقه. پس چرا هري پاترو كه نويسندش ايرانيه رو سانسور كردن. منظور من اين نيست كه سانسور نمي كردن. ولي يه صحنه هايي رو مثل صحنه اي كه فلور رون و هري رو بوس كرد نبايد سانسور مي كردن.
1385/06/16 7:37
 ایول .
عالی بود . حال کردم . اگه ادامه داره حتما بذار تو سایت .
1385/06/12 11:27
 Re: جالب بود ولی
baba engilisi
bache dars khon
to ketab engelishe ro vase hamin khonde?
1385/05/07 23:29
 جالب بود ولی
من تقریبا کتاب انگلیسی هری پاتر را از حفذم چون اول انگلیسی شو خوندم بعد فارس اش را
جالب بود ولی بعضی جا هارا جا انداخته بودی مثلا در کتاب آمده جینی صمیمانه با هری خداحافظی کرد ولی در کتاب اصلی آمده
she kiss him
ed
1385/05/06 1:34
 Re: مر30
فصل29 وقتی هری وارد بیمارستان میشه هرمیون اورا بغل می کنه.
فصل30 : جینی گفت : من میرم بخوابم فکر می کنم به یه کم استراحت احتیاج داشته باشم. و درحالی که رون چپ چپ نگاه می کرد هری را بوسید.

واقعا مسخره اس که اینقدر سانسور می کنند البته کتاب های ایرانی را نه فقط عقده شان روی کتابهای خارجیه. مثلا کتابهای مودب پور یا( شاهدخت سرزمین ابدیت ) رو بخونید اونقدر بدتر از این کتاب هاست اون وقت این کتاب ها رو سانسور نمی کنند . اگر بخونید به حرف من می رسید.
good girl عزیز من اون کتابی رو که خونده بودم این طوری نوشته بود (هرمیون تو خیلی خوبی)
1385/05/05 10:42 · ویرایش: 1385/05/05 10:53
 Re: ممنون
خیلی خوب بود
ادامه بده
1385/05/05 1:12
 ممنون
ممنون
مثل سايه ي مرگ منم عاشق قسمت هاي سانسور شده هستم
1385/05/05 0:10
 Re: وای وای وای
هری از تو بعید بود
1385/05/04 18:47
 وای وای وای
هووووووووووووووووووووووم
1385/05/04 18:44
 Re: مر30
khoobe bad nabud
gaie basi taghdire
1385/05/04 16:27 · ویرایش: 1385/05/04 16:29
 Re: ایول اما یه چیزه دیگه هم است...
man ashegetam ke bood tabloo
1385/05/04 16:20
 مر30
واقعا مرسی عالی بود درضمن نگین جان قسمت آخری که گفته بودی سانسور شده (من عاشقتم هر میون)سانسور نشده توی کتاب محمدنور الهی هست با تشکر
1385/05/04 15:00 · ویرایش: 1385/05/04 15:02
 Re: هااااااااااااااااااااااا
سلام ، کارت خیلی خوب بود واقعا دمت گرم این نامردا تو کتاب هم دست می برند
1385/05/04 1:25
 حال دادی به همه
ایول خیلی باهل بود.ایشالا تو کتاب 7 از این چیزا بیشتر باشه.
1385/05/04 1:17
 Re: هااااااااااااااااااااااا
ها!
من با این جور مقاله ها خیلی حال می کنم.دمت گرم.کتابای دیگه رو هم بگرد ببین اون گوشه موشه ها از این چیزا پیدا می کنی!من خودم یکی از طرفداراتم.
1385/05/03 22:29
 هااااااااااااااااااااااا
در ضمن فکر کنم خنوم اسلامیه سیکل ودارن هااااااااا!!
1385/05/03 10:44
 آره دیگه....
کارت واقعا" علی بود. mer29+1
نمیدونم خانوم اسلامیه چطوری به عنوان یه مترجم مشهور هری پاتر شناخته شده در حالی که نسیم عزیزی و فریدون قاضی نژاد خیلی خیلی بهتر ترجمه میکنن.خانوم اسلامیه طوری سانسور کرده بود که حتی بچه ی دو ساله هم می فهمید و کار ترجمش بیشتر به درد کودکان میخوره نه نوجوانان چون همه ی جمله ها تو کارش ساده ن و مثل این که کلمه ی با کلاس دیگه ای نبوده تا ایشون استفاده کنن.معلوم بود که تو جام آتش کلا" یه فصل حذف شده فصل مربوط به یول بال چون رولینگ از اول داشت تو کتاب می کفت که (باید)قهرمان ها برقصن و جی.کی کسی نیست که از روی یه موضوع به راحتی رد بشه.و حتما" تو کتاب توضیحات زیادی در این مورد اومده و ما ندیدیم!!!؟؟؟؟
1385/05/03 10:40
 Re: ایول اما یه چیزه دیگه هم است...
مرسی!!!! دقیقا همینه من متن اصلی رو دارم . دستت درد نکنه
اما در فصل24 اسکتوسمپرا وقتی مسابقه نهایی کوییدیچ تمام می شه هری به سالن عمومی میره : +++هری به اطرافش نگاه کرد جینی بود که به سویش می دوید نگاه گرم و صمیمی در چهره اش بود و دستانش را دور گردن او انداخت. و هری بدون فکر و اندیشه بدن اضطراب از نگاه پنجاه نفر او را بوسید.
فصل 21 وقتی هرمیون مقاله ی رون را درست می کرد:
هرمیون در حالی که مقاله را در دستش گفته بود و داشت چوب دستیش را بیرون می آورد گفت:نترس مشکلی نیست می تونم درستش کنم.
رون در حالی که به صندلیش تکیه داده بود و چشمانش را می مالیدگفت :+++ من عاشقتم هرمیون.
1385/05/03 10:01
 Re: ايــــــــــــــــــــــــ...
خیلی زحمت کشیدی دستت درد نکنه ولی تابلو بود!
1385/05/03 3:29
 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
kheyli maskhare bood gablan yeki a aza kameltaresho gozashte bood bikhod lli be lalash nazarin
1385/05/02 23:44
 واقعا...
واقعا وقتی کتابامونو هم سانسور مکنن دیگه ما همه اساسی سر بگذاریم بمیریم یا به طور اساسی کپ کپ شیم............
1385/05/02 17:36
 ایـــــــــــــــــــــــــــــــــول!
دمت گرم آدم اصیل
دستشون رو شد!
تا می تونستن سانسور کردن
قسمت آخرش از همه قشنگ تر بود!
آخـــــــــــــــــــی...
رون و هرمیون
1385/05/02 15:49
 هه
ناتالی اگه که اون وقت ترجمه و چاپ کنن از نظر دولت غیر قانونی میشه....
چاپخونه ی کتاب بسته می شه...
مترجم توبیخ می شه....
فروش کتاب ها ممنوع می شه!
بهتره همون جی.کی.رولینگ نفهمه که اگر هم بفهمه همچین کارهایی از دستش بر نمیاد که!
1385/05/02 12:52
 ممنون
خوب بیشترش رو حدس می زدم اما خوب...
به نظر من بعضی جاهاش رو...
جا انداختی!
1385/05/02 12:36
 eyvalla
dastet vagean dard nakone kheily zahmat keshidy behtarin magalee bood ke ta hala khondam
eyvalla rooooooooooooon
1385/05/02 12:35
 قسمت های حذف شده و سانسور شده کتاب شش
واو...

ایول، خوب بود ای آدم اصیل

ولی بدان که نوشته های غیر آسلامی هر کی بده، طرفش با حاجی از ستاد مرکزی آسلامه...

حالا از شوخی گذشته، ما یه سری از اینا رو می دونستیم..
ولی شما هم یه چیزایی گویا ذکر نکردی..
یکی دو مورد از قلم افتاده...
اگه اشتباه نکنم...
1385/05/02 12:02
 ممنون
خب خیلی قشنگ بود.رولینگ هم که داره کتاب های هری پاتر رو به سمت عشق هدایت می کنه.این نشون می ده که چقدر رولینگ کمبود عشق داره!!!! ما هم باید بریم زبان یاد بگیریم تا تیکه های سانسور کتاب هفت رو توی سایت بذاریم!!!!!!!
1385/05/02 8:06
 مطمئني 13؟
خوب بود در ضمن : ناتالي فكر مي كنم در مور 13 يه كم زياد رفتي
1385/05/01 23:00
 هو
مري، كار مترجم ها غيرقانونيه و خود نويسنده نمي دونه( اگه مي دونست!).
راستي مورد اول( كه در رابطه با ازدوج با تام و بچه و...بود) را حتماً مي بايست سانسور مي كردن. چون براي زير 13 ساله ها غير قانونيه. كه نمي دونم چرا اينجا نوشتن. بايد اينجا هم سانسورش مي كردن( دوزاريتون افتاد؟)
1385/05/01 19:21
 جالبه
خوب بود.
1385/04/31 22:00
 اااا
ناتالی کجاش حیفه؟
اینا با فرهنگ ما نمی خونه!
همین طوری بهتره...منظورم می رسونه.....نیازی به اینطوری واضح گفتن نیست......
جالب بود..
ممنون
مری
1385/04/31 20:13
 oh my god
واقعا" خوب بود ولی شما چرا جلد 5 رو نکردی این که سانسوری های بیشتری داشت مثلا" بعد از جلسه ی چو هری رو تنها گیر اورد و بوسش کرد و هری بعد 30 دقیقه به برج برگشت :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss:
1385/04/31 14:35
 واااي
اي واي چه قدر ايراني ها بي جنبه هستن... چه قسمت هاي باحاليشو حذف كردن
1385/04/31 12:17
 oh my god
جالب بود و البته به کم مسخره اما در کل معلومه که خیلی زحمت کشیدی
1385/04/31 10:59
 oh my god
جالب بود و البته به کم مسخره اما در کل معلومه که خیلی زحمت کشیدی
1385/04/31 10:59
 ای شیطونا
بابا تو دیگه کی هستی؟ واقعا حال داد بازم از این کارا بکن.خدا بگم این خانم ویدا اسلامیه رو چکار کنه؟ مارو از این تیکه ها محروم کرد.
1385/04/30 23:45
 اووووووووف
کامل بود.دستت درد نکنه.ترشی نخوری یک چیزی میشی.
1385/04/30 23:34
 اووووووووف
کامل بود.دستت درد نکنه.ترشی نخوری یک چیزی میشی.
1385/04/30 23:34
 اووووووووف
کامل بود.دستت درد نکنه.ترشی نخوری یک چیزی میشی.
1385/04/30 23:34
 .
.
1385/04/30 23:21 · ویرایش: 1388/05/17 16:49
 .
.
1385/04/30 23:21 · ویرایش: 1388/05/17 16:47
 مرسي
البته با خوندن كتاب با توجه به سوابق ويدا اسلاميه در تغيير بعضي چيزها، مي شد به اين سانسورها پي برد . ولي باز هم ممنون به خاطر اينكه همه رو منسجم كردي .
1385/04/30 22:54
 Re: بدک نیست
ايول ايول! مطمئن اين تمامش بود؟ حرفي از رختخواب، بالا پايين، آه و اوه ... نميدونم از اين چيزا نبود؟
1385/04/30 16:28
 ‏Thanks
تقريبا همه شو عينا حدس مي زدم ..............
ولي چون زحمت كشيده بودي اين خودش شايان تقديره.......
1385/04/30 14:53
 خوبه!
خب بابا اینا هم که دیگه...
مسخره اش رو در آوردن شده قضیه جام جهانی
تماشاچی های بازی عربستان رو نشون می داد تو بازی .نمی دونم چه تیمی بود ولی عربستان نبود.
واقعا که
البته قبول دارم ما فرهنگشو نداریم
در هر حال
ممنون
کاترین
1385/04/30 2:48
 بدک نیست
جالب بود ولی فکر نمی کنم اهمیت چندانی داشته باشه به هرحال ممنون از زحمتی که کشیدی .
1385/04/30 1:26
 Re: بد نبود
رو مجموع مقاله خوب و روشنگری بود . ولی شما هم که سانسور میکنید
فکر میکنم باید بعض جاها جای بوسه از لفظ تنفس مصنوعی استفاده میکردید بهتر بود
به هر حال مقاله خوبی بود . البته همش قابل حدس زدن بود ولی خوبه
1385/04/29 22:51
 Re: بد نبود
با اینکه زیاد مهم نبودن ولی بازم ممنون.
1385/04/29 20:50
 وفادار
هرمیون و کرام چی کار کردند؟!
1385/04/29 17:35
 خوووووووووووووووووووووووووووووب
مرثی جالب بود
1385/04/29 17:28
 تشکر
دستت درد نکنه
واقعا زحمت کشیدی
البته با توجه به کتاب ها و بحث های سایت تقریبا تمام موارد بالا مشخص بود ولی در کل شما خیلی کار خوبی کردی و این سانسور ها رو کنار هم آوردین
1385/04/29 16:23
 Re: مررررررررررررررررررررررررر...
هااااااااااااااااااااااااااا
من عاشق قسمتهای حذف شدم خیلی حال میده

سایه مرگ
1385/04/29 15:27
 مرررررررررررررررررررررررررررسی!
واقعا خسته نباشی. جالب بود....
1385/04/29 15:09
 عجبا!
عجب بابا...اینام شورشو دراوردن دیگه...
1385/04/29 13:07
 ايــــــــــــــــــــــــــــــول بابا
با آخريه حال كردم
رون اين كارا زشته براي تو كه يك پسري حيا داره
ايول آخرشي
1385/04/29 13:07

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.