آنلاینها
کجای سایت هستند؟
-
آرشیو گالری 21
-
انجمن 19
-
پروفایلها و حساب کاربری 5
-
بخشهای دیگر 8
اعضای آنلاین
56 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
پيش گفتار سيرك عجايب ،سرزمين اشباح
مادرم از دست من ديوانه مي شد!
معمولا عنكبوت ها فقط يكي دو روز بيرون مي ايند و ديگر پيدايشان نميشود . ولي بعضي وقت ها انها كمي بيشتر بيرون مي مانند . يك بار يكي از انها بالاي تخت من يك تار درست كرد و يك ماه رويش نشست و نگهباني داد.ان روز ها ، هر بار كه مي رفتم بخوابم ،با خودم فكر مي كردم كه شايد عنكبوت پايين بيايد ،توي دهنم برود ، سر بخورد و از گلويم رد شود و در شكمم يك من هميشه از عنكبوت خوشم مي امد و وقتي بچه بودم انها را جمع مي كردم من ساعت هاي زيادي عالمه تخم بگذارد ، بعد هم بچه عنكبوت ها از تخم بيرون بيايند و مرا زنده زنده از درون بخورند.
وقتي بچه بودم خيلي خوشم مي امد كه از چيزي بترسم .
وقتي 9 ساله شدم ،مامان و بابا م يك رتيل كوچك به من دادند.
ان رتيل خيلي بزرگ نبود سمي خم نبود ولي بزرگترين هديه اي بود كه تا ان موقع گرفته بودم.هر روز صبح با ان رتيل بازي ميكردم و هر چيزيكه به ان ميدادم،ميخورد مگس ،سوسك،كرم هاي كوچك.ان رتيل همه چيز را خورد و خمير مي كرد و ميخورد .
اما يك روز من يك كار مسخره كردم.در يك كاريكاتور ديده بودم كه يك حشرهتوي جارو برقي رفته است،ولي جلوي كيسه گير كرده و هيچ چيزيش نشده.ان حشره،پر از گرد و غبار وخاك وكثيف شده بودو بسيار عصباني از جارو برقي بيرون امده بود.اين برايم بسيار جالب بود، ان قدر جالب بود كه هوس كردم خود ان را امتحان كنم.پس همين كار را با همان رتيل بيچاره كردم.خوب،معلوماست كه همه چيزمثل ان كاريكاتور پيش نرفت.رتيل من به محض اينكه به درون جارو برقي رسيد،تكه تكه شد.من خيلي گريه كردم.ولي براي گريهكردن دير بود.هم بازي عزيزم به خاطر اشتباه منمرده بود و ديگر كاري از دست من بر نميامد.
مامان بابام وقتي فهميدند كه من چه كار كرده ام ،كلي داد و بيداد راه انداختند اخر ان رتيل خيلي قيمتي بود.انها گفتند كه به خاطر اين بي مسئوليتي احمقانه ،ديگر اجازه ندارم حتي يكي از عنكبوت هاي باغبان را هم نگه دارم.
من قصه ام را با اين ماجرا شروع كردم تا بدانيد كه ان روز ها چه قدر عنكبوت ها را دوست داشتم و چرا براي به دست اوردن شان خودم را به اب و اتش ميزنم.
قصه من در واقع ، شرح يك كابوس است ، يك كابوس دنباله دار.
اما يك نكته ي مهم اسم من دارن شان نيست. اسم خواهرم، دوستانم و معلم هايم،همين طور اسم شهرم ،كشورم و بقيه نشانه هايي كه در اين داستان مي بينيد و مي خوانيد هم واقعي نيستند .
به هر حال ،معرفي و مقدمه چيني تا همين جا بست است .اگر حاضريد ،شروع كنيم . البته اگر اين داستان مثل همه ي قصه هاي تخيلي ديگر بود ،حتما در شبي طوفاني ،با هو هوي جغد ها و سرو صداي عجيب زير تخت شروع ميشد . اما چون قصه من با بقيه قصه ها فرق دارد ، از جاي ديگري شروع ميشود : از دستشويي مدرسه .
harrypoter 2
aragona _the renge lady
دختر سايه

گزینههای نمایش نظر
بهیچ وجه یک داستان رو خلاصه نکن هیچ وقت حتی اگه گزاشتنش رو سایت 3 ساعت وقت بگیره یا کامل بفرست یا اصلا نفرست
البته من 9 جلدشو خوندم جلد 10 11 12 رو بفرست دانلود کنم
یه کتاب جدیدم داده به اسم مبارزه با شیطان که اسم جلد اولش لرد لاس هست میگن خیلی باهاله
دارن و استیو هستند الان که خوندم کف کردم
در زمن یکی کل داستانو بزاره دانلود کنیم لطفا
شروع خوبی بود.
می خواستم بگم که منم قراره فصل13 تا23 رو تایپ کنم
در ضمن این هم اسم کتاب های 10 و 11 و12
جلد10:دریاچه ارواح(The lake of the souls)
جلد11:ارباب سایه ها(Lord of the shadows)
جلد12:پسران دستینی(Sons of Destiny)
التبه لازم به ذکره که هنوز چاپ نشدند...
به نظر من که اسم جلد12 خیلی مشکوکه...
ميشود بگوييد اين داستان را قسمت هاي اولش را خلاصه كنيم يا نه
لطفا نظرتان در باره ي اينكه جلد هاي اول را خلاصه كنيم يا نه بگوييد