جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
10
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

مجله سفسطه باز

اسطوره های یونان

ماگل
ماگل 05 اردیبهشت 1383 7:24 بعد از ظهر
صفحه:
اسطوره شناسی یونان

اساطير مجموعه داستانها و افسانه هايي است که بيشتر درباره خدايان و موجودات افسانه ای نقل مي شده است. بيشتر اين اساطير از دوران باستان سينه به سينه بازگو شده و سند مکتوبي از آنها به جای نمانده است و در بسياری موارد نيز تنها مي توان به آثار و نقوش به جای نمانده بر روی اشياء و ظروف باز مانده از گذشتگان استناد نمود. اما هدف گذشتگان از چنين داستانها و افسانه هايي چه بوده است ؟ آنچه مسلم است اين داستانها و افسانه ها تنها به منظور سرگرمي به وجود نيامده اند. در واقع پيشينيان اساطير را به عنوان پاسخي برای پرسشهايي درباره طبيعت و زندگي خود باور داشتند. اين اساطير باورها و جهانبيني يک قوم را تشکيل مي داد.پاسخي بود به اينکه چرا جهان بدين گونه است ، پاسخي به چگونگي پيدايش جهان، علل پيشامدها و رخدادهای طبيعي و ارتباط ميان آنها. بدين گونه گذشتگان برای پرسشهاي ذهن علت جوی خود ، پاسخي مي يافتند.مثلا علت بارش باران ، فصول گوناگون، صدای رعد و حتي پرسشهاي بنيادی تر نظير پيدايش هستي ، سرچشمه حيات ، مرگ و زندگي پس از آن. برای نمونه يونانيان باستان آغاز گيتي را از خائوس (Khaos) مي دانستند.اين اساطير در باورهای ديني و مذهبي نيزريشه داشتند.رسوم و مراسم مذهبي با الهام از اساطير شکل گرفتند و بدينسان اساطير الوهيت يافته ، پرستش مي شدند.مردم نيز برای خشنودی آنها و دفع بلا و غضبشان هدايا و قرباني هايي پيشکش مي نمودند. مثلا در بيشتر فرهنگها خشکسالي يا شيوع بيماری و قحطي را بلايايي از جانب خدايان مي دانستند و برای دفع آنها به نذر و نياز مي پرداختند.
همچنين پيشينيان در بيشتر فرهنگها جهان را ترکيبی از نيکي و بدی مي شمردند و تعادلي ناپايدار را ميان نيروهای نيکي و بدی باور داشتند و حتي بسياری پيشامدها و رخدادهای طبيعي را به بهم خوردن اين تعادلي ناپايدار نسبت مي دادند. نظير شب و روز يا تغيير فصول.گاه عقيده بر آن بود که نذر و نياز بر قدرت خدايان در رويارويي با نيروهای بد مي افزايد.
اعتقاد به خدايان متعدد (Polytheism) بيشتر در ميان اقوام وابسته به آريايي يا هند-اروپايي ديده مي شد.در نقطه مقابل سامي ها و فرهنگ های تحت تأثير بودا به گونه ای وحدت وجود (Pantheism) معتقد بودند.
در حدود چهار هزار سال پيش آريايي های بدوی که در شمال فلات ايران و نواحي مجاور دريای سياه و خزر مي زيستند، پراکنده شده ، دسته ای به فلات ايران و هند سرازير شدند . دسته ای نيز به يونان و ايتاليا و اروپای جنوبي رهسپار شده ، دسته ای ديگر هم به آلمان ،اسکانديناوی و اروپای غربي رفتند. بخشي نيز راهي اروپای شرقي و روسيه شدند. با آنکه هر يک از اين دسته ها با بوميان اين نواحي آميختند و از فرهنگ بومي تأثير پذيرفتند اما شالوده و رِيشه فرهنگ و زبان اين نواحي را تشکيل دادند.در واقع زبان ها و لهجه های سنسکريت ، اوستايي،پهلوی،فارسي،لاتين،يوناني،ژرمني ، اسلاوی و تمامي زبان ها و لهجه های اروپا به جز فندلاندی،مجار،استوني و ترکي ريشه يکساني دارند.مشترکات فرهنگي و زباني اين اقوام بسيار است و نمود آشکار آن را مي توان در تشابهات ميان اسطوره های آنها به وضوح ديد..برای نمونه ديئوس خدای آسمان و روز و بهشت در سنسکريت ، همان زئوس يونانيان ، ژوپيتر (iov-pater به معني پدر بهشت در لاتين) و تير از ايزدان ايران و Tyr در اروپای شمالي همه از يک واژه هستند.اهورا در پهلوی ، اسورا در سنسکريت و Aser در اسکانديناوی به "خدا" گفته مي شد.
در اين ميان به بررسي کوتاه اساطير يونان مي پردازيم.بسياری از اين اساطير در قرون هشتم و نهم پيش از ميلاد به دست هومر (Homer) در کتاب ايلياد (The Illiad) و همچنين در قرون هفتم و هشتم پيش از ميلاد به دست هسيود (Hesiod) گردآوری شد.

اساطير يونان باستان را مي توان به شش دسته تقسيم نمود:
Protogonoi: ريشه اين كلمه از nothingness يا نيستي مي آيد و به نخستين خدايان ابدي كه اساس و ريشه هستي را از قبيل زمين ، دريا ،آسمان، شب و روز تشكيل مي دهند گفته مي شد.اين خدايان همزمان مي توانستند به شكل انسان نيز درآيند. براي مثال گايا (Gaia) که همان زمين بود بيشتر در شكل زني خوشرو در ميان خدايان جوانتر ظاهر مي شد.
نام اين خدايان به قرار زير است:

اثر (Aither): خدای نور و روشنايي که جوهر درخشان او از تيرگي اربوس (Erebos) جدا شده، تا بلندترين مکان آسمان بالا رفت و فلک درخشان پديد آمد.

آنانکه (Ananke): الهه اجبار و نياز که همسر خرونوس (Khronos) ، خداوند زمان ، بود و همچون او هيأتی مارپيچ غير مادي داشت که سراسر گيتي را فرا می گرفت.

اربوس (Erebos): خدای تاريکي که جوهر تيرگي او از خائوس (Khaos) جدا شده ، تا ژرفاي زمين فرو رفت.

اروس (Eros): خداي باروری که از نخستين خدايان بود که در هنگام آفرينش پدید آمد . اروس را برای بازشناسي از پسر افروديت ، Phanes يا Protogonos به معني First born نيز مي خوانند. اروس از تخمي نقره ای در آغاز آفرينش متولد شد. بر اساس برخي از افسانه ها زئوس با کمک نيکس (Nyx) اروس را بلعيد تا قدرت او را به دست آورده ، گيتي را تحت سلطه خود در آورد.

گايا (Gaia): الهه زمين و از جمله از نخستين خدايان در آغاز آفرينش. ظاهر انسان نمای "مادر زمين" که هيپگاه موجب جدا شدن کامل او از زمين نشد ، چون زنی متين و با وقار بود.
: