آنلاینها
کجای سایت هستند؟
-
آرشیو گالری 90
-
انجمن 86
-
اتاق خبر 5
-
بخشهای دیگر 9
اعضای آنلاین
50 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
بعد از ده دقیقه، عقربه هری از اداره کارآگاهان حرکت کرد و بسمت کلمه خانه آمد.
هری پاتر درست در کنار میدان گریمولد ظاهر شد. نگاهی به خانه ای که زمانی متعلق به پدرخوانده اش سیریوس بلک بود کرد، شنلش را تکاند و بسمت خانه حرکت کرد. چند قدمی بیشتر با در خانه فاصله نداشت که نگاهش به درخت مجاور میدان افتاد.
دو کلاغ چاق را بسختی روی بلندترین شاخه های درخت پیدا کرد. معلوم بود کلاغ ها بخوبی استتار کرده اند. برای آنها دست تکان داد، در خانه را باز کرد و وارد شد.
هنوز کامل در را نبسته بود که چیزی خوشایند در بغلش افتاد. جینی تمام قد در آغوش هری بود و به او لبخند میزد. جینی گفت: «آقای رئیس غذاتون سرد شد!» هری گونه جینی را بوسید و جواب داد: «عیب نداره عزیزم. فک نکنم دفعه اولم باشه که غذای سرد میخورم.»
هر دو کنار میز غذاخوری نشستند و همانطور که هری غذایش را میخورد، جینی مفصل درباره کارهایی که باید برای کریسمس انجام دهند صحبت کرد.
هری یک لیوان آب خورد، با دستمال دهانش را پاک کرد، از جینی بابت غذا تشکر کرد و گفت: «راستی کلاغامون چطورن؟» جینی ابرویش را بالا برد و جواب داد: «هووم ... باید به کلاغات بگی رژیم بگیرن. یواش یواش محتویات یخچالمون داره تموم میشه.»
هری خندید و ادامه داد: «اینا بهترین کارآگاههای منن! اگه اینا اینجا مواظب تو و لی لی نباشن من نمیتونم با خیال راحت و با تمرکز تو اداره کار کنم. همش حواسم میره سمت شما.»
جینی با بیخیالی جواب داد: «باشه، بیخیالشون! خودم یه کاریش میکنم. شاید رفتم یه گربه ای چیزی پیدا کردم! اما از اینا که بگذریم دوتا خبر دیگه م برات دارم. اول اینکه یه نامه برات اومده.»
هری با تعجب پرسید: «از کی؟»
جینی: «قهرمان ورزش بوکس ماگلا»
هری: « اوه دادلی! چقد دلم براش تنگ شده بود.»
هری نامه را کامل خواند، کمی خندید و به خودش قول داد در اولین فرصتی که خستگیش در برود جواب نامه را با تیزپروازترین جغدش بفرستد. سپس رو به جینی کرد و گفت: «خبر اولت که خیلی خوب بود امیدوارم خبر دومت هم همینطور باشه.»
جینی با حالتی مردد جواب داد: «منم امیدوارم. راستش امروز آلبوس سوروس یه جغد از هاگوارتز فرستاده و گفته گروهبندی شده و تو گروه اسلایترین افتاده! در ضمن یه دوست خیلی خوبم به نام اسکورپیوس مالفوی پیدا کرده!»
هری برای اینکه خیال جینی راحت شود به او گفت که این گروهبندی هیچ اشکالی ندارد و همیشه به آلبوس سوروس افتخار میکند اما درونش نگرانی خاصی بوجود آمده بود.
ادامه دارد ...

گزینههای نمایش نظر
اما اونجایی که گفتی خونشون خونه ی بلک ها بود اشتباه بود چون خود رولینگ گفته پدر ومادر هرمیون اونجا زندگی می کنن.در ضمن بهتر بود اسمی از تابلوی خانوم بلک میاوردی.چون هیچ وقت کنده نمی شد.اونجایی که گفتی دادلی قهرمان بوکس داشتم از خنده ریسه می رفتم ولی اینجاش محشر بود.اما یه اشکال خیلی خیلی بزرگ:
لی لی کجا بود؟!
خیلی خوشگل نوشتی ممنون.
یادمه داخل یه سایته قسمت هایی از سناریو فیلمهای دوم وسوم میت ریکس رو نوشته بودن که البته جعلی بودن وخیلی هم خنده دار ,همه حسابی باورمون شده بود.
وقتی این عنوانو دیدم سکته زدم .
بارتی مگه فصل تموم شده؟