رولینگ: « آن یک تصویر فوق العاده بود- یک لشگر شکست خورده ! »

کلوز: « در طرح اولیه ام برای پیش نویس فیلمنامه هری میخواست که با آن آدمک ها حرف بزند و این نقطه ای به نظر می آمد که هری پیش خودش فکر کرد که شاید کمی دیوانه شده باشد. خب وقتی که هاگرید در داستان ظاهر شد پیش خودش برای دقیقه ای فکر کرد که این یکی خارج از محدوده تخیلش است. در اصل هری آدمی مثل هاگرید را می طلبید. »
رولینگ: « من فکر می کنم این یک نکته مجهولی بود چرا که به طور فوق العاده ای حقیقت کتاب های من را بیان می کرد. چون که من خیلی بیشتر از یک بار به خودم این پیشنهاد را برای طرح داستان تحمیل می کردم که هری حقیقتا در گنجه زیر راه پله دیوانه می شود و هرآنچه که متعاقبا اتفاق افتاد نوعی از زندگی خیالی اش بود که پرورش داده بود تا خودش را حفظ کند. »
کلوز: « و این جایی بود که اینها آمده بودند- از کتاب آمده بودند. وقتی شما کتاب را بخوانید به طور واضحی تصوری از پسری خواهید داشت که مورد آزار قرار گرفته است. »
رولینگ: «روی هم رفته همین طور است. بله. »
کلاوز: « و این نقطه، بُعد تاریک شخصیت او بود. و من باید در آن سیر می کردم »
برای مشاهده یا دریافت این ویدیو کلیپ اینجا کلیک کنید.
منبع: اسنیچ سیکر

گزینههای نمایش نظر