معمای پنج پرنده ۲
معمای قبرستان و وجدان ناراحت در دفتر فرماندهی همه اعضا حضور داشتند، هيچ كس فكر نمی كرد جشن ساليانه شان اينگونه خراب شود. همه منتظر صدور دستورات از سوی سيريوس بودند. ايگور و پای در سكوت نگاهی با هم ردو بدل كردند. تا به حال سيريوس را آنقدر ناراحت و نگران نديده بودند. از زمانيكه در سنت مانگو به...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
