
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
81 کاربر(ها) آنلاین هستند (65 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
79
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

سلام پروفسور:
این طور که من فهمیدم نوربرتا(که قبلا شناسه ی منو داشت) الان دوباره معرفی شخصیت کرده و اسمشو تغییر داده درسته؟من هم می خوام شناسه ی قبلیمو بگیرم.
***************************************************- نام: نوربرتا
*- نوع حیوان: اژدها
*- سن: تازه به دنیا آمده
*- جنس: مونث
*- گروه : گریفندور
*- ظاهر کلی: اژدهایی دندانه دار و از نروژ هستم
*-علاقمندی ها: بازگشت به هاگوارتز پیش هاگرید
*- توانمندیها : پرواز و بیرون دادن آتش از دهان
*-توضیحات : من رو هاگرید هنگامی که در تخم بودم از یک مرد ناشناس گرفت و مرا از تخم به دنیا آورد. من بعد از به دنیا آمدنم ریش هاگرید را کمی سوزاندم و برای هری, رون و هرمیون کمی دردسر ایجاد کردم.
*************************************************
یه سوال:من یه تاپیک در گروه گریفندور زده بودم اگه دوباره قبول بشم تاپیکم دوباره بهم داده می شه؟ چون اون طور که من از دنیس کریوی(دختر عموم) فهمیدم هنوز تاپیکم با اسم خودم پابرجاست درسته؟ پس تاپیکم بهم داده می شه؟
تایید شد!
تاپیکها متعلق به کسی نیستند و فقط ایده متعلق به زننده تاپیک محسوب میشه. موفق باشی
این طور که من فهمیدم نوربرتا(که قبلا شناسه ی منو داشت) الان دوباره معرفی شخصیت کرده و اسمشو تغییر داده درسته؟من هم می خوام شناسه ی قبلیمو بگیرم.
***************************************************- نام: نوربرتا
*- نوع حیوان: اژدها
*- سن: تازه به دنیا آمده
*- جنس: مونث
*- گروه : گریفندور
*- ظاهر کلی: اژدهایی دندانه دار و از نروژ هستم
*-علاقمندی ها: بازگشت به هاگوارتز پیش هاگرید
*- توانمندیها : پرواز و بیرون دادن آتش از دهان
*-توضیحات : من رو هاگرید هنگامی که در تخم بودم از یک مرد ناشناس گرفت و مرا از تخم به دنیا آورد. من بعد از به دنیا آمدنم ریش هاگرید را کمی سوزاندم و برای هری, رون و هرمیون کمی دردسر ایجاد کردم.
*************************************************
یه سوال:من یه تاپیک در گروه گریفندور زده بودم اگه دوباره قبول بشم تاپیکم دوباره بهم داده می شه؟ چون اون طور که من از دنیس کریوی(دختر عموم) فهمیدم هنوز تاپیکم با اسم خودم پابرجاست درسته؟ پس تاپیکم بهم داده می شه؟
تایید شد!
تاپیکها متعلق به کسی نیستند و فقط ایده متعلق به زننده تاپیک محسوب میشه. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/10 17:29:33
جزئیات کاربر

نام:پیک وجین ، جغد رون ویزلی
گروه:گریفندور
معرفی کوتاه شخصیت:پرهای خاکستری بدن نحیفم را تزیین کرده است و به کنایه از بالهای لاغر و نحیفم اسم من را پیک وجین یا بال چروکیده نهادند.
سیریوس بلک من را به رون ویزلی هدیه داد و میخواست من جای خال خالی را برایش پر کنم.
یکی از بهترین رفقایم هدویگ بود که متاسفانه خیلی زود دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی پیوست.
علاقه مندی ها:نامه ، پاکت نامه ، قلم پر ، هوای آزاد ، جادو و جادوگری
توانمندی ها:ارسال نامه در کوتاه ترین زمان ممکن و با بهترین حالت ممکن.
چوبدستی:جغد ها توانایی استفاده از چوبدستی را ندارند اما در عوض از قدرت نوک زدن بهره گرفته اند که خود بهتر از هر چیزی است.
تایید شد!
گروه:گریفندور
معرفی کوتاه شخصیت:پرهای خاکستری بدن نحیفم را تزیین کرده است و به کنایه از بالهای لاغر و نحیفم اسم من را پیک وجین یا بال چروکیده نهادند.
سیریوس بلک من را به رون ویزلی هدیه داد و میخواست من جای خال خالی را برایش پر کنم.
یکی از بهترین رفقایم هدویگ بود که متاسفانه خیلی زود دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی پیوست.
علاقه مندی ها:نامه ، پاکت نامه ، قلم پر ، هوای آزاد ، جادو و جادوگری
توانمندی ها:ارسال نامه در کوتاه ترین زمان ممکن و با بهترین حالت ممکن.
چوبدستی:جغد ها توانایی استفاده از چوبدستی را ندارند اما در عوض از قدرت نوک زدن بهره گرفته اند که خود بهتر از هر چیزی است.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/10 12:30:44
جزئیات کاربر

نام : رز
نام خانوادگی : ویزلی
سن : 11 سال. سال اول هاگوارتز
جنس : دختر
گروه : گریفندور
علاقه مندی ها : کوییدیچ
توضیحات: من دختر رون ویزلی و هرمیون گرنجر هستم و خواهر بزرگ هوگو (برادرم).
من هم سن آلبوس پاتر هستم و تازه باید گروه بندی شوم و چون در کتاب اشاره ای به این که من در چه گروهی هستم نشده من حدس زدم که در گریفندور هستم.
هوش من به مادرم (هرمیون) رفته و بسیار باهوش هستم. اصیل زاده هستم مادرم مشنگ زاده و پدرم جادوگر است.
*************************************************
پروفسور من فکر کردم چون قبلا در تاپیک بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی قبول شدم دیگر نیازی به کار مجدد نیست (البته این کار در خرداد ماه انجام شده است)
با تشکر رز ویزلی
شما برای تغییر شخصیت باید یه شناسه جدید بسازید و دوباره با اون معرفی شخصیت کنید. نیازی به تایید در بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی نیست... در ضمن این شخصیت گرفته شده. موفق باشی
نام خانوادگی : ویزلی
سن : 11 سال. سال اول هاگوارتز
جنس : دختر
گروه : گریفندور
علاقه مندی ها : کوییدیچ
توضیحات: من دختر رون ویزلی و هرمیون گرنجر هستم و خواهر بزرگ هوگو (برادرم).
من هم سن آلبوس پاتر هستم و تازه باید گروه بندی شوم و چون در کتاب اشاره ای به این که من در چه گروهی هستم نشده من حدس زدم که در گریفندور هستم.
هوش من به مادرم (هرمیون) رفته و بسیار باهوش هستم. اصیل زاده هستم مادرم مشنگ زاده و پدرم جادوگر است.
*************************************************
پروفسور من فکر کردم چون قبلا در تاپیک بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی قبول شدم دیگر نیازی به کار مجدد نیست (البته این کار در خرداد ماه انجام شده است)
با تشکر رز ویزلی
شما برای تغییر شخصیت باید یه شناسه جدید بسازید و دوباره با اون معرفی شخصیت کنید. نیازی به تایید در بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی نیست... در ضمن این شخصیت گرفته شده. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/9 19:02:21
جزئیات کاربر

نام : دلوروس
نام خانوادگی : آمبریج
سن : دورو ور 50
جنس : مونث
لقب : قورباغه پیر!
البته من به شدت این لقب رو تکذیب می کنم و اومدم که حال کسانی که این لقب رو روی من گذاشتن بگیرم.
گروه : هافلپاف
خب من شک داشتم که دقیقا آمبریج در چه گروهی هست... اگه امکان داره گروه هافل رو بهم بدین اگه نه هم که هر گروهی هست منو بفرستید.
چوب دستی سحر آمیز : شیره درخت هزار واقعه به اضافه موی میش جادویی. 22 سانتی متر
جاروی پرنده : من چوب جارو ندارم و پرواز با اونو خلاف شخصیت وزارت خونه ای خودم می دونم... واقعا به قول این پیام بازرگانیه چیز بی کلاسیه!
علاقه مندی ها :
بریدن بازداشت برای پاتر.
اثبات اینکه دامبلدور اصلا لیاقت مدیریت هاگوارتز رو نداره.
رسیدن به مقام وزارت سحر و جادو
ریشه جادوگران رو اصیل کردن و دور کردن ماگل های به ظاهر جادوگر از جامعه اصیل زادگان.
مشخصات و سوابق :
من یک دور مدیر مدرسه جادوگری هاگوارتز بودم که بعد به دلیل اینکه دامبلدور نتونست موقعیتو منو ببینه بهانه ای تراشید و با شایعه پراکنی بازگشت ولدمورت و دیدن اون در وزارت خونه من رو کنار زد.
البته زیاد مهم نیست چون من هنوز هم یکی از مهم ترین افراد وزارت خونه هستم.
از پاتر و اون دوست مو قرمز و اون دختره خون لجن متنفرم. دراکو واقعا اصیله و من بهش افتخار می کنم.
از اعمال دموکراسی ( البته اگه اشتباه نکنم ) واقعا لذت می برم . دانش آموزا و همه جادوگرا و ساحره ها باید بفهمند که قدرت دست کیه و فکر نکنن هرکاری دلشون می خواد می تونن انجام بدن و هرچی بخوان می تونن بگن و توی روزنامه هاشون بنویسن!
من هنوز هم در تلاشم که روزنامه منتقد رو ببندم...واقعا وجود همچین خبرنامه هایی مایه افتضاحه جامعه است.
اگر کافی نیست بگید باز هم توضیح می دم!
تایید شد!
نام خانوادگی : آمبریج
سن : دورو ور 50
جنس : مونث
لقب : قورباغه پیر!
البته من به شدت این لقب رو تکذیب می کنم و اومدم که حال کسانی که این لقب رو روی من گذاشتن بگیرم.
گروه : هافلپاف
خب من شک داشتم که دقیقا آمبریج در چه گروهی هست... اگه امکان داره گروه هافل رو بهم بدین اگه نه هم که هر گروهی هست منو بفرستید.
چوب دستی سحر آمیز : شیره درخت هزار واقعه به اضافه موی میش جادویی. 22 سانتی متر
جاروی پرنده : من چوب جارو ندارم و پرواز با اونو خلاف شخصیت وزارت خونه ای خودم می دونم... واقعا به قول این پیام بازرگانیه چیز بی کلاسیه!
علاقه مندی ها :
بریدن بازداشت برای پاتر.
اثبات اینکه دامبلدور اصلا لیاقت مدیریت هاگوارتز رو نداره.
رسیدن به مقام وزارت سحر و جادو
ریشه جادوگران رو اصیل کردن و دور کردن ماگل های به ظاهر جادوگر از جامعه اصیل زادگان.
مشخصات و سوابق :
من یک دور مدیر مدرسه جادوگری هاگوارتز بودم که بعد به دلیل اینکه دامبلدور نتونست موقعیتو منو ببینه بهانه ای تراشید و با شایعه پراکنی بازگشت ولدمورت و دیدن اون در وزارت خونه من رو کنار زد.
البته زیاد مهم نیست چون من هنوز هم یکی از مهم ترین افراد وزارت خونه هستم.
از پاتر و اون دوست مو قرمز و اون دختره خون لجن متنفرم. دراکو واقعا اصیله و من بهش افتخار می کنم.
از اعمال دموکراسی ( البته اگه اشتباه نکنم ) واقعا لذت می برم . دانش آموزا و همه جادوگرا و ساحره ها باید بفهمند که قدرت دست کیه و فکر نکنن هرکاری دلشون می خواد می تونن انجام بدن و هرچی بخوان می تونن بگن و توی روزنامه هاشون بنویسن!
من هنوز هم در تلاشم که روزنامه منتقد رو ببندم...واقعا وجود همچین خبرنامه هایی مایه افتضاحه جامعه است.
اگر کافی نیست بگید باز هم توضیح می دم!
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط soheil_2000 در 1386/8/8 20:16:44
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/9 10:57:35
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/9 10:57:35
جزئیات کاربر

این شناسه نوربرت قبلی هست که از 14 شهریور به اینور دیگه پستی نزده
______________
نام:نوربرت
لقب:اژدهای نوروژِِی
معرفی کوتاه شخصیت:وقتی چشم باز کردم با انبوهی ریش مواجه شدم که پوست رنجور سرم را نوازش میداد.حتی این برخورد کوچک هم موجب ناراحتی من میشد پس برای اولین بار از قدرت ذاتیم یعنی آتش برای دفاع از خود استفاده کردم و ان انبوه ریش را به اتش کشیدم ، بعد دستی دیدم که همچون باد بزن بر روی ان انبوه مو فرود امد ، دستی به بزرگی تمام بدن من.
ترسیدم خیال کردم که مرا تنبیه خواهد کرد اما فقط با مهربانی دستی به سر و رویم کشید سه موجود عجیب دیگر نیز ان اطراف بودند دوست داشتم هر چه سریعتر بدانم مادرم کدام است و فریادش بزنم.
موجودی با موهای قهوه ای زیبا تر از بقیه به نظر میرسید امدم مادر صدایش کنم که ناگهان همه سر ها به سمت سوراخی که بر روی دیوار کلبه حک شده بود برگشت ، موجودی با موهای طلایی در ان طرف سوراخ ما را نگاه میکرد و بعد ناگهان پتویی روی من انداخته شد و چند روز بعد خود را در پارک اژدها ها دیدم.
گروه:گریفندور
تایید شد!
______________
نام:نوربرت
لقب:اژدهای نوروژِِی
معرفی کوتاه شخصیت:وقتی چشم باز کردم با انبوهی ریش مواجه شدم که پوست رنجور سرم را نوازش میداد.حتی این برخورد کوچک هم موجب ناراحتی من میشد پس برای اولین بار از قدرت ذاتیم یعنی آتش برای دفاع از خود استفاده کردم و ان انبوه ریش را به اتش کشیدم ، بعد دستی دیدم که همچون باد بزن بر روی ان انبوه مو فرود امد ، دستی به بزرگی تمام بدن من.
ترسیدم خیال کردم که مرا تنبیه خواهد کرد اما فقط با مهربانی دستی به سر و رویم کشید سه موجود عجیب دیگر نیز ان اطراف بودند دوست داشتم هر چه سریعتر بدانم مادرم کدام است و فریادش بزنم.
موجودی با موهای قهوه ای زیبا تر از بقیه به نظر میرسید امدم مادر صدایش کنم که ناگهان همه سر ها به سمت سوراخی که بر روی دیوار کلبه حک شده بود برگشت ، موجودی با موهای طلایی در ان طرف سوراخ ما را نگاه میکرد و بعد ناگهان پتویی روی من انداخته شد و چند روز بعد خود را در پارک اژدها ها دیدم.
گروه:گریفندور
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نوربرت کوچولو در 1386/8/7 16:56:49
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/7 18:45:38
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/7 18:45:38
جزئیات کاربر

- نام : لی لی
- سن: 15
- جنس:مونث
- سال : سال ششم
- رنگ چشم: سبز
- گروه : گریفیندور
- مو : قرمز کوتاه و نا آشنا با شونه و برس !
- ظاهر کلی : لاغر و قد بلند
- نام کامل: لی لی هری پاتر
- کویدیچ : مهاجم
- چوب جادو : 10 اینچ و دارای موی یال تک شاخ و اشک ققنوس
- دسته جارو : شهاب
- علاقه ها: کویدیچ – هاگوارتز – شغل کارآگاهی
- توانمندیها : کوییدیچ – معجونسازی – دفاع در برابر جادوی سیاه
لی لی پاتر با نام کامل لی لی هری پاتر دختر جینی ویزلی و هری پاتر است . لی لی دو برادر دارد که جیمزو آلبوس سوروس نام دارند . لازم به ذکر است که لی لی از جیمز دو سال و از آلبوس سوروس یکسال کوچکتر است .
این طور که معلوم است هری و جینی نام لی لی و جیمز را برای قدر دانی از پدر و مادر هری انتخاب کردند و نام آلبوس سوروس را همچنین برای سپاسگزاری از دو مدیر لایق هاگوارتز انتخاب کردند .
لی لی حالا سال پنجم هاگوارتز و امتحانات سمج را باموفقیت پشت سر گذاشته و خود را برای ورودی دیگر به هاگوارتزبرای گذراندن سال ششم در گروه گریفیندور آماده میکند .
او از لحاظ قد و قامت بر عکس وزنش قد بلندی دارد و موهایش هم مانند موهای مادرش و مادر هری قرمز است .
از دیگر ویژگی های او شجاع بودنش مانند پدرش است . او همیشه آرزو دارد که بتواند یکی از کارآگاهان وزارت سحر و جادو باشد .
تایید شد!
- سن: 15
- جنس:مونث
- سال : سال ششم
- رنگ چشم: سبز
- گروه : گریفیندور
- مو : قرمز کوتاه و نا آشنا با شونه و برس !
- ظاهر کلی : لاغر و قد بلند
- نام کامل: لی لی هری پاتر
- کویدیچ : مهاجم
- چوب جادو : 10 اینچ و دارای موی یال تک شاخ و اشک ققنوس
- دسته جارو : شهاب
- علاقه ها: کویدیچ – هاگوارتز – شغل کارآگاهی
- توانمندیها : کوییدیچ – معجونسازی – دفاع در برابر جادوی سیاه
لی لی پاتر با نام کامل لی لی هری پاتر دختر جینی ویزلی و هری پاتر است . لی لی دو برادر دارد که جیمزو آلبوس سوروس نام دارند . لازم به ذکر است که لی لی از جیمز دو سال و از آلبوس سوروس یکسال کوچکتر است .
این طور که معلوم است هری و جینی نام لی لی و جیمز را برای قدر دانی از پدر و مادر هری انتخاب کردند و نام آلبوس سوروس را همچنین برای سپاسگزاری از دو مدیر لایق هاگوارتز انتخاب کردند .
لی لی حالا سال پنجم هاگوارتز و امتحانات سمج را باموفقیت پشت سر گذاشته و خود را برای ورودی دیگر به هاگوارتزبرای گذراندن سال ششم در گروه گریفیندور آماده میکند .
او از لحاظ قد و قامت بر عکس وزنش قد بلندی دارد و موهایش هم مانند موهای مادرش و مادر هری قرمز است .
از دیگر ویژگی های او شجاع بودنش مانند پدرش است . او همیشه آرزو دارد که بتواند یکی از کارآگاهان وزارت سحر و جادو باشد .
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/5 10:53:09
ویرایش شده توسط ساینا در 1386/8/5 13:22:24
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/7 18:36:55
ویرایش شده توسط ساینا در 1386/8/5 13:22:24
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/7 18:36:55
جزئیات کاربر

نام: گندالف
نام خانوادگی: نداره
گروه: گریفندور
ویژگی های ظاهری: ریش و موی سفید و بلند مانند مرحوم دامبل
معرفی کوتاه:
قوم الدار برای محافظت مردم فانی( اعم از جادوگر و انسانهای عادی) 5 جادوگر بزرگ و کارکشته را انتخاب کرده و آنها را از جهان الدار در آنسوی دریاها به جهان مردم فانی فرستاده است. من یکی از آن 5 تن هستم و برای مبارزه با تاریکی و دروغ به جهان شما آمده ام. امید دارم از درگاه مرلین کبیر تا ما را تایید بفرمایید!!!
از لیست شخصیتها یه شخصیت هری پاتری انتخاب و کامل معرفی کن
نام خانوادگی: نداره
گروه: گریفندور
ویژگی های ظاهری: ریش و موی سفید و بلند مانند مرحوم دامبل
معرفی کوتاه:
قوم الدار برای محافظت مردم فانی( اعم از جادوگر و انسانهای عادی) 5 جادوگر بزرگ و کارکشته را انتخاب کرده و آنها را از جهان الدار در آنسوی دریاها به جهان مردم فانی فرستاده است. من یکی از آن 5 تن هستم و برای مبارزه با تاریکی و دروغ به جهان شما آمده ام. امید دارم از درگاه مرلین کبیر تا ما را تایید بفرمایید!!!
از لیست شخصیتها یه شخصیت هری پاتری انتخاب و کامل معرفی کن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گندالف سفید در 1386/8/1 16:29:56
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/1 17:12:41
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/8/1 17:12:41
فقط یک گناه وجود دارد و آن دزدی ست.
[size=large]وقتی کسی را می کشی یک زندگی ر?
[size=large]وقتی کسی را می کشی یک زندگی ر?
نام:پرد
نام خانوادگی:فوت
گروه:گرفندور
چوب:گردو و دم تک شاخ
معرفی کوتاه:یک عضو محفل ققنوس
از طرف bhg b سابق
لطفا سریع پاسخ دهید. چاکریم
قوانین ایفای نقش رو بخون:
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=5&forum=7
نام خانوادگی:فوت
گروه:گرفندور
چوب:گردو و دم تک شاخ
معرفی کوتاه:یک عضو محفل ققنوس
از طرف bhg b سابق
لطفا سریع پاسخ دهید. چاکریم
قوانین ایفای نقش رو بخون:
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=5&forum=7
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/7/30 9:13:03
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/7/30 9:16:44
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/7/30 9:16:44
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/15
آخرین ورود: چهارشنبه 30 آبان 1386 14:12
از: اینجا . آنجا . هرجا . همه جا
پستها:
8

نام:نیما
شهرت: سامینا
سن:چهل و اندی
گروه: هافلپاف
!!!چوبدستی:چوب بلوط با مغز شاخ ایرامپنت
شغل : فعلا بی کار و بی عار
استاد سابق ریاضیات جادویی هاگوارتز اخراج شده توسط دست اجانب (احتمالا ایادی اون پروفسور وکتور ... (به جای ... چند تا فحش رکیک بزارید (چقدر پرانتز تو پرانتز شد سرسام گرفتم))) به دلایل واهی
(وضعیت خونی: دو رگه (مامانم جادوگر بوده
((محل زندگی: فعلا فراری (متهم به قتل یک مشنگ (خداییش کار من نبود
سایر : فعلا چیزی به ذهنم نمیاد
قوانین ایفای نقش رو بخون:
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?viewmode=flat&order=ASC&topic_id=2&forum=2
شهرت: سامینا
سن:چهل و اندی
گروه: هافلپاف
!!!چوبدستی:چوب بلوط با مغز شاخ ایرامپنت
شغل : فعلا بی کار و بی عار
استاد سابق ریاضیات جادویی هاگوارتز اخراج شده توسط دست اجانب (احتمالا ایادی اون پروفسور وکتور ... (به جای ... چند تا فحش رکیک بزارید (چقدر پرانتز تو پرانتز شد سرسام گرفتم))) به دلایل واهی
(وضعیت خونی: دو رگه (مامانم جادوگر بوده
((محل زندگی: فعلا فراری (متهم به قتل یک مشنگ (خداییش کار من نبود
سایر : فعلا چیزی به ذهنم نمیاد
قوانین ایفای نقش رو بخون:
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?viewmode=flat&order=ASC&topic_id=2&forum=2
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط professor_nima در 1386/7/28 15:01:19
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/7/28 18:27:03
ویرایش شده توسط پروفسور نیما در 1386/7/29 13:26:55
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/7/28 18:27:03
ویرایش شده توسط پروفسور نیما در 1386/7/29 13:26:55
آنچه حقیقت ما را نشان می دهد انتخاب ماست . نه تواناییمان
جزئیات کاربر

1- نام: کورنلیوس
2- نام خانوادگی: آگریپا
3- تارخ تولد: 14 فوریه سال 1486
4- تارخ وفات: 1535(تاریخ دقیق نامعلوم)
5-عمر: 39 سال
6- گروه: ریونکلا
7- چوبدست جادو:
چوب: درخت توسکا
طول: 36 سانتیمتر
مغز: موی دم اسب تک شاخ
8- افتخارات: تالیف دها کتاب در مورد سحر و جادو .
کورنلیوس آگریپا دانشمند بلند آوازه ی دنیای سحر و جادو در 4 سالگی پدر خود کونتین آگریپا (که او نیز از محققان علوم سحر و جادو بود) به طرز دلخراشی از دست داد. مادر کورنلیوس که عاشق مرد مشنگی شده بود همسر معروف خود را به قتل رسانید و با مرد مورد علاقه اش فرار کرد. پس از آن اتفاق کورنلیوس را نزد پیر زن مهربان مشنگی نگهداری کردن و کورنلیوس تا 8 سالگی نزد او بود. پس از آنکه آن پیر زن مهربان جان خود در اثر مرگ طبیعی از دست داد کورنلیوس نزد خانواده های مشنگ مختلفی زندگی کرد و تا اینکه در سن 11 سالگی مرد جوان وحشتناکی او را به فرزند خواندگی پذیرفت. آن مرد حیوان صفت که جک اسپارک نام داشت در صدد بود تا از کورنلیوس برای مقاصد وحشتناک و امیال ناهنجار جنسی خود استفاده کند اما در یکی از شب ها که چیزی نمانده بود تا کورنلیوس طعمه آن انسان دیو صفت شود، کورنلیوس نا خود آگاه اسپارک را با نیروی خود آتش زد و او را کشت. مردم روستا خشمگین از این اتفاق تصمیم گرفتن او را زنده زنده بسوزانند اما مرد جادوگری در آخرین لحظات او را نجات داد. آن مرد هنجیست وود کرافت بود. کسی که مردم روستا او را فردی دیوانه می پنداشتند. وود کرافت کورنلیوس را نجات داد و او را به تپه ی متروکی برد که او آن را هاگزمید می نامید. بدین وسیله کورنلیوس آگریپا در ساختن تنها دهکده ی جادو یی تا آن زمان مشارکت ورزید و در عین حال به آمو ختن تمام دانش و اطلاعات وود کرافت همت گماشت. پس از گذشت سال ها کورنلیوس آگریپا در سن 18 سالگی هاگزمید را ترک کرد و برای کسب علم و دانش به سفر کردن پرداخت. پس از 10 سال دوباره به هاگزمید برگشت و متوجه شد دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست. وود کرافت مرده بود و در نزدیکی دهکده قلعه ای بزرگ ساخته شده بود. آگریپا با دیدن آن قلعه تصمیم گرفت تا به آنجا سری بزند و از فعالیت آنها آگاه شود. اینگونه بود که او به هاگوارتز پا گذاشت و با موسسین آن آشنا شد. ( در آن زمان هنوز مدرسه باز نشده و در حال ساخت بود.) آگریپا مدتی در هاگوارتز ماند و به تبادل اطلاعات با موسسین دانشمند آن پر داخت. بدین ترتیب از لحاظ علمی مهارت زیادی یافت و حتی 4 بنیان گذار هاگوارتز را در تحقیقاتشان یاری جست. یکی از موضوعات مورد علاقه او بحث در مورد چگونگی غیب ظاهر شدن جادوگران و تلاش برای انجام دادن آن بود. که موضوع تحقیقات روونا ریونکلا هم بود. در نتیجه این تحقیق باعث نزدیک تر شدن او و روونا ریونکلا شد و پس از مدتی آگریپا به او علاقمند گشت. اما وقتی که او این موضوع را به روونا گفت او خشمگین شد و به علت غرور زیاد و اختلاف سنی که داشتند(ریونکلا 2 سال بزرگتر بود) در خواست او را نپذیرفت و کورنلیوس از ناراحتی هاگوارتز را در 29 سالگی ترک کرد و بیش از یک سال در هاگوارتز نماند. از آن پس در یک دهکده مشنگ نشین دور دست به نوشتن کتاب و تحقیق در مورد وردهای جادویی ، جادوی سیاه و چگونگی غیب و ظاهر شدن( آپارات) پرداخت. او به تحقیقاتش ادامه داد تا اینکه مشنگ های دهکده او را به جرم نوشتن کتاب های جادویی و تالیف کتابهایی که از شیطان به او نازل شده به زندان افکندند. آگریپا در زندان به بیماری مهلکی گرفتار گشت اما از تحقیقات خود دست بر نداشت و در این مدت تنها همدم او جغدی قهوه ای بود. تا اینکه به راز چگونگی غیب و ظاهر شدن توسط جادوگران پی برد و آن را در تنها کاغذ و قلمی که داشت و برای نوشتن وصیت نامه اش در اختیار او قرار داده بودند نوشت و نامه را به وسیله تنها همدمش، جغد قهوه ا ی به روونا ریونکلا رساند و فردای آن روز جان سپرد.
امروزه هزاران ساحره و جادوگر از روش غیب و ظاهر شدن استفاده میکنند بدون آنکه اطلاع دقیقی از زندگی مکتشف آن داشته باشند.
یادش گرامی باد.
همانا تاييد گشتي...باشد که بازهم کتاب بنويسي و در نوشتن آن ريش مرلين هم ياريت کند...يادت نرود که کتابي در وصف گراپ بنويسي...با تشکر کالين
2- نام خانوادگی: آگریپا
3- تارخ تولد: 14 فوریه سال 1486
4- تارخ وفات: 1535(تاریخ دقیق نامعلوم)
5-عمر: 39 سال
6- گروه: ریونکلا
7- چوبدست جادو:
چوب: درخت توسکا
طول: 36 سانتیمتر
مغز: موی دم اسب تک شاخ
8- افتخارات: تالیف دها کتاب در مورد سحر و جادو .
کورنلیوس آگریپا دانشمند بلند آوازه ی دنیای سحر و جادو در 4 سالگی پدر خود کونتین آگریپا (که او نیز از محققان علوم سحر و جادو بود) به طرز دلخراشی از دست داد. مادر کورنلیوس که عاشق مرد مشنگی شده بود همسر معروف خود را به قتل رسانید و با مرد مورد علاقه اش فرار کرد. پس از آن اتفاق کورنلیوس را نزد پیر زن مهربان مشنگی نگهداری کردن و کورنلیوس تا 8 سالگی نزد او بود. پس از آنکه آن پیر زن مهربان جان خود در اثر مرگ طبیعی از دست داد کورنلیوس نزد خانواده های مشنگ مختلفی زندگی کرد و تا اینکه در سن 11 سالگی مرد جوان وحشتناکی او را به فرزند خواندگی پذیرفت. آن مرد حیوان صفت که جک اسپارک نام داشت در صدد بود تا از کورنلیوس برای مقاصد وحشتناک و امیال ناهنجار جنسی خود استفاده کند اما در یکی از شب ها که چیزی نمانده بود تا کورنلیوس طعمه آن انسان دیو صفت شود، کورنلیوس نا خود آگاه اسپارک را با نیروی خود آتش زد و او را کشت. مردم روستا خشمگین از این اتفاق تصمیم گرفتن او را زنده زنده بسوزانند اما مرد جادوگری در آخرین لحظات او را نجات داد. آن مرد هنجیست وود کرافت بود. کسی که مردم روستا او را فردی دیوانه می پنداشتند. وود کرافت کورنلیوس را نجات داد و او را به تپه ی متروکی برد که او آن را هاگزمید می نامید. بدین وسیله کورنلیوس آگریپا در ساختن تنها دهکده ی جادو یی تا آن زمان مشارکت ورزید و در عین حال به آمو ختن تمام دانش و اطلاعات وود کرافت همت گماشت. پس از گذشت سال ها کورنلیوس آگریپا در سن 18 سالگی هاگزمید را ترک کرد و برای کسب علم و دانش به سفر کردن پرداخت. پس از 10 سال دوباره به هاگزمید برگشت و متوجه شد دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست. وود کرافت مرده بود و در نزدیکی دهکده قلعه ای بزرگ ساخته شده بود. آگریپا با دیدن آن قلعه تصمیم گرفت تا به آنجا سری بزند و از فعالیت آنها آگاه شود. اینگونه بود که او به هاگوارتز پا گذاشت و با موسسین آن آشنا شد. ( در آن زمان هنوز مدرسه باز نشده و در حال ساخت بود.) آگریپا مدتی در هاگوارتز ماند و به تبادل اطلاعات با موسسین دانشمند آن پر داخت. بدین ترتیب از لحاظ علمی مهارت زیادی یافت و حتی 4 بنیان گذار هاگوارتز را در تحقیقاتشان یاری جست. یکی از موضوعات مورد علاقه او بحث در مورد چگونگی غیب ظاهر شدن جادوگران و تلاش برای انجام دادن آن بود. که موضوع تحقیقات روونا ریونکلا هم بود. در نتیجه این تحقیق باعث نزدیک تر شدن او و روونا ریونکلا شد و پس از مدتی آگریپا به او علاقمند گشت. اما وقتی که او این موضوع را به روونا گفت او خشمگین شد و به علت غرور زیاد و اختلاف سنی که داشتند(ریونکلا 2 سال بزرگتر بود) در خواست او را نپذیرفت و کورنلیوس از ناراحتی هاگوارتز را در 29 سالگی ترک کرد و بیش از یک سال در هاگوارتز نماند. از آن پس در یک دهکده مشنگ نشین دور دست به نوشتن کتاب و تحقیق در مورد وردهای جادویی ، جادوی سیاه و چگونگی غیب و ظاهر شدن( آپارات) پرداخت. او به تحقیقاتش ادامه داد تا اینکه مشنگ های دهکده او را به جرم نوشتن کتاب های جادویی و تالیف کتابهایی که از شیطان به او نازل شده به زندان افکندند. آگریپا در زندان به بیماری مهلکی گرفتار گشت اما از تحقیقات خود دست بر نداشت و در این مدت تنها همدم او جغدی قهوه ای بود. تا اینکه به راز چگونگی غیب و ظاهر شدن توسط جادوگران پی برد و آن را در تنها کاغذ و قلمی که داشت و برای نوشتن وصیت نامه اش در اختیار او قرار داده بودند نوشت و نامه را به وسیله تنها همدمش، جغد قهوه ا ی به روونا ریونکلا رساند و فردای آن روز جان سپرد.
امروزه هزاران ساحره و جادوگر از روش غیب و ظاهر شدن استفاده میکنند بدون آنکه اطلاع دقیقی از زندگی مکتشف آن داشته باشند.
یادش گرامی باد.
همانا تاييد گشتي...باشد که بازهم کتاب بنويسي و در نوشتن آن ريش مرلين هم ياريت کند...يادت نرود که کتابي در وصف گراپ بنويسي...با تشکر کالين
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کورنلیوس آگریپا در 1386/7/27 18:44:01
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1386/7/27 19:50:51
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1386/7/27 19:50:51
به نظر شما چیزی عجیب تر از کتاب وجود داره؟
Only Raven
Only Raven
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
