پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

100
نفر همین الان آنلاین‌اند 4 نفر در «اتاق خبر»
1 عضو 99 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

53 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

مصاحبه

مصاحبه جدید با رولینگ به بهانه انتشار ترجمه یادگار های مرگ به زبان هلندی

رون و هری و هرمیون در حین جستجو به دنبال هورکراکس ها طوری در مورد دامبلدور حرف میزنن که انگار خداس. اونا فک میکنن پشت کلمات و حرکتای دامبلدور یه طرح بزرگتری خوابیده، وقتی چنین اتفاقی نمیافته از خواب و خیال بیرون میان.

جواب رولینگ:
اون یه شخصیت پیچیدس. من اونو به شکل خدا نمیبینم. من میخوام که خواننده نقش دامبلدورو در کل داستان مورد سوال قرار بده. همه ما قبول داریم که اون یه شخصیت مثل پدری مهربانو داره. و قطعا چنین چیزی هست. ولی در عین حال اون کسیه که با مردم مثل عروسک خیمه شب بازی رفتار میکنه، کسیه که راز های تاریکی از گذشتش رو به دوش میکشه و کسیه که هرگز به هری تمام حقیقت رو نمیگه. من امیدوارم که خواننده آخر کتاب بازم اونو دوست داشته باشه. ولی اونو همونطور که هست دوست داشته باشن همراه با خطاهاش. آیا دامبلدور خداس؟ نه البته اون دارای یه سری خصوصیات مشخص خداییه. اون بخشندس، و در آخر کتاب معلوم میشه که عادل و منصفه.

ولی هری یه جورایی شبیه عیسی مسیحه. اون باید بمیره تا بشریت رو از شر بدی ها نجات بده. تو اونو به شکل یه مسیح نشون دادی.
جواب رولینگ:
بله اون ویژگی های مشخصی مثل مسیح داره. من این کارو از روی قصد کردم. اون همون مردیه که از بین یه میلیون نفر انتخاب شده. و من میگم «مردی» چون در مورد زنا قضیه فرق میکنه که چه کسی قادره در مقابل زور وایسته و چه کسی قدرتو به نفع خودش قبضه میکنه. این چیزیه که هری رو دانای کل کرده.


چطور اون (هری) میتونه این جوری باشه؟

جواب رولینگ:
اون قهرمان اوله. هری خوبیه مطلقه. دامبلدور بهش میگه «تو انسان بهتری از من هستی» وقتی سنش بالاترم میره همچنان مرد بزرگی میمونه. چون یاد گرفته که متواضع باشه.


آیا خود شما مذهبی بار اومدید؟

من رسما تو کلیسای انگلستان بزرگ شدم، ولی من در واقع تو خونوادم بیشتر یه موجود عجیب و غریبی بودم. ما تو خونه در مورد مذهب حرف نمیزدیم. پدرم به هیچ چی اعتقاد نداشت همینطور خواهرم.
مادرم گه گاه به کلیسا سری میزد ولی بیشتر حول و حوش کریسمس. و من خیلی کنجکاو بودم. از وقتی 13 یا 14 سالم بود تنهایی به کلیسا میرفتم. چیزایی رو که اونجا میشنیدم از نظرم خیلی جالب میومدن و بهشون باور داشتم. وقتی به دانشگاه رفتم، نگاه انتقادیم بهش بیشتر شد. اون حالت از خود راضی بودن افراد مذهبی آزارم میداد، و همینطور کمتر و کمتر به کلیسا میرفتم. حالا در همون جایی هستم که شروع کردم: بله من باور دارم. و بله به کلیسا میرم. یه کلیسای پروتستان اینجا تو ادینبورگ. شوهرم هم یه پروتستانه ولی اون جزو یه گروه خیلی خشکه. گروهی که نمیتونن در حین مراسم بخونن یا حرف بزنن.


کتاب تو در مورد نبرد بین خوبی و شره. هری خوبه. ولی آیا ولدمورت شر مطلقه؟ خب اونم قربانی شده.

جواب رولینگ:
بله اونم حقیقتا قربانی شده. اونم قربانیه، و این تصمیمیه که خودش گرفته. اون بالاجبار و تحت تاثیر یه شیفتگی احمقانه به این راه کشیده شده، در حالیکه در مورد هری این عشقه که به اون راه میبردش. من فکر میکنم شرایطی که در بطن اون کسی بزرگ شده نقش مهمی رو رو در پی ریزی وجود اون در ادامه زندگی داره. ولی ولدمورت شرو انتخاب میکنه. من سعی کردم تا این نکته رو در کتاب ها روشن کنم. من به اون شانس انتخاب دادم.


مادرت در 45 سالگی فوت کرده. پدرت هنوز زندس، آیا هر از چند گاهی میبینیش؟

جواب رولینگ:
نه اینقدر زیاد نمیبینمش. خواهرمو خیلی بیشتر میبینم. البته با این وجود که اون هنوزم از دستم به خاطر کشتن دابی عصبانیه. همیشه بهم گفته بود که اگه دابی یا هاگریدو بکشم هرگز منو نمیبخشه. ولی هاگرید هرگز در خطر نبوده. از همون موقع که شروع به نوشتن کردم میدونستم که اون زنده میمونه. چون همیشه این تصویرو در ذهنم داشتم که هاگرید غول پیکر گریه کنان از میان جنگل بیرون میاد در حالیکه هری رو در میان بازوانش داره. پدر رون واقعا قرار بود در کتاب پنجم بمیره. من این کارو نکردم چون احساس میکردم آرتور ویزلی نقش بهترین پدرو در کتاب ها داره. نمیتونستم بزارم آرتور بمیره. واقعا نمیتونستم این کارو بکنم. اون پدریه که هر کس در آرزوی داشتنشه. بله منم همینطور.


همه پدر و مادرا در کتاب ها همچنان با همن. آیا هرگز به این فکر افتاده بودی که یه مادر مجردو مهربانو به تصویر بکشی؟ تو خودت وقتی نوشتن هری پاترو شروع کردی یکی از اونا بودی.

جواب رولینگ:
من یه طرحی داشتم که والدین هرمیون از هم جدا بشن. ولی خیلی عجیب به نظر میرسید. این قضیه به داستان نمیخورد. این یه داستان غم انگیز بود که هیچ جا جاش نبود. البته دین توماس از یه خونواده از هم پاشیده بود. ولی من خیلی از صحنه های زندگیشو حذف کردم. من در این دنیای گسترده که به وجود آوردم برای هر شخصیت داستان یه پیش زمینه نوشتم. ولی نتونستم از همشون استفاده کنم. حتی مجبور شدم دست به انتخاب بزنم. و بالاخره این داستان مربوط به دنیای کودکان بود.

به روز شد:
سایت دمنتور تمام مصاحبه را ترجمه کرده است:
مصاحبه با رولینگ بخش اول
مصاحبه با رولینگ بخش دوم
مصاحبه با رولینگ بخش سوم و پایانی

Source: TLC
 2 نظر 

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.