هری پاتر و مار آتشین 2 - فصل 10
کمک غیر منتظره : ساعت یازده و نیم شب بود هری ران و جینی کنار شومینه منتظر امدن هرماینی بودند. -جینی تو که می دونستی باید به ما هم می گفتی با این کارت جون هرماینی رو به خطر انداختی. -هری اون قسمم داد به هیچ کس نگم.......... در سالن باز شد و هرماینی سراسیمه به سوی هری دوید.ران خشمگین گفت. -تو...

