آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
کبوتر
كبوتره هيچيش نبود. يعني بابا گفت هيچيش نيست. گرفته بود توي دست وارسيش ميكرد. انگار اتو يا سشوارمان خراب شده باشد. بال كبوتر را باز ميكرد و ميبست و انگشت ميان پرهاش ميچرخاند. نه، چيزيش نيست! من يك لحظه زير بال كبوتر را ديدم كه با رنگ آبي نشان شده بود. كبوتره از...
عشق نافرجام
فصل اول : شناخت در هزار سال پیش در سرزمین رومنوس پسری با پدرش زندگی میکرد این پسر "ویکتور" نام داشت. او تنها فرزند شوالیه سیاه، جیمز گریفیندور بود. ویکتور قدی نسبتاً کوتاه با اندامی ورزیده و چشمانی مشکی و موهای ریز و قهوهای داشت او در سوارکاری و تیراندازی مهارت خاصی داشت و این آموزشها را زیر...
داستان های هری پاتری ( SP1 ) - قسمت سوم
بخش سوم: هراس باز هم بازگشته است. *********************** کابوس دیدن بخشی از زندگی چندین و چند ساله من شده است. چه خوابم شیرین باشد چه ناراحت کننده در انتها همه چیز به کابوس مبدل می شود. اما این اولین بار بود که کابوس دوستانم را می دیدم. کابوسی که در آن سعی بر بازگشت من به خانه است. چیزی که از آن...
گرداب فصل 5
_هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا _دوریکا میدونی ساعت چنده؟ _نه خوب چنده؟مگه امروز جمعه نیست ؟ وایییییییییییییییییییییییییییییی.ساعت 11 ظهر بود و من تازه از خواب پا شده بودم (البته با صدای مامانم که نزدیک ده دقیقه بود داشت بالای سرم یکسره میگفت پاشو پاشو ). _نه مثل اینکه نمیشه خوابید. _من و...
هري پاتر و اولين جان پيچ
چند روزي بود كه هري خانه دورسلي ها ترك كرده بود. اكنون او در كنار رون و هرميون در پناهگاه به سر ميبرد. هرميون ديروز خودش را ظاهر كرده بود. اكنون هر سه در اتاق رون نشسته بودند. هري مي دانست كه ارامش فعليش به خاطر بودن در كنار رون و هرميون است و گرنه با اوضاعي كه پيش امده بود مشنگ هايي كه دسته...
زنان فیلسوف یونان باستان
معمولا کسی باور ندارد، اما در دوران باستان زنان فیلسوف وجود داشتند. آنها همچون پریان افسانه ها، همه از زیبایی بسیار برخوردار بودند. به اقتضای شرایط اجتماعی–اقتصادی زمانه اغلب از خانواده های توانگر و نامدار بر می خاستند، خانواده هایی که می توانستند نه فقط آنان را آموزش و پرورش دهند، بلکه امکان...
داستان های هری پاتری ( SP1 ) - قسمت دوم
بخش دوم: زنده ام یا مرده؟ در را پسر بچه ی 5 یا 6 ساله ی کک مکی با موهای بلوند باز کرد. با صدای شیرین پسرانه ای گفت: بفرمائین؟... با کی کار داشتین؟ در حالی که سعی میکردم صمیمی باشم گفتم: پدرت یا مادرت خونست؟ در حالی که داست می خندید در میان در ناپدید شد و بعد از چند لحظه زنی در همان جا ظاهر شد....
گرداب فصل 4
.............................................................. گرداب فصل چهارم مدرسه ی شگفت انگیز از امدن کاردنیا یه هفته ای میشد که میگذشت و دیگه مثل اعضای خانواده ی انها شده بود .در طی اون یه هفته جاهای دیدنی زیادی رفته بود .ولی این دفعه مثل دفعه های قبل نبود .کاردنیا خیلی هیجان زده...
گرداب فصل 3
گرداب فصل سوم یک جزیره استثنایی چهره زیبای خورشیدکم کم داشت پشت ابر ها پنهان می شد و کاردنیا وآنا بر روی ارشه کشتی در حال تماشای غروب خورشید بودند . _انا کاردنیا زود باشین تا بیست دقیقه ی دیگه میرسیم نمیخواین حاضر بشین.این صدای عمه تالیا بود که از ان ور کشتی داشت می اومد . _شمایین عمه جان...
داستان های هری پاتری ( SP1 )
داستان های هری پاتری هرچند وقت یکبار در سایت قرار می گیرند. ***************** نام داستان اما حیف... بخش اول: بار دیگر در دره رویاهای من بی انتها شده اند. گاهی اوقات از نگاه کردن به گذشته ام هراس دارم. گاهی می ترسم گذشته بار دیگر مرا در آتش خشم بسوزاند. 20 سال زجر آور. که 10 سال آن کمی آرام تر...
گرداب فصل 2
گرداب فصل دوم کشتی هوا کمی گرمتر از قبل شده بود حدود نیم ساعتی میشد که از مدرسه اومده بودم و هیچ کس هم خونمون نبود مامانم دبیر فیزیک والانم در مدرسس و پدرمم در ادارست و منم از این فرصت هایی که در خانه هستم استفاده میکنم و کتاب میخونم . احساس میکونم این کتاب مثل اونای دیگه نیست یه چیزی به...
هری پاتر و جدال مرگبار(فصل6)
فصل ششم "سن قانونی" هری نیمی از شب پیش را بیدار بود اصلا خوابش نمی برد و هنگامی که خود را با افکار شیرین گذشته (که اکنون با این وضعی که پیش آمده بود و ترس و وحشتی که همه جا را فرا گرفته بود، بسیار دور و غیرواقعی به نظر می رسیدند) خواباند زود از خواب بیدار شد. اما متوجه شد که به جز خودش همه ی...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
