پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

114
نفر همین الان آنلاین‌اند 2 نفر در «دنیای جادوگری»
1 عضو 113 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

  • دنیای جادوگری
هری پاتر و آغاز پایان

هری پاتر و آغاز پایان - فصل2

هری پاتر و آغاز پایان فصل دوم: خداحافظ خانه ی شماره چهار دیگر وقت آن رسیده بود که هری به پناهگاه برود و پریوت درایو را برای همیشه ترک کند.او به گفته ی دامبلدور قبل از مرگش عمل کرده بود .تاکنون یک هفته می شد که در آنجا به سر می برد.با اینکه تمام عمر دلش می خواست از آنجا برود اما حالا که وقتش رسیده...

1162  12 نظر  01 اردیبهشت 1385 12:37 بعد از ظهر لیلیت
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 4

فصل چهارم : آموزش هارولد آن روز صبح حس خاصی داشت.وقتی لباسش را عوض می کرد هنوز به صحبت های دیروزشان فکر می کرد با هر زحمتی لباسش را پوشید از اتاق خارج شد به طرف اشپز خانه رفت.ماریان و هارولد مشغول خوردن صبحانه بودند وقتی هارولد را دیدند ماریان گفت: دیر کردی هارولد عزیزم داشتم نگرانت می شدم بیا...

587  7 نظر  31 فروردین 1385 5:54 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل3

فصل سوم:هویت پنهان هارولد با شنیدن صدا به طرف صدا بر گشت. پیر مردی با لباسی عجیب در کنار درخت ایستاده بود و او را نگاه می کرد. تو هم با انهایی پیر مرد؟ من ...نه حالا از این مساله بگذریم.کی به تو روش مبارزه را یاد داده که به این خوبی مبارزه می کنی؟حتما پدرت به تو روش مبارزه را یاد داده؟ نه کسی به من...

518  5 نظر  31 فروردین 1385 5:49 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 2

فصل دوم:در پی هویت هارولد کم کم چشمهایش را باز کرد وپدر اگوستین را دید اوه سلام هارولد حالت چطوره؟خوبی؟ خوبه مرسی من چرا این اینجام ؟ تو توی رود خانه بودی شانس اوردی من امده بودم کنار رودخانه که لباسم را بشورم که تو را دیدم وگرنه غرق شده بودی.راستی چه اتفاقی افتاد؟ ما داشتیم غذا می خوردیم که در زدند...

520  5 نظر  31 فروردین 1385 5:46 بعد از ظهر shahram
هري پاتر و جان پيچ‌ها

هری پاتر و جان پیچ ها - فصل 3

هری پاتر و جان پیچ ها فصل سوم: ر،الف،ب -------------------------------------------------- دامبلدور به سوی فرشینه ی خاندان بلک رفت و پس از اندکی خیره ماندن به فرشینه به هری گفت: -درست حدس زدم. ر،الف،ب کسی نیست جز ریگولوس ارکتوروس بلک ، برادر مرگ خوار سیریوس. هری به فکر فرو رفت. چرا تا آن موقع به این...

810  7 نظر  31 فروردین 1385 2:14 بعد از ظهر آدمی بسیار اصیل
کارگاه داستان‌نویسی

بازی روح فصل 2 : نبرد پدران (1)

فصل دوم : نبرد پدران قسمت اول ----------- زیر نور زرد و کدر شمع روی میزی زوار در رفته سه فنجان خالی قرار گرفته بودند. لبه یکی از فنجانها به نقشی از لب به رنگ صورتی کم رنگ و براق مزین شده بود. اسنیپ در حالیکه به آن فنجان نگاه می کرد اخمهایش را در هم کشید و سپس نگاهش را به دو مالفویی که روبروی او...

949  18 نظر  31 فروردین 1385 1:41 بعد از ظهر فلورانسold
هري پاتر و جان پيچ‌ها

هری پاتر و جان پیچ ها - فصل 2

هری پاتر و جان پیچ ها فصل دوم: نگرانيها و حدس های دامبلدور -------------------------------------------------- -جان پيچ تقلبی؟!... اين را دامبلدور با لحنی كه هری تا آن لحظه نشنيده بود گفته بود..هری گفت: -آه...بله...يادم رفته بود.توی اون قوطی كه ما پيداش كرديم يه گردنبند و يه نامه بود...پيداش كردم. هری...

741  9 نظر  29 فروردین 1385 4:24 بعد از ظهر آدمی بسیار اصیل
اطلس هری پاتر

تاریخ جادوگری

-382 قبل از میلاد مسیح: الیواندر وارد عرصه تجارت ساخت چوب های جادویی می شود. -962 پس از میلاد مسیح: جاروهای قدیمی و بلند برای نخستین بار به عنوان وسیله پرواز استفاده می شوند. -1000 پس از میلاد مسیح: هاگوارتز توسط گودریک گریفندور، هلگا هافلپاف،‌روانا راونکلاو و سالازار اسلیترین بنا می شود....

1198  12 نظر  28 فروردین 1385 7:46 بعد از ظهر شاپرک
هری پاتر و انتقام نهایی

هری پاتر و انتقام نهایی - فصل 28

فصل بیست و هشتم ناراحتی دوست گنده هری خودش نمیدانست که چرا این کار را کرده شاید در وجودش میل به ازدواج سریعتر با جینی داشت ولی از طرفی میدانست که هم سن آن دو برای این مسائل پایین است و از طرف دیگر دنیایی که ولدمورت در حال بنا کردن آن بود محل امن و مناسبی برای نه آنها و نه هیچ کس دیگر بود. البته با...

1656  36 نظر  24 فروردین 1385 3:34 بعد از ظهر maziar
کارگاه داستان‌نویسی

نزدیک نیمه شب

این هم مثل بقیه ی کارهای من ترجمه است. متن جالبیه در مورد دو شخصیت اسنیپ و کنستانتین و درست بعد از هری پاتر و شاهزاده ی دورگه اتفاق میوفته . این متن از نظر نوع نگارش برام واقعا جالب بود و برای همین تصمیم گرفتم ترجمه اش کنم و وقتی کردم گفتم بذارمش اینجا شما هم اونو بخونین. لطفا اگر انتقادی دارین...

1059  16 نظر  23 فروردین 1385 6:14 بعد از ظهر فلورانسold
هري پاتر و جان پيچ‌ها

هری پاتر و جان پیچ ها - فصل 1

هری پاتر و جان پیچ ها فصل اول: حقایق باور نکردنی -------------------------------------------------- هری روی صندلی در اتاقش در خانه ی دورسلی ها خوابش برده بود.ناگهان گویی سنگی به سرش خورده و از خواب پرید. به دور و برش نگاهی انداخت ولی کسی را ندید. می خواست به سمت در برود که ناگهان نگاهش به چیزی در...

1794  23 نظر  23 فروردین 1385 4:59 بعد از ظهر آدمی بسیار اصیل
داستان‌های غیر هری پاتری

وارثان تاريكي_ فصل 2

فصل دوم_ مايك بزرگ صداي همهمه اي از سمت سالن مي آمد. نيكلاس پشت در سالن ايستاده بود. سرش به شدت درد مي كرد. با خودش انديشيد: جواب پدر را چه بدهم؟ چگونه به او بگويم كه در وراثت تاريكي چندين رقيب پيدا كرده ام ؟ چگونه به او بگويم كه عرضه نداشتم از خواهرم مراقبت كنم؟ در همين موقع برادرش ناتان به سمتش...

440  4 نظر  22 فروردین 1385 6:58 بعد از ظهر Evil
داستان‌های غیر هری پاتری

سینگای خون آشام - فصل 2

سینگا در تمام مدت بیهوشی کابوسی می دید... کابوسی گنگ و تلخ. همه جا پر از خون و فریاد و اشک بود...ناگهان دردی را حس کرد...دردی که به قلبش چنگ می زد و تا اعماق وجودش را می سوزاند...سینگا فریادی کشید و با شدت از جایش بر خوا ست. یولان و ریونا و بنرا ( ددنان* شفا دهنده ی مخفیگاه) را بالای سر خود...

868  21 نظر  22 فروردین 1385 2:25 بعد از ظهر الکسا بردلیold
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.