همان طور که ممکنه خیلی از شما بدونید اوایل امسال من بچه دار شدم و نگهداری از بچه وقت و انرژی زیادی رو از من گرفت (واقعا عجیبه که یه انسان به این کم حجمی بتونه این همه وقت و انرژی بگیره)
من نوشتن کتاب 6 رو شروع کردم (هنوز عنوانش معلوم نیست) ولی باید بپذیرم که الان نوشتنم کند پیش میره. تصور میکنم که یه بار دیگه زمان برام تکرار شده. الان درست مثل همون موقعی شده که داشتم کتاب سنگ جادو رو مینوشتم و دخترم جسیکا خیلی کوچیک بود با این فرق که الان مجبورم به هزاران نامه ای که برام میاد هم جواب بدم.
اگه انتظار کتاب 6 براتون طولانی شد میتونید دوباره و دوباره کتاب 5 رو بخونید و در اون دنبال سر نخ هایی بگردید که حوادث کتابهای بعدی رو رقم میزنه (تعداد اینا کمه!)
از همتون به خاطر نوشتن نامه تشکر میکنم. من عاشق اینم که بدونم خواننده های کتابهام چی فکر میکنن و همچنین امیدوارم بتونم یه کمی بیشتر بخوابم تا بتونم وقت بیشتری رو برای نوشتن کتاب هری پاتر و ... (هر چی که هست) بزارم
اصل نامه رو اینجا ببینید:
http://www.mugglenet.com/jkletter2.shtml

گزینههای نمایش نظر