آیا میدانستید که هر کدام از گروهها تقریبا به یکی از چهار عنصر اصلی مرتبط هستند؟ و رنگ آنها این را نشان میدهد؟ اگر میدانستید، آفرین! بیایید کمی بیشتر جستجو کنیم...
رنگ زرد و سیاه هافلپاف
برای گروهی مملو از جادوآموزان وفادار و نترس از رنج و زحمت، کاملا منطقی است که عنصر مرتبط با هافلپاف، زمین باشد. مخصوصا، رنگ زرد قرار است نشانگر گندم و سیاه نمایانگر خاک باشد. و وقتی که به شخصیتهایی فروتن و متواضع، مثل پروفسور اسپراوت و سدریک دیگوریِ همیشه در حال شکست نفسی، فکر میکنیم که عضو این گروه هستند، این نشانهها کاملا مناسباند.
بنیانگذار گروه هافلپاف، هلگا هافلپاف هم فروتن بود و شناخته شدن او برای مهارتهای آشپزیش به حس گرمی و صمیمی این گروه میافزاید. بسیاری از دستورهای پخت او، الهام بخش وعدههای غذایی آشپزخانهی هاگوارتز است.
جالب است که رنگ زرد همچنین ارتباطاتی با مفهوم دوستی و شادی دارد. معمولا، شما برای نشان دادن این دوستی، به افراد دستهای از گلهای رز زرد هدیه میدهید۱. در دید ما، وفاداری (یکی از ویژگیهای اصلی هافلپاف) و دوستی همیشه همراه با هم هستند که این موضوع را که این رنگ کاملا متناسب با این گروه است، تقویت میکند.

رنگ آبی و برنزی ریونکلاو
همانطور که همه میدانیم، ریونکلاو گروهی است که به هوش و شوق برای یادگیری معروف است که آن را خانهای برای رویاپردازان، آرمانگرایان۲ و سربههوایان میکند. بنابراین ما شک داریم که این تعجببرانگیز باشد که عنصر ریونکلاو هوا است. بار دیگر، این موضوع در رنگهای آن نشان داده میشود. جی. کی. رولینگ هم تایید کرده است که رنگ آبی برای آسمان و رنگ برنزی نماد پرهای عقاب است.
علاوه بر این، رنگ آبی مرتبط با خِرد است و مطالعات نشان داده است که احاطه شدن با این رنگ حتی میتواند بهرهوری افراد را افزایش داده و خلاقیت آنها را به کار بیاندازد. برای گروهی که به معرفی مخترعها و متفکرهای بزرگ به دنیا مشهور است، آیا نیاز است که توضیح بیشتری بدهیم؟
رنگ سبز و نقرهای اسلیترین
عنصری که اسلیترین با آن در ارتباط است، آب بوده که دلیل بر رنگ سبز و نقرهای این گروه است. با دانستن این موضوع، به نظر به جا است که تالار عمومی آنها زیر دریاچهی هاگوارتز قرار دارد.
گرچه، رنگ سبز معانی بیشتری در دنیای جادوگری دارد؛ چرا که نمادی از جادوی سیاه است، به مانند ستارههای زمردینی که شکلدهندهی نشان سیاه ولدمورت است. البته باید تاکید کنیم که جادوی سیاه تنها چیزی نیست که این رنگ نشان میدهد؛ مخصوصا وقتی که بسیاری از اسلیترینیها اسیر وسوسهی جادهی تاریکی نشدند. این رنگ همچنین مدتها بیانگر فراطبیعت۳ در انگلستان بوده است. در دنیای جادوگری، معمولا توسط ساحرهها و ساحران (همراه با رنگ بنفش) استفاده میشده است تا موقعیت جادویی خود را نشان دهند. بسیار شبیه به گروه اسلیترین، رنگ سبز نمادی چندجانبه با شهرتی پیچیده است.

رنگ قرمز و طلایی گریفیندور
و در نهایت به گریفیندور میرسیم که با رنگهای قرمز و طلایی نشان داده میشود. شما احتمالا میتوانید یک برآورد تجربی از اینکه چه عنصری به این گروه گره خورده است بزنید... آتش! با گروهی مملو از ساحرهها و جادوگران مشتاق و جسور، عنصری به روشنی آتش بسیار مناسب به نظر میرسد... مخصوصا با تعدادی ویزلی موآتشین میان اعضای آن. خارج از دنیای جادوگری، رنگ قرمز معمولا به اعتمادبهنفس و انرژی ربط داده میشود، که مهرتاییدی بر مناسب بودن این رنگ برای این گروه است!
یک حقیقت جالب، آیا میدانستید بعضی اسامی خاص گریفیندور معنی «قرمز» میدهند؟ بله! نام کوچک هاگرید، روبیوس۴، نیز به معنی قرمز است! روبیوس از واژهی لاتین «روبیو۵» میآید که به معنی قرمز یا سرخ است. او به معنای واقعی کلمه یک گریفیندوری است.
حیوانات گروهها
اگر به نشان گریفیندور دقت کنید، متوجه چهار حیوان خواهید شد. هر کدام از این حیوانات نماد یک گروه خاص هستند. اما چه معنایی میتوانند داشته باشند؟
شیر گریفیندور
غالبا معروف به «سلطان جنگل»، گریفیندور با یک شیر نمایش داده میشود. به عنوان گروهی که «شجاعدلان را در خود سکنی داده است»، منطقی به نظر میرسد که چنین موجود نجیبی نشان آن باشد... مخصوصا که شیرها شهرتی از باب شجاعت و دلیری دارند. مثالهای زیادی در فرهنگ عوام برای تقویت این موضوع وجود دارد؛ از کتابهای کودکان تا جادوگر شهر اُز۶ که در آن یک شیر متوجه شد از آنچه فکر میکند، شجاعتر است... درست مثل یکی از اعضای محبوب ما از این گروه، نویل لانگباتم!

مار اسلیترین
در ادامه، مار بزرگ۷ خزندهی اسلیترین۸ را داریم. یک نماد بسیار شایسته برای گروهی که توسط مردی بنیانگذاری شد که نهتنها میتوانست با مارها صحبت کند بلکه یک مار غولپیکر را در حفرهای سِری در زیر مدرسه نگهداری میکرد. خارج از دنیای جادوگری، مار معمولا بیانگر زیرکی و حیلهگری است، صفتی که بخشی از ویژگیهای هویت اسلیترین است. مثلا، به عنوان بخشی از نیسنگ پرهون (فلک البروج، زودیاک)، آنهایی که در سال مار به دنیا میآیند معروف به نیرنگبازی، باهوشی و کنجکاو بودن هستند.
عقاب ریونکلاو
درست است! حیوانی که نمایانگر ریونکلاو در کتابهاست یک غُراب۹ نیست بلکه یک عقاب باشکوه است. وقتی که شما به این فکر میکنید که عنصر گره خورده به این گروه، هوا است، پرندهای که در آسمان اوج میگیرد، به طرزی نمادین مناسب است. بیرون از دنیای جادوگری، عقاب ارتباطاتی با اساطیر نورس۱۰ دارد. این موجود به شدت با خدای اودین۱۱ ارتباط دارد و نشانگر خِرد و روشنایی است. دوباره، یک نماد شایسته برای گروهی که شعار بنیانگذار آن «ذکاوت بیاندازه، باارزشترین گنج انسان است» بود.

گورکن هافلپاف
در آخر اما به اندازهی سایرین مهم، حیوان هافلپاف را داریم؛ گورکن. با توجه به اینکه گورکن حیوانی است که زمان زیادی را در زیر خاک و در دل کرهی زمین میگذراند، بسیار مناسب گروهی است که عنصر آن خاک است. در واقع، تالار عمومی هافلپاف، باقیماندههای راهها و خانهی زیرزمینی یک گورکن است. قسمتی از این اتاق دنج در زیر زمین واقع شده است، با سقفهایی کوتاه و پنجرههایی گرد که همسطح با زمین است و به جادوآموزان هافلپاف یک چشماندازه بینظیر را از چمنها و قاصدکها میدهد.
***
پینوشت مترجم:
۱. گرچه رنگ زرد گل در برخی قسوم فرهنگ ایرانی میتواند نماد تنفر باشد، در اکثر فرهنگها رز زرد نماد دوستی است.
۲. visionary افرادی با توانایی پیشبینی آیندهی یک کشور، جامعه، صنعت و غیره و همچنین برنامهریزی برای آن. (پیشبینی آنها بر اساس دانش و نه خرافات است.)
۳. supernatural فراطبیعت یا ماوراالطبیعه به پدیدههایی اشاره میکند که از نظر علمی غیرقابل توضیح هستند.
۴. Rubeus
۵. rubeo
۶. The Wizard of Oz
۷. serpent در زبان انگلیسی برای اشاره به مارهایی بزرگ و معمولا با قدرت جادویی و افسانهای از این واژه استفاده میگردد. همچنین از این واژه برای افرادی خائن که به دنبال کسب موقعیت با استفاده از اعتماد دیگران هستند نیز استفاده میگردد.
۸. slithering serpent of Slytherin نویسنده در اینجا با استفاده از آرایهی نغمهی حروف (واج آرایی) و با تکرار حرف «س» به صدایی که مارها تولید میکنند نیز گریزی زده است.
۹. Raven نامی رایج برای اعضای سردهی کلاغ دارای جثهی بزرگ. منقارهای بزرگ، پرهای سیاه و بدن پر، از شاخصههای ظاهری غرابهاست.
۱۰. Norse mythology اسطورهشناسی نورس، نوردیک یا اسکاندیناوی، قلب اسطورههای مردم ژرمنی شمال است و از آیین و مذهب نورسها ریشه گرفته و پس از مسیحی شدن اسکاندیناوی به فرهنگ عامیانهی نورس (فولکلور نورس) در دنیای امروزی تغییر یافته است. از خدایان آنها میتوان به ثور خدای آذرخش، فریا الههی عشق و زیبایی و لوکی خدای شرارت و حقهبازی اشاره کرد.
۱۱. Odin یکی از قدرتمندترین خدایان نورس است که تعقل و دانش را به او ارتباط میدهند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج


گزینههای نمایش نظر