جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

48 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
46 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

هری پاتر و هورکراکس هفتم

هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 1

فصل اول : بازگشت به پریوت درایو هری از پنجره اتومبیل جدید عمو ورنون خیابانهای مختلف و رنگارنگ ماگلی را میدید که یکی پس از دیگری با سرعت از چشم هری دور میشدند ، البته این سرعت در مقابل سرعت اتوبوس شوالیه هیچ به حساب میامد. هری غرق در افکار خود بود ، وقتی عمو ورنون با عصبانیت از ترافیک شکایت و غرغر...

1060  5 نظر  10 آبان 1384 6:37 بعد از ظهر فرد ویزلی
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین2 - فصل 11

حمله: گروه هری پاتر تبدیل به یک گروه 5 نفره شده بود 5 نفر که حاضر بودن هر کاری برای نابودی ولدمورت بکنن. نزدیک به یک هفته بود که این 5 نفر زبان زد همه شده بودند در میان همه پیچیده بود که دراکو مالفوی به هری پاتر پیوسته و این اصلا مایع خوشنودی ولدمورت نشده بود او اسنیپ را برای تنها گذاشتن دراکو...

1186  9 نظر  08 آبان 1384 11:02 بعد از ظهر pensy
کارگاه داستان‌نویسی

نامه های هری پاتری 2-3

فصل سوم:بازگشت 2 --------------------------------------------------------------------------- سلام تام. میبینم که منو فراموش نکردین. شما شاید ما رو فراموش کنید آقای پاتر اما ما همیشه به شما وفاداریم انتظار دارین کسی که همه ما رو از تاریکی نجات داده فراموش کنیم؟ بر خلاف شما آقای پاتر ما فراموش...

692  4 نظر  06 آبان 1384 12:09 بعد از ظهر XXX
داستان‌های غیر هری پاتری

معبد بليار-فصل6

یاروسلاو خسته و کوفته خود را روی زمین انداخت و دراز کشید. شمشیر و سپرش را کناری انداخت و خمیازه‌ای بلند کشید. هیچوقت اینقدر خسته نشده‌بود. این چند روز، به اندازه‌ی همه‌ی سال‌هایی که در آهنگری کار کرده‌بود خسته شده‌بود. دیگر قدرتی در بازوانش نمانده‌بود. سربازها می‌خواستند در عرض چند هفته از...

614  12 نظر  02 آبان 1384 12:37 قبل از ظهر وحید
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین 2 - فصل 10

کمک غیر منتظره : ساعت یازده و نیم شب بود هری ران و جینی کنار شومینه منتظر امدن هرماینی بودند. -جینی تو که می دونستی باید به ما هم می گفتی با این کارت جون هرماینی رو به خطر انداختی. -هری اون قسمم داد به هیچ کس نگم.......... در سالن باز شد و هرماینی سراسیمه به سوی هری دوید.ران خشمگین گفت. -تو...

995  8 نظر  30 مهر 1384 10:28 بعد از ظهر pensy
کارگاه داستان‌نویسی

نامه های هری پاتری 1-3

اگه قسمتهای قبلی رو خونده باشین نیازی به خلاصه نیست

615  3 نظر  30 مهر 1384 5:26 بعد از ظهر XXX
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاتر و مار آتشین 2 - فصل 9

مار آتشین : هرماینی کنار هری نشسته بود و روزنامه ی پیام امروز را ورق می زد.نمی دونست چی کار باید می کرد ولی مطمئن بود که می تونه راهی پیدا کنه.به مالفوی خیلی وقت بود شک کرده بود از همان روزی که جینی را ناراحت کرده بود اون روز تلسم ران درست از کنار جین قیمتی مالفوی گذشته بود و به او برخورد نکرده...

1047  6 نظر  30 مهر 1384 4:13 بعد از ظهر pensy
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاترو مار آتشین 2 - فصل 8

دوستی یا دشمنی : در تالار اسلدرین هیچ کس دیده نمی شد جز پسری با مو های بور و صورتی رنگ پریده.دراکو مالفوی روی صندلی حکاکی شده ی سالن عمومی اسلدرین چمباتمه زده بود و فکر می کرد. یعنی چی کار باید می کرد کدام راه را انتخاب می کرد اگه به ولدمورت خیانت می کرد پدر و مادرش کشته می شدند و اگر...

933  5 نظر  29 مهر 1384 3:10 بعد از ظهر pensy
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاترو مار آتشین 2 - فصل 7

اون با من : هری سیر تا پیاز موضوع را به ران وهرماینی گفت. -من که فکر می کنم کاسه ای زیر نیم کاسه است مالفوی و عذر خواهی بعیده. -منم همین فکرو می کنم.هری مواظب باش. -مالفوی طور دیگه ای شده بود مثل همیشه نبود با کسی دعوا کرده بود اون نامه ی مشکوک چی؟ -به نظر من هری اون نامه هم از طرف خودش بوده من...

945  5 نظر  28 مهر 1384 2:32 بعد از ظهر pensy
هری پاتر و مار آتشین 2

هری پاترو مار آتشین 2 - فصل 3

: حمله ی ران هری پایین پلکان مرمری منتظر ران و هرماینی بود اونها رفته بودن نویل و لونا رو پیدا کنه ولی دست خالی برگشتن وقتی جینی رسید از دیدن این منظره خندش گرفت و با چشم غره ی ران مواجه شد. -ران مواظب حرکت چشمات باش منم از دیدن این صحنه خندم گرفت تو اجازه نداری روی جینی بخندی. صورت ران مانند...

909  3 نظر  28 مهر 1384 9:46 قبل از ظهر ماگل
خوراک RSS