جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

6 کاربر(ها) آنلاین هستند (2 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
6 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

مقاله‌ها

رویایی دست نیافتنی

ناتریشا 25 تیر 1384 7:26 بعد از ظهر 626
یه روز صبح از خواب بیدار می شی و می بینی یک جغد زیبا روبه روته که یک نامهء مهر وموم شده به پاش بسته شده تعجب می کنی اما میل کنجکاویت باعث می شه داد و فریاد نکنی آهسته دستتو به طرف جغد می بری جغد هیچ مقاومتی نمی کنه انگار وظیفش رسوندن این نامه به دست تو بوده یواش نامه رو از پاش باز می کنی جغد یواش به دستت نوک می زنه و پرواز می کنه و میره هنوز از تعجب دهنت باز مونده. نامه رو بر می گردونی. این بار بیشتر تعجب می کنی چون روی نامه اسم و محل دقیق زندگی تو رو نوشته و روی پاکت علامت زیبایی به شکل H بزرگ و چهار حیوان اطراف آن توجه تو رو جلب می کنه. یک شیر یک مار یک عقاب ویک گورکن . با خودت فکر می کنی اینا چه معنی می تونن داشته باشن.با دستهای لرزان نامه رو باز می کنی وقتی از اول تا آخرشو ۵ بار می خونی از خودت یه نشکون می گیری تا بفهمی خوابی یا بیدار................اما متاسفانه متوجه می شی هیچ دردی احساس نمی کنی . این همش یه خواب زیبا بود که تو یه جادوگری و به مدرسهء هاگوارتز دعوت شدی.کاش این رویا واقعیت داشت.

از خواب می پری میری طرف کتابخونت دستی رو کتابای هری پاترت می کشی نمی دونم شاید مثل من بغض گلوت رو فشار می ده ودوست داری گریه کنی داد بزنی و از خدا بخوای کاش اینا واقعیت داشت.

وقتی به دلت رجوع می کنی می بینی یکی از آرزوهای بزرگت اینه که سوار جاروی آذرخشت بشی و تا هاگوارتز پرواز کنی بری به سالن اصلی و همراه بقیهء بچه ها پشت یکی از میزای تالار اصلی بشینی فرقی نمی کنه گریفیندور ,ریونکلا ,هاپلپاف یا حتی اسلایترین. دلت می خواد بشینی و گروه بندی سال اولی های تازه وارد رو تماشا کنی وبعد به صورت آرام دامبلدور نگاه کنی و تو هم آرامش بگیری.نگاهی به بقیه استاد ها می کنی پر فسور مک گانگال سخت گیر پرفسور اسنیپ مغرور پرفسور فلیت ویک کوتاه قد پرفسور بینز خسته کننده پرفسور هاگرید خوش قلب پرفسور سینسیرای ستاره شناس پرفسور تریلانی متقلب ..........اما جای یه استاد خالیه .......پرفسور لوپین...

فکر می کنم خانم رولینگ با نوشتن این مجموعه داستان به ما نشون داد که قوهء تخیل آدم ها تا کجاها می تونه سیر کنه .به ما نشون داد که می تونیم هاگوارتز واقعی رو توی قلب های خودمون پیدا کنیم و با لرد ولدمورت کار های خودمون بجنگیم.می تونیم با یه افسون ساده تغییر شکل بدیم وبه آدم خوبی تبدیل بشیم.می تونیم با یه معجون تمام افکار بیهوده را از مغزمون خارج کنیم .می تونیم با یه ورد جادویی همیشه شاد وخندان باشیم.می تونیم از تاریخ درس بگیریم . می تونیم با یک نمودار ستاره های وجود خدمون رو بشناسیم می تونیم به گوی سفید گذشتمون نگاه کنیم واز آینده با خبر بشیم و بالاخره می تونیم با یه ورد وافسون ساده در برابر دنیای تاریک وجودمون از خودمون دفاع کنیم!

بیایید یک جادوگر یا ساحرهء خوب باشیم به یاد حوض برادران جادویی بیوفتیم وسعی کنیم اونو به واقعیت تبدیل کنیم

برای ارزش دونیای جادوییمان بلند شوید چوبدستی خود را بالا بگیرید و سه ثانیه سکوت کنین و بعد بگویید درود بر هری پاتر

نظرات متعلق به نویسنده است. ما مسئول محتوای آنها نیستیم.
 !!!!!!!!!!
فوق العاده بود.واقعا قشنگ نوشتی.تو حتما می تونی نویسنده بشی. چه می کنه این دختر(دختری دیگه؟ )
1385/10/19 19:30
 !!!...!!!!
حلا واقعاً تو همچین خوابی دیدی؟
بدک نبود رفیق ولی اگه یه کم بیشتر و داستانیش میکردی بهتر بود.
1385/10/19 16:51
 افرین!!!
عالی بود!!
1385/10/19 15:12
 ای
به نظر من که اصلا خوب نبود یه چیزی بود که همه می دونستن
ولی باز چون وقت گذاشتی ممنون
1385/02/29 14:22
 Re: براووووووووو
خوب بود البته من نه متحول شدم نه منقلب اما قشنگ نوشته بودي
1385/02/28 22:47
 براووووووووو
خيلي خيلي قشنگ و پر احساس بود . من واقعا متحول و منقلب شدم . قلم توانايي داري . بهت تبريك مي گم .
1385/02/04 22:17
 آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
1385/01/18 0:32
 Re: قشنگ نوشتی.
مرسی از تعریف هاتون

من احساساتی شدم
1384/08/17 20:59
 قشنگ نوشتی.
قشنگ بود و پراحساس.
در کتابای هری پاتر فقط جادو غیر واقعیه. بقیه داستان واقعیه و توی زندگی روزمره با این آدما و وقایع روبرو می شیم.
شاید بد نیست یه نگاهی به اخلاق و رفتارمون بندازیم و بعد ببینیم توی هری پاتر شبیه کی هستیم.
1384/08/11 13:10
 خیلی عالی بود...
واقعا زیبا نوشتی منم احساساتی شدم بابا اشکمونو در اوردی دستت درد نکنه
1384/08/11 10:28
 كاشكي...
كاشكي واقعيت داشت...
در ضمن انشات خوبه...
1384/05/31 21:11
 fÔI àÈC® C¼BÓ
آه واقعا منقلب شدم. تو واقعا...وواقعا نویسنده گریه آوری هستی.
verry good
1384/04/26 20:05
 آهههههههههههههههههههههههههه
آه واقعا منقلب شدم. تو واقعا...وواقعا نویسنده گریه آوری هستی. یکی به من دسمال کاغذی بده. فیییییییییییییییییییین.
1384/04/26 19:46