
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
240 کاربر(ها) آنلاین هستند (133 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
239
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
6 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/04/30
تولد نقش: 1398/04/30
آخرین ورود: سهشنبه 13 دی 1401 00:58
از: اون بالا بالا ها
پستها:
61

سلام.
درود بر شما بود .
زحمت داریم براتون اطلاعاتو تغیر بدین.
ممنون میشم.
خسته نباشین.
~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`
ایسم یک : ریچارد
ایسم دو(فامیلی) : اسکای
ملقب بی : ریچارد "مرغی"
تاریخ تولد: 1993
گروه: گریف کبیر
خون:یخورده اصیل
چوب دستی : پر!
پاترونوس: "اسکل"
ویژگی های اخلاقی :
وی از شاخه" پرنده سانان" است یا بهتر است بگوئیم فکر میکند پرنده است.
او ابتدا تا انتها در کنار پرندگان زندگی میکرد و مثل آنها رفتار میکند.
ویژگی ظاهری:
وی رنگ چشم خاصی نداشت (قهوه ای) قدش هم (متوسط متمایل به کوتاه اما بلند!) انداماشم که (لاغر اندام اما(در مراسم ها چاق) لباس و پوشش ثابتی نداره؛یوقتا بال هواپیما وصل میکنه به خودش یوقتام پهپاد ولی بیشتر(لباسی با پر پرندگان و یک نقاب شبیه به صورت پرندگان و گاهی نیز کفش غواصی) و یه فلوتم داره که بدرد نمیخوره زیاد (میگه برای کنترل پرندهاس(ولی حرف مفت میزنه))
توانایی:
سقوط،ابتکار در پرواز های ناموفق
جانور نما:
این خودش جانور انسان نماس
بوگارت:
گربه،گرگ،روباه و حیوانات درنده
خلاصه ای از زندگی نامه:
وی در سال1993 یعنی در 26-25 سال پیش اومد تو دنیا ! از اون اولم تو آمازون بود و بین پرنده ها بزرگ شده بود.
خلاصه دیگه با همه پرنده ها سلام علیک داشته دیگه.
آخرم گرفتنش بردن باغ پرندگان بعد چند سالم فراریش دادن رفت هاگوارتز .
کلا زندگی خاصی نداشت کار خاصیم نکرد.
دستاورد ها: بزرگترین پرش ارتفاء (الکی الکی) ، بهترین سقوط آزاد ، دارنده کاپ اسکل ترین انسان تاریخ.
حیوان دست آموز: خودش حیوان دست آموزه یه چند تا دوست پرندم داره .
انجام شد.
درود بر شما بود .
زحمت داریم براتون اطلاعاتو تغیر بدین.
ممنون میشم.
خسته نباشین.
~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`
ایسم یک : ریچارد
ایسم دو(فامیلی) : اسکای
ملقب بی : ریچارد "مرغی"
تاریخ تولد: 1993
گروه: گریف کبیر
خون:یخورده اصیل
چوب دستی : پر!
پاترونوس: "اسکل"
ویژگی های اخلاقی :
وی از شاخه" پرنده سانان" است یا بهتر است بگوئیم فکر میکند پرنده است.
او ابتدا تا انتها در کنار پرندگان زندگی میکرد و مثل آنها رفتار میکند.
ویژگی ظاهری:
وی رنگ چشم خاصی نداشت (قهوه ای) قدش هم (متوسط متمایل به کوتاه اما بلند!) انداماشم که (لاغر اندام اما(در مراسم ها چاق) لباس و پوشش ثابتی نداره؛یوقتا بال هواپیما وصل میکنه به خودش یوقتام پهپاد ولی بیشتر(لباسی با پر پرندگان و یک نقاب شبیه به صورت پرندگان و گاهی نیز کفش غواصی) و یه فلوتم داره که بدرد نمیخوره زیاد (میگه برای کنترل پرندهاس(ولی حرف مفت میزنه))
توانایی:
سقوط،ابتکار در پرواز های ناموفق
جانور نما:
این خودش جانور انسان نماس
بوگارت:
گربه،گرگ،روباه و حیوانات درنده
خلاصه ای از زندگی نامه:
وی در سال1993 یعنی در 26-25 سال پیش اومد تو دنیا ! از اون اولم تو آمازون بود و بین پرنده ها بزرگ شده بود.
خلاصه دیگه با همه پرنده ها سلام علیک داشته دیگه.
آخرم گرفتنش بردن باغ پرندگان بعد چند سالم فراریش دادن رفت هاگوارتز .
کلا زندگی خاصی نداشت کار خاصیم نکرد.
دستاورد ها: بزرگترین پرش ارتفاء (الکی الکی) ، بهترین سقوط آزاد ، دارنده کاپ اسکل ترین انسان تاریخ.
حیوان دست آموز: خودش حیوان دست آموزه یه چند تا دوست پرندم داره .
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/8/18 1:28:52
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/08/08
تولد نقش: 1398/08/23
آخرین ورود: شنبه 6 تیر 1405 10:29
از: ت بدم میاد!
پستها:
15

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/08/16
تولد نقش: 1398/08/23
آخرین ورود: شنبه 21 تیر 1399 20:31
از: این حرفا گوشم پره
پستها:
8

سوتون گنگ جادوگران بودم قدیما با حاج آقا بوزیل زریان
نیو شخصیت:
فردی بیلیوس ویزیلی! مفره بی دردی که از درد نداری نشیمنگاهش بی حس شده، و قطعا چیزی برای از دست دادن ندارد، مگر برتی بات ها با طعم پی پیِ خوک!!!
فی الواقع او انسانی نابخشودنی، بی ترادب و بی فرهنگ بود که حتی ویزلی بزرگ از دستش به جادوی سیاه پناه برد، ولی از آنجا که شیرشو نداشت همون اول برگشت که ضایع نباشه!
خلاصه، این گل پسر کله هویجی که یک برادر تسترال تر از خود داشت به مدرسه هاگوارتز هدایت میشن و بعد از هفت سال متوالی که اونجارو به گند میکشن یکیشون به مقام عظمای شهادت نائل میشه. اونم از شانسِ قهوه ایِ ما، قرعه این قضیه افتاد به جون فرد جونمون! خلاصه اون داداششم که از قبل یه گوششو در راه آسلام فدا کرده قشنگ مقام عظمای چخ رو بعد از مرگ داداشش تجربه میکنه و اینجوری داستان ما تموم میشه!
نه زر زدم!
این فرزند تسترال صفت کله هویجی در همون سال اول میره تو یه مدرسه ای به اسم هاگوارتز... اونجا میبینه یا حضرت مرلین منسون، اینجا عجب بوزه باغیه! (بوزه باغ در زبان شیرینِ گیلکی به معنای باغیست که در آن بز میچرد!) دید دخترا پسرا لختی پختی ریختن بیرون یه دونه حوله سیاه بستن دورشون با کراوات. ابتدا گیج شد که آیا اینجا مکه مکرمه است که مردم برای مناسک حج حوله پوشیده اند یا مجلس لهو لعب؟!!
خلاصه، تسترالِ ما رفت جلو دید یا ابالدامبل! اینا دیگه خیلی دارن لختی میشن... سریع چشاشو بست تا اسمشو صدا بزنن. خانم مک گوناگل که اون موقع پشم معاونین و مدیریت مدرسه هم حساب نمیشد، پس یه یاروی دیگه ای صداش زد و اینم به زور بسیجیای مقیم هاگوارتز تصمیم به حرکت به سمت کلاهو گرفت. وگرنه این بشر به اینجور مجالس پا هم نمیگذاشت!
القصه، کلاهم قهوه ای بود، خودشم که ویزلی بود؛ پس رسما دیگه قهوه ای تو قرمز در میومد اسهال خونی! در نتیجه به خاطر رنگ قرمزش، اون گریفیندوری شد.
این بشر که هرچه پیش میرفت بیشتر به مدرسه گند میزد لامصب قد هم میکشید. به حدی که خدابیامرزو نتونستن تو قبر 2 متری جا بدن واسش دو طبقه قبر گرفتن که اوریب بذارنش... یکی نبود به این احمقا بگه " رفیق! خب سفارش میدادید یه متر دیگه میزد براتون... "
موهای قرمز او، عموما دردسر ساز بود، مثلا هرجا که میرفت همه اورا ندیده میشناختند! ویزلی !!!
بالاخره، اون که یه چوب دستی با مغز درخت گردو و جنس نراد داشت و در واقع یکی از شخمی ترین های قرن رِ، مجبور شد تا آخرین لحظه با این چوبدستی مزخرف خود سر کند...
برای او برادری معنایی نداشت و از نظر او تمام انسان ها با هم برابر بودند، زیرا وقتی رون از او قیمت یکی از اجناس شخمیش را خواست، او قیمتی را ابتدا پیشنهاد داد که به بقیه آحاد مردم پیشنهاد میداد. ولی باز که او اصرار کرد، قیمت را بالا برد تا برادر کوچکش بفهمد دنیا جای پارتی بازی نیس تسترال!
بعله قصه ما به سر رسید تک شاخه به خونش نرسید...
تاییدو بزنین من بیرم گیریف جونِ خودم.
برای تغییر شناسه، اول باید با شناسه قبلیتون بلیت ارسال کنید.
تایید شد.
خوش برگشتید.
نیو شخصیت:
فردی بیلیوس ویزیلی! مفره بی دردی که از درد نداری نشیمنگاهش بی حس شده، و قطعا چیزی برای از دست دادن ندارد، مگر برتی بات ها با طعم پی پیِ خوک!!!
فی الواقع او انسانی نابخشودنی، بی ترادب و بی فرهنگ بود که حتی ویزلی بزرگ از دستش به جادوی سیاه پناه برد، ولی از آنجا که شیرشو نداشت همون اول برگشت که ضایع نباشه!
خلاصه، این گل پسر کله هویجی که یک برادر تسترال تر از خود داشت به مدرسه هاگوارتز هدایت میشن و بعد از هفت سال متوالی که اونجارو به گند میکشن یکیشون به مقام عظمای شهادت نائل میشه. اونم از شانسِ قهوه ایِ ما، قرعه این قضیه افتاد به جون فرد جونمون! خلاصه اون داداششم که از قبل یه گوششو در راه آسلام فدا کرده قشنگ مقام عظمای چخ رو بعد از مرگ داداشش تجربه میکنه و اینجوری داستان ما تموم میشه!
نه زر زدم!
این فرزند تسترال صفت کله هویجی در همون سال اول میره تو یه مدرسه ای به اسم هاگوارتز... اونجا میبینه یا حضرت مرلین منسون، اینجا عجب بوزه باغیه! (بوزه باغ در زبان شیرینِ گیلکی به معنای باغیست که در آن بز میچرد!) دید دخترا پسرا لختی پختی ریختن بیرون یه دونه حوله سیاه بستن دورشون با کراوات. ابتدا گیج شد که آیا اینجا مکه مکرمه است که مردم برای مناسک حج حوله پوشیده اند یا مجلس لهو لعب؟!!
خلاصه، تسترالِ ما رفت جلو دید یا ابالدامبل! اینا دیگه خیلی دارن لختی میشن... سریع چشاشو بست تا اسمشو صدا بزنن. خانم مک گوناگل که اون موقع پشم معاونین و مدیریت مدرسه هم حساب نمیشد، پس یه یاروی دیگه ای صداش زد و اینم به زور بسیجیای مقیم هاگوارتز تصمیم به حرکت به سمت کلاهو گرفت. وگرنه این بشر به اینجور مجالس پا هم نمیگذاشت!
القصه، کلاهم قهوه ای بود، خودشم که ویزلی بود؛ پس رسما دیگه قهوه ای تو قرمز در میومد اسهال خونی! در نتیجه به خاطر رنگ قرمزش، اون گریفیندوری شد.
این بشر که هرچه پیش میرفت بیشتر به مدرسه گند میزد لامصب قد هم میکشید. به حدی که خدابیامرزو نتونستن تو قبر 2 متری جا بدن واسش دو طبقه قبر گرفتن که اوریب بذارنش... یکی نبود به این احمقا بگه " رفیق! خب سفارش میدادید یه متر دیگه میزد براتون... "
موهای قرمز او، عموما دردسر ساز بود، مثلا هرجا که میرفت همه اورا ندیده میشناختند! ویزلی !!!
بالاخره، اون که یه چوب دستی با مغز درخت گردو و جنس نراد داشت و در واقع یکی از شخمی ترین های قرن رِ، مجبور شد تا آخرین لحظه با این چوبدستی مزخرف خود سر کند...
برای او برادری معنایی نداشت و از نظر او تمام انسان ها با هم برابر بودند، زیرا وقتی رون از او قیمت یکی از اجناس شخمیش را خواست، او قیمتی را ابتدا پیشنهاد داد که به بقیه آحاد مردم پیشنهاد میداد. ولی باز که او اصرار کرد، قیمت را بالا برد تا برادر کوچکش بفهمد دنیا جای پارتی بازی نیس تسترال!
بعله قصه ما به سر رسید تک شاخه به خونش نرسید...
تاییدو بزنین من بیرم گیریف جونِ خودم.
برای تغییر شناسه، اول باید با شناسه قبلیتون بلیت ارسال کنید.
تایید شد.
خوش برگشتید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/8/19 20:54:44
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/8/23 20:17:30
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/8/23 20:17:30
بدانيد و آگاه باشيد... حماسه ويزلى را پايانى نيست..!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/08/08
تولد نقش: 1398/08/23
آخرین ورود: شنبه 6 تیر 1405 10:29
از: ت بدم میاد!
پستها:
15

نام: دیدارا گیبن 
گروه: هافلپاف
سن:19
چوبدستی: چوب درخت گردو و مغز بمب اتمی
توانایی: انفجار
ویژگیهای ظاهری: موهای زرد و قد بلند، چشم آبی
ویژگیهای اخلاقی: پر هیجان، دقیق، با پشتکار، وفادار
شعار: هنر یعنی انفجار!
جانورنما: عنکبوتی سفید و بزرگ
پاتروناس: عنکبوت
توضیح: دیدارا یک ژاپنی بود که به هاگوارتز آمد و در ابتدا در اسلیترین گروهبندی شد؛ اما با اصرار فراوان به هافلپاف رفت.
پدر او، یک مرگخوار و مادرش نیز یک مرگخوار هست. او، در سال پنجم هاگوارتز، یک مرگخوار شد.
پس از آن، به جنگ هاگوارتز رفت و هنگامی که توسط تعدادی از محفلی ها محاصره شد، خودش را منفجر کرد و ضمن کشتن آنها، خودش نیز کشته شد.
انفجار او، موجب ویران شدن قسمت زیادی از هاگوارتز هم شد و آتش سوزی مخوفی را نیز به دنبال داشت.
******************************
میدونم کلاه منو انداخته تو اسلیترین، اما باهاش هماهنگ کردم برم هافلپاف
یه گیبن وسط لیست بودا، من اسمشو گذاشتم دیدارا. امیدوارم بشه اینکارو کرد.
با توجه به صحبت های تاپیک گروهبندی، فعلا تایید نشد.
می تونین یه شخصیت برای گروه اسلیترین معرفی کنین یا برای صحبت با مدیرا، بلیت بفرستین.

گروه: هافلپاف

سن:19

چوبدستی: چوب درخت گردو و مغز بمب اتمی

توانایی: انفجار

ویژگیهای ظاهری: موهای زرد و قد بلند، چشم آبی

ویژگیهای اخلاقی: پر هیجان، دقیق، با پشتکار، وفادار

شعار: هنر یعنی انفجار!

جانورنما: عنکبوتی سفید و بزرگ

پاتروناس: عنکبوت

توضیح: دیدارا یک ژاپنی بود که به هاگوارتز آمد و در ابتدا در اسلیترین گروهبندی شد؛ اما با اصرار فراوان به هافلپاف رفت.
پدر او، یک مرگخوار و مادرش نیز یک مرگخوار هست. او، در سال پنجم هاگوارتز، یک مرگخوار شد.
پس از آن، به جنگ هاگوارتز رفت و هنگامی که توسط تعدادی از محفلی ها محاصره شد، خودش را منفجر کرد و ضمن کشتن آنها، خودش نیز کشته شد.
انفجار او، موجب ویران شدن قسمت زیادی از هاگوارتز هم شد و آتش سوزی مخوفی را نیز به دنبال داشت.
******************************
میدونم کلاه منو انداخته تو اسلیترین، اما باهاش هماهنگ کردم برم هافلپاف
یه گیبن وسط لیست بودا، من اسمشو گذاشتم دیدارا. امیدوارم بشه اینکارو کرد.
با توجه به صحبت های تاپیک گروهبندی، فعلا تایید نشد.
می تونین یه شخصیت برای گروه اسلیترین معرفی کنین یا برای صحبت با مدیرا، بلیت بفرستین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/8/19 20:38:48
جزئیات کاربر

نام: مالی
نام خانوادگی: ویزلی
همسر: آرتور ویزلی
تعداد نفرات خانواده: نه نفر
گروه: با افتخار بسیار زیاد گریفیندور
پاترونوس: موجودی بسیار زیبا به اسم هیپونایز با سری سفید از عقاب بدنی بزرگ و قهوه ای کمرنگ و طلایی براق از شیر و چهار جفت بال به رنگ بدن
چوبدستی: چوب درخت اژدها 30 سانتی متر با انعطاف لازم
رنگ پوست: سفید مایل به سرخ
شغل: خانه دار
علاقه ها: آشپزی و حیوانات
توانایی های خاص: توانایی در همه کار
جانور نما: اژدها
خون: اصیل زاده
مغز: رگ قلب اژدها+پر هیپونایز
ویژگی های ظاهری: موهای نارنجی و فر کمی چاق چشم هایی زیبا با رنگ قهوه ای روشن با قدی تقریبا بلند
حیوان خانگی: از تمام حیوانات به طور نامحسوس داشت
کوییدیچ: زمانی کاپیتان تیم بود
جارو: بالاترین جاروی آن زمان یعنی نیمبوس 1987
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان، همیشه مخالف ظلم و همیشه عاشق، مراقب و در خدمت خانواده و هیچ وقت سفره اش یک رنگ نبود
جبهه: محفل ققنوس
بوگارت: دیوانه ساز
زندگی نامه: او در سال 1375 در شهر نیویورک به دنیا آمد و در بچگی زندگی سختی داشت چون تا وقتی در سن 11 سالگی بود و هنوز نامه هاگوارتز را نگرفته بود بعضی افراد او را مسخره می کردند چون او عجیب بود و با رفتن به این مدرسه زندگی او از این رو به اون رو شد او در سال 1391 در سن بیست و یک سالگی با آرتور ویزلی ازدواج کرد و بعد هم در محفل ققنوس رفته و از هری دفاع و با مرگخواران جنگید او قاتل بلاتریکس لسترنج بود.
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی!
نام خانوادگی: ویزلی
همسر: آرتور ویزلی
تعداد نفرات خانواده: نه نفر
گروه: با افتخار بسیار زیاد گریفیندور
پاترونوس: موجودی بسیار زیبا به اسم هیپونایز با سری سفید از عقاب بدنی بزرگ و قهوه ای کمرنگ و طلایی براق از شیر و چهار جفت بال به رنگ بدن
چوبدستی: چوب درخت اژدها 30 سانتی متر با انعطاف لازم
رنگ پوست: سفید مایل به سرخ
شغل: خانه دار
علاقه ها: آشپزی و حیوانات
توانایی های خاص: توانایی در همه کار
جانور نما: اژدها
خون: اصیل زاده
مغز: رگ قلب اژدها+پر هیپونایز
ویژگی های ظاهری: موهای نارنجی و فر کمی چاق چشم هایی زیبا با رنگ قهوه ای روشن با قدی تقریبا بلند
حیوان خانگی: از تمام حیوانات به طور نامحسوس داشت
کوییدیچ: زمانی کاپیتان تیم بود
جارو: بالاترین جاروی آن زمان یعنی نیمبوس 1987
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان، همیشه مخالف ظلم و همیشه عاشق، مراقب و در خدمت خانواده و هیچ وقت سفره اش یک رنگ نبود
جبهه: محفل ققنوس
بوگارت: دیوانه ساز
زندگی نامه: او در سال 1375 در شهر نیویورک به دنیا آمد و در بچگی زندگی سختی داشت چون تا وقتی در سن 11 سالگی بود و هنوز نامه هاگوارتز را نگرفته بود بعضی افراد او را مسخره می کردند چون او عجیب بود و با رفتن به این مدرسه زندگی او از این رو به اون رو شد او در سال 1391 در سن بیست و یک سالگی با آرتور ویزلی ازدواج کرد و بعد هم در محفل ققنوس رفته و از هری دفاع و با مرگخواران جنگید او قاتل بلاتریکس لسترنج بود.
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/8/16 10:19:56
جزئیات کاربر

نام: روونا ریوینکلا.
سن: تا دلت بخواد بیشتر از سن تو.
تاريخ تولد: روونا در قرون وسطا متولد شده اما تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست.
جنسیت: مونث.
اصالت: انگلیس.
گونه: گرگینه.
رنگ چشم:متغير با رنگ لباسي كه ميپوشه.
گروه: موسس گروه ریوینکلا.
مو: آبی پر رنگ و بسیار بلند.
ظاهر كلي: لاغر و کمی اندامی. صورتی کشیده با بینی کشیده و استخوانی. قد بلند. روونا کمتر لباس های شاد می پوشید. او بسیار مهربان بود، کتاب خواندن بهترین تفریحش بود و همیشه هنگام از پذیرایی کردن از مهمان ها به آنها کتاب هدیه می داد. روونا ریوینکلا به وفاداری، درستکاری و مهربانی مشهور بود و همه به او اعتماد داشتند و با او درد دل می کردند.
حیوان خانگی: از تمام حیوانات حداقل یکی دارد.
نام كامل: روونا رزا ریوینکلا.
كوييديچ: بازی نمی کرد.
جارو: پرواز با موجودات جادویی مثل اژدهایان، تسترال ها و هیپوگریف ها را به پرواز با جارو ترجیح می داد.
چوب جادو: چوب بلوط،27/94 سانتی متر، مغز: موی گورکن.
مغز: پر پادشاه تمام کلاغ جادویی با انعطاف لازم.
پوست: سفید مایل به سرخ.
شغل: کتاب دار هاگوارتز و انتخاب تازه واردین.
علاقه ها: کتاب خواندن.
تواناييهاي خاص: گرگینه بودن.
جانور نما: شاه کلاغ جادویی.
پاترونوس: هیپونایز.
بوگارت: دیوانه ساز.
خون: اصیل زاده.
زندگي نامه: او کسی بود که بدون فکر هیچ کاری انجام نمی داد و بزرگترین تخصصش افسونهای مرتبط با کتاب بود. هنوز هم بسیاری از کتاب های هاگوارتز بر اساس علایق او انتخاب میشود. این علایق روونا کل مدرسه را برای خواندن کتابهای مورد علاقه خود گردهم جمع میکند، ویژگی ای که بعدا در گروهش نیز دیده می شد که همه را به یک چشم میدید. تابلوی نقاشی او که دارد به دانشآموزان کتاب هدیه می دهد هنوز هم به دیوار تالار عمومی ریوینکلا است.
توضیحاتی که دادی به شدت با روونای توی کتاب متفاوته. لطفا اصلاحش کن. بیشتر تبدیلش کن به روونایی که توی کتابا ازش خوندیم. بعد برگرد تا بتونم تاییدت کنم.
سن: تا دلت بخواد بیشتر از سن تو.
تاريخ تولد: روونا در قرون وسطا متولد شده اما تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست.
جنسیت: مونث.
اصالت: انگلیس.
گونه: گرگینه.
رنگ چشم:متغير با رنگ لباسي كه ميپوشه.
گروه: موسس گروه ریوینکلا.
مو: آبی پر رنگ و بسیار بلند.
ظاهر كلي: لاغر و کمی اندامی. صورتی کشیده با بینی کشیده و استخوانی. قد بلند. روونا کمتر لباس های شاد می پوشید. او بسیار مهربان بود، کتاب خواندن بهترین تفریحش بود و همیشه هنگام از پذیرایی کردن از مهمان ها به آنها کتاب هدیه می داد. روونا ریوینکلا به وفاداری، درستکاری و مهربانی مشهور بود و همه به او اعتماد داشتند و با او درد دل می کردند.
حیوان خانگی: از تمام حیوانات حداقل یکی دارد.
نام كامل: روونا رزا ریوینکلا.
كوييديچ: بازی نمی کرد.
جارو: پرواز با موجودات جادویی مثل اژدهایان، تسترال ها و هیپوگریف ها را به پرواز با جارو ترجیح می داد.
چوب جادو: چوب بلوط،27/94 سانتی متر، مغز: موی گورکن.
مغز: پر پادشاه تمام کلاغ جادویی با انعطاف لازم.
پوست: سفید مایل به سرخ.
شغل: کتاب دار هاگوارتز و انتخاب تازه واردین.
علاقه ها: کتاب خواندن.
تواناييهاي خاص: گرگینه بودن.
جانور نما: شاه کلاغ جادویی.
پاترونوس: هیپونایز.
بوگارت: دیوانه ساز.
خون: اصیل زاده.
زندگي نامه: او کسی بود که بدون فکر هیچ کاری انجام نمی داد و بزرگترین تخصصش افسونهای مرتبط با کتاب بود. هنوز هم بسیاری از کتاب های هاگوارتز بر اساس علایق او انتخاب میشود. این علایق روونا کل مدرسه را برای خواندن کتابهای مورد علاقه خود گردهم جمع میکند، ویژگی ای که بعدا در گروهش نیز دیده می شد که همه را به یک چشم میدید. تابلوی نقاشی او که دارد به دانشآموزان کتاب هدیه می دهد هنوز هم به دیوار تالار عمومی ریوینکلا است.
توضیحاتی که دادی به شدت با روونای توی کتاب متفاوته. لطفا اصلاحش کن. بیشتر تبدیلش کن به روونایی که توی کتابا ازش خوندیم. بعد برگرد تا بتونم تاییدت کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/8/12 19:56:18
جزئیات کاربر

نام: مالی
نام میانی: کلارا
نام خانوادگی: ویزلی
همسر: آرتور ویزلی
تعداد نفرات خانواده: نه نفر
گروه: با افتخار بسیار زیاد گریفیندور
پاترونوس: موجودی بسیار زیبا به اسم هیپونایز با سری سفید از عقاب بدنی بزرگ و قهوه ای کمرنگ و طلایی براق از شیر و چهار جفت بال به رنگ بدن
چوبدستی: چوب درخت اژدها 30 سانتی متر با انعطاف لازم
رنگ پوست: سفید مایل به سرخ
شغل: خانه دار
علاقه ها: آشپزی و حیوانات
توانایی های خاص: توانایی در همه کار
جانور نما: اژدها
خون: اصیل زاده
مغز: رگ قلب اژدها+پر هیپونایز
ویژگی های ظاهری: موهای نارنجی و فر کمی چاق چشم هایی زیبا با رنگ قهوه ای روشن با قدی تقریبا بلند
حیوان خانگی: از تمام حیوانات به طور نامحسوس داشت
کوییدیچ: زمانی کاپیتان تیم بود
جارو: بالاترین جاروی آن زمان یعنی نیمبوس 1987
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان، همیشه مخالف ظلم و همیشه عاشق، مراقب و در خدمت خانواده و هیچ وقت سفره اش یک رنگ نبود
جبهه: محفل ققنوس
بوگارت: دیوانه ساز
زندگی نامه: او در سال 1375 در شهر نیویورک به دنیا آمد و در بچگی زندگی سختی داشت چون تا وقتی در سن 11 سالگی بود و هنوز نامه هاگوارتز را نگرفته بود بعضی افراد او را مسخره می کردند چون او عجیب بود و با رفتن به این مدرسه زندگی او از این رو به اون رو شد او در سال 1391 در سن بیست و یک سالگی با آرتور ویزلی ازدواج کرد و بعد هم در محفل ققنوس رفته و از هری دفاع و با مرگخواران جنگید او قاتل بلاتریکس لسترنج بود.
یه مشکلی داریم... نام میانی "کلارا" برای مالی ثبت نشده. لطفا این رو اصلاح کن تا من بتونم تاییدت کنم.
نام میانی: کلارا
نام خانوادگی: ویزلی
همسر: آرتور ویزلی
تعداد نفرات خانواده: نه نفر
گروه: با افتخار بسیار زیاد گریفیندور
پاترونوس: موجودی بسیار زیبا به اسم هیپونایز با سری سفید از عقاب بدنی بزرگ و قهوه ای کمرنگ و طلایی براق از شیر و چهار جفت بال به رنگ بدن
چوبدستی: چوب درخت اژدها 30 سانتی متر با انعطاف لازم
رنگ پوست: سفید مایل به سرخ
شغل: خانه دار
علاقه ها: آشپزی و حیوانات
توانایی های خاص: توانایی در همه کار
جانور نما: اژدها
خون: اصیل زاده
مغز: رگ قلب اژدها+پر هیپونایز
ویژگی های ظاهری: موهای نارنجی و فر کمی چاق چشم هایی زیبا با رنگ قهوه ای روشن با قدی تقریبا بلند
حیوان خانگی: از تمام حیوانات به طور نامحسوس داشت
کوییدیچ: زمانی کاپیتان تیم بود
جارو: بالاترین جاروی آن زمان یعنی نیمبوس 1987
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان، همیشه مخالف ظلم و همیشه عاشق، مراقب و در خدمت خانواده و هیچ وقت سفره اش یک رنگ نبود
جبهه: محفل ققنوس
بوگارت: دیوانه ساز
زندگی نامه: او در سال 1375 در شهر نیویورک به دنیا آمد و در بچگی زندگی سختی داشت چون تا وقتی در سن 11 سالگی بود و هنوز نامه هاگوارتز را نگرفته بود بعضی افراد او را مسخره می کردند چون او عجیب بود و با رفتن به این مدرسه زندگی او از این رو به اون رو شد او در سال 1391 در سن بیست و یک سالگی با آرتور ویزلی ازدواج کرد و بعد هم در محفل ققنوس رفته و از هری دفاع و با مرگخواران جنگید او قاتل بلاتریکس لسترنج بود.
یه مشکلی داریم... نام میانی "کلارا" برای مالی ثبت نشده. لطفا این رو اصلاح کن تا من بتونم تاییدت کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/8/12 19:55:25
جزئیات کاربر

نام: سوزان بونز
گروه: هافلپاف
نژاد:دورگه
سال تولد:1981
سن:38
چوبدستی: رگ قلب سانتور و پر هیپوگریف
جارو:علاقه ای به پرواز و کوییدیچ ندارد.
پاترونوس:گورکن
ویژگی های ظاهری:قد متوسط،لاغر اندام،موهای نارنجی بلند،چشمان قهوه ای،پوست سفید،صورت گرد و کمی تو پر
ویژگی های اخلاقی:بسیار مهربان و خوش اخلاق،باهوش ،شجاع و نترس،عادل
اعضای خانواده:خانم بونز مادربزرگ سوزان به وسیله مرگ خوار ها کشته می شود.آملیا بونز عمه ی او که رئیس سازمان اجرای قوانین جادوئیست هم به دست لرد ولدمورت کشته می شود.برادر آملیا یعنی عموی سوزان که ادگار نام داشت و از اعضای محفل ققنوس اولیه بود در طی نبرد اول با لرد ولدمورت ، همراه همسر و فرزندانش به دست مرگ خواران به قتل رسید.
توضیح کوتاه:سوزان جزء کسانی بود که عضو ارتش دامبلدور شد . او مهارت بالایی در دوئل داشت و بعدها به باشگاه دوئل هاگوارتز پیوست.
تایید شد.
گروه: هافلپاف
نژاد:دورگه
سال تولد:1981
سن:38
چوبدستی: رگ قلب سانتور و پر هیپوگریف
جارو:علاقه ای به پرواز و کوییدیچ ندارد.
پاترونوس:گورکن
ویژگی های ظاهری:قد متوسط،لاغر اندام،موهای نارنجی بلند،چشمان قهوه ای،پوست سفید،صورت گرد و کمی تو پر
ویژگی های اخلاقی:بسیار مهربان و خوش اخلاق،باهوش ،شجاع و نترس،عادل
اعضای خانواده:خانم بونز مادربزرگ سوزان به وسیله مرگ خوار ها کشته می شود.آملیا بونز عمه ی او که رئیس سازمان اجرای قوانین جادوئیست هم به دست لرد ولدمورت کشته می شود.برادر آملیا یعنی عموی سوزان که ادگار نام داشت و از اعضای محفل ققنوس اولیه بود در طی نبرد اول با لرد ولدمورت ، همراه همسر و فرزندانش به دست مرگ خواران به قتل رسید.
توضیح کوتاه:سوزان جزء کسانی بود که عضو ارتش دامبلدور شد . او مهارت بالایی در دوئل داشت و بعدها به باشگاه دوئل هاگوارتز پیوست.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/8/9 21:23:17
جزئیات کاربر

نام: مالی
نام میانی: کلارا
نام خانوادگی: ویزلی
گروه: با افتخار بسیار زیاد گریفیندور
پاترونوس: موجودی بسیار زیبا به اسم هیپونایز با سری سفید از عقاب بدنی بزرگ و قهوه ای کمرنگ و طلایی براق از شیر و چهار چفت بال به رنگ بدن
چوبدستی: چوب درخت اژدها 30 سانتی متر با انعطاف لازم
رنگ پوست: سفید مایل به سرخ
شغل: خانه دار
علاقه ها: آشپزی و حیوانات
توانایی های خاص: توانایی در همه کار
جانور نما: اژدها
خون: اصیل زاده
مغز: رگ قلب اژدها+پر هیپونایز
ویژگی های ظاهری: موهای نارنجی و فر کمی چاق چشم هایی زیبا با رنگ قهوه ای روشن با قدی تقریبا بلند
حیوان خانگی: از تمام حیوانات به طور نامحسوس داشت
کوییدیچ: زمانی کاپیتان تیم بود
جارو: بالاترین جاروی آن زمان یعنی نیمبوس 1987
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان، همیشه مخالف ظلم و همیشه عاشق، مراقب و در خدمت خانواده و هیچ وقت سفره اش یک رنگ نبود
جبهه: محفل ققنوس
بوگارت: دیوانه ساز
زندگی نامه: او در سال 1375 در شهر نیویورک به دنیا آمد و در بچگی زندگی سختی داشت چون تا وقتی در سن 11 سالگی بود و هنوز نامه هاگوارتز را نگرفته بود بعضی افراد او را مسخره می کردند چون او عجیب بود و با رفتن به این مدرسه زندگی او از این رو به اون رو شد
کدوم مالی ویزلی؟ مادربزرگ یا نوه؟
هرکدوم که منظورت بوده لطفا توضیحاتی که همه ازش میمیدونیم رو بده. مثلا اگه مالی ویزلی مادربزرگه، بگو که همسرش آرتور ویزلیه و هفت تا بچه داره و... اگه هم اون یکی مالی ویزلیه باز بگو که مامان باباش کین و...
و اینکه کلارا رو خودت اضافه کردی دیگه؟ اگه منبعی داری که نشون میده کلارا نام وسط این شخصیته لینکشو بده.
تایید نشد.
نام میانی: کلارا
نام خانوادگی: ویزلی
گروه: با افتخار بسیار زیاد گریفیندور
پاترونوس: موجودی بسیار زیبا به اسم هیپونایز با سری سفید از عقاب بدنی بزرگ و قهوه ای کمرنگ و طلایی براق از شیر و چهار چفت بال به رنگ بدن
چوبدستی: چوب درخت اژدها 30 سانتی متر با انعطاف لازم
رنگ پوست: سفید مایل به سرخ
شغل: خانه دار
علاقه ها: آشپزی و حیوانات
توانایی های خاص: توانایی در همه کار
جانور نما: اژدها
خون: اصیل زاده
مغز: رگ قلب اژدها+پر هیپونایز
ویژگی های ظاهری: موهای نارنجی و فر کمی چاق چشم هایی زیبا با رنگ قهوه ای روشن با قدی تقریبا بلند
حیوان خانگی: از تمام حیوانات به طور نامحسوس داشت
کوییدیچ: زمانی کاپیتان تیم بود
جارو: بالاترین جاروی آن زمان یعنی نیمبوس 1987
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان، همیشه مخالف ظلم و همیشه عاشق، مراقب و در خدمت خانواده و هیچ وقت سفره اش یک رنگ نبود
جبهه: محفل ققنوس
بوگارت: دیوانه ساز
زندگی نامه: او در سال 1375 در شهر نیویورک به دنیا آمد و در بچگی زندگی سختی داشت چون تا وقتی در سن 11 سالگی بود و هنوز نامه هاگوارتز را نگرفته بود بعضی افراد او را مسخره می کردند چون او عجیب بود و با رفتن به این مدرسه زندگی او از این رو به اون رو شد
کدوم مالی ویزلی؟ مادربزرگ یا نوه؟

هرکدوم که منظورت بوده لطفا توضیحاتی که همه ازش میمیدونیم رو بده. مثلا اگه مالی ویزلی مادربزرگه، بگو که همسرش آرتور ویزلیه و هفت تا بچه داره و... اگه هم اون یکی مالی ویزلیه باز بگو که مامان باباش کین و...
و اینکه کلارا رو خودت اضافه کردی دیگه؟ اگه منبعی داری که نشون میده کلارا نام وسط این شخصیته لینکشو بده.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط m.weasley در 1398/8/9 17:24:12
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/8/9 21:20:22
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/8/9 21:20:22
جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/8/8 22:59:23
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج