جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
13 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

فیلم 5

گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"

پروفسور کويیرل 18 آبان 1385 6:10 بعد از ظهر 981
"دانيل رادكليف"، بازيگر هفده ساله مجموعه فيلم هاي "هري پاتر" كه بر اساس رمان هاي پرفروشي از "جي. كي. رولينگ"، نويسنده بريتانيايي ساخته شده اند، اين روزها درگير بازي در قسمت پنجم اين مجموعه با عنوان "هري پاتر و محفل ققنوس" است. رادكليف در تابستان امسال امتحانات نهايي اش را با موفقيت پشت سر گذاشت و چند روز پيش همراه با دوستانش در جشنواره Reading كه بزرگترين جشنواره موسيقي زنده در بريتانيا محسوب مي شود، حضور يافت. جديدترين گفتگوي او كه روز يكشنبه 22 اكتبر (30 مهر ماه) در نشريه نيوزويك منتشر شده، به مشكلات او به خاطر شهرت، دوستانش، ديدارش با جي. كي. رولينگ و زندگي روزمره اش پرداخته است. "شون اسميت"، خبرنگار نيوزويك اين گفتگو را با او انجام داده است.

* وقتي به مكان هاي عمومي مي روي - مثل همين جشنواره Reading كه تازگي ها رفته بودي - نگران نيستي كه مردم تو را بشناسند؟

اين كه مردم مرا بشناسند مشكلي ايجاد نمي كند، تنها چيزي كه بايد نگرانش باشم، خبرنگارها هستند. اما خوشبختانه من و دوستانم در اين جشنواره از دست خبرنگارها قسر در رفتيم. آنها فقط توانستند يك عكس از من بگيرند و درباره كلاهي كه در اين جشنواره سرم گذاشته بودم، چيزهايي بنويسند. عجب خبر مهمي! (مي خندد.) پس اين كه مردم مرا بشناسند مسئله اي نيست.

* بارها ديده ام كه مردم ديوانه بار برايت فرياد مي كشند. از اين رفتار آنها چه احساسي به تو دست مي دهد؟

اين را به صورت روزانه تجربه نكرده ام چون بيشتر روزهايم را سر صحنه فيلم هستم و اينجا هم همه مرا مي شناسند و از ديدنم تعجب نمي كنند. حدس مي زنم مردمي كه مرا در فيلم هايم مي بينند، كمي وحشت زده مي شوند. اين براي من عجيب است چون خودم را مي شناسم و مي دانم كه در من واقعاً چيزي براي وحشت كردن وجود ندارد. پس وقتي در نمايش هاي اوليه فيلم هايم شركت مي كنم، واكنش هاي خيلي عجيبي مي بينم مثلاً از ماشين پياده مي شوم و ناگهان صدها نفر اسمم را فرياد مي زنند. اسم آدم براي خودش مفهوم خاصي ندارد، فقط يك اسم است، مثل "ميز" يا چيزي شبيه به اين، پس وقتي مردم ناگهان آن را فرياد مي زنند، عجيب ترين حس ممكن به من دست مي دهد. اين احساس در عين حال بسيار افتخارآميز است چون تو روي يك فيلم يك سالي كار مي كني و ناگهان اين همه آدم از راه مي رسند و از تو قدرداني مي كنند. اين حس عالي است.

* شش سال است كه داري نقش هري پاتر را بازي مي كني. هنوز هم از اين نقش لذت مي بري؟

بازي در اين فيلم بزرگترين تفريح من محسوب مي شود، به ويژه به خاطر كار با افرادي چون "ايملدا استانتون" (كه نقش پروفسور دالارس اومبريج، الهه انتقام هري پاتر را بازي مي كند) و "ديويد ييتس"، كارگردان فوق العاده مان كه من تمام اوقات زندگي ام را صرف كار با او كرده ام. او مرا به جلو هل مي دهد، حتي خيلي جلوتر از جايي كه تا كنون در آن بوده ام. البته اين به آن معنا نيست كه كار با كارگردان هاي قبلي به ضرر من بوده است چون خودم هم قبلاً اين توانايي را نداشتم اما بايد بگويم كه ديويد در زمان دست با من برخورد كرد.

* هري پاتر در كتاب "هري پاتر و محفل ققنوس" خيلي عصباني و تلخ تر شده است.

به نظر من او احساسي را دارد كه بسياري از بازماندگان جنگ دارند و آن احساس گناه زنده ماندن است. به نظرم او فكر مي كند كه بايد به جاي "سردريك" (ديگوري، كه در داستان هري پاتر و جام آتش توسط لرد ولدمورت كشته شد) او مي مرد. سردريك براي ولدمورت آنقدرها اهميت نداشت و بنابراين هري با خودش فكر مي كند كه: ولدمورت دنبال من بود و من بايد كشته مي شدم.

* خوانندگاني را مي شناسم كه اين كتاب را دوست ندارند چون عصبانيت هري برايشان آزاردهنده است. آنها فكر مي كنند كه اين احساس به اين شخصيت نمي آيد.

من اين شانس را داشتم كه براي اين فيلم يك ساعتي را با جي. كي. رولينگ بگذرانم. رولينگ به من گفت: «اگر مردم بگويند كه عصبانيت هري را در اين كتاب دوست ندارند، معلوم مي شود كه كتاب را آنقدرها عميق نخوانده اند.» اگر اتفاقاتي را كه براي هري افتاده مرور كنيم، متوجه مي شويم كه اغلب مردم در چنين موقعيت هايي بسيار بيشتر از هري عصباني مي شوند. اتفاقاً هري به نسبت هر چيزي كه برايش پيش مي آيد، كاملاً متعادل رفتار مي كند. او بداخلاق نيست.

* در جايي خواندم كه نتيجه امتحانات نهايي ات خوب شده است.

بله. خيلي خوب شد. من بابت آن خيلي هيجان زده ام. هميشه خيلي خوب درس مي خواندم اما هيچ گاه از درس خواندنم مثل اين نتيجه نگرفته بودم.

* اگر مي فهميدي كه همه مردم از نمره هايت، حالا هر چه كه باشند، با خبر مي شوند، ناراحت مي شدي؟

اوم، نه. اگر نمره هايم بد بودند، آنها را به هيچ كس نمي گفتم و اگر نمره هايم در روزنامه ها منتشر مي شد، مي گفتم: واي از دست اين روزنامه ها. هر چيزي را كه مي خوانيد باور نكنيد. (مي خندد.)

* حالا مي خواهي به كالج بروي؟

مي خواهم يك سالي را در درسم وقفه بيندازم و بعد موقعيتم را بررسي كنم. در سال آينده من در نمايشي بازي مي كنم و نمي توانم هم هشت اجرا در هفته داشته باشم و هم به كالج بروم. علاوه بر اين، هنوز بايد بنشينم و ببينم رفتن به كالج چقدر به سود و چقدر به ضررم است. فعلاً فقط به خاطر اين يك سال وقفه خوشحالم. اين عالي است! اين يعني آزادي! معركه است!

* فكر كرده اي كه بازيگري را به عنوان حرفه اصلي ات انتخاب كني؟

بله. در اين شغل تو مي تواني با افراد زيادي كه گذشته هاي بسيار متفاوتي با هم دارند، ملاقات كني. تو اين شانس را داري كه چيزهاي جديدي را درباره خودت كشف كني. بازيگري درست مثل خواندن يك كتاب است، در اين شغل تو چيزي را از خلال چشم هاي يك شخص ديگر تجربه مي كني. اين شخصيت را از طريق بازي كردن آن كشف مي كني و اعتقاداتش باعث مي شود كه بايستي و خود را زير سؤال ببري. بازيگري بعضي وقت ها كاملاً جنبه شهودي به خود مي گيرد. پس، بله، من مطمئناً مي خواهم بازيگر شوم؛ اين كار را خيلي دوست دارم. اما دلم مي خواهد نويسنده هم بشوم. عاشق ساختن فيلم كوتاه هستم، فقط براي اين كه ببينم چه جوري است. اما در كل چيزي درباره فنون آن نمي دانم. من شش سال در كار سينما بوده ام و شايد فكر مي كنيد هر دو كار (بازيگري و كارگرداني) را ياد گرفته ام. (مي خندد.)

* اين كه شاهد رشد تو در فيلم هاي هري پاتر بوديم، خيلي جالب بود. به فيلم هاي اولت از اين زاويه ديد نگاه مي كني؟

نه. اين كار را وقتي مثلاً سي يا چهل سالم شد و بچه دار شدم مي كنم. بچه هايم را مي نشانم و مي گويم: ببينيد، هم سن شما كه بودم اين كارها را كرده بودم. شما چه كار كرده ايد؟ (مي خندد.)

با تشکر از خبرگزاری میراث فرهنگی
نظرات متعلق به نویسنده است. ما مسئول محتوای آنها نیستیم.
 Re: گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"
بله ... بداخلاق نيست بلكه هاره !
1388/11/16 22:51
 Re: گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"
ولی به نظر من آدم کم سوادیه که این طوری جواب داده اما یک کمی باهوش تر بود...
1386/03/05 15:58
 گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"
اول این که از بابت مصاحبه ممنونم!
دوم این که خیلی عشقه این دنیل!
سوم این که ما نفهمیدیم این میخواد
چیکار کنه؟!شاعر،بازیگر،کارگردان یا...
ولی من که خیلی دوسش دارم خیلی
باحال و رئاله!من که خیلی ازش خوشم
میاد
(چند بار یه چیزو تکرار میکنم؟!)
1386/03/01 17:22
 Re: گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"
ايول دني خيلي باحالي
در ضمن به نظر من درس بخون بلكه يه دكتري چيزي شدي
1386/02/24 1:12
 Re: گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"
سلام . نمي دانم چه بگويم . زيرا خودش هم نمي دونه چشه و چي جوريه ؟
1385/11/27 14:55
 دنی جون
نمیدونم چی بگم در موردش چون خودش هنوز خودش رو نشناخته
1385/08/28 16:46
 koshti maro
baba in daniel ham javabe emailasho namehasham nemide ta befahmim mikhad che ghalati bokone.bacham mikhad chizi az khoodesh borooooooooooooooz nade ba on mohash ke ghiyafasho msle mongola karde bavar konin ta 100000000000000000000 sale dige ham nemitoonim befahmim mikhad key chikard dar koja anjam bede
1385/08/25 0:21
 اي واااااااااااااااااااااي!!!!!!!
من مي گم بيايم دست در دست هم دهيم به مهر براش مشاوره ي شغلي بذاريم. بچه مگه مرض داري مردم رو مي ذاري سر كار ؟
1385/08/23 0:29
 ها اي خوب بيد
نمرديم و بعد از مدتها يه چيز درست و حسابي تو سايت گذاشتيد. ولي اصلش خبرهاي اون هفت خان كوفتيه كه تا بياد بيرون من يكي رفتم ديوونه خونه.
1385/08/22 0:53
 دن
عالي بود
معلومه كه ميخواد بازيگر شه چون وارد كار شده و به اون عادت كرده.تازه اگه همه جا مردم بهش نگاه كنن تازه ميشه هري پاتر
1385/08/21 8:23
 خل وچل
وایـــــــــــی ماکه اخر از دست این بشر دیوانه میشیم.این پسره تو این چند وقته سرش تو فیلم به جایی نخورده؟؟؟چون هر لحظه یه چرتی میگه همه تو دنیا میچسبند به درسو مشق اون وقت این اقا وقفه میندازه ....تازه خوشحالم هست
1385/08/20 18:14
 عالي بود
اين دنيل واقعا با خودش هنوز به توافق نرسيده كه ميخواد بره كالج ، بازيگر بشه ، كارگردان بشه ، بازيگر بشه ، نويسنده بشه يا شاعر .
در هر حال مصاحبه ي جالبي بود . ترجمه ش هم روان بود . مرسي از اينكه اين رو توي سايت گذاشتي .
1385/08/19 23:34
 عالـــــــــــــــــــی!!!!!!!
پرفسور فوق العاده بود... دست مریزاد
1385/08/19 18:06
 ايول كوييرل
اول از همه از كوييرل عزيز تشكر ميكنم به خاطر اين مقاله
دوما بابا ايول دني. دمت گرم.
1385/08/19 8:26
 ایول!!!!!!!
عجب آدم با حالیه...ازش خوشم میاد.....
مصاحبه ی قشنگی بود مرسی از ترجمه ی زیبایتون
1385/08/19 0:49
 خيلی جالب بود
اولاً،مقاله ی خيلی خوبی بود،متشکرم
دوماً،ای کاش يه عکس از اون کلاه رو هم ميديديم،بايد باحال باشه
سوماً،کدوم آدم نفهمی گفته هری بداخلاقه؟اصلاً من توی کتاب پنج قسمتهايي که هری عصبانی ميشه رو بيشتر از همه دوست دارم
چهارماً،اين Daniel آخر ميخواد بازيگر بمونه يا کارگردان بشه يا شاعر؟
و در آخر،Dan آدم باحاليه...من خيلی دوسش دارم
1385/08/19 0:40