تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آواتار ويزارد
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

نیکلاس:من یه آواتور میخوام
آلیشیا:اینجا خبری نیس.درش تختس.
نیکلاس:دو دنگ اینجا که مال تو ا!خب پس یه کاریش بکن.ماهی 2 نات بهت میدم.
آلیشیا یکم فکر میکنه:حالا چه جورشو میخوای؟
(بگو خودت)
نیکلاس میخواد بره که آلیشیا جلوشو میگره:هی صبر کنین بینم.یه گالیون باید بذاری گرو.به علاوه ی 2 نات این ماهت میشه یک گالیون و 2 تات!
نیکلاس:
آلیشیا:اینجا خبری نیس.درش تختس.
نیکلاس:دو دنگ اینجا که مال تو ا!خب پس یه کاریش بکن.ماهی 2 نات بهت میدم.
آلیشیا یکم فکر میکنه:حالا چه جورشو میخوای؟
(بگو خودت)
نیکلاس میخواد بره که آلیشیا جلوشو میگره:هی صبر کنین بینم.یه گالیون باید بذاری گرو.به علاوه ی 2 نات این ماهت میشه یک گالیون و 2 تات!
نیکلاس:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

بیرکا که زیر میز قایم شده بود. یهو میپره بیرون (!)
لیلی:
هرمی: شما ؟؟؟
بیرکا : من ... من بیرکا بورکاسن از جنگلهای جادویی ماتیس هستم .
هرمی : خوشوقتم .
بیرکا : لی لی جون راستی تو چرا این ریختی
همیشه , برا پوست صورتت خوب نیست اینقدر اخم کنی .لیلی : چه کارداری ؟
بیرکا : اوم ... اومدم تا ازت بپرسم در حق من بیچاره ی فلک زده ییتیم مادری میکنی
لیلی : الاهی
هرمی : میکنه میکنه
لیلی : آره من تورو مثل هری دوست دارم حالا میخوای برات چه کار کنم .
گل از گل بیرکا میشکفه : برام میری خواستگاری
هرمی به سرفه میافته
لیلی:
کی رو خواستگاری کنم !بیرکا : رنیا
لیلی : کی ؟ رنیا کیه؟؟!!
ناگهان سلفه کردن هرمی قطع میشه .
بیرکا آروم میگه : یه شخصیته که تو سایت نیست .
لیلی : خوب چرا از دخترای سایت انتخواب نمیکنی !
بیرکا : بابا اینا همشون ترشیدن
من یه جوون خشگل میخوام که متاسفان پیدا نمیشه
هرمی یکهو از جاش پا میشه می دوه میره بیرون.
بیرکا : این چش بود ؟
لیلی : رفت ارایشگاه جادویی .
بیرکا : واسه چی ؟ ( از خودم معذرت میخوام که نوع خر بازیه هری رو تو داستان اجرا میکنم
)لیلی : برای اینکه جوون خشگل بشه .
بیرکا : مـــــــــــــــــــــــــــا
هری که تازه مشتریا رو راه انداخته بود میاد جلو : سلام پورکا .
بیرکا: سلام برادر جون .
هری :
مامان این چی میگه؟؟!لیلی : قراره من برای بیرکا جون مادری کنم و برم خواستگاری.
هری : خواستگاریه کی ؟
لیلی : هنوز معلوم نیست باید لیست دختر تهیه کنم !
بیرکا : لیست ، آخ جون
هری : برای ما از ای کارا نمیکردی !
در این حین جیمز از در میاد تو .
بیرکا میره پیشش و ....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خوب من هم برگشتم حرفي هست ؟
[IMG]http://i7.tinypic.com/2upefxf.gif[/IMG]
نقل قول:
[IMG]http://i7.tinypic.com/2upefxf.gif[/IMG]
نقل قول:
I miss you ! jadoogaran
آلیشیا و هری در حال دعوا هستند که در همین موقع هرمیون سر میرسه
هرمیون:
هری: هی هرمی .. از من نقل قول نیار .. نحوه ی برخورد منو با آلیشسیا به عهده ی خودم بگذار .. . این کل کل منو آلیشیاست فهمیدی ؟ دخالت نکن
هرمیون :
باشه خوب ..
آلیشیا : من هم کمک نمی خواهم .. خودم میتونم حال این پاتر را بگیرم ...
هرمیون :
به من چه اصلا" .. من فقط اومدم یا آواتار سفارش بدم ..
لیلی : بچه ها برید یک کم اون ور تر دعواهاتون را بکنید .. مگه نمیبینید مشتری اومده ؟ .. خوب .. هرمیون جان چه جور آواتاری میخوای ؟
هرمیون : راستش کاررتونی غیر کارتونیش برام فرقی نداره ... یک چیزی باشه که تمام ابعاد شخصیتی منو در بر بگیره .. جدی مصمم .. پر تحرک .. درسخون .. باهوش .. یک چیزی تو مایه های مال نارسیسا همون که اسلحه داره .. اگه اسلحه دار بگذاری که خیلی هم خوب میشه .. خلاصه همه ازم حساب ببرند دیگه .. ناز و عشوه هم نیاد ..اگ..
لیلی: :YWAIT: خوب هرمی .. میتونی بری کنار چو واستی .. تا من یک آب نمکی چیزی پیدا کنم ..
هرمیون : وای .. میدونستم حتما" برام پیدا میکنی .. :bigkiss:
لیلی:
هرمیون:

هری: هی هرمی .. از من نقل قول نیار .. نحوه ی برخورد منو با آلیشسیا به عهده ی خودم بگذار .. . این کل کل منو آلیشیاست فهمیدی ؟ دخالت نکن

هرمیون :
باشه خوب .. آلیشیا : من هم کمک نمی خواهم .. خودم میتونم حال این پاتر را بگیرم ...
هرمیون :
به من چه اصلا" .. من فقط اومدم یا آواتار سفارش بدم .. لیلی : بچه ها برید یک کم اون ور تر دعواهاتون را بکنید .. مگه نمیبینید مشتری اومده ؟ .. خوب .. هرمیون جان چه جور آواتاری میخوای ؟
هرمیون : راستش کاررتونی غیر کارتونیش برام فرقی نداره ... یک چیزی باشه که تمام ابعاد شخصیتی منو در بر بگیره .. جدی مصمم .. پر تحرک .. درسخون .. باهوش .. یک چیزی تو مایه های مال نارسیسا همون که اسلحه داره .. اگه اسلحه دار بگذاری که خیلی هم خوب میشه .. خلاصه همه ازم حساب ببرند دیگه .. ناز و عشوه هم نیاد ..اگ..
لیلی: :YWAIT: خوب هرمی .. میتونی بری کنار چو واستی .. تا من یک آب نمکی چیزی پیدا کنم ..
هرمیون : وای .. میدونستم حتما" برام پیدا میکنی .. :bigkiss:
لیلی:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر

آلیشیا از پشت طی یک حرکت ماهرانه(و لات پسندانه
) اون دو نفر رو پخش زمین میکنه بعد چوبدستیشو در میاره و با ورد احضار ..........
.........سندا رو در دست میگیره.......و در حالیکه از اونا دور میشه میگه :حالا میتونم بیام اینجا...ها ها ها
لی لی رو به هری:
به خودم گفتم که تو عرضه این کاررارو نداری
و گوش هری رو میگیره و میپیچونو....همون موقع آلیشیا نمیدونم از کجا در میاد و به سرعت خودشو به اونا میرسونه
آلیشیا:نننننننننننننننننننه این کارو نکن لی لی....
و هری رو به طرفی هل میده و دست لی لی از گوش هری ول میشه....
آلیشیا (در حالی که بغض گلوشو گرفته!!!
نه اشتباه نکردید این همان آلی است با همان طراوت و....):نه لی لی این کارو نکن بیا و گوش من رو بپیچون!این بچه(اشاره به هری
)رنجای زیادی رو متحمل شده....فکرشو بکن بچه ای به این سن و سال......
آلیشیا دیگه نمیتونه ادامه بده و بغضش میترکه:
(
)لی لی که تحت تاثیر قرار گرفته آلیشیا رو در آغوش میگیره...........
بعد به طرف هری میره............
لی لی:
هری:
در همون موقع وقتی اوندو به خودشون میان میبینن که آلیشیا داره به آرامی از اونجا دور میشه....
هری:آلیشیا!!!!من در مورد تو اشتباه میکردم.....تو دختر مهربونی هستی!
آلیشیا:(
)آره هری تو پسر ابلهی هستی و اشتباه زیاد میکنی!(از اونجایی که لحن آلی خیلی آروم بود هری اینو نشنیده میگیره)خلاصه ما دیگه عادت کردیم....
لی لی:آه آلیشیا من عجب احمقی بودم(من نگفتما)آدم باید مغازشو به آدمایی مثل تو دودستی ببخشه!
آلیشیا که تا اون موقع داشت گریه میکرد:نه! ما به همون دو دنگشم قانعیم!
لی لی و هری:
) اون دو نفر رو پخش زمین میکنه بعد چوبدستیشو در میاره و با ورد احضار ..........
.........سندا رو در دست میگیره.......و در حالیکه از اونا دور میشه میگه :حالا میتونم بیام اینجا...ها ها ها
لی لی رو به هری:
به خودم گفتم که تو عرضه این کاررارو نداری
و گوش هری رو میگیره و میپیچونو....همون موقع آلیشیا نمیدونم از کجا در میاد و به سرعت خودشو به اونا میرسونه
آلیشیا:نننننننننننننننننننه این کارو نکن لی لی....
و هری رو به طرفی هل میده و دست لی لی از گوش هری ول میشه....
آلیشیا (در حالی که بغض گلوشو گرفته!!!
نه اشتباه نکردید این همان آلی است با همان طراوت و....):نه لی لی این کارو نکن بیا و گوش من رو بپیچون!این بچه(اشاره به هری
)رنجای زیادی رو متحمل شده....فکرشو بکن بچه ای به این سن و سال......آلیشیا دیگه نمیتونه ادامه بده و بغضش میترکه:
(
)لی لی که تحت تاثیر قرار گرفته آلیشیا رو در آغوش میگیره...........بعد به طرف هری میره............
لی لی:
هری:
در همون موقع وقتی اوندو به خودشون میان میبینن که آلیشیا داره به آرامی از اونجا دور میشه....
هری:آلیشیا!!!!من در مورد تو اشتباه میکردم.....تو دختر مهربونی هستی!
آلیشیا:(
)آره هری تو پسر ابلهی هستی و اشتباه زیاد میکنی!(از اونجایی که لحن آلی خیلی آروم بود هری اینو نشنیده میگیره)خلاصه ما دیگه عادت کردیم....
لی لی:آه آلیشیا من عجب احمقی بودم(من نگفتما)آدم باید مغازشو به آدمایی مثل تو دودستی ببخشه!
آلیشیا که تا اون موقع داشت گریه میکرد:نه! ما به همون دو دنگشم قانعیم!
لی لی و هری:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/13
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
از: پریوت درایو - شماره 4
پستها:
3768

لیلی که فوق العاده عصبی شده میره سمت آلیشیا که هری یه چشمک از پشت آلیشیا بهش میزنه
بعد رو میکنه به آلیشیا: آره راست میگی این مغازه به دستای پر توان تو احتیاج داره اصلا از اولم معلوم بود ما نمیتونیم اینجا رو بگردونیم مامان بیا بریم تا همشو به اسمش کنیم مردم هم راحتترن خیلی بهتره
آلیشیا:
لیلی رو به هری یه چشم غره میره ولی هری یه اشاره میکنه که دارمت بعد هری میره و سند رو میاره میده به آلیشیا تا امضا کنه: خب اینجا رو امضا کنی تمومه
آلیشیا: کوش کجا رو باید امضا کنم زود بده امضا کنم که کار دارم
هری: اینجا... اینجا رو امضا کنی تمومه
آلیشیا سریع امضا میکنه
هری: خب میتونی تشریف ببری
آلیشیا : کجا برم؟ این شمایید که باید برید
هری: نخیر همیشه نمیشه سرو بزندازی پایین و ... از شیوه خودت عمل کنی بعضی مواقعم باید فکر کرد مثلا باید اول بخونی چیزی رو بعد امضا کنی در ضمن اگه در این لحظه پشتتو نگاه کنی میبینی چه اتفاقی داره میافته
دو نفر میان آلیشیا رو میگیرن پرتش میکنن از مغازه بیرون در این حین و وین آواتارشم که پوسیده بود پاره میشه
هری: آره اون سند نبود آلیشیا جان اون کاغذ محتواش این بود که شما دیگه اینجا به هیچ عنوان و به هیچ صورت مزاحم نمیشی و هیچ حقی نسبت به هیچی نداری واقعا دلم به حالت میسوزه بی آواتاریم بد دردیه
الیشیا:
هری: گریه کن دلت وا میشه البته اینا که خنده برات حساب میشه گریه هات مونده حالا آدمی که از راه نادرست و لات بازی بخواد پیشرفت کنه بهتر از این نمیشه عاقبتش
بعد رو میکنه به آلیشیا: آره راست میگی این مغازه به دستای پر توان تو احتیاج داره اصلا از اولم معلوم بود ما نمیتونیم اینجا رو بگردونیم مامان بیا بریم تا همشو به اسمش کنیم مردم هم راحتترن خیلی بهتره
آلیشیا:
لیلی رو به هری یه چشم غره میره ولی هری یه اشاره میکنه که دارمت بعد هری میره و سند رو میاره میده به آلیشیا تا امضا کنه: خب اینجا رو امضا کنی تمومه
آلیشیا: کوش کجا رو باید امضا کنم زود بده امضا کنم که کار دارم
هری: اینجا... اینجا رو امضا کنی تمومه
آلیشیا سریع امضا میکنه
هری: خب میتونی تشریف ببری
آلیشیا : کجا برم؟ این شمایید که باید برید
هری: نخیر همیشه نمیشه سرو بزندازی پایین و ... از شیوه خودت عمل کنی بعضی مواقعم باید فکر کرد مثلا باید اول بخونی چیزی رو بعد امضا کنی در ضمن اگه در این لحظه پشتتو نگاه کنی میبینی چه اتفاقی داره میافته
دو نفر میان آلیشیا رو میگیرن پرتش میکنن از مغازه بیرون در این حین و وین آواتارشم که پوسیده بود پاره میشه
هری: آره اون سند نبود آلیشیا جان اون کاغذ محتواش این بود که شما دیگه اینجا به هیچ عنوان و به هیچ صورت مزاحم نمیشی و هیچ حقی نسبت به هیچی نداری واقعا دلم به حالت میسوزه بی آواتاریم بد دردیه
الیشیا:
هری: گریه کن دلت وا میشه البته اینا که خنده برات حساب میشه گریه هات مونده حالا آدمی که از راه نادرست و لات بازی بخواد پیشرفت کنه بهتر از این نمیشه عاقبتش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
ولی کو جواب!