جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

34 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
31 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

داستان‌های غیر هری پاتری

عشق نافرجام

500 25 آذر 1385 9:37 بعد از ظهر  7 نظر 
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 5

_هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا _دوریکا میدونی ساعت چنده؟ _نه خوب چنده؟مگه امروز جمعه نیست ؟ وایییییییییییییییییییییییییییییی.ساعت 11 ظهر بود و من تازه از خواب پا شده بودم (البته با صدای مامانم که نزدیک ده دقیقه بود داشت بالای سرم یکسره میگفت پاشو پاشو ). _نه مثل اینکه نمیشه خوابید. _من و...

196  4 نظر  24 آذر 1385 7:25 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
کارگاه داستان‌نویسی

هري پاتر و اولين جان پيچ

چند روزي بود كه هري خانه دورسلي ها ترك كرده بود. اكنون او در كنار رون و هرميون در پناهگاه به سر ميبرد. هرميون ديروز خودش را ظاهر كرده بود. اكنون هر سه در اتاق رون نشسته بودند. هري مي دانست كه ارامش فعليش به خاطر بودن در كنار رون و هرميون است و گرنه با اوضاعي كه پيش امده بود مشنگ هايي كه دسته...

85  5 نظر  23 آذر 1385 8:55 بعد از ظهر Hermione Granger21
کارگاه داستان‌نویسی

داستان های هری پاتری ( SP1 ) - قسمت دوم

بخش دوم: زنده ام یا مرده؟ در را پسر بچه ی 5 یا 6 ساله ی کک مکی با موهای بلوند باز کرد. با صدای شیرین پسرانه ای گفت: بفرمائین؟... با کی کار داشتین؟ در حالی که سعی میکردم صمیمی باشم گفتم: پدرت یا مادرت خونست؟ در حالی که داست می خندید در میان در ناپدید شد و بعد از چند لحظه زنی در همان جا ظاهر شد....

409  11 نظر  21 آذر 1385 3:19 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 4

.............................................................. گرداب فصل چهارم مدرسه ی شگفت انگیز از امدن کاردنیا یه هفته ای میشد که میگذشت و دیگه مثل اعضای خانواده ی انها شده بود .در طی اون یه هفته جاهای دیدنی زیادی رفته بود .ولی این دفعه مثل دفعه های قبل نبود .کاردنیا خیلی هیجان زده...

249  3 نظر  19 آذر 1385 3:28 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
داستان‌های غیر هری پاتری

گرداب فصل 3

گرداب فصل سوم یک جزیره استثنایی چهره زیبای خورشیدکم کم داشت پشت ابر ها پنهان می شد و کاردنیا وآنا بر روی ارشه کشتی در حال تماشای غروب خورشید بودند . _انا کاردنیا زود باشین تا بیست دقیقه ی دیگه میرسیم نمیخواین حاضر بشین.این صدای عمه تالیا بود که از ان ور کشتی داشت می اومد . _شمایین عمه جان...

230  2 نظر  15 آذر 1385 2:47 بعد از ظهر پتونیا دورسلی
کارگاه داستان‌نویسی

داستان های هری پاتری ( SP1 )

داستان های هری پاتری هرچند وقت یکبار در سایت قرار می گیرند. ***************** نام داستان اما حیف... بخش اول: بار دیگر در دره رویاهای من بی انتها شده اند. گاهی اوقات از نگاه کردن به گذشته ام هراس دارم. گاهی می ترسم گذشته بار دیگر مرا در آتش خشم بسوزاند. 20 سال زجر آور. که 10 سال آن کمی آرام تر...

484  9 نظر  15 آذر 1385 1:48 بعد از ظهر هرمیون گرنجرold
هری پاتر و جدال مرگبار

هری پاتر و جدال مرگبار(فصل6)

فصل ششم "سن قانونی" هری نیمی از شب پیش را بیدار بود اصلا خوابش نمی برد و هنگامی که خود را با افکار شیرین گذشته (که اکنون با این وضعی که پیش آمده بود و ترس و وحشتی که همه جا را فرا گرفته بود، بسیار دور و غیرواقعی به نظر می رسیدند) خواباند زود از خواب بیدار شد. اما متوجه شد که به جز خودش همه ی...

403  5 نظر  08 آذر 1385 6:30 بعد از ظهر الادورا بلک
هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل دهم

پرورشگاه روزها و هفته­ها می­گذشتند و هری يک­بار ديگر اين احساس را تجربه می­کرد که هرگاه به وقت بيشتری نياز دارد زمان نيز با سرعت بيشتری می­گذرد.اکنون ماه نوامبر فرا رسيده بود و همزمان با يخ بستن سطح درياچه وجود هری نيز از نااميدی منجمد می­شد.او و رون در زمينه­ی درس­ها به طرز قابل ملاحظه­ای پيشرفت...

778  22 نظر  04 آذر 1385 10:11 بعد از ظهر اما دابزold
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین2 فصل19

حقیقت یا رویا سخت تریم مرحله ی متقائد کردن پروفسور مک گاناگل در اون جایی بود که بهش ثابت کنی که خوابی که بچه ها دیده بودن بی معنی نبود. مک گاناگل که همیشه به چیزهایی که با چشم خودش ندیده بود باور نداشت نمی خواست بپذیره که ولدمورت تونسته بفهمه که اونها جانور نما شدن. - ببینین بچه ها! خوابی که در...

523  8 نظر  02 آذر 1385 3:14 بعد از ظهر pensy
جادوگر یا خون آشام؟

جادوگر یا خون آشام-فصل 14

قلب اهریمن...(1) دو ساعتی به همین وضع گذشت.تنفس دنی نظم پیدا کرده بود ولی بدنش به زمین عادت کرده بود.داگراس با سوز و صدا نفس می کشید و دستها و پاهایش کاملا بی حس شده بود.به شدت عرق کرده بود.داگراس با صدای بی نوایی دنی را صدا می زد.دنیستون می شنید اما رمق حرکت نداشت... داگراس بیشتر تلاش...

510  6 نظر  27 آبان 1385 11:50 بعد از ظهر آرموك ايتسو
داستان‌های غیر هری پاتری

داستان گرداب

شناسه من پتونيا هستش و اولين بارمم هست که دارم داستاني رو در سايت قرار ميدم اگر ازداستان خوشتان نيومد به بزرگي خودتان ببخشيد و اگر که خوشتون اومد که بايد بگم انسان خوش سليقه اي هستين لطفا حوصله به خرج بدين و اين داستانو بخونين و نظر و انتقادم فراموش...

417  5 نظر  12 آبان 1385 7:14 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
هری پاتر و جدال مرگبار

هری پاتر و جدال مرگبار(فصل5)

فصل پنجم "معمای قدیمی" هری و رون و هرماینی وارد آشپزخانه شدند هری جینی را دید که به خانم ویزلی در درست کردن ناهار کمک می کرد، هرماینی نیز به کمک آنها رفت. رون گفت: پسر مثل اینکه ما اینجا به درد نمی خوریم بهتره که بریم بالا توی اتاق من، هری تا خواست که موافقتش را اعلام کند صدای خانم ویزلی را...

534  8 نظر  11 آبان 1385 5:11 بعد از ظهر الادورا بلک
خوراک RSS