جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

89 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
87 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

داستان‌های غیر هری پاتری

سینگای خون آشام - فصل 2

سینگا در تمام مدت بیهوشی کابوسی می دید... کابوسی گنگ و تلخ. همه جا پر از خون و فریاد و اشک بود...ناگهان دردی را حس کرد...دردی که به قلبش چنگ می زد و تا اعماق وجودش را می سوزاند...سینگا فریادی کشید و با شدت از جایش بر خوا ست. یولان و ریونا و بنرا ( ددنان* شفا دهنده ی مخفیگاه) را بالای سر خود...

837  21 نظر  22 فروردین 1385 2:25 بعد از ظهر الکسا بردلیold
دره شیطان

دره ي شطان - فصل 9

فصل نه_ قبرستان الكسيس پرسيد: هي استيو چي كار مي كني؟ من يك راه بلدم. دنبالم بيا. استيون و ماروين به دنبال او رفتند. الكسيس گفت: بايد بدوييد . آن قدر سريع كه باد هم به گرد پايتان نرسد. استيون و ماروين به دنبال الكسيس دويدند. آن قدر دويدند كه شانه ي راست ماروين درد گرفت و در دهانش مزه ي خون را احساس...

640  10 نظر  18 فروردین 1385 7:44 بعد از ظهر آرتميس
کارگاه داستان‌نویسی

"بازی روح" فصل 1 قسمت دوم

ادامه ی ترجمه ی فصل اول داستان . نکته : شخصیتهای اصلی این داستان اسنیپ، مالفوی ها ، ولدمورت و مرگ خواران هستند!

1037  20 نظر  16 فروردین 1385 10:41 بعد از ظهر فلورانسold
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و وارث ولدمورت- فصل 8

هری پاتر و وارث ولدمورت فصل هشتم:وصیت نامه متن نامه اینگونه بود "من آلبوس دامبلدور تمام وسایل و املاک خودم را به کسی که فاکز بعد از مرگ من میره پیش او می رود می بخشم و اون جانشین من در فرقه ققنوس است" هری با تعجب به نامه نگاه کرد حق با اقای ویزلی بود نامه خیلی مشکوک بود ولی به نظر هری مشکلی...

435  11 نظر  16 فروردین 1385 1:57 بعد از ظهر لوسیوس مالفوی اچ
داستان‌های غیر هری پاتری

سینگای خون آشام

داستان در مورد یک خون آشام_جادوگر به نام سینگا ویسمن است و ماجراها و اتفاقاتی که برای او روی می دهد.

911  22 نظر  14 فروردین 1385 5:38 بعد از ظهر الکسا بردلیold
کارگاه داستان‌نویسی

هرى پاتر و سيفون جادويى

http://iraninstitute.com/1384/841226/html/children2.htm نوشته: سهيل نقاشى از: سهيل و سارا يكى بود، يكى نبود، غير از خدا هيچ كس نبود، غير از يه هرى پاتر كه قرار بود بره كلاس هفتم مدرسه جادوگرى هاگوارتز. هرى پيش خانواده دورسلى زندگى مى كرد كه خيلى بدجنس بودن، چون همه اش خورش اسفناج به خوردش مى دادند...

1491  35 نظر  13 فروردین 1385 11:41 قبل از ظهر school
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و وارث ولدمورت- فصل 6 & 7

هری پاتر و وارث ولدمورت فصل 6:كمك "نه"هری داد زده بود "چی شده هري... چرا انقدر داد ميزني"رون بالاي سرش ايستاده بود"بازم كابوس ديدی" هري به سرعت جواب نداد"نه...هيچی...برو بخواب" "هری..." " تو برو بخواب"رون با كمي شك و ترديد به هري نگاه كرد به طرف تخت رفت خوابيد.هري...

399  8 نظر  12 فروردین 1385 12:23 قبل از ظهر لوسیوس مالفوی اچ
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و وارث ولدمورت - فصل 4 & 5

هری پاتر و وارث ولدورت فصل چهارم:حمله مرگ خوران صبح روز بعد هری با صدای جیغ بلندی بیدار شد.هری که اعصابش خورد بود گفت"رون دیگه منو اینطوری صدا نکن" چشماشو باز کرد رون توی تخت نبود.افتاب بیرون اومده بود حتما الان ظهر بود.هری از تخت بلند شد که با اولین قدم محکم به...

499  10 نظر  09 فروردین 1385 2:29 قبل از ظهر لوسیوس مالفوی اچ
هری پاتر و دوست جدید

هری پاتر و دوست جدید - فصل 1 - 20

فصل بیستم: واقعیت گنگ ----------------------------------------------------------------------- هری با گفتن این جمله خواست اتاق را ترک کند که دامبلدور از پشت سر صدایش زد: صبر کن هری. امروز یه خاطره برات دارم اما قبل از اون باید چند تا توضیح رو بهت بدم. خاطره ای که می بینیم در مورد دیویده و به اون و...

1066  14 نظر  08 فروردین 1385 10:50 بعد از ظهر XXX
کارگاه داستان‌نویسی

ايلين و توبياس اسنيپ

ترجمه اي از داستان Eileen and Tobias شخصيتهاي داستان : ايلين، توبياس و سوروس اسنيپ رده بندي: 13+

954  7 نظر  06 فروردین 1385 10:16 قبل از ظهر فلورانسold
جادوگر یا خون آشام؟

جادوگر یا خون آشام - فصل10

باورم نمی شود. . .داگراس؟! دنيا بر سر دني خراب شد.راحبه ها به او حمله ور شدند و هر كس چيزي بر او پرت مي كرد.از طرفي تمام اعضاي دني درد مفصل داشت و دني آن قتل را غير ارادي انجام داده بود و از طرفي ديگر بالهايش در آمدند ولي اينبار بال سمت چپش از صندليي كه به طرفش پرت شد ه بود،در كمرش گير كرد و دردي...

1089  22 نظر  29 اسفند 1384 11:42 بعد از ظهر آرموك ايتسو
کارگاه داستان‌نویسی

هری پاتر و وارث ولدمورت - فصل 2

هری پاتر و وارث ولدمورت فصل دوم:دیدار دوستان وفادار هری نمی فهمید اگه اقای ویزلی اینجا بود پس کسی که دنبالش اومده بود و مرده بود چه کسی بود هری روی صندلی نشسته بود هنوز نمی توانست بفهمدچه اتفاقی افتاده است حس عذاب وجدانش از بین رفته بود...

643  11 نظر  28 اسفند 1384 1:51 بعد از ظهر لوسیوس مالفوی اچ
خوراک RSS