جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: سکوت بلبل
ارسال شده در: جمعه 5 دی 1404 15:28
نمایش جزئیات
شغل
آهی کشید و ویولنش را زمین گذاشت. دستش را میان زلف سیاهش فرو برد.
- اون منو مسخره کرده؛ می‌خواد به گیسم بخنده.

اگر این‌چنین نبود؛ کدام پسری از سر عقل بدو ابراز عشق می‌کرد؟ در آینه نگاهی به هیکل لاغر، پوست رنگ‌پریده و چهره بی‌حالش انداخت و به خودش جواب داد:
- هیچ پسری.

ناگهان در گشوده شد و دختر بلندقد و زرمویی در آغوشش افتاد. دخترک نفس نفس میزد.
- آ...آیلین! آ..آلبرت دوباره حالش بد شده.

آیلین به آرامی به دوستش که در شرف افتادن بود؛ کمک کرد صاف بایستد.
- چه‌ اتفاقی افتاده، امیلی ؟ دوباره ضعف کرده؟

امیلی دستی بر نشان مار روی سینه‌اش، جایی که قلبش بود کشید.
- آره...آره! پسرک ابله! دوباره دیوونه‌بازی درآورده که این‌قدر چیزی نمی‌خورم تا بمیرم. حتی لب به اون معجون‌هایی که تو بهش دادی هم نزده. الانم من نمی‌تونم به کسی بگم چرا ضعف کرده. تو که بچه‌های این‌جا رو می‌شناسی!

آیلین دوستش را روی تخت نشاند. ملحفه زرد رنگ را روی زانوان یخ‌زده امیلی انداخت.
- دامبلدور می‌دونه؟ مادام آلکساندر چی؟

امیلی سرش را میان دستانش گرفت.
- نه، نه! به هیچ کس چیزی نگفتم. خودش ازم خواست به مسئولین مدرسه چیزی نگم.

آیلین دیوانه‌وار در عرض خوابگاه بالا و پایین می‌رفت.
- من رو ببر پیشش. می‌دونم چی‌کار کنم.

می‌دانست؛ اما دستش می‌لرزید.
ویرایش شده توسط آیلین پرینس در 1404/10/5 19:13:38
سکوت بلبل
ارسال شده در: جمعه 5 دی 1404 15:12
نمایش جزئیات
شغل
مقدمه:
بلبل‌ها معمولا با تمام قوا ترانه می‌خوانند؛ به ندرت می‌شود که بلبل ترانه‌اش را در دلش نگه دارد.

حال چه می‌شود اگر بلبلی آوازش را قلبش محصور کند و ساکت بر درخت بنشیند؟

افرادی که لایک کردند