مالكي گفته است: من در مصاحبه پارسال با روزنامه خبر گفته بودم كه كتاب شاهزاده دورگه با ايدههاي باقي مانده از رمان من با نام " تنهايم مگذار" كه سال ۷۸به ثبت رسيده نوشته شده است چون در بخشي از آن شاهزاده ياسمن كهاصليتي ايرلندي روسي دارد خود را به شكل پسران در ميآورد ومرتكب جنايات عجيبي ميشود.
اين نويسنده افزود:بر همين اساس حدس زدم كه چنين ايدهاي را رولينگ مورد استفاده قراردهد و از آنجاكه خود رولينگ اعلام كرده بودكتاب شاهزاده دورگه را ژانويه ۲۰۰۴به بازار عرضه ميكند تن به چنين ريسكي دادم.
مالكي گفت: امامدتي نگذشت كه رولينگ برخلاف رويه گذشته اين بار انتشار كتاب ششمش رايكسال ديگر به تاخيرانداخت و بعد رسما اعلام كرددرآن تغييراتي داده است و اين از نظم مشهور انگليسي به دور بود.
وي اضافه كرد:شباهت داستان وسوسه نوشته من با كتاب اول رولينگ يعني هري پاتر و سنگ جادو را يك منتقد به نام محمدرضا ياسيني يافت و به من بازگو كرد ضمن اينكه مصالح جانبي هري پاتر و سنگ جادو را با استفاده از رمان " مدار جنون " و شبه رمان "بيم و اميد" كه زندگينامه من است تامين كرده است.
وي افزود: با اين همه هنوز به قطعيت نرسيده بودم اماخواندن سري دوم تا پنجم هري پاتر مرا با واقعيت دردناكي روبه رو كرد اين شباهتهاي غيرعادي را با ياسيني چك كردم و نتيجه اين شد كه هيچ نكته نامكشوفي از نوشتهها و زندگي من تا به امروز براي خانم رولينگ باقي نمانده است.
مالكي اظهار داشت: شيوه آنها اين است كه ايده مهمي را از دل نوشتههاي من بيرون ميكشند و با ايدههاي كليدي ديگري از همين نوشتهها شكل اصلي داستانها را پايه ريزي ميكنند.
اين نويسنده مقيم شيراز گفت: موارد جزئي ديگري را كه حكم پوشال دارد از اينجاو آنجا بر ميدارند و توي شكم كتابها ميكنند اما اين را بدانيد كه هر آدمي، بچه دزديده شده خودش را در هر لباس و آرايشي ميشناسد.
مصاحبه ياد شده،امروز چهارشنبه در صفحه هنري روزنامه خبر جنوب چاپ شده است.
حسين مالكي اهل خرمشهر، رمانهاي تنهايم مگذار و مدار جنون را به چاپ رسانده است.
داستانهاي كوتاه وسوسه، خوابگرد، هول، نسيان، بزمجه ها، پرونده جان وين از جمله داستانهاي كوتاهاوست و در زمينه شعر، نقد ادبي و گزارش نويسي نيز فعال است.
مالكي پيشتر گفته بود داستان وسوسه(چاپ شده دردي ۱۳۶۸درروزنامهاطلاعات) ايده اصلي و بنيادين داستانهاي هري پاتر است.
دراين داستان،پسري بيخانواده درآپارتمان خود بامردي پالتوپوش و آتشخوار مواجه ميشود كه آن مرد خود را جادوگر مينامد و اين پسر را براي آموزش جادوگري به ديار ساحران ميبرد.
مالكي يكسال پيش از انتشار كتاب ششم رولينگ يعني شاهزاده دورگه، داستان آن را پيش بيني كردكه در روزنامههاي خبر، جام جم و همشهري و چند سايت اينترنتي بازتاب يافت.
وي پيش بيني كرده بود كه درباره جنسيت شاهزاده دورگه، توهم وجود دارد.
با تشكر ويژه از سايت ايرنا به خاطر انتشار خبر
اين نويسنده افزود:بر همين اساس حدس زدم كه چنين ايدهاي را رولينگ مورد استفاده قراردهد و از آنجاكه خود رولينگ اعلام كرده بودكتاب شاهزاده دورگه را ژانويه ۲۰۰۴به بازار عرضه ميكند تن به چنين ريسكي دادم.
مالكي گفت: امامدتي نگذشت كه رولينگ برخلاف رويه گذشته اين بار انتشار كتاب ششمش رايكسال ديگر به تاخيرانداخت و بعد رسما اعلام كرددرآن تغييراتي داده است و اين از نظم مشهور انگليسي به دور بود.
وي اضافه كرد:شباهت داستان وسوسه نوشته من با كتاب اول رولينگ يعني هري پاتر و سنگ جادو را يك منتقد به نام محمدرضا ياسيني يافت و به من بازگو كرد ضمن اينكه مصالح جانبي هري پاتر و سنگ جادو را با استفاده از رمان " مدار جنون " و شبه رمان "بيم و اميد" كه زندگينامه من است تامين كرده است.
وي افزود: با اين همه هنوز به قطعيت نرسيده بودم اماخواندن سري دوم تا پنجم هري پاتر مرا با واقعيت دردناكي روبه رو كرد اين شباهتهاي غيرعادي را با ياسيني چك كردم و نتيجه اين شد كه هيچ نكته نامكشوفي از نوشتهها و زندگي من تا به امروز براي خانم رولينگ باقي نمانده است.
مالكي اظهار داشت: شيوه آنها اين است كه ايده مهمي را از دل نوشتههاي من بيرون ميكشند و با ايدههاي كليدي ديگري از همين نوشتهها شكل اصلي داستانها را پايه ريزي ميكنند.
اين نويسنده مقيم شيراز گفت: موارد جزئي ديگري را كه حكم پوشال دارد از اينجاو آنجا بر ميدارند و توي شكم كتابها ميكنند اما اين را بدانيد كه هر آدمي، بچه دزديده شده خودش را در هر لباس و آرايشي ميشناسد.
مصاحبه ياد شده،امروز چهارشنبه در صفحه هنري روزنامه خبر جنوب چاپ شده است.
حسين مالكي اهل خرمشهر، رمانهاي تنهايم مگذار و مدار جنون را به چاپ رسانده است.
داستانهاي كوتاه وسوسه، خوابگرد، هول، نسيان، بزمجه ها، پرونده جان وين از جمله داستانهاي كوتاهاوست و در زمينه شعر، نقد ادبي و گزارش نويسي نيز فعال است.
مالكي پيشتر گفته بود داستان وسوسه(چاپ شده دردي ۱۳۶۸درروزنامهاطلاعات) ايده اصلي و بنيادين داستانهاي هري پاتر است.
دراين داستان،پسري بيخانواده درآپارتمان خود بامردي پالتوپوش و آتشخوار مواجه ميشود كه آن مرد خود را جادوگر مينامد و اين پسر را براي آموزش جادوگري به ديار ساحران ميبرد.
مالكي يكسال پيش از انتشار كتاب ششم رولينگ يعني شاهزاده دورگه، داستان آن را پيش بيني كردكه در روزنامههاي خبر، جام جم و همشهري و چند سايت اينترنتي بازتاب يافت.
وي پيش بيني كرده بود كه درباره جنسيت شاهزاده دورگه، توهم وجود دارد.
با تشكر ويژه از سايت ايرنا به خاطر انتشار خبر
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

گزینههای نمایش نظر
اخه سنگين تري
گرگينه تو هم تا يه چيزي ميشنوي نيا زر بزن يكم تحقيق كن تا ديگه زر زيادي نزني
بابا اين مرت.... قرصاشو بر عكس انداخته بالا
حذيون ميكه
1_اون زمان كه رولينگ پول شام و ناهارشو نداشت چتور تونسته كتاب اين اقا رو از ايران بخره
2-مگه رولينگ فارسي هم بلده ما نميدونستيم
يكي نيست به ان يارو بگه برو جمش كن .............
مگه كتابت انقدر مشهور كه تو انگليسم پخش شده ؟
مرتيكه
اره این پسره 100% حرفاش دروغه فکر کنین رولینگ اون زمانا تو اوج بد بختی پا شده مثلا اومه ایران که چی اصلا چرا این یارو نمیگه چه جوری ازش گرفتن منم ممکنه یه فیلمنامرو تو ذهن خودم پرورش بدم بعد ببینم الفرد هیچکاکیه فیلم ساخته عینه تخیله من باید بگم از رو من تقلید کرده
شماها اصلا این موضوع رو نباید ارزشه نظر دادن بهش بدین
اخه مگه رولینگ خره که بیاد از این مرتیکه دروغگو تقلید کنه.
البته نباید ازش ایراد گرفت طفلی دیده یه ماه دیگه عیده گفته" بذار دروغ 13 رو زودتر بگم معروف هم میشم."
در ضمن ما ایرانیا تا همین الان مالکی رو نمیشناختیم بعد 10 سال پیش یه انگلیسی به اسم رولینگ میره نمی دونم از کدوم قبرستون درکه ای کتاب مالکی معروف و محبوب رو میخره.میگن علم پیشرفت کرده ما باور نمیکنیم.
واقعا از اینکه یه ایرانیم برای خودم متاسفم.
ببينيد ما الان كاملا مطمئن نيستيم جريان از چه قراره.شايد اين اقاي مالكي راست بگه شايدم نه.پس بهتره تا اومدن كتاب 7 صبر كنيم.
حسین مالکی به گوشتون خورده بود که رولینگ چندین سال پیش تو اوج بدبختی و بی پولی کتابشو خونده
باشه
شما هیچ حقی ندارید که به کتابی توهین کنید وقتی شما آن کتاب را نخوانده اید و هیچ چیزی از آن نمی دانید.
جای خجالت دارد که با چشم هایی بسته در مورد یک چیز قضاوت می کنید.
کتاب هر کس تجلی درون اوست و شما به هیچ عنوان حقش را ندارید که به دنیای درونی افراد توهین کنید. چون ممکن است همان دنیایی که در نظر شما احمقانه است برای نویسنده و خالق آن کتاب خیلی مهم باشد.
من می تونم اسم خیلی از کتابارو ببرم که افراد کمی آن را می شناسند اما کتاب درون مایه ی بسیار زیبا و با معنایی دارد. ( حداقل از این هری پاتر بهتره)
به هر حال شما آزادید هر جوری خواستید فکر کنید من دیگه چیزی نمی گم.
ولی اینو بدونین که من هنوز سر حرفم هستم و مطمئن هستم شما هم به حرف من خواهید رسید.
هیچ کس نگفته ایرانی ها استعداد ندارن برعکس در خیلی موارد ما از اونا بیشتر استعداد داریم ولی این حرفها دلیل نمی شه به رولینگ تهمت بزنیم.شما یه نمونه از یک داستان بگید که همسبکه هری پاتر باشه و یه نویسنده ی ایرانی اونو نوشته باشه.این حرفها قانع کننده نیست و مالکی فقط میخاسته اسمش سر زبونا بیفته.
من در همه ی موارد با Neville عزیز موافقم.
بس کنید ! این مالکی هم عجب حوصله ای داره
اصلا بي خيال رولينگ و مالكي... موضوع اصلي اينه كه كسي به ما تهمت نزد بلكه اين ماييم كه به كسي تهمت زده ايم و بازهم اين ماييم كه بهمون برخورده است!!!!!! در ضمن فكر مي كنم كه جواب سوالتان را دادم. رولينگ گفته قصد دارد پس از پايان هري پاتر شروع به نوشتن كتابي براي كودكان كند. در مورد اين هم كه رولينگ قصد درج نكردن نامش را بر روي كتاب دارد مي گويم كه ياد گرفته ام در مورد چيزي كه نمي دانم نظر ندهم.
فقط مي خواهد معروف بشه.
فقط مونده خواجه حافظ شيرازي بلند بشه بگه كه من كتاب ها را نوشته ام.
من تا حالا يکي از مصاحبه هاي آقاي مالکي و فقط متن اين خبر رو خوندم و تا جايي که يادم مياد آقاي مالکي گفتن که ايده ي داستانهاي خانوم رولينگ از ايشونه نه تک تک جملات اگه شما غير از اين جمله خوندي براي منم بنويس... دوست من، فرض رو بگيريم که خانوم رولينگ بخاطر ايشون انتشار کتاب ششمش رو يک سال به تاخير انداخت، پس به اين معناست که اين خانوم يک سال تمام داشته يک کتاب جديد مي نوشته که پيش گويي هاي اين آقا رسواش نکنه... پس اگه خانوم رولينگ اول ميخواسته کتاب اين آقا رو بده به بازار و بعد از ترسش کتاب رو عوض کرده ديگه نميشه گفت اون کتاب شاهزاده ي نيمه اصيل که ايشون ادعاي نوشتنش رو دارن به بازار اومده و خانوم رولينگ از ترس ايشون مجبور شده که يه کتاب ديگه بنويسه پس در اينصورت موضوع تقلب در مورد کتاب ششم منتفي ميشه! و نتيجه ميگيرم هاف بلود پرنس صددرصد نوشته ي اين خانومه. از نظر من که طرز نوشتن خانوم رولينگ در کتاب ششم هيچ فرقي نکرده و دقيقاً مثل پنج کتاب قبليه و اگه به کتاب خوب دقت کنيد ميبينيد چه چيزهايي به هم ربط پيدا ميکنه و ما چقدر اطلاعات در مورد چيزايي که نميدونستيم و خيلي هم حياتي بودن و خط اصليشون از کتاب اول شکل گرفته پيدا ميکنيم پس نميتونيد بگيد خانوم رولينگ کتاب رو عوض کرده چون بايد پنج کتاب رو از اول مينوشت... بقيه ميگن کتاب ششم به اندازه ي کتابهاي قبلي خوب نيست ولي به من يکي که خيلي چسبيد... توي کدوم يکي از کتابها به غير از جام آتش اينقدر حوادث غيرمنتظره و جالب اتفاق افتاده؟ اين آقا اگه اينقدر پيشگوئه چرا مرگ دامبلدور رو يک هفته قبل از انتشار کتاب نگفت؟ حالا مرگش جدا، مهم طريقه ي مرگش بود! اين آقا اگه اينقدر خوب بلده حدس بزنه بايد چند روز قبل از کتاب هفتم و وقتي که روز انتشار کتاب قطعيت پيدا کرد کتاب رو پيش گويي کنه تا شايد حقانيتش ثابت بشه...
عزيزم من يه بار تو نوشته هام گفتم که دلم ميخواست افتخار اين کار به يه ايراني برسه چون من يه ايراني هستم و به ايراني بودنم افتخار ميکنم و تا حد مرگ عاشق کشورم هستم ولي اين دليل نميشه که چشممو رو حقايق ببندم... خوبه خودتم به محيط بسته ي مملکت اشاره کردي... اگر به روابط توي کتاب و طرز رفتار شخصيت ها خوب نگاه کني ميبيني که همگيشون دقيقا يک تربيت خاص انگليسي دارن و اگر يک ايراني اين کتاب رو مينوشت، همونطور که فرهنگ انگليسي در تک تک جملات شخصيت ها پيداست، ايراني بودن هم يه جايي خودش رو نشون ميداد... يه وقت فکر نکني من تعصبي روي خانوم رولينگ دارم ها... نه بخدا من فقط رو نويسندگان و شاعران ايراني تعصب دارم ولي هر چقدر فکر ميکنم حتي نميتونم تصورش رو کنم که خانوم رولينگ به اين راحتي از اين آقا دزدي کرده باشه و اين کتابها نوشته ي ايشون باشه... اصلاً باور کن تو کتم نميره. خود من موقع خوندن جام آتش اوايل کتاب حدسم در مورد بودن سدريک در مسابقه و بعد هم مرگ سدريک درست از آب در اومد! رسيدن جيني و هري رو هم در کتاب هاي آخر وقتي پيش بيني کردم که داشتم کتاب دوم رو ميخوندم... و يا حدسي که خيلي ها در مورد ر.ا.ب ميزنن... ميبيني؟ باور کن خيلي ساده اس.... خيلي ها هستن که به مراتب خيلي خيلي قويتر از من در مورد کتابي که دارن ميخونن و فيلمي که دارن ميبينن پيش بيني ميکنن... پس اگه ر.ا.ب همون برادر سيريوس باشه من و تقريبا نصف کساني که کتابهاي هري پاتر رو ميخونن ميتونن نويسنده ي کتاب باشن!!! در مورد استعداد ايرانيها هم باهات موافقم و منم ميگم هنر نزد ايرانيان است و بس ولي نميشه استعداد بقيه ي مردم دنيا رو نفي کرد به جرم ايراني نبودن... ايرانيها انقدر مدال در المپياد هاي مختلف(با توجه به اين امکانات کم) آوردن که از نوشتن صد تا کتاب هري پاتر هم افتخارش بيشتره... و يا چيزهاي ديگه مثل اين ... افتخار اينکه بزرگترين دي جي اروپا ايرانيه و گردنبند الله و تي شرت ايران هميشه باهاشه ... قسمت بزرگي از قلب اقتصادي امريکا توسط سرمايه دار هاي ايراني مي تپيه و اگر يه روز همه با هم تصميم بگيرن پولشون رو از بازار بورس اونجا بکشن بيرون اقتصاد امريکا نيمه فلج ميشه و ضربه ي بزرگي ميخوره و دانشمند ها و پروفسورهايي که اروپايي و امريکايي ها براي نگه داشتنشون حاضر هستن هر نوع پول و امکاناتي رو به طرف بدن.
در مورد اسم خانوم رولينگ هم بايد صبر کنيد تا کتاب منتشر بشه چون به هر حال از سبک نوشته خيلي راحت ميشه فهميد نويسنده کيه و بنظرم واسه قضاوت زيادي زوده و تا اونجايي هم که من شنيدم خانوم رولينگ گفتن بعد از کتابهاي هري پاتر قصد نوشتن براي کودکان رو دارن البته بازم ميگم تا اونجايي که من ميدونم!!!
به هر حال اگه حرفي زدم که ناراحت شدي ببخشيد و همين جا آتش بس اعلام ميکنم، نه به دليل کم آوردن به دليل اينکه من کتابهاي هري پاتر رو چندين بار خوندم و حظ زيادي از خوندنشون بردم وديگه الآن واسم فرقي نميکنه که کي کتاب رو نوشته چون اون لذتي که من از کتاب بردم هيچ ربطي به نام نويسنده اش نداره....
شب همگي به خير
یکی از دوستان گفته بود که ایده ی خیلی از داستان ها شبیه به هم است اما دلیل نمی شه که آن ها از هم تقلید کرده باشند؛ درست اما اگه متن خبرو به خوبی خونده باشید متوجه می شید که رولینگ از مالکی ایده نگرفته بلکه متن کتاب حتی جمله بندی هاشو از مالکی دزدیده.( البته باید به نتیجه قطعی برسم) و در مورد عقیده اولی تون هم باهاتون کاملا موافقم!
من جدا برای چند نفر از دوستان مخصوصا Neville متاسفم که انقدر کشور خودشان را به سطح پایین رسوندن. Neville شما نظر منو بخون بعد بدون چیزی که داری می گی اشتباه است یا درست.
ما اگه در هر زمینه ای ضعیف باشیم ( که نیستیم ) اما در زمینه داستان نویسی قوی هستیم.
فلیت ویک من با شما کاملا موافقم!
گفتم بهتون شما برید داستان های فانتزی دست نوشته ی نویسندگان ایرانی را مطالعه کنید بعد بیایید این جا در موردشان نظر بدین.
جواب منو هم درست ندادین. و معلومه که می خواین بیخودی و بدون هیچ اطلاعاتی از رولینگ دفاع کنین.
شما اگه یه نویسنده باشین هر چقدر هم سطح بالا می فهمین که در یک زمان آدم نمی تونه تو دو تا دنیا به سر ببرد. (هم کتابی برای کودکان هم هری پاتر 7) و این خیلی مسخره است از این جا می تونید یه نتیجه ای بگیرین.
اگه خیلی از خودتون مطمئنین به این سوال من جواب بدین: این که چرا رولینگ دیگه نمی خواد اسمشو برای کتاباش چاپ کنه؟
و یه چیز دیگه:
این که رولینگ در بیش تر مصاحبه هاش ضد و نقیض حرف می زنه یه جا می گه من نوشته هامو با دست می نویسم یه جا می گه نوشته ها رو فقط تایپ می کنم و من ماندم بالاخره کدام یک از این ها رو قبول کنم.
و باز هم یه تناقض دیگه:
رولینگ گفته بود که محور اصلی داستان تو قطار در ذهن من شکل گرفت حتی اسم شخصیت ها اما یکی از دوستان این جا می گه رولینگ گفته 5 سال فکر کرده تا به داستان دست پیدا کرده.
شما نمی تونین این تناقضات را ندیده بگیرید.
اما اینو باید بدونین که من از مالکی طرفداری نمی کنم فقط دارم می گم که رولینگ کتاباشو خودش ننوشته و از این بابت کاملا مطمئن هستم. و در آینده هم زیر حرفم نخواهم زد.
شما چون از داستان های هری پاتر و نویسنده ی اون خوشتون میاد چشمتان را در برابر حقایق باور نکردنی بستید.
به نظر من اگه اين بحث رو همينجا تموم كنيم بهتره.چون آخر اين بحث به فحش و ناسزا ميكشه.پس من پيشنهاد ميكنم كه همينجا تمومش كنيم و يك صلوات براي آقاي مالكي و خانم رولينگ هم بفرستيم.
شما ها برای چی دارید برای یه داستان نوشته شده و رو به اتمام جوش می زنید آخه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کلمه ی ماگل هم که گفتید بر می گرده به مشنگ که اون هم به معنی گیجه و توجه داشته باشید که تعریف جادوگرا از ماگل ها چیست توی کتاب ذکر کرده
درضمن یک دوستی گفتند که لینکش توی سایت همشهری هست میشه لطف کنند و لینکش را بدن چون سرچ همشهری خرابه (لینک مستقیم به صفحه)
با تشکر
دو رولینگ با توجه به موقعیتش و موقعیت این آقا نمی تونسته این کار را بکنه
ما هم دوست داریم ایران مطرح بشه الان هم نه اینکه داریم ته ه های دنیا سماغ می مکیم پیشرفت های به سزائی توی زمینه های مختلف کردیم ولی یادم نمیره که یک عده که الان هم اینجا هستند اول کتاب سرای تندیس را محکوم به دروغ گویی در مورد حق کپی رایت
کردند بعد هم که معلوم شد راست میگه برگشتن و گفتن فقط خاسته تبلیغات کنه یا اینکه معلوم نیست چه قدر به رولینگ پول داده و از این حرف ها
بعد بگید نمی دونم شما مخالف این هستید که چون یک ایرانی داره میگه کتاب را نوشته نمی خواهید پشتش را بگیرید من جون می دونستم و بهم ثابت شد تندیس گرفته پشتش هستم و می خواهم که این کار ادامه پبدا کنه همونطور که قبلا هم گفتم ولی خیلی ها خواستن مساله ماست مالی بشه یا همونطور که یادتونه توهین های زشتی در این زمینه به تندیس و مترجمش شد ولی این آقا حرفش منطقی نیست
اگر می تونه ثابت کنه ما هم اگرثابت کرد پشتش هستیم در ضمن این آقا به درستی عمل نکرده فقط با چند تا مجله و روزنامه مصاحبه کرده ولی درستش اینه که بره مثل همه ی اونهایی که ادعای این کتاب را داشتن پرونده تشکیل بده و اینکه می گن نمیشه با پارتی حلش میکنه اینا خیلی ها در اوج نداری خیلی ها را زمین زدند مثل همین رولینگ
در ضمن یک مساله را هم میشه مشخص کنید این آقا چند تا کتاب جلوی رولینگ را نوشته ؟
از یک تا هفت را
آخ یادم نبود رولینگ هر سال میره خونه ی این آقا و کتاب بعدی را می دزده
البته اینجا کتاب گروشام گرینچ یک بحثی جدا داره
نگید همه فقط هری پاتر خونن قبول کنید تعصبشون به دلایلی هم داره من خودم با هری پاتر کتاب خوندن را شروع کردم و فکر نمی کنم هیچ کتابی میتونست من را تحریک به خوندن کتاب بکنه و البته برای این این کتاب را دارم که روی خیی چیز ها بحث کرده می تونم باهاتون شرط به بندم نود درصد شاید الان بگن فلان شخصیت را دوست دارن ولی اگر یک ذره دقت کنند می بینند که همه داردن برای هری ران هرمیون و دامبلدور و.... همه میخونن شما کتاب را بگیرید دستتون و شروع به خوندن بکنید یک لحضه به خودتون بیاید و ببینید به چند نفر فکر می کردید
می تونم بگم ایده ها شبیه هم می شن منم خیلی شباهت ها بین کتاب هری پاتر و داستان بی پایان پیدا کردم دلیل نمی شه رولینگ از رو اون نوشته!
حتما اونارو خونده ایده گرفته و برای نوشتن هر چیزی باید از اطراف الهام گرفت
به این نتیجه می رسیم که شبیه بودن دلیل بر دزدی نیست! ببینم آخر عاقبت این شخص ایرانی چی می شه
با این حساب باید بگیم که رولینگ فارسی بلده و ما خبر نداشتیم...
شروع به نوشتن يه كتاب براي كودكان كنه. ثانيا اصلا بخواد ده تا داستان با هم بنويسه... خب دلش مي خواد.
تازه شما يا آقاي مالكي چه مدرك محكمه پسندي داريد؟ تمام حرف هاي طرفداران مالكي اين است كه يه ايراني از خارجي ها دست كمي ندارد و اين هيچ ربطي به موضوع نداره. پس كاملا واضحه كه اگر يه نفر از يه كشور ديگه اين ادعا رو مي كرد ميگفتين كه چرت و پرته.
در ضمن ما نبايد اينقدر ايران ايران كنيم. چون تا زماني كه ندانيم چه ايراد هايي داريم(كه همه دنيا مي دانند) پيشرفت نمي كنيم.
در مورد این آقای مالکی هم بهتره به جای اینکه توهین بار رولینگ کنه و لیچار بگه بهتره یا کتاب رو چاپ کنه یا هم اگه کرده با تیراژ بالاتر چاپ کنه که به دست من هم برسه.
ایلیا
شما این را فراموش کرده بودید که وقتی این آقای مالکی می گه کتاب هری پاتر مال منه و می گه وقتی اونو خوندم همه چیزش حتی جمله بندی هاش مال من بود یعنی چی؟ پس نه تنها محور اصلی داستان مال رولینگ نیست بلکه جمله بندی هایش را هم رولینگ نگفته است.
گفته بودین که اگه این کتاب توی ایران چاپ می شد هیچ سودی برای ایران نداشت به دلایلی که ذکر کرده بودید اما من در جوابتان باید بگم که خیلی از نویسندگان ایرانی هستند که سبکشان خارجی است. من چون سر و کارم با این جور نویسنده هاست می تونم خیلی ها را براتون نام ببرم. بنابراین اگه این آقای مالکی راست بگوید تمام چیزهای هری پاتر از آن اوست نه فقط محور اصلی داستان یعنی حتی اسم ها هم هموناست.
و مطمئن باشین اگر این کتاب تو ایران چاپ می شد. با فروش زیادی که داشت به کشورهای خارجی می رفت و نظر فیلم سازان دنیا را به خود جلب می کرد.
و اگر واقعا این جور می شد بازیگران فیلم خارجی بودند و تنها اسم یک نویسنده ایرانی روی آن فیلم قرار می گرفت نه چیز دیگر.
من پیشنهاد می کنم شما کتاب های فانتزی دست نوشته ایرانی ها را بخوانید و قضاوت کنید که مثلا دارن شان بهتره یا اونی که خواندید؟
باور کنید ما ایرانی ها هیچ چیز تاکید می کنم هیچ چیز از خارجی ها کم تر نداریم. جز محدودیت های حکومتی ای که برای ما قائل شدند چیز دیگری از آن ها کم تر نداریم دیگه کم تر کسی پیدا می شه که از استعداد ایرانی ها خبر نداشته باشه در هر زمینه ای: علمی داستان نویسی و...
بنابراین اگر این کتاب تو ایران چاپ می شد هیچ وقت فیلمش این جا ساخته نمی شد اون هم با مقنعه و این جور مزخرفات.
وقتی یه کسی دنیایی را می سازد دیگر محدودیتی براش قائل نمی شه.
در آخر این خواهش را از همه دارم که اول از همه برن کتاب های ایرانی ها را بخوانن بعد قضاوت کنن.
یکی از دوستان گفته بود که رولینگ بیکار نیست که بیاد کتاب یه ایرانی را بخونه. در جواب ایشون باید بگم که شما طوری حرف می زنین که انگار ایرانی نیستید جوری از یک فرد ایرانی حرف می زنید انگار اصلیت خودتان را فراموش کردید معلومه از اون جمله افرادی هستید که اگر به خارج برید روتون نمی شه بگین من ایرانی هستم. سخت در اشتباه هستین.
به هر حال کمی در حرف هایتان تجدید نظر کنین.
در ضمن چرا هیچ کس جواب سوال منو نمی ده اگه واقعا نسبت به رولینگ مطمئن هستین پس باید جواب این سوالو بدونین و یه جوریی توجیهش کنین
من تا حدود زیادی با حرفهای نویل موافقم.
مالکی هم اگه راس میگه بیاد اسم کتاب 7 رو پیش بینی کنه انوقت شاید یکی دو نفر حرفاشو باور کردن.
من که حرف هیچ کس رو باور نمی کنم.
شاید فقط برای جلب توجه باشه خدا می دونه.
ولی من شخصا از کتاب 6 راضی نبودم!!
AKHE ROWLLING MIAD SHIRAZ KETAB IN YAROO BEDOZDE KE CHI NA MASALAM AGAYE MALEKI YE SHAYER JAHANI HASTAND
بچه ها بهتره سره چيزاي الکي دعوا نکنيد... ببينيد.... ما فرض رو بر اين ميگيريم که اين آقا درست ميگن ولي بايد قبول کرد که اگر حتي ادعاي ايشون درست باشه و خانم رولينگ ايده ي داستانهاشو از کتابها و نوشته هاي اين آقا گرفته باشه در اصل موضوع هيچ تفاوتي ايجاد نميکنه چون به هر حال ريزنوشته هاي داستان، اتفاقات جالب، حرفهاي آموزنده و سرانجام اين داستان به دست و قلم تواناي خانوم رولينگ نوشته ميشه... يه دوستي ميگفت چي ميشد اگه اين داستان در ايران نوشته ميشد و به صورت فيلم در ميومد... دوست گلم پرخرجترين فيلم تاريخ سينماي ايران خرجش کمتر از يک پنجمي بوده که براي فيلم جام آتش خرج شده کما اينکه فکر کنيد اين کتاب در ايران نوشته ميشد... در اين صورت وجود يک مدرسه ي شبانه ي دخترانه و پسرانه غير ممکن بود... ديگه هيچوقت هري و رون نميتونستن دوستاي خوبي(!) براي هرميون باشن... به جاي جشن رقص و... در فيلم شاهد عزاداريهاي مختلف بوديم... لباس فرم گروههاي مختلف از رداها با رنگهاي کروات و آستينهاي مختلف به بلوز شلوار چهار خونه براي پسرها و مانتوي سرمه اي و مقنعه ي مشکي براي دخترها تغيير پيدا ميکرد و از همه مهمتر اگر توجه کرده باشيد خانوم رولينگ براي اينکه به هيچ يک از مذاهب دنيا توهين نکرده باشه و هم منه مسلمون و هم اون يهودي و مسيحي و بودايي و ... از کتابش لذت ببرن در کتاب به هيچ دين خاصي اشاره نميکنه ولي فقط کافي بود اين کتاب در ايران نوشته ميشد و مسلمن در صورت وجود جادو دين هم قاطيش ميشد اونوقت فکر ميکنيد در حالي که نصف مردم دنيا مسلمانها رو تروريست نامگذاري ميکنن اين کتاب اينطوري شهرت جهاني پيدا ميکرد؟ درسته خانوم رولينگ از تمدن شرقي هم در داستانهاش بهره ميگيره ولي دليل به دزدي بودن اثرش نميشه.... حتي دو کتابي هم که نوشته مثل جانوران شگفت انگيز و کوئيديچ (که اين آقا اگه ميخواست اسم بازي انتخاب کنه احتمالاً از کوئيديچ به يه قل دوقل و هفت سنگ ارتقا پيدا ميکرد) کاملاً سبک خانوم رولينگ و طرز فکرش رو نمايان ميکنه.... و در مورد فيلم... کافيه فقط يه نگاه به فيلمهاي بي سروته اخير سينماي ايران بندازيد و متوجه بشيد بازيگرها و عوامل سينماي ايران از پس يک فيلم خانوادگي بر نميان چه برسه به اينهمه جلوه هاي ويژه و فيلمبرداريه خاص و طولاني... نميگم که اين فيلمها که در حال حاضر براي هري پاتر ساخته شده خوب و فوق العاده ست ولي ميدونم که اگه قرار بود يه ايراني اين فيلم رو بسازه اصلاً نميشد... باز هم برميگرديم سره اصله کتاب که اين آقا ادعاشو داره.... جادو و جادوگري چيزيه که هميشه پيش مردم محبوبيت داشته و همه ي انسانها به دليل اينکه راحت طلب هستن و همچينين عاشق اتفاقهاي غيره منتظره بنابراين موضوع جادوگري نميتونه خاص يه نويسنده باشه... سبک رولينگ يه سبک جديد و نوئه و در عين حال که از ادبيات ساده و قابل فهم استفاده ميکنه جمله هاي بسيار بزرگ و آموزنده اي ميگه.... من تمام کتابهاي هري پاتر رو به انگليسي خوندم و فقط کتاب سوم رو با ترجمه ي خانومي به اسم اسلاميه که بهم کادو داده شده بود رو خوندم ميتونم بگم که اصلاً به زيبايي کتاب اصلي نبود و از ابهت تمام جمله هاي زيباي کتاب کاسته شده بود.... ميخوام بگم خانوم رولينگ انقدر روان و ساده مينويسن که من کتاب شاهزاده ي دورگه رو در عرض کمتر از 16 ساعت به انگليسي خوندم و واقعا از تک تک کلماتش لذت بردم چه اگر يک نويسنده ي ايراني ميخواست چنين داستاني رو بنويسه نميتونست انقدر روان و زيبا بنويسه... يا اونقدر قلمبه سلمبه مينوشت و حرفهاي دامبلدور رو ميپيچوند که بچه ها چيزي نفهمن و يا انقدر ساده و بچه گانه مي نوشت که افرادي به سن ما از خوندنش حالشون به هم بخوره.... منم دلم ميخواست افتخار نوشتن چنين کتاب زيبا و قشنگي که يک عالم انسان از هر جاي دنيا و با هر زبان و رنگ پوستي رو دو سال به دوسال منتظر نگه ميداره به يک ايراني برسه ولي نه ايراني اي که در محدوديت نوشتن در اين مملکت براي اينکه يه وقت خداي نکرده بي ناموسي پيش نياد مجبور بشه دخترها رو از داستان حذف کنه(که در اون صورت نصف طرفداراشو که دخترها هستن رو از دست ميداد اگه يه کتاب کاملاً پسرانه ميبود) و يا مهيجترين اتفاق ممکنه اش به جاي روابط چو و هري و يا بقيه ي بچه ها که جزو روابطيه که ميدونم بيشترين طرفدار رو در قشر خوانندگان داره، تعطيليه چند روزه ي دهه ي فجر باشه.... خيلي دلم ميخواد يک نفر از آقاي مالکي بخواد يه شخصيت جديد براي هري پاتر طراحي کنه و يا فقط با ذهن خودش به غير از اون سه مرحله مسابقه اي که خانوم رولينگ براي جام آتش نوشته يه مرحله ي مسابقه بوجود بياره تا خوراک يک سال خنده ي ما جور بشه... اصلاً بيائيد فکر کنيد علي(به جاي هري) يه پسريه با تربيت ايراني... فکر ميکنيد چقدر از شهرتش سو استفاده ميکرد؟ يا طرز و لحن صحبتش ايني بود که الآن هست؟
يه چيزي هم تازه يادم اومد... يکي از دوستان در يه سايتي گفته بود که اين آقا چون آباداني و خرمشهري هستن زيادي لاف ميزنن... در جواب اين دوست خوبمون بگم... من خودم در ايران به دنيا نيومدم ولي از چهار سالگي که پامو توي ايران گذاشتم تا همين الآن که 19 سالمه در آبادان زندگي ميکنم (بخاطر شغل پدرم) و با اينکه نه اصليت خانواده ام به اين استان برميگرده و نه خودم در اين شهر دنيا اومدم علاقه ي عجيبي به خوزستانيها دارم و بايد بگم بقول نامزدم که تهرانيه و تا حالا تو عمرش سرجمع کمتر از 10 روز آبادان بوده باصفاتر و بامعرفتر از مردم اين شهر هيچ جا پيدا نميشه تازه اينو در نظر بگيريد که نامزد من قبلاً مثل شما فکر ميکرده و از آبادان متنفر بوده... بنابراين درست نيست به صرف حرفهاي يک نفر به شهر خاصي توهين بشه...
ببخشيد که زياد شد از حرفها اين آقا زيادي حرصم گرفت...
کسانی که فکر می کنند رولینگ خالف واقعی هری پاتر است به این سوال جواب بدن اما اگه نتونن به این سوالا جواب بدن یعنی هنوز از این بابت مطمئن نیستند که رولینگ نویسنده واقعی هری پاتر است.
چطور رولینگ هم کتاب هری پاتر 7 که برای همه مهم است را بنویسد هم کتابی برای کودکان؟
چطوری می تواند در یک زمان دو تا دنیا را خلق کند؟
و مهم تر از همه چرا برای کتاب کودکانش اسمش را چاپ نمی کنه؟
من تا حدودی با بلید عزیز موافقم
البته نمی شه درست قضاوت کرد
نویسنده ء ایرانی خیلی با استعداده نمونه همین آقای بلید
به هر حال خدا می دو نه و بس
2اون جنابی که میخوان بیاد شیراز ننه شو به عزاش بشونه فقط خیال کردی
بدم شیرازی جماعت دروغگو نیست احیانآ تو خواب دیده نویسنده هری پاتر شده
چون اينجور كه معلومه همه طرفدار رولينگن ( اكثريت).فقط اينو ميگم: اينو به ياد داشته باشين كه چند سال پيش يك نويسندۀ آمريكايي از رولينگ به خاطر به كار بردن كلمه ماگل شكايت كرد.چون كلمه ماگل و اثاثا ماهيت ماگل ساخته ذهن اين شخص بود و از اون تو داستانهاش استفاده كرده بود و رولينگ از روي اون كپي برداري كرد.ولي به خاطر اينكه رولينگ تونست با استفاده از بهترين وكيلها از اين شكايت جون سالم در ببره.
اينم به ياد داشته باشين كه خانم رولينگ بعد از اين كه شنيد يك نفر تو ايران مدعي شد كه هري پاتر مال اونه زمان انتشار كتاب 6 خودشو يك سال عقب انداخت و داستان رو تغير داد.
در مورد فردوسي بگم كه همه ميدونن كه تالكين از فردوسي تقليد ميكنه
شاید هم راست بگه
صبر می کنم تا ببینم مدرک بهتری می تونه بده یا نه
تا حالا که مدارکش محکمه پسند نبود
با مالکی یه مصاحبه کرده بود در مورد هری پاتر و رولینگ
پیشنهاد میکنم بخونین
اگه حرف های مالکی رو بشنوین جالبه
به نظر من که راحت میشه نتیجه گرفت
نتیجه ی من :داره درغ میگه
راستی مجله رو تو سایت همشهری هم گذاشتن
!. اينقدر نگيد شاهنامه شاهنامه...چون اين دو تا هيچ ربطي به هم ندارند و اينكه بايد ببينيم كه مااالان چه چيزي از خودمون داريم.همين فردوسي و خيلي از شعراي ديگر رو اول خارجي ها شناختند( اينو همه دنيا مي دونند). ما خيلي عرضه داشته باشيم
ميريم شاهنامه و زندگينامه فردوسي رو دقيق مي خونيم تا اصلا بفهميم كه توش چه خبره نه اينكه وقتي دبير ادبيات داره گذر سياوش از آتش درس ميده دنبال سهراب بگرديم و اصلا هم نفهميم كه چه پيامي داشته.
2. ميليون ها نفر توي جهان هري پاتر رو خوانده اند و از بين اين همه آدم حتما كسايي پيدا مي شوند كه بتوانند آخر داستان رو حدس بزنند. حالا چون اين جناب تونسته اين كارو بكنه دليل نميشه كه از رولينگ از اون سرقت ادبي كرده باشه.
3. تازه كي ميگه كه بهترين نويسنده ها ايراني اند؟ اصلا اين موضوع چه ربطي داره؟ بحث سر قشنگي نيست، سر يك سبكه. همانطور كه اونا نمي تونن مثل ما بنويسند ما هم نميتونيم . اين يه قانون طبيعيه. يه ايراني هيچوقت نميتونه مثل يه اسپانيايي گيتار و يه اسپانيايي هم هيچوقت نميتونه مثل يه ايراني تار بزنه. سبك رولينگ خاص خودش و بعد از اون خاص كشورشه
اين كه نشد حرف.
تازه بلاخره یه نفر باید باشه که رو سنگ پا قزوینو سفید کنه دیگه !!
یه چیز دیگه با این حرفایی که این اقا می زنه هم مشهور میشه هم بعضی ها تحریک میشن برن کتاباشو بخونن پس خوب ادعایی می کنه نه !
راستی من نازگل نیستم نازگول هستم تو ارباب حلقه ها
البته این یک افتخاره که یک ایرانی ایده این شاه کارو
داده باشه چرا فکر میکنید یک ایرانی نمیتونه
اگه مالکی واقعا مالک باشه من بهش تبریک کیگم
وگرنه اگه این تور نیست البته باید سا بت شه
وگرنه من میگم مالک جان دهن گندتو ببندو زر نزن
من مقایسه ی ادبی انجام ندادم که در ان سبک داستان مهم باشه
مقایسه ی من از نظر قدرت نویسندگی بود . البته ان هم نظر منه که با خوندن کتاب هر دو نویسنده نظرم را گفته ام.
در ضمن خیلی از قسمت های ارباب حلقه ها هم به نظم است
و منظومه ی تام بامبادیل تالکین هم به نظمه.و نظم دشواری هم دارد(البته من زبانم ضعیفه.ولی این را از افرادی که انگلیسی ان ها قوی است وتوانسته اند منظومه را بخوانند شنیده ام)
اگر سوال شما این است که چرا کتب داستان نویسان معاصر ما اینگونه معروف نیستند .میتوانید به تاپیکی در سایت مراجعه کنید با این عنوان که چرا در ایران هری پاتر و ارباب حلقه ها و.. نداریم این تاپیک در قسمت انجمن ها و در بخش هری پاتر به زبان فارسی قرار دارد
در ضمن شما نباید تالکینو با فردوسی مقایسه کنین به چند دلیل: اول این که هر دوشون انقدر سطحشون بالا بوده که نمی شه بینشون یکیو انتخاب کرده دوم این که اصلا سبک نوشتن این دو با هم کاملا فرق داشته نصف بیش تر شاهنامه فقط شعر است.
مهم ترین سوال من یه چیز دیگه بود.
شما پرسیده ای:(( که چرا ما سایت هایی برای داستان های ایرانی نداریم؟))
به نظر من تعداد سایت هاو وبلاگ هایی که در مورد داستان های ایرانی وجود دارد کم نیستند.مثلا شما میتوانی همین الان در گوگل سرچ فارسی کنی (صادق هدایت )ببینی چند وبلاگ و سایت را معرفی میکنه
شما گفته ای که:(( ما زمانی که عده بسیار کمی کتاب می نوشتند شاهنامه را داشتیم اما خارجی ها چی؟ اگر آن ها استعداد فردوسی را داشتند پس چرا اون موقع کتاب نمی نوشتند. اون هم در این سطح!))
ما هری پاتر را در اینجا با شاهنامه مقایسه نکردیم که شما این سوال را میپرسید
شما اشاره کرده اید:((همین آقای مالکی تونسته بود شاهزاده ی دورگه رو پیش بینی کنه و این یعنی چی؟))
اون طور که من یادم هست اقای مالکی ان پیش بینی را بعد از مشخص شدن نام کتاب انجام داد.و بیشتر ان هم غلط از اب در امد
در این مورد که تالکین بسیلر توانمند بوده هم با شما موافقم
مخصوصا از وقتی قسمت هایی از کتاب سیلماریلیون او را خوانده ام.و به نظر من کتب تالکین بس عظیم تر از اثر فردوسی ماست.
ایشون درست می گن چرا ما سایت هایی برای داستان های ایرانی نداریم در صورتی که داستان های ایرانی بسیار بسیار زیبا تر و پر محتوا تر از کتاب های خارجی هستند.
ما زمانی که عده بسیار کمی کتاب می نوشتند شاهنامه را داشتیم اما خارجی ها چی؟ اگر آن ها استعداد فردوسی را داشتند پس چرا اون موقع کتاب نمی نوشتند. اون هم در این سطح!
چرا شما ایرانی ها را دست کم می گیرید چرا فکر می کنید ما هیچ وقت نمی تونیم اون کسی باشیم که می خواهیم؟ چرا فکر می کنید زندگی و زندگی کردن تنها از آن خارجی هاست؟
تنها به این دلیل که آن ها موقعیتی بهتر از ما دارند؟
ما تو ایران کتاب هایی زیبا تر از هری پاتر و... داریم. طوری که من با خواندن آن کتاب ها از نویسندگان خارجی زده شدم. ( به جز پروفسور تالکین)
و باز هم در این جا موافق نظر دارن شان هستم.
اگه واقعاً اون کتاب نوشته ی مالکی باشه افتخارش برای ایرانی هاست. نه برای افراد دیگر پس شما ها باید خوشحال باشید که فردی ایرانی مدعی هری پاتر شده است.
بعضی از شما گفتید که حتی اگر هم هری پاتر نوشته ی مالکی باشه کسی بهش اعتنا نمی کنه. اما اینو باید بدونین که اگه واقعاً مال اون باشه به پشتوانه ی ما ایرانی ها می تونه حرفشو ثابت کنه و به کسانی که رولینگ را نویسنده ای توانا می دانستند بفهماند که تا به حال در اشتباه بودند.
و یک نکته مهم خواهش می کنم به این جا دقت کنید:
چطور یه فرد می تونه دو تا کتاب را در یک زمان بنویسد یعنی رولینگ چطوری می تونه هم هری پاتر 7 که کتابش برای همه مهم است را بنویسد و هم کتابی برای کودکان. از نظر شما چطوری امکان دارد؟
و این که چرا رولینگ نمی خواهد اسمشو برای کتابی که برای بچه ها می نویسد فاش کند؟
برای این است که دیگه نمی تونه از نوشته های یک فردی بدزد و به نام خودش ثبت کنه.
کاری که رولینگ کرده بالاخره فاش خواهد شد. طوری که تمام روزنامه ها شبکه ها و در کل اخبار دنیا را متعجب می سازد.
این که شما تا مطمئن نشدین اظهار نظر نکنین.
دلیل نمی شه چون از هری پاتر خوشتون میاد به نویسنده ی واقعی کتاب هری پاتر توهین کنید و طرفدار کسی باشین که خودشو نویسنده ی سری کتاب های هری پاتر جا زده است.
شما حق توهین به او را ندارید.
همین آقای مالکی تونسته بود شاهزاده ی دورگه رو پیش بینی کنه و این یعنی چی؟
چطوری تونسته این کارو کنه؟
وشما چطوری می تونید از این موضوع چشم پوشی کنید؟
من می تونم براتون ثابت کنم که رولینگ نویسنده ی هری پاتر نیست بلکه کسی است که جسارت این را داشته که نوشته های فرد دیگرو به نام خودش چاپ کنه و این پستی ای بیش نیست.
این که رولینگ از کی گرفته رو دیگه من نمی دونم.
شاید این آقا و شاید هم کس دیگر.
اما اینو باید بدونید که یک فرد انقدر ها هم بیکار نیست که بیاد همچین کاری کنه بنابراین مسئله برایش خیلی مهم بوده که تا این جا پیش رفته.
و در آخر این را باید بگم که دست رولینگ در آینده ای نه چندان دور رو خواهد شد.
و شما، کسانی که طرفداری رولینگ را می کنید، آن روز را خواهید دید.
بابا کاش منم در این حد بلد بودم خالی ببندم!
آخه کی میاد کتابای تورو بخونه شومپت چرمت
به نظر من باید صبر کنیم ببینیم رولینگ کتابهای بعدیشو چه جوری مینویسه.اگه کتابهاش بد باشن میشه شک کرد.اگه خوب هم باشن و دوباره افرادی بودند که همچین ادعایی داشتند بازم میشه شک کرد.ولی بیخودی نباید تهمت بزنیم.این آقا هم اگه لیاقت داشت و راست میگفت خودش زودتر کتاب رو مینوشت.
khodesho zaie mikone
راستی دوستان ارزشی
اين مالكي فقط مي خواد جلب توجه كنه !
مي گن كتاب شبيه ارباب حلقه ها هم هست . اگه همه ي اينها واقعيت داشت اين انگليسي ها انقدر اين چيزها براشون اهميت داره كه در صورت واقعيت اين خبر مطمئناً پيگيري مي كردن تا ببينن ادعاي مالكي حقيقت داره يا نه.
dovoman kheyli ver mizani
sevoman mizanam mikosha
كاملا ما ايراني ها همديگه رو خوب ميشناسيم و كاملا هم واضح هست كه هدف مالكي چي چي هست . برادر من رولينگ از سال 1991 به مدت 7 يا 8 سال بروي هري پاتر كار كرده بعد كتاب اول رو منتشر كرده مگه كشكه كه يه اواره انگليسي كه از فقر 1 بار در روز غذا ميخورده بياد ايران از دست نوشته تو بدزده ؟ در ضمن اين ايده داستانها در سال 1991 بوده ايا اون موقع كتاب فارسي يا ترجمه شده تو انگليس بوده ؟
در ضمن به اصليت نويسنده بيشتر توجه داشته باشيد اون يه انگليسي هست و انگليسي ها به خاطر همين تخيل و خرافاتي بودنشون معروف هستن
گناه داره
اون چه گناهی داره که امروزه شیشه قیمتش کشیده پایین
توهمش زده بالا
باز انصاف داره
مطمئن باشید شما اگه تو فضا بودید فکر میکردید فردوسی شاهنامه را به تقلید از شما نوشته است
زيادي داره چرند ميگه
voldemort_lord of death رولینگ به عزات بشینه
تو چرا طرفداری از هموطن خودمون نمیکنی.
_______________________________________________________________________
اين كه در بسياري از موارد غربي ها از ايده ها ما ايراني ها استفاده ميكنند و حتي به نام خود تمام ميكنند شكي نيست.ميتوان در اين مورد مثال هاي زيادي زد.
در مورد كشف قاره آمريكا كه به دست كريس كلومبوس انجام شد گفته ميشود كه ابتدا يك مسلمان ايراني اين كار را انجام داده است و آقاي كلمبس از روي نوشته ها و خاطرات اين ايراني به كار دست زده است.در اين مورد مقاله ها و كتابهاي زيادي نوشته شده است.در مورد اختراع هواپيما هم گفته ميشود كه در ابتدا يك ايراني چنين ايده اي داشته و حتي اولين هواپيما را ساخته بود ولي به دلايلي كه مشخص نيست (يا لاقل من نميدونم) نتوانست آن را به عموم نشان دهد،و برادران رايت از روي نقشه هاي اين دانشمند توانستند هواپيما را بسازند. و.....................
اين مثال ها را زدم تا متوجه شويد كه همواره در بسياري از كارها و اختراعات ايرانيها مشاركت داشتند ولي به اين دليل كه فقط يك ايراني بودند هميشه در حاشيه به سر بردند.
مثال آقاي مالكي و رولينگ هم ميتواند يكي از اين موارد باشد.اين كه آقاي مالكي راست ميگويد يا دروغ من نميدانم.ولي اين را ميدانم كه هر شخصي نسبت به آثار خود مسئول و صاحب اختيار است.مهمترين بخش اين قضيه اين است كه يك ايراني مدعي شده كه ايده كتابهاي هري پاتر از اوست.حالا اين وسط نقش ما به عنوان خواننده ايراني كتابهاي هري پاتر چيست؟شما فكر ميكنيد كه اگر اين مساله بر عكس ميشد،يعني اگر يك نويسنده غربي مدعي ميشد كه داستان رستم و سهراب يك دزدي ادبي بود.آنوقت عكس العمل شما چه بود؟آيا فكر ميكنيد كه خواننده هاي غربي در قبال اين مساله ساكت ميماندند؟
نه! قطعا نه.
ببينيد، من نميخواهم بگويم كه اين ادعاي مالكي درست است يا نه.چون در آن جايگاه نيستم.ولي من ميگويم كه چرا يك نويسنده ايراني بايد در كشور خودش مظلوم واقع شود؟
فقط به اين فكر كنيد كه اگر ادعاي مالكي درست باشد چه فايده هايي براي ايران دارد؟
من به چند نمونه از فوايد آن اشاره ميكنم.
اگر اين داستان توست يك ايراني نوشته ميشد،تمام شهرتش براي ما ايراني ها بود.دنيا ميبايست صبر مكرد تا كتاب در ايران چاپ شود و حق چاپش را از ايران ميخريدند و چاپش ميكردند.اگر هم قرار ميشد كه فيلمي از آن بسازند از بازيگرهاي ايراني استفاده ميشد و الان ما به جاي دنيل ، مثلا ميگفتيم علي يا .........و اين براي صنعت سينماي ما هم بسيار مفيد بود.
من هم با شما موافقم كه اگر اين داستان در ايران نوشته ميشد به اين صورت خواننده و طرفدار نداشت و نمي توانست به اين صورت شهرت جهاني پيدا كند، ولي نقطه آغازي ميشد براي داستانهاي ايراني و نويسنده هاي ايران تا بتوانند در سطح جهاني به رقابت بپردازند.
به نظر شما چرا ما الان سايتي براي داستانهاي ايراني نداريم؟مثل سايتي در مورد رستم و سهراب؟
اين بر ميگردد به خود باوري ما. به اين كه ما چقدر به خود و توانايي هاي خود ايمان داريم.اگر ما به توانايي هاي يك ايراني ايمان داشتيم هيچوقت با ادعاي يك ايراني انگونه برخورد نميكرديم.
در پايان هم بگويم كه اين نوشته ها به هيچوقت به اين منزله نيست كه من موافق يا مخالف آقاي مالكي هستم.فقط نوشته اي بود در مورد توانايي هاي ما ايراني ها
بله ما ایرانی ها خودمون رو خوب می شناسیم وازمون بعید نیست که باعث تکوین چنین اثرهایی هم بشیم.
و در مقایسه بین ما و خارجیها نوشتن کتاب های زیبا بیشتر از ما بر می آد. ولی به هر حال اگه این آقا راست بگه باید لیاقت می داشت و خودشو باور می کردو اثر خودشو جهانی میکرد. رولینگ با کمترین امکانات این کارو کرده.
شانس بياره گذرم طرفاي شيراز نيفته وگرنه ننه شو به عزاش مينشونم
شما از کجا انقدر مطمئنین این حسین مالکی داره دروغ می گه شاید واقعا مال اون باشه
به نظر من چون كسي كه اين ادعا رو كرده يه ايرانيه نه تنها دليل نميشه كه طرف اونو بگيريم بلكه برعكس باعث ميشه كه بيشتر بر صحت نداشتنش، پافشاري كنيم. به هرحال هم ما ايرانيا خودمونو خوب ميشناسيم و هم خارجي ها. كه تازه اونا بهتر از خودمون ما رو
مي شناسند.
چرا بيخودي اينقدر به اين بابا گير ميدين.مگه يك ايراني نميتونه از اين داستانها بنويسه
اگه يك درصد هم احتمال وجود داشته باشه كه راست بگه ،اونوقت چيكار ميخواين بكنين؟ پيش وجدانتون چه جوابي دارين بدين؟
چرا شما همش نيمۀ خالي ليوان رو ميبينيد.
گيريم كه دروغ بگه،به شما چه كه اون نوشته يا رولينگ.بابا ناسلامتي اين مالكي ايرانيه.
من كه شك دارم كه اين داستان رو خود رولينگ نوشته باشه.چون اون تو كتاب دوم اشاره ميكنه كه نويسنده اي اي ايدۀ داستاناشو از شرق ميدزده.
ولي بازم قضاوت نميكنم
موناليزا از اين خبرت ممنونم.ولي خواهش ميكنم ديگه از اين خبراي هاشيه اي ننويس
رولینگ ایده هاش ماله خودش نیست اون از اول
می دونسته چی کار کنه و این یعنی ایده هاش رو از یه
جایی برداشته!!!!!!
رولینگ داره از یه جایی می نویسه هر چی باشه از خودش نیست
نمیشه تهمت به کسی زد ولی مه هم نباید خودمون رو دست کم بگیریم.مگه نویسنده ی ایرانی چی کم داره از رولینگ.
خواسته لال از دنیا نره
مالکی دیگه کیه بابا ؟!
رولينگ اصلا ما رو به حساب مي اره كه از تو تقليد كنه؟
بلند شو داداش دروغ بسه خدا روزيت رو جاي ديگه حواله كنه.
واقعا که