آنلاینها
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 147
-
آرشیو گالری 17
-
اتاق خبر 5
-
بخشهای دیگر 5
اعضای آنلاین
فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمانها.
54 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
تحلیلي ادبی در مورد شباهت ارباب حلقه ها و هری پاتر
در ادبیات واژه Archetype به معنای شخصیتها یا موقعیتهایی است که مستقل از زمان و مکان وجود دارند. به زبان ساده در آثار ادبی مطرح ملل مختلف در زمانهای مختلف این کارکتارها را می توان یافت.
حال توجه به این نکات ضروری است:
1- تفاوت زمانی نوشته شدن «ارباب حلقه ها» و «هری پاتر» کمتر از 60 سال است.
2- هر دو نویسنده انگلیسی هستند و ساختار هر دو داستان (نه محتوی و موضوع) آنگلوساکسون می باشد.
3- تِم (محور و خمیر مایه) اصلی هر دو داستان «تم منجی» می باشد.
4- هر دو از آثار بزرگ ادبی هستند و از archetypeهای مختلفی استفاده کرده اند.
حال با توجه به نکات فوق می توان گفت این دو اثر لااقل در سمتی از ساختار به هم شبیهند.
از مهمترین دلایلی که اين دو کتاب را شبیه دانسته اند شباهت گاندالف و دامبولدور است. این یکی از همان Archetypeهاست که به نام "Archetype of the Old Wise Man" مشهور میباشد.
خصوصیات این Archetype: پیر خردمند دنیا دیده، از لحاظ بدنی خیلی قوی تراز یک پیرمرد، مو و ریش بلند سفید یا خاکستری، آرامش و تومانینه در مواجهه با خطرات، داشتن یک هماورد قوی از دنیای تاریکی و شر، همیشه به یک جوان که باید شر را نابود کند راه را نشان می دهند.
از این قبیل archetypeها در این دو داستان فراوانند. اغلب شباهتهای ميان اين دو كتاب از همین نوعند.
یکی از دلایل ماندگار شدن و بی مرز بودن یک اثر ادبی هم وجود Archetype میباشد. چون همان طور که گفتم یک Archetype برای انسانها در مکانها و حتی اعصار متفاوت قابل فهم و جذاب می باشند.
اما از لحاظ موضوع و سبک داستان ــ با جود تم اصلی مشترک و شباهتهای ساختاری ــ این دو اثر بسیار متفاوتند. تالکین در ارباب حلقه ها یک دنیای نو خلق کرده است. داستان او متکی به آثار بزرگ ادبیات گذشته اروپا مانند «شاه آرثور» و افسانه های «بیو ولف»، «مرلین» و «ولسانگ» می باشد.(شاید اسم اینها به گوشتان نخورده باشد ارزش اینها در اروپا مانند شاهنامه برای ایرانیان است.) او حتی ادبیات شرق (هند، چین و ایران) را نیز مطالعه کرده بود. از سوی دیگر تالکین یک زبان شناس و استاد ادبیات و زبان شناسی دانشگاه آکسفورد بود. او برای کتابهایش واقعا چندین زبان اختراع کرد. ارباب حلقه ها قصه نابودی شری است که چند هزار سال دوام آورده است. قطعا دراین زمینه ارباب حلقه ها اثری بس با ارزشتر از هری پاتر می باشد.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که قطعا خانم رولینگ از ارباب حلقهها ایده گرفته است همانطور که آثار دیگر اروپایی یا غیر اروپایی نیز ایده گرفته است و نام این کار تقلید (به معنای منفی آن) نمیباشد. قسمت عمده ادبیات عالم همین گونه است و هر چند صد سال یک بار یک نفر پیدا می شود که کار واقعا جدیدی ارائه دهد. پس این کار خانم رولینگ هنرمندانه بوده و هیچ ایرادی نیز ندارد. همانگونه که ذکر شد تالکین هم همین کار را کرده و داستانش را با نگاه به افسانههای گذشته نوشته است.

گزینههای نمایش نظر
زحماتت برای سایت تشکر مکنم
amm baraye moghayese man nemoneye be marateb behteri daram va oun
X-MAN ast agar shoma ketabe x man ro khonde bashin ya filmesho dide bashid hade aghal motevejeh khas boudan danesh amouzaye 2 madrese(yeki baraye wizard digari baraye mutant) mishavid va be nazar man bahs roye oun mitone manteghi bashe
vali baz ham az zahmate shoma be shakhse mamnounam
ممنون
smigel=karicher
aragon=sirius
marry,pepen=dogholo haivizli
sam=ron
.
.
.
.
به نظر من این مقایسات تنها به دلیل همزمانی نمایش این دو فیلم و بالطبع بوجود آوردن طرفداران خاصی برای
خود است.بهتر است بدانیم که یکی از دلایل موفقیت رولینگ انتشار کتابش چند سال پس از مرگ رولد دال بود .در واقع رولینگ بار دیگر خوانندگان را با سبک پرطرفدار فانتزی آشنا ساخت.
به هرحال تعداد کثیری از ما(نه همه ما) ارباب حلقه ها را با فیلم هایش شناختیم . این خود نشان می دهد که آثار زیادی در دنبا وجود دارند که ممکن است بسیار به مضمون و پیام این دو داستان نزدیک باشند(مانند سه گانه های جان کریستوفر ) که مااز وجود آن ها بی خبریم .
در نهایت بحث جالب و لذت بخشی است.مخصوصا مطالب و اطلاعات شما آقای بیل ویزلی.
نویل جان نظر دقیق و قابل تاملی بود.
اما در ارباب حلقه ها شخص منجی فرودو نیست بلکه آراگورن هست. او هست که باید بر تخت بنشیند تا دنیا آباد شود و امنیت حاکم شود. او جانشین ایسیلدور هست نه فرودو.
چیزهایی که در مورد فرودو نوشتید کاملا درست هست. فرودو به ظاهر نیروی خاصی ندارد. اعمال فرودو رقم زننده تقدیر همه هست اما آن کسی که همه منتظر جکومتش هستند شاه اراگورن هست. اگه به فصل جنگ میادین پله نور مراجعه کنید متوجه منظور من می شوید.
نقل قول:
دوست عزیز. ممنون از ابراز احساساتت. ادب پیش شرط ضروری و نشانه فهم هست
من میگم که از لحاظ ادبی ارزش کار تالکین بیشتر از ارزش کتاب خانم رولینگه
در اواخر مقاله ذکر کرده اید که:(( قطعا خانم رولینگ از ارباب حلقه ها ایده گرفته است همانطور که آثار دیگر اروپایی یا غیر اروپایی نیز ایده گرفته است و نام این کار تقلید(به معنای منفی آن) نمی باشد. قسمت عمده ادبیات عالم همین گونه است ))
نظر من اینه که استفاده ی خانم رولینگ از موجودات(مانند :جن و ترول و اژدها و..)و...که در افسانه ها و داستان های قدیمی وجود داشته را نمیتونیم تقلید بنامیم
ولی این را که خانم رولینگ امده اند و از جاودانه ساز هایی در داستانشان نام برده اند که شباهت زیادی (از لحاظ باطن وظاهر و طریقه ساخت و...)به حلقه (دقت کنید که این حلقه و داستان به وجود امدن ان و تلاش برای از بین بردنش خط اصلی داستان ارباب حلقه هاست) دارند را میتوانیم نوعی تقلید ان هم با معنای منفی در نظر بگیریم زیرا ایشان امده اند و موضوع اصلی داستان دیگر را پایه ی داستان خود قرار داده اند و به نحوی کتاب هری پاتر را بر بن ارباب حلقه ها بنا نموده اند
البته این ها نظر منه و میتونه اشتباه باشه
دستت پرتوان بیل عزیز
در مورد شباهت کتاب ارباب حلقه ها با آثاری همچون شاهنامه کاملا موافقم اما در مورد برخی از مقایسات آن با هری پاتر خیر. شما فرمودید که تم هر دو داستان تم منجی است. اما به نظر من تنها ما در هری پاتر با این تم روبرو هستیم. همان طور که می دانید در داستان های هری پاتر، هری قبل از تولدش در پیشگویی ها از او اینطور سخن به میان آمده که قادربه شکست لرد تاریکی ها خواهد بود. پس ما در اینجا با یک منجی طرف هستیم. اما در ارباب حلقه ها فرودو باگینزتنها توسط گندالف برگزیده می شود(بیشتر به دلیل نزدیک بودن حلقه به او). ما در ارباب حلقه ها ضعف های فرودو و شکایات او به عنوان یک فرد مامور را شاهدیم نه مثل هری که با دوستانش به استقبال خطر می رود تا در نهایت جان عزیزان خود را نجات دهد.
در کتاب ارباب حلقه ها گندالف فردی فاقد نیروهای جنگی یا جادویی را برگزید. چرا که ورود به سرزمین موردور ورسیدن به کوه آتش تنها با پنهان بودن از دید افرا سائورون میسر بود. در واقع ترس فرودو او را محتاط تر می ساخت. به همین خاطر اشخاص قدرتمندی همچون آراگورن، لگولاس و گیملی به جنگ فرستاده شدند.
در نهایت پیام هر دو داستان یکی است: مبارزه با عامل شر،حفظ اصالت و پایداری دوستی ها. اما تفاوت در نوع نگرش مولفان این دو اثر باعث می شود تا هرکدام از آن ها جدا از دیگری شناخته شوند. به طوریکه در ارباب حلقه ها این پیام برمی گردد به جنگ های خارجی ، تلاش برای به سلطه کشیدن ملت ها و تصرف خاک آن ها و در هری پاتر رولینگ توجه خود را معطوف می کند به سیاست های داخلی همچون دخالت وزارتخانه در مسائل هاگوارتز. به همین علت در هری پاتر خواننده شاهد واکنش افراد جامعه ای نسبت به یک مسئله است ولی در ارباب حلقه ها واکنش نیروهای جنگی دو طرف نسبت به یکدیگر.
ارباب حلقه ها هرچه قدر هم خوب باشه نسل الآن هری پاتر رو می پسندند و باهاش هم دردی می کنن.
در ضمن نباید از این مساله گذشت که هر نسلی یه کتاب رو می پسنده. ارباب حلقه ها در زمان خودش مطمئنا بهترین بوده.
:-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D