جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

111 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
110 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و وارث ولدمورت - فصل 3

هری پاتر و وارث ولدمورت فصل سوم:جینی غمگین وقتی هری برای نهار پایین رفت لوپین و تانکس و اقای ویزلی بیرون رفته بودند.همه عقربه های ساعت روی خطر مرگ قرار داشتند هری بین هرمیون و رون بر روی میز نشسته بود.در زدند خانم ویزلی رفت کنار در پس از چند...

581  15 نظر  26 اسفند 1384 8:14 بعد از ظهر لوسیوس مالفوی اچ
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و وارث ولدمورت

هری پاتر و وارث ولدمورت فصل اول:شخص مرموز همه جا رو مه و وحشت گرفته بود و قتلهای زیادی درهمه جا اتفاق افتاده و پلیس گیج شده بود چون هیچ ردی پیدا نمیکرد و از همه جا خبرمیرسید بعضی مردم مثل اینکه سالها هیچ شادی در اونها...

913  27 نظر  24 اسفند 1384 10:34 بعد از ظهر لوسیوس مالفوی اچ
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و طلسم تقدير

فصل 1 سرآغاز 1942 احساس می کرد از خودش بيزار است. به زنی که کنارش ايستاده بود و با دقت زيادی مشغول بررسی آخرين تکليف او بود، زير چشمی نگاهی انداخت. ابروهاي زن در هم گره خورده بود و چشمانش بر روی کاغذ حرکت می کرد. به چشمان آبی آسمانی زن که بر اثر تمرکز تنگ شده بود، نگاه می کرد، سپس نگاهش را کمی پايين...

867  14 نظر  18 اسفند 1384 2:15 قبل از ظهر subzeroking
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین 2 - فصل 17

هرکراکس هفتم: افسونی که هری به طرف ولدمورت فرستاد کمانه کرد و صورت اسنیپ را خراشاند. ولدمورت با گوشه ی چشم به اسنیپ علامت داد، اسنیپ چیزی رو زیر لبهاش زمزمه کرد و طناب درازی ظاهر شد و پیچ و تاب خوران به سمت هرماینی رفت هرماینی اصلاً نترسیده بود ، اون با اولین وردی که به نظرش رسید طناب رو به دو...

1332  13 نظر  09 اسفند 1384 2:21 بعد از ظهر pensy
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 19

اتحاد --------------------------------------------------------------------------- در حالی که دامبلدور ملاقات خود را به علت سفر برای تحقیقات بیشتر به تعویق انداخته بود هری روز بعد و چند روز بعد آن را مشغول پاسخ دادن به سوالات دیگران بود مخصوصا دختران گریفیندوری که گویی آنها را با نفرین چسبندگی...

1333  15 نظر  02 اسفند 1384 9:18 بعد از ظهر XXX
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین2 - فصل 16

شکست یا پیروزی: هری وقتی به خودش اومد جلوی دخمه ی اسنیپ ایستاده بود و نمی دونست چی کار باید بکنه نگاهی به هرماینی کرد و دید که منتظر ایستاده . -هرماینی من یادم نمیاد چی کار باید بکنم. هرماینی نگاه مادرانه ای به هری انداخت سرش را تکان داد و در دخمه را باز کرد جلو رفت و روی دیوار ها را نگریست و اون...

1458  15 نظر  29 بهمن 1384 5:49 بعد از ظهر pensy
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 18

فصل هجدهم: فرار از هاگزمید --------------------------------------------------------------------------- خوش اومدی هری. ممنونم. چرا اینا رو فرستادی دنبال من؟ نمی دونی؟ واقعا؟ سارا روی یکی از تخت های موجود در اتاق دراز کشید بود و رنگ به رخسار نداشت. مثل گچ دیوار سفید شده بود. گویی همان سارا خوشحال و...

381  8 نظر  08 بهمن 1384 5:53 بعد از ظهر XXX
جایی به نام هیچ جا

جايي به نام هيچ جا - فصل 8

جايي به نام هيچ جا(فصل هشتم) فكر فرار را به كلي از سرم بيرون كرده بودم,بعد از ديدن آن موجودات وحشتناك به تنها چيزي كه فكر نميكردم فرار بود.بعد از گفتگوي عجيبي كه بين من و جرج رخ داده بود اون روخيلي بييشتر از قبل ميديدم,انگار تمام اين اتفاقات نقشه اي بود تا من بدونم در صورت فرارم با چه چيزهاي...

992  9 نظر  07 بهمن 1384 6:52 بعد از ظهر سدريك ديگوري
هری پاتر و هورکراکس هفتم

هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 6

هری از اینکه نتوانسته بود طلسم رویا را اجرا کند ناراحت و ناامید به تخت خوابش رفت ، در این فکر بود که اگر فردا نیز نتواند طلسم را اجرا کند هالپر چه خواهد گفت ، حتما از ادامه تدریس به هری نا امید میشد ، هری هرطور شده باید ذهنش را خالی میکرد تا تمرکز لازم برای اجرای آن طلسم را داشته باشد .

1263  16 نظر  25 دی 1384 7:05 بعد از ظهر فرد ویزلی
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین 2 - فصل 15 - قسمت 2

کروشیو: هرماینی دوان دوان در کنار پروفسور مک گاناکل به سوی هری و ران می اومد . هری نمی تونست تکان بخوره مثل اینکه خشکش زده باشه احساس می کرد چیزی مانع می شه تا دستاشو تکون بده و داد بزنه که کارش اشتباه بوده. - هری..... هری...... جینی... - نمی خواد بگی هرماینی من همه چیزو دیدم ... با چشم های...

1288  14 نظر  19 دی 1384 2:16 بعد از ظهر pensy
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 17

فصل هفدهم: تعطیلی در هاگزمید ------------------------------------------------------------------------- حرفی که هری به اسنیپ زده بود تاثیر بسزایی در اخلاق او گذاشته بود طوری که حتی از صد متری هری هم رد نمی شد و هرمیون در عجب بود که چگونه این اتفاق افتاده است. دغدغه های هری نیز نسبت به روابطش با...

1074  10 نظر  16 دی 1384 12:19 بعد از ظهر XXX
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 9

فصل نهم:مسابقه. ببخشید پروفسور اگه اجازه بدین... البته دیوید حرفتو بزن. ببین مردک اون کسی که تو الآن بهش گفتی پسرک ممکنه دو برابر بابای تو سن داشته باشه بنابراین بهت توصیه میکنم قبل از اینکه حتی کلمه ای از اون گاله لعنتیت بیرون بیاد حرفتو خوب بجو و بعد بده بیرون. در مورد فرار مرگخوارها باید بگم که...

1366  9 نظر  09 دی 1384 12:25 بعد از ظهر XXX
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 8

فصل هشتم: فراری های آزکابان پس از شام دامبلدور گفت: خب مفتخرم که معلمان جدید دفاع در برابر جادوی سیاه رو به همه معرفی کنم. کسانی که اکنون در سال سوم و بالاتر تحصیل میکنند با هر دوی اونا آشنا هستند. پروفسور رموس لوپین و پروفسور مدآی مودی. با این حرف دامبلدور غریوی از خوشحالی سراسر تالار بزرگ را فرا...

960  3 نظر  09 دی 1384 12:24 بعد از ظهر XXX
خوراک RSS