آنلاینها
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 40
-
آرشیو گالری 40
-
اتاق خبر 7
-
بخشهای دیگر 10
اعضای آنلاین
فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمانها.
52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
آخرین جانپيچ
تا حالا در مورد جانپيچها زیاد حرف زده شده....هدفم از نوشتن این متن بیشتر طرح سوال بود و درخواست از شما برای جواب به این مسئله که اعصاب منو خورد کرده...
چند روز پیش مصاحبهای از ویدا اسلامیه خوندم که گفته بود به نظرش خود هری آخرین جانپيچه... برام جالب و هراس انگیز بود... تا اینکه دیشب برای 5-4 اُمین بار کتاب تالار اسرار رو خوندم... توی فصل آخر، صفحه 371 کتاب (انتشارات تندیس)، وقتی دامبلدور داره با هری صحبت میکنه، میگه:
دامبلدور: هری علت اینکه تو میتونی به زبون مارها صحبت کنی اینه که لرد ولدمورت...که آخرین بازماندهی سالازار اسلایترینه...میتونه به زبون مارها صحبت کنه. اگه اشتباه نکنم...لرد ولدمورت همون شبی که زخم روی پیشونیتو به وجود آورد بعضی از نیروهای خودشو به تو منتقل کرد. البته مطمئنم که چنین قصدی نداشته...
هری که از وحشت سرجایش میخکوب شده بود گفت:
- ولدمورت قسمتی از وجودشو به من داده؟
- از شواهدی که در دست داریم به نظر میرسه که بی تردید چنین اتفاقی پیش اومده...
اگه این مطلب رو قبول کنیم که هری جانپيچه، باید این رو هم قبول کنیم که دامبلدور در این زمینه حداقل حدسهایی میزده. اما به خاطر اینکه مطمئن نبوده و برای اینکه هری رو که معمولا کارهای احمقانهای ازش سر میزنه توی هول و هراس نندازه، توی سال ششم هیچ اشارهای به این مطلب نمیکنه.
مطلب دیگهای که شک من رو قویتر میکنه، اتفاقیه که تو سال پنجم و در وزارتخونه میفته... بعد از اونکه ولدمورت نمیتونه دامبلدور رو شکست بده، به نوعی در بدن هری حلول میکنه... اینکه کسی بتونه در روح کس دیگهای شریک بشه، فکر نکنم زیاد عادی باشه. آخه اون زمانی که ولدمورت در روح افرادی مثل کوییریل شریک میشد، یه روح ناتوان بود. اما در سال پنجم جسم داره. اگه نگاه کنید میبینید که ولدمورت برای تحریک دامبلدور هم میگه که اگه میخوای منو نابود کنی باید این پسر رو هم بکشی... به نظرم به دلیل وجود اون نیمه روح ولدمورت در بدن هری بود که او تونست به راحتی در بدن هری حلول کنه...
میدونید، به نظرم این مطلب با سیر داستانی رولینگ هم جور در میاد. اگه اینطور باشه برای اینکه ولدمورت برای همیشه از بین بره باید هری هم کشته بشه... و این کمک میکنه که قهرمان داستان در اوج بمیره... تازه به نفع خود رولینگ هم هست. چون اگه آخر داستان هری رو نکشته باشه، طرفدارها امونش رو میبُرن که ادامه داستان و دوران بزرگسالی هری رو شرح بده.
نمیدونم شاید همه اینها هم اشتباه باشه. اما خوشحال میشم اگه کسی دلیل خوبی برای رد کردن این موضوع داره، بیاره!
مرسی

گزینههای نمایش نظر
تو اصلا کتاب هفتم رو خوندی؟؟؟
اينجوري باشه.
1-ولدومرت قبل از اینکه پای هری به میدون برسه جان پیچ هارو درست کرده
2-ولدومرت تقریبا هرسال نقشه میکشیده تا هری بکشه
3-تازه ولدومرت از ارتباطش با هری در سال پنجم باخبر شد{بعد از اون غیب بینی هری}
4-اگه هری جان پیچ بود در سال چهارم تو اون قبرستان دم باریک از خون هری به عنوان خون دشمن استفاده نمی کرد
این همه دلیل بازم قانع نشدین
درضمن این جا جا داره که از نویسنده ی این مقاله برای زحمتی که کشیده تشکر کنیم
1.اصلا برای چی ولدمورت کسی رو که می خوادبکشه جان پیچ کنه ؟
2.اگه هری جان پیچ بود یاحتی احتمال آن وجود داشت دامبلدور به هری می گفت.
3.دامبلدور این رو گفت که ولدمورت اتفاقی این کار رو کرده.(قسمتی از ویژگی هاش رو به هری داده.
4.طبق حرف دامبلدور در کتاب 6 ، چنین کاری عاقلانه نیست چون سپردن بخشی از روح آدم به چیزی که می تونه به خودی خود فکر کنه و راه بره مطمئنا کار بسیار خطرناکیه.
(با اینکه نمیخوام هری بمیره)
چرا ولدمورت همیشه میتونست هری رو بکشه ولی نکشت؟چون نمیخواست جان بیچ خودش رو از بین ببره
شاید از قصد هری رو جان بیچ خود کرده وبخشی از نیروی خودشو به اون داده و اون زخم علامت این است که شاید قسمتی از روح ولدمورت در اونه چون احساسات ولدمورت رو میفهمه.
البته یه دلیلی هم هست که ثابت کنه هری جان بیچ نیست این که شاید یک جسم زنده رو نشه جان بیچ کرد
اگه میشد چرا هری رو انتخاب کرد؟خوب این همه حیوان
مثل مار که به سختی بیدا هم میشد.
با دلیل جان بیچ نبودن هری موافقین؟
جالب نوشته بودی.خلاصشو تو تالار اسرار تو تاپیک هورکراس ها بیان کن!
اگه گفته كه غلط كرده چون هري توي حفرهي اسرار كتاب ريدل (يكي از جانپيچها) رو از بين برد و هيچيش نشد.
2- اينكه كتاب ريدل جانپيچ نيست (كه هست)
3-نارسيسا و اسنيپ با دست راستشون پيمان بستند و دست راست دامبلدور هم آسيب ديده. يك بار كه فرد و جرج و رون نيمچه پيماني بستند، «پشت جرج (يا فرد) ديگه مثل اولش نشد». در نتيجه ممكنه اون شخصي كه با نارسيسا پيمان بسته دامبلدور بوده كه معجون تغيير شكل خورده.
4-اگه دامبلدور كار شمارهي 3 رو نكرده و كتاب ريدل جانپيچه با توجه به نكتهي 1 پس اون چي كار كرده؟؟؟؟
1-همانطوری که همه می دونیم ولدمورت از دوران مدرسه به دنبال ساختن جان پیچ ها بوده و به نظر من قبل از شنیدن پیشگویی و همان وقتی که قاب آویز و بقیه چیز ها را جمع میکرده هفت جان پیچ خودش را درست کرده.
2- ولدمورت برای کشتن هری به خانه آن ها میره پس اگر هم قسمتی از روحش در بدن هری باشه مطمئنا جان پیچ نیست
3-ولدمورت جادو گر توانایی و میتواند در بدن هر کسی خود را به صورت موقت ظاهر کند
حالا گه بخوایم یکی از این دوتا رو جان پیچ فرض کنیم جینی شانس بشتری برای جان پیچ بودن داره.
اخرین جان پیچ هم باید شیئی از گریفیندور باشه.
وادمورت هیچ وقت جان پیچ خودش رو از بین نمی بره. در حالی که دراه برعکس کار میکنه. هر سال یک حمله به هری شده.
راستی به نظر شما برای دامبلدور چه چیزی از گریفیندور به جز شمشیر ارزش دازه؟
به نظر من هری به هیچ عنوان نمیتونه جان پیچ باشه:
1-ولدمورت هیچوقت دنبال از بین بردن قسمتی از روحش نیست و در نتیجه نباید خواهان کشته شدن هری باشه
2-فرض رو بر این بگیریم ولدمورت نا خواسته هری رو جانپیچ کرده باشه....در همون کتاب پنجم ولدمورت قادر نیست در بدن هری که مملو از نیروی عشقه دووم بیاره...پس چطور انتظار دارید قسمتی از روح ولدمورت بتونه در وجود هری باشه؟حداقل می تونست از اون قسمت کوچک بدن هری که جانپیچه استفاده کنه ولی به هر حال در بدن هری دووم نیاورد
من با نظرات ابرفورث دامبلدور و ارگ كثيف هم عقيد ه ام. اگه موارد نفي اين مورد رو هم بيان ميكرديد مطلب خيلي بهتر بود.
1- چرا لرد سياه در كتابهاي 5,4,2 ميخواست هري رو بكشه با اينكه ميدونست اون يه جان پيچه؟
2- آيا ممكنه لرد سياه از اينكه هري رو به عنوان جان پيچ انتخاب كرده پشيمون شده باشه؟
3- لرد سياه كي فرصت داشته هري رو جان پيچ كنه؟ همون سال اول قبل از اينكه اونو بكشه؟
4- آيا شما با شناختي كه از رولينگ داريد(البته بعد از اين همه وقت) فكر ميكنيد اون داستانش رو با الهام گرفتن از يكي ديگه از كتابهاي مشهوري كه هم عصر اون باشه تموم ميكنه؟ در هر صورت من فكر ميكنم اون دنبال چيزهاي غير متقربه و غير قابل حدس ميگرده تا كپي برداري از دارن شان.
البته موارد بيان شده شما هم خيلي قوي است و در صورتي كه هري جان پيچ باشه يك پايان به صورت زير رو ميشه حدس زد.
فرد منتخب كسي جز نويل نيست. هري بعد از شكست دادن ولدمورت در موقعيتي كه نويل هم هست خوشو ميكشه و با از بين رفتن آخرين جان پيچ , فرد منتخب يا همون نويل ولدمورت رو ميكشه.
البته يه حدس ديگه هم همين الان به ذهنم رسيد كه بايد يه خورده بهش فكر كنم و حتماَ يه مقاله در موردش مينويسم.
نظر شما در مورد نويل لانگ باتم چيه؟
همون طور که همگی میدونیم …… ولدی نمیخواد روحشو توی موجودات زنده بذاره . شاید حتی جینی هم جان پیچ باشه ! من با ویدا اسلامیه موافقم اگر خود هری هم جان پیچ باشه اون خودشو میکشه و ولدمورت هم همزمان با اون میمیره !!!!
دستت درد نکنه جالب بود .
man 100% ba nazare khodeto khodam
bazam mamnoun
به نظر شما هری جان پیچ های دیگه را چجوری پیدا میکنه؟
ولی منم همینو میگم هری حتما جان پیچه به همون دلیلایی که گفتی وگرنه غیر این باشه اگه ولدی بمیره داستان هندی میشه و اگه هری بمیره به رولینگ خیلی انتقاد میشه و پدرشو در میارن و اینکه بعدا یکی میتونه به نحوی داستان رو ادامه بده ولی اگه جفتشون بمیرن عقلانی تر میشه
در همون كتاب ها دامبلدور گفت هري حريف نهايي ولدمرت است و اون ميتونه ولدمرت رو نابود كنه.از طرفي قبل از جنگ نهاي هري بايد همه جان پيچ ها رو نابود كنه بعد سراغ ولدمرت بره.پس نميتونه خودش رو به كشتن بده.
يه نكته ديگه اين كه ما فرق يك جان پيچ زنده رو با يه جان پيچ شي نميدونيم.اگه ولدمرت هري رو چان پيچ كرده باشه خودش خبر داره پس در كتاب 4 نبايد بخواد كه هري رو بكشه چون يه جان پيچ خودش رو نابود كرده.از نظر من مسلمن با مرگ يك جان پيچ زنده جان پيچ هم از بين ميره.
به نظر من هم احتمالش زیاده.
اما اگه هم درست باشه و هری آخرین جان پیچ باشه حتما واجب نیست برای نابودی اون خود هری هم کشته بشه!
واقعا نمیدونم چی بگم.
نمیدونم چرا دوست ندارم هری جان پیچ باشه.( فکر کنم چون دوست ندارم بمیره )
البته معلوم نیست استفاده از جان پیچ ها چه جوریه.
اگه هری جان پیچ باشه ، چرا سال اول که ولدمورت با هری روبه رو شد ، از هری استفاده نکرد ، و حتی میخواست هری رو بکشه !!!
ولدمورت که نمیاد خودش جان پیچ خودش رو از بین ببره.
همینطور سال دوم و چهارم که باز هم میخواد هری رو بکشه.
به هر حال من مخالف جان پیچ بودن هری هستم.