پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

157
نفر همین الان آنلاین‌اند 3 نفر در «دنیای جادوگری»
0 عضو 157 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

54 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاترو مار آتشین 2 - فصل 7

pensy 28 مهر 1384 2:32 بعد از ظهر 959
اون با من :


هری سیر تا پیاز موضوع را به ران وهرماینی گفت.
-من که فکر می کنم کاسه ای زیر نیم کاسه است مالفوی و عذر خواهی بعیده.
-منم همین فکرو می کنم.هری مواظب باش.
-مالفوی طور دیگه ای شده بود مثل همیشه نبود با کسی دعوا کرده بود اون نامه ی مشکوک چی؟
-به نظر من هری اون نامه هم از طرف خودش بوده من این طور فکر می کنم.نباید بهش اعتماد کرد.
-می دونم ولی این اواخر دیدی دیگه هرماینی رو مسخره نمی کنه با کراب و گویل دیده نمی شه خیلی وقتا غیبش می زنه نمی دونم چی کار کنم تو چی می گی هرماینی.
-نمی دونم واقعا نمی دونم چی کار کنیم شاید نامه دومی از طرف کسی بوده که مالفوی همه چیزو بهش گفته بوده.
-ولی کسی نمی تونه از بیرئن با مالفوی ارتباط داشته باسه.
-پس اون کس تو هاگوارتزه.
-چی می گین به جینی چی بگم؟
-فعلا بهش چیزی نگو من خواهرمو می شناسم دیدی یک دفعه قات زد همه رو به هم ریخت.
-هری به من اجازه بده تا کمکت کنم به من وقت بده تا همه چی رو معلوم کنم اینو به من واگذار کن من می دونم چی کار کنم من تحقیق می کنم ببینم چی از چیه .من راز مالفوی رو باز می کنم فقط به من فرصت بده 4 روز نه 3 روز شاید هم2 روز.
-هرماینی چی داری می گی هری قبول نکن اون نمی تونه اون یک دختره.
-یعنی چون من دخترم نمی تونم رانولد از تو انتظار نداشتم واقعا که.
-هرماینی ران درست می گه تو مطمئنی می تونی؟
-آره هری فقط یکم زمان می خوام یکم.این اجازه رو به من بده هری به من اطمینان کن.
-خوب باشه ولی مواظب خودت باش.
-فقط هری ازش دور بمون تا من همه چی رو معلوم کنم ازش دور بمون.
ناگهان از پنجره ی باز سالن کاغذ گلوله شده ای جلوی پای هری افتاد هری ران و هرماینی به طرف پنجره دویدند و هیکل سیاهی را دیدند که به سوی جنگل تاریک گریخت ولی تا آمدن خودشان را به پلکان برسانند فیلچ ظاهر شد و انها مجبور شدن بر گردن.هری کاغذ را باز کرد و خواند

پاتر به نفعته بهش اطمینان کنی.

هرماینی کاغذ را زیر و رو کرد ولی چیز دیگه ای پیدا نکرد ولی این دست خط برای او کمی آشنا به نظر می رسید.این دست خط زشت شده ای بود که بسیار آشنا به نظر می رسید.هرماینی کاغذ را قاپید .
-اینو به من بده تا من روش کار کنم.
هرماینی این رو گفت و رفت هری و ران تا آخر شب کنار شومینه نشستن ولی لام تا کام نگفتن.فقط به جنگل ممنوع نگریستن.................




نظرات متعلق به نویسنده است. ما مسئول محتوای آنها نیستیم.
 خيلي كمه!!
خوبه ...
ولي چرا اين قدر كمه؟!!
1385/06/19 12:24
 خوبه
خوب بود. يه سوال:
از كي تا حالا رون شده ران!؟!
1385/06/17 7:29
 پانسي
اين يكي از مقاله هاي تو هم خوندم باهل بود
1384/12/17 3:47

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.