پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

205
نفر همین الان آنلاین‌اند 78 نفر در «انجمن»
3 عضو 202 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۷
شقّ القمر


دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
پس از آن هیچکس به بی‌دلی‌ام نظر نکرد

جوان شد هرآنکه دلش زنده شد به عشق
پیر باد آن بلبلی که بحر عشق گل خطر نکرد

بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی
سوخت دل و دوده شد، با اینکه هرگز سفر نکرد

راه برد دل، به منزلگه قلب دوست
پیغام‌آور دلدار شد ولی هرگز شقّ القمر نکرد

هرگز نکرده است بدل، نیکی رأسی به نفر
خیر به دام‌ها و اهلی کن، خیری به نفر اثر نکرد

تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۶
ضامن


در میانه‌ی مرداب، شکُفت نیلوفری
سپید بر تنی، نگین انگشتری

روح داشت آرزو، تن گیرد جواهری
تو هم جواهری، هم روح بر تنی

هشت که تو باشی، چه حاجتِ نُه و دَه؟
ای بهتر از بهتر، از همه بهتری

میان سیاهی‌ها، ای سپید! رنگ زنی
ای نهایت حاجات، تا کجا برتری؟

ای سبز ز تو دشت‌ها، وای بویِ خوش گلشن
گوارا تری از هر آب، از هر آب زلال‌تری

تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۵
کودک و قایق


من درد بی‌درمانم، درمان در خود می‌جویم.
من دانه بی مکانم، به یک آن همه‌جا می‌رویم.

در کودکی یک رود، کاغذ قایقم را بربود!
من پیر بی‌قایقم، عمری است در جستجوی اویم.

زندگی برای من نیست، زندگی‌ها می‌دهم هدیه!
من درحال جریانم، ای ماهی! من جویم.

گِل است جلوه‌گر من، در لای دارم جای...
من در آب ریشه دارم، در خود دست می‌شویم.

به یک تن من، همه خارم. بی‌چهره و نازیبا!
تو را یک گل من دارم، مشام می‌شوم و می‌بویم.
ویرایش شده توسط مرگ در 1405/2/9 3:45:53
تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۴
داستان دار


بر سینه‌ی تنگ چوب، رازی بار بود.
چوبک ما می‌دانست، که چوب دار بود.

زمان بگذشت و چوبک به بالاها رفت.
به بالای دار برد هر سر، که سبکسار بود.

زبان نداشت چوب دار، با این‌حال هشدار داد.
به بالا می‌برم هر سر، چه گل و چه خار بود.

بلند بود و بالا می‌برد، انگار که مقام می‌داد.
تو گویی یک تکه چوب، با خدا جار بود.

رفیق بودند و دست در دست سرودها سر می‌دادند.
داستان مرگ و دار، داستان ادامه‌دار بود.
ویرایش شده توسط مرگ در 1405/2/9 3:45:12
تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۳
تو شاعرم کردی


آواره‌ی دنیا بودم، تو شاعرم کردی!
ذهن پر رویا بودم، تو شاعرم کردی!

دنیای یک انسان، راز است و نیاز با یار
زاهدی پر دعا بودم، تو شاعرم کردی!

هنرمندانگی است، دخیل و در بند نبودن
هنرمندی رها بودم، تو شاعرم کردی!

شلوغی جهان، ما آوارگان را چه حاصل؟
در شلوغی تنها بودم، تو شاعرم کردی!

نازنین! بی عشق جهان مالامال درد است
میان حصر غم‌ها بودم، تو شاعرم کردی!
تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۲
بد زدند


قصه را راوی خواند، شنونده را حد زدند!
بدی خوب را کشت، خوب را اما بد زدند!

در وادی تنبیه و مجازات، همه‌ی ما برابریم!
داروغه اما یکی را صفر و مابقی را صد زدند!

در میان الفبا، "ب" به دنیا بد کرده بود.
قاضی از ترس حکم داد که "الف" را مد زدند!

خیر و نیکی بماند، در این سرای نیکی کن!
دیر نیست روزی رسد که نیکی را سد زدند!

ایزد در بیابان باز داد، به ما انعام‌ها اما...
به هرچه نیکی که در دجله انداختیم، دست رد زدند!
تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
۱
فال مرگ


در گفتگو با زندگی، حیف! فنجان خالی باشد.
با فنجان پر نیز، ممکن است مرگ این حوالی باشد!

روشنی، آگاهی است. قدر این علم را بدان.
بعد از آن ظلمت رسد، دام لیالی باشد.

عاشقی پرواز است و آسمان هم باز است.
دیوانگی خود فرصتی است، شاید بالی باشد.

درد این دل، روشن است. درمان ز یار می‌خواهد.
درمان یار، دل بردن است! درمان عالی باشد.

بخت و اقبال مرا، زندگی بر هم ریخته است.
رمال و فالگیر چرا؟ مرگ نیز، فالی باشد.
تولد نقش
1403/03/15
آخرین ورود
دوشنبه 13 مهر 1405 23:52
عضویت
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:27
پست‌ها
393
اشعار دفتر شعر اول، در اینجا قرار می‌گیرند.

اینجا آرامگه قلبی ناآرام است.
به هنگام گذر، دستی نوازش شوید.

این وحشی، تنها به یک آن رام است.
حواس جمع باشید که شکارش نشوید.
ویرایش شده توسط مرگ در 1405/2/9 3:20:37

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.